صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

گزارش خواندنی از مبتکر روش نوین گدایی

کد خبر: ۳۷۴۳۲۸
| |
21300 بازدید
|

حسين طارمی در عصر ایران نوشت: براي شركت در مراسم ختم برادر دوستم به يكي از مساجد معروف تهران كه اكثر ختم هاي اعضاء خانواده مسئولين کشوری و لشکری در آن جا برگزار مي شود رفته بودم.

بعد از پایان مراسم، به رسم معمول برای گپ و گفتی با دوستان قدیم، جلوي درب مسجد ایستاده بودیم. مشغول صحبت بودیم که فردي میان سال، چاق و با لباس های نسبتا مرتب، به سراغمان آمد، در ابتدا شيرين زبانی‌اش، توجهمان را جلب کرد بدون اینکه بدانیم چه منظوری دارد و دقیقا چه می خواهد.

با صدای بلند، نام دوستم را به زبان آورد و گفت: " مجید! دو تومن پول به من بده" .

مجید متعجب مانده بود که او که تا به حال یکبار هم ندیده بوده اش، چطور اینقدر صمیمی از وی طلب پول می کند. فرد جالبي بود. با خود گفتم حتماً دوستان مشترک ديگرمان او را فرستادند تا بلکه سر به سر ما بگذارد. به اطراف نگاه كردم؛ حدسم  درست بود. آن طرف خيابان ساير دوستان مشغول خنده بودند و به علامت دوربين مخفي دست تكان مي دادند!

همراه اين فرد به جمع دوستان رفتيم و متوجه شدیم اين آقاي محترم، اولين بار به عنوان غريبه سراغ یکی از دوستان رفته و با همین ترفند، دو هزار تومان از وی دریافت کرده است. "عباس" دوست عزیزم که در اولین برخورد با این فرد، مبلغی را از سر اجبار به وی داده بود، می خواست به نوعی ما را نیز در غم خود شریک کند!

این موضوع برایم خیلی جالب بود که چطور این فرد، با انجام این کار از این و ان پول می گیرد؟ به سراغش رفتم و سر صحبت را با او باز كردم. خيلي حرف براي گفتن داشت. از حضور در مراسم ختم مادر ظریف، وزیر امور خارجه گرفته تا شیوه های نوین تکدی گری که خود مبدئش بوده است!

صحبتش را با خنده آغاز كرد و گفت :من به همراه مادرم در مارليك كرج زندگي مي كنيم ، كارم در خطوط اتوبوس بي آرتي است و از این محل ماهانه حدود 500 هزار تومان درآمد دارم. در مواقع فراغت از کار، با اطلاع قبلي از طريق دوستان به دو يا سه مسجدي كه ختم اعضای خانواده هاي معروف در آنجا برگزار مي شود مي روم. كنار درب مسجد مي ايستم و به دقت افراد را زیر نظر دارم. اسمشان را یاد می گیرم و به آنها مراجعه می کنم و در دو سه جمله تقاضای خود را مطرح می کنم: "مادرم مريض است ، ناراحت قلبي دارد و بايد عمل شود" اصلاً هم دروغ نمي گويم.

او جزئیات شیوه درآمدش را این گونه توصیف می کند: " بيشتر سراغ افراد كت و شلواري كه با هم از مسجد خارج مي شوند مي روم و معمولاً يكي دو نفري در جمع آدمهاي كت شلوار پوش چند هزار تومان مي دهند. من معمولا سراغ آقايان شيك پوش كه معلوم است، وضع مالي خوبي دارند. مي روم همان 3 جمله را تكرار و پول دريافت مي كنم ، آنها وقتی در جمع هستند ، در مضیقه قرار می گیرند و بهتر دست به جیب می شوند!"

در اینجا ، صحبتش را قطع كرد و خواست کرد برايش آب ميوه از مسجد بياورم. به او گفتم: "چرا خودت نمي روي ؟"

گفت:مسئولين مسجد جلويم را مي گيرند و نمي گذارند داخل بروم ؛ انها دوربين ورود من را كنترل مي كنند."

گفتم:" عجب آدم سرشناسي هستي كه ورود و خروجت را  تحت كنترل دارند!"

بعد از كلي خنده ، با افتخار گفت: "ما اينيم!"

بی ان که آب میوه برایش ببرم ، به حرفهايش ادامه داد و گفت: بعضي مواقع  ، سراغ رانندگان ماشين هاي اطراف مي روم و مي گويم مواظب ماشين شما بوده ام و آنها هم چندين هزار توماني مي گيرم؛ دروغ نمي گويم چون مسجد راهم نمي دهند آن جا مي چرخم تا ختم تمام شود و مردم كه ماشين را پارك مي كنند قبل از رفتن به مسجد من را مي بينند و بدون هيچ گونه معطلي پول خوبي مي دهند.

پرسیدم: امروز تا الان كه هنوز نيم ساعت از ختم مانده چقدر درآمد داشته اي و بيشترین درآمدی که در مراسم اخير داشته اي كدام بوده و...؟

با خنده گفت : "اگر سوالات شما قطع شود كاسبي خوبي خواهم داشت" و ادامه داد: امروز تا الان هشتاد هزار تومان كاسبي كرده ام؛ اما بيشترين درآمدم در زمان برگزاري مراسم ختم مادر آقاي ظريف وزير امور خارجه بود كه 250 هزار تومان نصيبم شد . خدا مادرش را بيامرزد و به خودش سلامتي بده كه تو خارج خوب حرف زد تا جنس ها گرون تر نشه و شايد ارزون هم بشه.

