مرگ دردناک مادر پس از به دنیا آمدن دوقلوها
زن جوان تنها چند ساعت بعد از به دنیا آمدن دوقلوها، بهعلت خونریزی داخلی و عدمتشخیص پزشک، به کما رفت و پس از ۱۲روز جدال با مرگ، جانش را از دست داد.
به گزارش همشهری، این ماجرای دردناک در حالی رخ داد که زوج جوان از مدتها قبل برای به دنیا آمدن دوقلوهای پسر لحظهشماری میکردند. رضا قریشی، پدر دوقلوها میگوید: من و همسرم 2دختر 6 و 11ساله داشتیم و دلمان میخواست یک پسر هم داشته باشیم. برای همین از سال گذشته نزد خانم دکتری رفتیم که تعریف او را زیاد شنیده بودیم. همسرم زیرنظر دکتر، مراحل مختلف را طی کرد تا این بار حتما فرزندمان پسر شود.
بالاخره اقدامات پزشکی نتیجه داد و این بار زمانی که همسرم باردار شد، گفتند که فرزندمان دوقلوست و هر دوی آنها پسرند. با شنیدن این خبر سرازپا نمیشناختیم. دخترانمان هم از اینکه قرار بود 2برادر کوچکتر داشته باشند، خوشحال بودند. در همه مدت بارداری همسرم، کاملا مراقب او بودیم تا اینکه زمان به دنیا آمدن دوقلوها فرا رسید و قرار شد آنها را برای عمل سزارین به یک بیمارستان مجهز در شمال غرب تهران ببریم.
یک خبر بد
مرد جوان ادامه میدهد: زمان عمل ساعت 6صبح هفتم دی ماه بود. ما از ساعت 4صبح راهی بیمارستان شدیم و سر ساعت عمل جراحی انجام شد و حدود 10دقیقه بعد دوقلوها سالم به دنیا آمدند و همسرم را به ریکاوری منتقل کردند. حدود ساعت9:30، وقتی همسرم را به بخش انتقال دادند، حالش بد بود. احساس تشنگی شدید داشت و رنگ پریده بود. پرستار گفت که این حالت طبیعی و از عوارض عمل جراحی است.
چند دقیقه بعد همسرم بهرغم اینکه معدهاش خالی بود، حالت تهوع شدیدی پیدا کرد. پرستار این بار یک مسکن تزریق کرد همسرم آرام شد و خوابید. در زمانی که او در خواب بود، تصمیم گرفتم به خانه بروم تا مدارکی را که جا گذاشته بودم، به بیمارستان بیاورم. اما در بین راه به من زنگ زدند و گفتند که همسرم حالش بد شده است. او را به آیسییو برده بودند.
رنگش مثل گچ سفید شده و از هوش رفته بود. متخصص آیسییو اعلام کرد که احتمالا همسرم دچار خونریزی داخلی شده اما پزشک جراحش اصرار داشت که خونریزی در کار نیست و احتمالا او آمبولی شده است. پس از آن همسرم را برای انجام سونوگرافی شکم، بردند و آنجا بود که اعلام شد آمبولی در کار نبوده و مقدار زیادی مایع که بهنظر میرسید خون است، در شکم همسرم جمع شده است.
کمای 12روزه
زن 32ساله که اکرم نام داشت به سرعت به اتاق عمل انتقال یافت و پزشکان شروع به جراحی او کردند. طبق گزارش پزشکان، بهدلیل خونریزی داخلی، حدود 2لیتر خون در شکم زن جوان جمع شده بود. از آنجا که خونریزی زن جوان زمان زیادی ادامه داشت اکرم در شرایط بحرانی قرار گرفته بود و فقط یک معجزه میتوانست جانش را نجات دهد.
همسرش میگوید: پس از عمل، همسرم به کما رفت و 12روز بعد، پزشکان مرگ او را اعلام کردند. باور نمیکردم یک عمل جراحی ساده، باعث مرگ همسرم شود. او 3ساعت تمام خونریزی داخلی داشت و در این مدت کسی در بیمارستان متوجه این موضوع نشد.
نمیدانم در اتاق عمل چه اتفاقی افتاده و چه سهلانگاری رخ داده بود که همسرم بیآنکه دکتر جراح متوجه شود دچار خونریزی شده بود اما مطمئن هستم که اگر زودتر متوجه این خونریزی میشدند، همسرم زنده میماند. حالا من و دخترم، از دوقلوها مراقبت میکنیم و همسرم که اینقدر آرزوی دیدن بچهها را داشت و برای بزرگکردن آنها کلی نقشه کشیده بود، حتی نتوانست آنها را بغل کند. او از قبل برای به دنیا آمدن بچهها حسابی برنامه داشت اما هرگز به خانه برنگشت. من از پزشک جراح همسرم شکایت کردهام و امیدوارم هر چه زودتر مقصران این حادثه شناسایی و مجازات شوند. هر چند در بیمارستان به من گفتند که شکایتت، راه به جایی نمیبرد!
رشد قصور پزشکی در 6ماه اول سال
قصور در پزشکی هرازگاهی خبرساز میشود و جان بیماران را تهدید میکند. مدتی قبل پزشکیقانونی با ارائه آماری اعلام کرد که پروندههای قصور پزشکی در نیمهنخست امسال 3/3درصد افزایش داشته است.
براساس این آمار از کل پروندههای مورد بررسی در کمیسیونهای پزشکی قانونی، هزار و 927مورد مربوط به شکایات ناشی از قصور پزشکی بود که 818مورد آن منجر به محکومیت و هزار و 109مورد منجر به تبرئه پزشک شد. در این میان جراحی زنان و زایمان با 271مورد پرونده، بیشترین تعداد شکایت در حوزه قصور پزشکی را داشته است.
این مطلب همینطور برای خانمم نیز اتفاق افتاد که خوشبختانه بعد از چند روز تشخیص دادند و جلوش رو گرفتند.
من نمی دونم چرا پزشکانی که با پول این مردم دکتر شدند اینقدر بعضی هاشون خودشون رو خدا می دونند
جمع نمی بندم باز 1% خوب بودن...
انگار مرگ مردم واسشون عادی شده!!
واقعا" اگه بیمار از کس و کار خودشون هم باشه اینها این مدلی بر خورد می کنند؟؟؟!!!
حالا این کاکل زری ها تو کی باید بزرگ کنه؟ لابد اون دو تا دختر بدبخت!!!!!
بابا گذشت عصر حجر که پسرها کشاورزی می کردند و شکار می کردند. الان دخترها بیشتر به درد دل پدر و مادرشون می رسند... والااااا
شمنا خانم میترا زندگی خصوصی دیگران به شما ارتباطی نداره که نظر میدی و داغشون رو بیشتر میکنی.
تا زمانی که ما یاد نگیریم در زندگی خصوصی هم دخالت نکیم وضعمان همین است
منظورتون از این دخترهایی که مملکت رو خراب کردند دقیقا چیه؟
شما باید برید تو آمریکا زندگی کنید که اگه به زنتون اخم کنید می تونه شما رو تحویل پلیس بده و کاری بکنه که نه تنها خرج خودش و بچه هاشو بدید از 5 کیلومتری خونتون هم حق رد شدن نداشته باشید....
من نمی دونم دخترهای دور و بر شما چطوری هستند که انقدردلتون از دستشون پره!!!! اما به گفته بیشتر مردهای ایرانی، زن ایرونی تکه!!!!!
باقسمت اخر حرفت موافقم که دخترا دلسورتراز پسر هاهستند برای پدرو مادر بنده دوتاپسرودختر دارم که هردوشون خیلی خوبند و سر براه وهردو ازدواج کرده اند وخیلی هم به مااحترام میگذارند ولی دخترم خیلی عاطفی تره اما جمله اول شما کاملا مردود است چون پسر یاور خانواده است ودرنبو د پدر جای نشین او کارهم به عصر حجر ندارد ونیز پسر احیاکننده نسل خانواده است ودراخر دخترم این نکته را به مزاح بگیر اگر پسر نباشد شمادخترهارا کی میگیره ایا فکر کردی متشکرم
وحالا عوارض بعد از عمل پس از یکسال آغاز شده است
نبود ساز و کار مناسب باعث میشه اهمیت نداشته باشه واسشون.
خودتم فهمیدی؟



