فلاحتينژاد پس از خداحافظي:عاشق مربيگري هستم
سرانجام محمد علي فلاحتينژاد، وزنهبرداري كه در سال 2003 نام خودش را در تاريخ ورزش ايران ثبت كرد، پس از 17 سال، ورزش وزنهبرداري را كنار گذاشت تا در كسوتي ديگر سرباز وطنش باشد.
به گزارش ايسنا، بهار سال 2003 ميلادي بود كه محمدعلي فلاحتينژاد ــ پس از كسب مدال برنز بازيهاي آسيايي سال 2002 بوسان در دستهي 77 كيلوگرم ــ به رقابتهاي قهرماني آسيا در چين اميدوارانه ميانديشيد. شهر "كينگ هوانگ دائو"، شهر خوش يمني براي فلاحتينژاد بود تا به جمع قهرمانان آسيا بپيوندد. او در رقابتهاي قهرماني آسيا در سال 2003 قهرمان آسيا شد و از آن مهمتر در حركت دو ضرب ركورد آسيا را با حدنصاب 208 كيلوگرم شكست تا در اين قارهي پهناور سري ميان سرها درآورد.
اما خوش شانسيها و موفقيتهاي او در سال 2003 به همين جا ختم نشد.
پاييز سال 2003 ميلادي، مسابقههاي جهاني وزنهبرداري و كسب سهميه بازيهاي المپيك در شهر ونكوور كانادا برگزار ميشد. فلاحتينژاد و برخواه نمايندگان ايران در وزن 77 كيلوگرم بودند. البته براساس ركوردها برخواه، شانس بيشتري براي كسب مدال نسبت به فلاحتينژاد داشت. برخواه دو مدال برنز سالهاي 2001 و 2002 جهان را كسب كرده و مدال نقره بازيهاي آسيايي بوسان را هم داشت. بدون اغراق بگوييم، در حضور برخواه، كسي به كسب مدال فلاحتينژاد چشم نداشت.
روند مسابقه همان گونه كه پيشبيني ميشد، پيش رفت. برخواه با ركورد يك ضرب 160 كيلوگرم از همه پيشي گرفته بود. چند تن از قهرمانان خوب دنيا همچون "سرگي فيليمونوف"، ركورددار دنيا هم حذف شده بودند.
فلاحتينژاد هم جايگاه چندان خوبي در جدول نداشت. به يك باره آن اتفاق معروف و ناگوار افتاد و آرنج برخواه از جا درآمد. او هم از صحنه رقابت كنار رفت تا تنها نمايندهي باقي مانده ايران در رقابت بتواند با ركورد 155 كيلوگرم در يك ضرب در گروه هشتم شود. فاصلهي او هم با قهرمان چيني كه نفر اول يك ضرب شده بود، هفت و نيم كيلوگرم بود.
اما، اين فلاحتينژاد بود كه با حركات دو ضرب خودش كه به 202 و نيم كيلوگرم ختم شد، گوي سبقت را از همه ربود تا هم قهرمان جهان در سال 2003 شود و هم بهترين وزنهبردار آن سال لقب گيرد.
از آن پس بود كه روزنامهها تيتر زدند:" و قهرمان متولد شد."
هرچه سالهاي 2002 و به ويژه 2003 براي فلاحتينژاد خوب و خوش يمن بود، سالهاي بعد همراه با بدشانسيهاي پياپي براي فلاحتينژاد همراه بود. سال 2004 مصدوم شد و به المپيك نرفت. سالهاي 2005 و 2006 هم، سالهاي غضب ايوانف و خروج آنها از تيم ملي بود و سرانجام سال 2007 پس از «سوختن مزرعهي وزنهبرداري ايران» با دوپينگ، به تيم ملي بازگشت و در رقابتهاي تايلند مكان بيست و يكم را كسب كرد.
او با اين حال، پس از 17 سال حضور در دنياي وزنهبرداري، از دنياي اين رشته به عنوان ورزشكار كنار رفت.
