«آرمادا» را فراموش كنيد
تابستان 2008 را هواداران اسپانیایی فراموش نمیکنند. انتظار معنادار 44 ساله با آخرین فتح آنها در یک تورنمنت بزرگ، با یک فوتبال کلاس بالا در یورو 2008 به سر آمد.
به نوشته وطن امروز، در دهه اخیر قهرمانان اسپانیایی افتخارات جالبی در بیشتر ورزشهای بزرگ آفریده بودند، ورزشهایی مثل بسکتبال، تنیس، فرمول یک، موتوربایک، دوچرخهسواری و.. اما فوتبال هنوز محبوبترین ورزش اسپانیولی باقی مانده و حتی این حقیقت شیرین که باشگاههای لالیگا هراز چند گاهی جامهای اروپایی را میبردند حقیقت گزندهتر ناکامی تیم ملیمان را پنهان نمیکرد.
آنها به درستی استحقاق لقب «آرمادا» را داشتند. یک عنوان ناخوشایند که شکست بزرگ ناوگان اسپانیا را یادآوری میکرد آن هم در زمانی که شاه فلیپه دوم در 1588 برای اشغال انگلستان برخاسته بود. تیم ملی ما چنان لشکر شکستخوردهای بود که درست مثل آن قرن شانزدهمیها تدارک پیروزی میدید ولی همیشه کم میآورد و میباخت.
تا تابستان گذشته سهم اسپانیاییها تنها یادآوری شکستهای متعدد و آزاردهنده در تورنمنتهای ملی بود و به ندرت پایان خوشی در انتظارشان بود که تازه اغلب آنها از طریق تصاویر سیاه و سفید به خاطر آورده میشدند. اما با خیزش تابستان 2008 مردم اسپانیا واقعا به تعقیب سرنوشت تیم ملی فوتبال پرداختند که تا پیش از آن برای همهشان در اولویت بعد از تیم باشگاهیشان قرار داشت.
عنوان «سلکسیون» یا «منتخب» که سالهاست توسط اسپانیاییها به جای عنوان تیم ملی استفاده میشود به خوبی گویای سردی آنها نسبت به تیم ملی بود، اما پس از قهرمانی تابستانی وقتی فدراسیون فوتبال کشور، رقیبی سنتی مثل انگلستان را برای دیداری دوستانه برگزید تقریبا میشد دریافت که انقلابی در راه است چون بالاخره رویکرد کهنه برگزاری دیدارهای دوستانه ملی با تیمهای ضعیف به منظور کسب پیروزیهای آسان ملی تغییر یافته و اعتماد به نفسی بیسابقه جای آن را گرفته بود.
رقابتهایی که به روشنی چندان توجه هواداران اسپانیایی را برنمیانگیخت. حالا همه چیز تغییر کرده. اگرچه انگلستان چهارشنبه گذشته با همه بازیکنان اصلیاش به زمین نیامد اما نبرد با تیم انگلیسی تحت هدایت فابیو کاپلو یک رقابت جدی محسوب میشد و این ثابت میکرد که سرانجام فدراسیون به تیم ملی اعتماد کرده است و قصد دارد محبوبیتش را گسترش دهد آن هم در رویارویی با حریفان سرسخت و البته از طریق شکست دادن چنین رقبایی.
با این حساب ما حالا هوادار ملی هم داریم. سویا همواره یک شهر بزرگ فوتبال بوده است اما اینکه ببینی در هر خانهای مردم مشتاق دیدن یک مسابقه دوستانه وسط هفته هستند، شگفتانگیز است. آن هم تنها چهار روز پس از داربی حساس شهرمیان بتیس و سویا.
بلیتهای بازی ملی گران بودند اما باز هم جمعیت زیادی به استادیوم (سانچسی پیسخوان) آمدند تا با شادمانی پیروزی تیمشان و دست یافتن به رکورد چشمگیر 29 مسابقه بیشکست را تماشا کنند. تیم ملی سرانجام جنم لازم را پیدا کرده است و حتی یک اسپانیایی را پیدا نمیکنی که حاضر باشد یکی از نمایشهای قدرت «لاریوخا» (لقب تیم ملی اسپانیا) را از شبکههای تلویزیونی گرانقیمت از دست بدهد.
در نهایت بازیکنان هم دچار چنان تحول رفتاری در درون و بیرون زمین شدهاند که به نظر میرسد دیگر هرگز شکست را باور ندارند. ویسنته دلبوسکه، مربی تیم تقریبا به خاطر سالهای پرفروغش در رئالمادرید شناخته میشود اما لیاقت آن را داشته که اتمسفر فوقالعادهای را که لوئیس آراگونس در تیم ملی به وجود آورد حفظ کند. چنان که او هنوز با جار و جنجال برای دعوت از رائول مقاومت میکند. اگر به طبیعت مسابقه چهارشنبه گذشته بنگریم، پیروزی مقابل انگلستان چندان مفهومی برنمیانگیزد.
اما آنچه حقیقتا به حساب میآید ادامه موفقیتهای تیم است. آنها طوری همه کشور را پشت سر خود بسیج کردهاند که قبلا مشاهده نشده بود و دیگر نمیتوان آنها را با لقب «آرمادا» بازشناخت.
و در حالی که تیم ملی به یک سطح بالاتر صعود میکند، لالیگا هم با بالاترین استانداردها به کارش ادامه میدهد، آن هم با پیشتازی عظیم بارسلونا.



