كيهان: ذوق زده نشويد!
حسين شريعتمداري در ستون يادداشت روز «كيهان» نوشت: اشاره رئيس جمهور محترم کشورمان به آمادگي ايران براي مذاکره با آمريکا که در سخنراني مراسم 22بهمن امسال مطرح شده بود بازتاب گستردهاي در محافل سياسي و رسانهاي غرب داشت و با تحليلها و تفسيرهاي فراواني که هنوز هم ادامه دارد، روبهرو شد. آقاي دکتراحمدي نژاد در بخشي از سخنان خود با اشاره به اظهارات باراک اوباما درباره تغيير سياست خارجي آمريکا و حرکت در مسير مذاکره با ايران، گفته بود «بسيار روشن است که تغيير واقعي بايد بنيادين باشد نه تاکتيکي. ملت ايران از تغييرات حقيقي استقبال ميکند. ملت ايران آماده گفتوگوست، اما گفتوگو در فضاي عادلانه و احترام متقابل.»
به نظر ميرسد آقاي احمدي نژاد در پي آن بوده است که ترفند رئيس جمهور جديد آمريکا را بي پاسخ نگذارد و با تاکيد بر دو قيد «عادلانه» و «احترام متقابل» که در قاموس دولتهاي آمريکا مفهومي ندارد، چهره واقعي آمريکا را نزد افکارعمومي جهانيان برملا سازد. اين انگيزه قابل احترام است، اما با عرض پوزش بايد گفت اظهارات رئيس جمهور کشورمان برخلاف انگيزه انقلابي ايشان و انتظاري که داشتهاند «بازي در ميدان دشمن» بوده است و لازم است به گونهاي هوشمندانه و بيدرنگ جبران شود تا اين توهم و تصور غلط را پديد نياورد که انگار جمهوري اسلامي ايران در مواضع انقلابي، منطقي و عزتمندانه خود تجديدنظر کرده است!
ساعتي بعد از پايان سخنراني آقاي احمدي نژاد، رسانهها و محافل سياسي غرب اظهارات ايشان درباره آمادگي براي مذاکره با آمريکا را نشانه تجديدنظر ايران در مواضع قبلي ارزيابي کردند اما در همان حال بر اين نکته نيز تاکيد داشتند که تصميم درباره مذاکره با آمريکا برعهده رئيس جمهور نيست و از سوي ديگر با اشاره به شعارهاي «مرگ بر آمريکا» که در تمامي طول مراسم و حتي هنگام سخنراني آقاي احمدي نژاد بر زبان مردم بود و يا روي پلاکاردهاي بزرگ نقش بسته بود، نتيجه ميگرفتند، نميتوان به اعلام آمادگي رئيس جمهور براي مذاکره با آمريکا اميدبست.
روزنامه اسپانيايي «ال پائيس» از قول خبرنگار خود که در مراسم حضور داشت، نوشت؛ «محمود احمدي نژاد رئيس جمهور ايران در مراسم سالگرد پيروزي انقلاب اعلام کرد براساس احترام متقابل براي مذاکره با آمريکا آماده است. رئيس جمهور ايران اعلام کرد کشورش از هرگونه تغيير واقعي در اين خصوص و نه صرفاً تاکتيکي استقبال ميکند اما، اين بار از واشنگتن نخواست به علت جناياتي که درگذشته عليه ايران مرتکب شده، عذرخواهي کند يا نيروهاي خود را از سراسر جهان عقب بکشد.»!
خبرگزاري آمريکايي آسوشيتدپرس نيز اعلام آمادگي ايران براي مذاکره با آمريکا را بلافاصله روي خروجي خود گذاشت و تحليلي مشابه ال پائيس به آن اضافه کرد. اين خبرگزاري در بخشي از گزارش خبري خود آورده بود؛ «البته تصميم نهايي در دست آيت الله خامنهاي رهبر برجسته ايران است و ايشان تاکنون سخني در اين باره نگفتهاند.»
روزنامه آمريکايي واشنگتن پست نوشت؛ ايران براي انجام مذاکره با آمريکا علامت ميفرستد! و روزنامه انگليسي فايننشال تايمز اعلام کرد؛ ايران به پيشنهاد مذاکره اوباما، پاسخ مثبت داد.! روزنامه آمريکايي کريستين ساينس مانيتور ضمن استقبال از سخنان رئيس جمهور کشورمان، نااميدي خود را اينگونه اعلام کرد که؛ علي رغم اظهارات احمدي نژاد، ايرانيان همچنان شعار مرگ بر آمريکا سر ميدهند و روزنامه الحيات نوشت؛ تغيير لحن رئيس جمهور ايران طي 30 سال گذشته بي سابقه است! و...
ساير خبرگزاريها و رسانههاي آمريکايي و اروپايي و برخي از رسانههاي منطقه نيز تفسيرهاي مشابهي داشتند که پرداختن به همه آنها غيرضروري و بيرون از محدوده اين نوشته است.
و اما نکته در خورتوجه آن که محافل سياسي و رسانهاي غرب اگرچه ميکوشيدند اظهارات دکتراحمدي نژاد را نشانه تغيير در سياست خارجي ايران و پاسخي مثبت به شعار تغيير باراک اوباما قلمداد کنند ولي به گونهاي تلويحي و برخي نيز با صراحت اين دو گزينه که «تصميم نهايي برعهده رهبري است» و «احمدي نژاد به عنوان يک انقلابي مسلمان و اصولگرا تابع نظر رهبر است» را کنار يکديگر نهاده و نتيجه ميگرفتند که اولا نبايد انتظار تغيير در سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران-مخصوصاً درباره آمريکا- را داشته باشند و ثانياً؛ از تاکيد احمدي نژاد بر قيدهايي نظير، «احترام متقابل»، «عادلانه»، «تغيير استراتژيک در سياست آمريکا و نه تغيير تاکتيکي» و... به اين نتيجه ميرسيدند که منظور رئيس جمهور کشورمان از آمادگي براي مذاکره با آمريکا، آنگونه که در نگاه اول به نظر ميرسد نيست و نميتواند به مفهوم دست کشيدن از سياست رسماً اعلام شده جمهوري اسلامي ايران باشد.
و اما، همانگونه که دشمنان بيروني دريافته و به آن پرداختهاند، تصميم درباره مذاکره با آمريکا برعهده رهبرمعظم انقلاب است و يکي از برجسته ترين و قابل تقديرترين ويژگي احمدي نژاد، پيروي بي چون و چراي او از رهبرمعظم و تلاش در بستر گفتمان امام و انقلاب است. بنابراين، به آساني ميتوان نتيجه گرفت که اظهارات روز 22بهمن ايشان، اگرچه بايد دقيق تر و حساب شده تر ادا ميشد تا سوءاستفاده دشمنان بيروني را در پي نداشته باشد ولي بدون کمترين ترديدي، مقصود رئيس جمهور کشورمان نرمش در مقابل آمريکا و يا حساب باز کردن روي شعار «تغيير» اوباما نبوده است. چرا که «مذاکره با آمريکا»، «نياز» آمريکاست که سعي دارد آن را با عنوان «امتياز» بفروشد! با اين حال اشاره به نکتهاي دراين ميان ضروري به نظر ميرسد؛ سه سال قبل، نگارنده طي يادداشتي درباره مذاکره با آمريکا نوشته بود «مقاومت 27 ساله ـ تاريخ يادداشت 3 سال پيش است ـ جمهوري اسلامي ايران در برابر باج خواهي و زورگويي آمريکا و متحدانش، ايران اسلامي را به پرچمدار مبارزه با سلطه جهاني و يک الگوي موفق براي حرکتهاي آزادي خواهانه و استقلال طلبانه تبديل کرده است به گونهاي که امروزه، نهضتهاي اسلامي در جهان اسلام با الهام گرفتن از ايستادگي و مقاومت ايران اسلامي به حرکت خود ادامه ميدهند و جمهوري اسلامي ايران را عقبه استراتژيک و نمونه موفق و پيشتاز براي جنبشهاي مقاومت ميدانند، انتفاضه فلسطين از مقاومت ايران در مقابل آمريکا و متحدانش ريشه گرفته، حزب الله لبنان، حرکت اسلامي در بحرين، پيروزي اسلامگرايان در ترکيه و الجزاير، مقاومت اسلامي در افغانستان، رويکرد به مباني اسلام انقلابي در عراق و... که امروزه عرصه را بر آمريکا و متحدانش تنگ کردهاند، همگي با نگاه به الگوي ايران اسلامي شکل گرفته و به حرکت خود ادامه ميدهند... هدف آمريکا از مذاکره با ايران، ابلاغ اين پيام ـ بخوانيد توهم ـ به حرکتهاي اسلامي در تمامي جهان است که ايران نيز بعد از سالها مقاومت چارهاي جز تسليم در برابر آمريکا نداشته است!
و بالاخره-و فصل الخطاب ـ نگاه حکيمانه و مستدل رهبرمعظم انقلاب است که در اين باره ميفرمايند؛
«ما با ملاحظه همه جوانب، با مطالعه همه تجربههاي کشور خود و کشورهاي همسايه و با مشورت با صاحب نظران عمده و داراي رأي، به اين نتيجه ميرسيم که نه فقط رابطه با آمريکا، بلکه مذاکره با دولت آمريکا امروز برخلاف مصالح ملي و منافع ملت است، اين يک نظر متعصبانه نيست، اين يک انديشه و فکر است، بررسي شده و با ملاحظه همه جوانب است. مذاکره با آمريکا ـ چه در قضاياي کنوني و چه در مسائل ديگر ـ به معناي باز کردن باب توقعات و طلبکاريهاي آمريکاست.»
و در جاي ديگر تاکيد ميکنند؛
«مذاکره مشکلي را حل نميکند. دولت آمريکا صريحاً با نظام اسلامي، هويت اسلامي و ايمان اسلامي مردم ما اعلام مخالفت کرده است. علتش اين است که اسلام موجب شده تا اين ملت در مواضع خود مستقر و ثابت باشدو پا بر جا بايستد و تسليم آنها نشود. هدف آمريکا اين است که سيطره خود را که در دوران رژيم منحوس پهلوي- بخصوص در سي سال آخر آن رژيم- بر همه جاي کشور گسترده بود، دوباره برقرار کند. معلوم است که ملت ايران بعد از اين انقلاب عظيم، بعد از اين همه فداکاري و قهرماني و بعد از اين همه شهادتها، تسليم چنين زورگويي نخواهد شد. نخير، مذاکره هيچ مشکلي را حل نميکند.
مذاکره با آمريکا، البته براي دولت آمريکا مفيد است. با مذاکره، او جاي پايي پيدا ميکند تا بتواند خواستههاي خود را بيشتر تحميل کند و توقعات خود را انبوه تر بر سر اين ملت و دولت بريزد. مذاکره موجب ميشود که دولت آمريکا بتواند همين تهديدهايي را که الان از دور ميکند، همين توقعات بيجا و قلدرانهاي را که در مصاحبهها و سخنرانيها ميگويد، پشت ميز مذاکره، با حجم بيشتر و با قدرت چانه زني بيشتر، بر سر مسئولان کشور ما بريزد. معناي مذاکره اين نيست که آمريکا حاضر باشد هويت اين ملت را، نظام جمهوري اسلامي را، ايمان اين مردم و مواضع آنها را به رسميت بشناسد. آنها با اين اساس مخالفند، آنها با حضور اين مردم مومن مخالفند، آنها دنبال اين هستند که همان روشهايي را که در دوران حکومت پهلوي اعمال ميشد ـ همان فساد، همان تسلط و همان قاهريت ـ دوباره در اين مملکت ايجاد کنند، اين که با مذاکره حل نميشود.»