من اكثراً افراد را نمي شناسم و فقط از لباس و افراد همراهش مي فهمم كه كاره اي است. روز ختم مادر آقاي ظريف يك كت و شلواري كه آمد و يكي دو نفر همراهش بودند ايستادند و با هم صحبت مي كردند يكي دو نفري از مردم عادي هم سراغش رفتند و باهاش صحبت كردند .

فهميدم كاره اي است رفتم سراغش و از او كمك خواستم دستي در جيب برد و تراول پنجاه هزار توماني داد. كلي خوشحال شدم و دعايش كردم ؛ آخرش نفهميدم كي بود اما حدس مي زدم نماينده مجلس بود.

این ها را که گفت ، با عجله از ما خداحافظی کرد تا به کار و کاسبی اش (!) برسد ؛ از دور ديدم در يك جمع چهار نفري مشغول كار است و همه آنها به صحبت هايش گوش مي دهند دو نفر پولي به او دادند و او با شادماني و پول در دست براي ما دست تكان داد و جمعیت را زیر نظر گرفت.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۴۹
انتشار یافته: ۲۱
ali
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۴:۴۶ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۷
چند وقت پیش خود من در یک رستوران غذا میخوردم که فردی وارد شد و با لکنت زبان و معیوب راه رفتن و قسم و آیه، تقاضای کمک کرد مردم به او کمک کردند. بعد او را در مترو دیدم که سالم راه میرفت، از او آدرسی پرسیدم دیدم که لکنت زبان هم ندارد. خلاصه خیلی مراقب اینگونه افراد باید بود.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۴:۵۳ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۷
خدا بده برکت من هم باید مشغول بشم
پاسخ ها
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۱۵:۲۵ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۷
آره ! بد نيست ماليات و عوارض و كارفرما هم نداره ....
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۰۰ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۷
کجاست مام بریم؟؟از خروس خون تا بوق سگ جونمون تو اداره در میاد بخدا!!!!!!!
پاسخ ها
ا
| Iran, Islamic Republic of |
۱۵:۰۹ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۷
هيچ كس به اين راحتي ها حاضر نميشود شان خودش ر زير پا بگذارد. بنابراين اين كار از من و شما سر نخواهد زد.
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۱۵:۲۲ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۷
همين كه تو اداره داري بجاي كار كردن سايت ها رو مي بيني و نظر مي دي معلومه خيلي زحمت مي كشي و جونت در مياد.
محمد
| Iran, Islamic Republic of |
۱۵:۲۹ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۷
من خودم هم کارمندم. نه که قربونش برم خیلی هم ما کارمندها کار میکنیم. نگین نه که همه میدونن دروغه. اونی هم که کار میکنه یا تحت فشار هست و مجبوره وگر دلش میخواد که از زیر کار در بره. مگر از هزار نفر یکی باشه که واقعا کار کنه
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۰۴ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۷
مشکل کجاست؟
محمد جعفر
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۰۵ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۷
این روش گدایی چندان هم جدید نیست، معمولا در قبرستان ها و علی الخصوص در هنگام دفن مرده اطرافیان میت روی حساب آبرو هم که شده خوب پول میدن (برای خودم و اقوام پیش اومده).
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۰۸ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۷
ببین چه به روز مردم آوردن که راننده اتوبوس بی ار تی باید گدایی کنه و درامدش از گدایی خیلی بیشتر از حقوقش باشه یارانه در کشور ما 15 دلار باشه در مالزی 250 دلار بعد می گویند بنزین به قیمت فوب خلیج فارس
محمد جعفر
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۰۸ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۷
به هیچ گدایی تو خیابون یا مترو یا ... نباید پول داد، کم استعدادترینشون حقوقشون از من و شمای کارمند بیشتره، اغلب درآمدشون بالای روزی صد تومنه در حالی که ما کارمندها در آمدمون کمتره.

گدای واقعی آبروداری می کنه، کنار خیابون وا نمی ایسته، چهره اش رو می پوشونه و .... .
همراه
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۱۱ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۷
این خلاقیت ها فقط در مملکت ما دیده میشه که ادعای خدا و پیغمبریمون سقف فلک رو سوراخ کرده است
با تشکر از نویسنده
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۲۰ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۷
اگر قرار باشد شخصیت و عزت نفست را بفروشی ، ارزشی نمی توانی برایش تصور کنی.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۲۱ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۷
توپاركينگ بازارآستارا .جواني حدود 30 ساله خوشگل با لباسي مرتب وشيك .جلوي بنده را گرفت .وخيلي مودبانه گفت :آقا ببخشيد كه وقتتون را ميگيريم .چون با ادب بود من هم با كمال احترام ايستادم و گفتم خواهش ميكنم بفرماييد . خيلي رك گفت ميتونم 2 تومان از شما بگيرم ؟! منم يك لحظه گيركردم كه چي بگم . ولي خيلي سريع بخود اومدم و پرسيدم ببخشيد از چه بابت ؟ چيزي از شما خريدم و چند تا سوال ديگه كردم ولي ديگه اون رفته بود . چون ديدي كه نميتونه چيزي بگيره . اوايل آذر 92بود
پاسخ ها
محمد جعفر
| Iran, Islamic Republic of |
۱۶:۲۱ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۷
این شگرد در تهران قدیمی شده و اونقدر روش نخ نمایی شده که دیگه کمتر کسی از این روش استفاده می کنه، سابقه این روش به اوایل دهه 80 شمسی برمیگرده، مثلا سال 1380 یا 1381.
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