محمدعلي فلاحتينژاد، پس از خداحافظي از دنياي قهرماني در گفتوگو به خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اظهار كرد: پدر من وزنهبردار بود و يكي از مربيان بسيار خوب در وزنهبرداري. من واقعا فكر ميكنم او از بهترين مربيان دنيا است. چرا كه راهنماييهاي بزرگي به من در جريان فعاليت ورزشيام كرد. نخستين بار او من را به وزنهبرداري آورد.
فلاحتي نژاد آن زمان را به خوبي در ذهن به ياد دارد. در اين رابطه گفت: فكر ميكنم 12 ارديبهشت سال 1370 بود. پدرم از من خواست تا در رقابتهاي دانش آموزان تهران شركت كنم. به من گفت «بيا وزنه بزن ببينم زورت چقدر است.»
من آن هنگام 34 كيلو وزن بدن داشتم. 35 كيلوگرم يك ضرب زدم، 50 كيلوگرم دو ضرب. از آن به بعد بود كه وزنهبرداري را جدي دنبال كردم. از آن روز تاكنون روزهاي پرفراز و نشيبي طي كردم و چيزي حدود 17 سال طول كشيد. اما، همه بايد قبول كنند كه يك روز آماده و در اوج هستي و يك روز ديگر هم بايد از دنياي رقابت كنارهگيري كني.
وي در ادامه به آسيب ديدگيها و بدشانسيهايش در طول دوران قهرمانياش اشاره كرد و گفت: ورزش حرفهاي مانند وزنهبرداري، درصد آسيب ديدگياش بالا است. ماندن در آن بسيار سخت است. شما نگاه كنيد من در تمرينهاي سنگين چيزي حدود 45 تن وزنه بلند ميكردم. به طور حتم اين روند با امكانات ما، آسيب ديدگي به همراه د اشته و جبران آسيب ديدگي هم بسيار سخت. ما آسيب ميديديم و چند هفته از تمرينها دور بوديم. بعد دوباره ركوردها افت ميكرد. حال اگر دوباره آسيب ميديدي، وضعيت بدتر ميشد بيشتر عقب ميافتادي.
وي تصريح كرد: تنها آسيب ديدگي مچ دست من يك سال و نيم طول كشيد. اما خدا را شكر با اين حال توانستم در سال 2003 عملكرد خوبي داشتم. خدا را شكر ميكنم كه در آن سال كاري توانستم انجام دهم كه حتي اگر 50 سال ديگر هم به تاريخ وزنهبرداري نگاه كنند، اين افتخار را به نام من ميبينند.
قهرمان و بهترين وزنهبردار سال 2003 جهان درمورد مراسم خداحافظياش هم به ايسنا گفت: من از دوستانم بسيار تشكر ميكنم. از مسوولان فدراسيون وزنهبرداري هم تشكر ميكنم. فكر نميكردم چنين مراسمي براي خداحافظي من برپا شود. از تك تك آنها تشكر ميكنم. چرا كه حتي براي بهترين قهرمانان وزنهبرداري ايران هم چنين مراسمي نگرفته بودند؛اما، در روز مراسم خداحافظي من همه دوستاني كه سالها با همديگر در ا ردو بوديم، براي خداحافظي من آمده بودند. همهي ما ديگر با هم برادر شدهايم.
اما فلاحتينژاد ميخواهد باز هم در وزنهبرداري بماند. نه به عنوان ورزشكار، بلكه با كسوتي ديگر. شايد مربي. او در اين رابطه خاطرنشان كرد: من در سنگري ديگر در ورزش خواهم ماند تا به كشورم خدمت كنم. شايد مربي و شايد هم مشاور. من علاقه خاصي به مربيگري دارم و براي كسب علوم جديد تلاشهاي زيادي ميكنم. شايد هم به دورههاي بينالمللي مربيگري رفتم. البته نخست بايد تحصيلم را در ايران به پايان برسانم. اميدوارم خدا كمك كند و بتوانم به جامعهي ورزش و وزنهبرداري خدمت كنم.



