صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

کاسبان فتنه مایلند آتش زیر خاکستر روشن بماند

عبدالحسین روح الامینی
کد خبر: ۳۶۸۰۳۱
| |
6416 بازدید
|
۱
اجازه بدهید به عنوان اولین پرسش برگردیم به ماههای قبل از انتخابات 88 که منجر به شکل گیری فتنه شد. به نظر شما چه عواملی در این ماجرا دخیل بود؟

- من در اوایل خرداد ماه 88 چند هفته قبل از برگزاری انتخابات در مصاحبه ای دو سه مطلب را توضیح دادم که مهمترین آنها تقاضای من برای عدم ورود آقای احمدی نژاد به انتخابات بود. از نگاه من دولت اول ایشان دستاوردها و حرکتهای خوبی داشت که می توانست برای همیشه الگوی دولتهای دیگر قرار گیرد، مثل سفرهای استانی و امثال آن. اما در آن زمان من، احساس کردم تفرقی که در اصولگرایان در حال شکل گیری است و آثار آن کم و بیش در حال آشکار شدن بود، اجازه نمی‌داد دولت احمدی نژاد در فصل دوم کاری خود هم مثل فصل اول خوب عمل کند، درنتیجه به نظر می رسید او باید کنار می رفت و پرچم را به دست اصولگرای دیگری می داد.

آیا فردی پیدا می شد که این مسؤولیت به وی واگذار شود؟

- اگر ایشان می پذیرفت که نیاید، می شد به توافق نزدیک شد تا ادامه مسیر با مدیریت جدید و بدون مشکلات دولت دوم آقای احمدی نژاد حرکت کند، اما سماجت و اصرار ایشان برای ماندن در صحنه و ادامه شیوه های خاصی که داشت، منجر به اتفاقاتی شد که همه ما شاهد آن بودیم. ایشان متأسفانه به یک فرقه و نحله خاصی متکی شد و همین تفرقه ای که در جبهه اصولگرایی ایجاد شد، شاید ام المصایب بود.

من تأکید داشتم کاری نکنیم که آیندگان به ما بگویند شما بیش از آنکه شیفته خدمت باشید، تشنه قدرت بودید. من اخیراً که با برخی از نزدیکان ایشان صحبت می کردم که اتفاقا یکی از آنها خیلی به ایشان نزدیک بود، به صراحت از آن شیوه ای که در دولت دهم اتفاق افتاد، ابراز ناراحتی می کردند. می خواهم بگویم، حتی آنهایی که تا روزهای آخر ظاهرا با وی بودند، الان نظر دیگری دارند. دوره دوم احمدی نژاد باید توسط فرد دیگری اداره می شد تا برای نسلهای آینده کادر سازی شود، تا فرصتی می شد برای انتقال بین نسلی، یعنی آمادگی نسل سوم برای اداره انقلاب و این فرصت چهارساله استفاده نشد، اما بعد از اینکه آقای احمدی نژاد وارد صحنه شد، شرایط توسط دیگران بدتر شد و آنها با سوءاستفاده از مشکلات موجود، هیزم بر آتش دشمن ریختند و کوشیدند فضا را به نفع خود ملتهب کنند.

واقعیت این است که نظام استکبار و نظام کفر هیچ وقت با ما سر آشتی ندارد و هویت ما را نمی خواهد، اما برخی افراد این را خوب درک نکرده و راه نفوذ دشمن راهموار کردند. موسوی در واقع آگاهانه، راه لجاجت و عناد را در پیش گرفت. او حتی بعد از روز عاشورای 88 با وجود توصیه های ناصحانه رهبری و هشدارهای بسیاری از دلسوزان نظام از طیفهای گوناگون، مسیر لجاجت را ادامه داد.

درحقیقت شما برخوردهای روزهای تبلیغات انتخاباتی را هم روزنه ای برای دخالت و ورود دشمن می دانید؟

- بله، دشمن از همین جاها سوء استفاده کرد و متأسفانه رقیب آقای احمدی نژاد هم متوجه اشتباه خود نبود.

چه کسانی باعث تشدید این فشار شدند؟

- همه آنهایی که به نحوی احساسات و عواطف مردم را تحریک کردند و بخصوص آنهایی که با صدور بیانیه بحث تقلب را به دروغ مطرح کردند. این موضوع از شامل جهالت و کینه توزی بود. برخی از افراد کینه خود را نسبت به انقلاب نشان دادند، اما در همه حال مظلوم اصلی این فتنه، انقلاب، مردم و رهبری بودند. همه آتش افروزان به رهبری دشمنان خارجی، اصل و ریشه انقلاب را هدف گرفته بودند.

آنهایی که دعوت به شورش خیابانی کردند قاعده بازی انتخابات و سیاست را زیر سؤال بردند و سهم بیشتری در فتنه دارند.

قرآن کریم می فرماید: «الفتنه اشد من القتل». آنهایی که با هر روشی اصرار به ماندن در صحنه داشتند و آنهایی که از هر روشی برای کنار زدن رقیب خود استفاده کردند، همه با تفاوت مراتب، مقصر بودند.

نظامی که با صدها هزار شهید و میلیونها رزمنده و جانباز شکل گرفته، متأسفانه آماج فتنه گران قرار گرفته. مردم ما تا حدی تحمل کردند و صعه صدر به خرج دادند، اما یک جایی دیگر کار از تحمل مردم گذشته و ما دیدیم که با توهین به عاشورا، مردم وارد شده و عظمت حماسه 9 دی را به نمایش گذاشتند.

اینها الزاما همه کسانی نبودند که به آقای احمدی نژاد رأی دادند. بعضی از کسانی که حتی در راهپیمایی 25 خرداد شرکت کرده بودند و به احمدی نژاد هم رأی نداده بودند، در این راهپیمایی بودند.

برخی خواص هم متأسفانه در فتنه، عملکرد خوبی از خودشان به یادگار نگذاشتند!

- این مسأله متأسفانه همواره در تاریخ وجود داشته است. شما نگاه کنید به تاریخ اسلام. کمتر از چند دهه بعد از درگذشت پیامبر گرامی اسلام(ص) متأسفانه با کم کاری خواص، دشمنان، جگرگوشه پیامبر را در کربلا به شهادت رساندند. اگر نخبگان به وظیفه تاریخی خود عمل می کردند، این اتفاق نمی افتاد و از همه بدتر، برخی از آنها نقش تشدید کننده هم داشتند.

در فتنه 88 هم برخی از خواص نه تنها باعث آرام شدن جامعه نشدند، بلکه ماجرا را تشدید کردند و منافع و بغضهای خود را بر منافع ملی ارجح دانستند. البته بسیاری از خواص هم ایستادند و مقاومت کردند، اما در نهایت این مردم بودند که کار را تمام کردند و ماجرا را به سرانجام مطلوب رساندند.

من خوب یادم هست که در آن ایام برخی از اینها را نصیحت می کردیم که دست از تندروی بردارند، اما به هیچ وجه توجه نکردند. تأکید می کردیم، موجی که ایجاد کرده اید، به دست شما کنترل نخواهد شد و دشمن و رسانه های آن بر روی آن سوار هستند اما بازهم این افراد توجه نمی کردند.

ما تأکید می کردیم که ممکن است برخی موضوعات هم وجود داشته باشد، اما اینها اول اینکه از راه قانون قابل حل است و دوم اینکه اساساً این مسایل در برابر اصل نظام که مورد هجوم دشمنان واقع شده است، فرع است و نباید بزرگ شود. در آن ایام هرچه به برخی از اینها گفتیم، اگر سندی بر تقلب دارید، ارایه کنید، هیچ گاه سندی نیاوردند.

شما در آن مقطع از سوی یکی از کاندیداها برای بررسی موارد مطرح شده کارهایی انجام دادید، آیا به نتیجه قابل توجهی رسیدید؟

- نه، ما هیچ سندی مبنی بر تقلب گسترده نیافتیم. من خودم در اصفهان فرآیند انتخابات را با مراجعه به نمایندگی شورای نگهبان و اسناد انتخابات و شورای اجرایی انتخابات در فرمانداری با حضور فرماندار مورد بررسی قرار دادیم. همه داده های آماری و اطلاعات ارایه شده را با 25 مورد چک لیستهای فنی تطبیق داده و کنترل کردم، اما هیچ موردی از تقلب سیستماتیک که در سرنوشت انتخابات تأثیر بگذارد، ندیدم.

من حتی از برخی اعضای ستاد میرحسین موسوی در اصفهان مدارک طلب کردم که آنها چیزی برای ارایه نداشتند و مسیر انتخابات را تأیید می کردند. ممکن است یکی دو رأی در یک صندوق آن هم بر اثر اشتباه معمولی بد خوانده شده باشد اما این تعداد در صندوقها به عدد انگشتان دست بود. درنتیجه وقتی ما موضوع را به اطلاع اقای رضایی رساندیم، ایشان فوری از شکایت انصراف داد.البته قصد آقای رضایی هم این نبود که نظام را به چالش بکشد، بلکه ایشان می خواست دیگر رقبا را هم به حرکت در مسیر قانون و پیگیری موارد مشکوک از طریق قانون ترغیب کند، اما برخی افراد گویا چندان به دنبال حل مسایل خود نبودند.

کسانی هم که آن غائله را در خیابانها به پا کردند، خودشان هم می دانستند که امکان تقلب به این بزرگی در انتخابات ایران وجود ندارد. خودشان هم چند دوره انتخابات برگزار کرده بودند و به این مسأله اشراف کامل داشتند، اما مشکل آنها این بود که شکست را نتوانستند بپذیرند و منافع ملی را در نظر نگرفتند. ممکن است من معتقد باشم که آقای احمدی نژاد نباید در انتخابات شرکت می کرد، اما به هر حال ایشان رأی مردم را به دست آورده بود و در هر انتخاباتی ممکن است این اتفاق بیفتد، اما باید به رأی مردم احترام بگذاریم تا وقتی خودمان برنده شدیم و کسی مردم را به خیابان نکشد.

همانگونه که مقام معظم رهبری در انتخابات 76 پاسدار آرا مردم بودند، در انتخابات 88 هم پاسدار قاطع جمهوریت نظام بودند.

البته این فتنه دستاوردهای خوبی هم برای انقلاب داشت، بخصوص آنکه رهبر معظم انقلاب هم از آن به واکسینه کردن نظام تعبیر کردند.

- مسایل مختلفی که در منطقه رخ داد، به صراحت نشان می دهد که آمریکا و همدستانش به دنبال تغییر نقشه غرب آسیا بودند و شاید اول به دنبال بهاری ایرانی بودند. در واقع من فکر می کنم آنها قصد داشتند بهمنی از کشته ها و حوادث را در ایران رقم بزنند تا چرخ دنده های انقلاب را از حرکت بازبدارند.

آنها در واقع می خواستند مدلی شبیه مصر یا سوریه را در ایران به وجود آورند، اما این فتنه باعث شد نسل سوم انقلاب که اوایل انقلاب را ندیده بود، یک بار دیگر واکسینه شده و نسل اول و دوم انقلاب را با نسل سوم به هم پیوند دهد و اجازه ندهد با یک چالش یا بحران، دچار ریزش و فروپاشی شوند.

مردم در اوایل انقلاب با دادن هزینه‌های سنگین بسیاری از مدعیان اداره کشور از نحله های فکری مختلف را آزمودند، اما بعد از آن سه دهه کشور بیمه شد که مردم بدانند اینها اهل کشور داری و تدبیر نیستند، الان هم به نظرم جوانان ما با این فتنه یک بار دیگر بیمه شدند و تجربه کردندکه خیلی از مدعیان اداره کشور، توان و اراده واقعی کار را ندارند و گاهی در ادعا با عمل فاصله زیادی دارد.

چگونه می توان از تکرار این اتفاقات جلوگیری کرد؟

- نظام ما متکی بر قلوب و دلهای مردم است و اگر این قلبها تهییج نمی شد نظام شاهنشاهی کنار نمی رفت، ایثارها و مبارزات شکل نمی گرفت و این آگاهی هم با بصیرت افزایی روحانیان، خواص و انقلابیون شکل گرفت. استمرار و حفظ این نظام با حفظ مردم در صحنه است و این کار با مردمداری و آگاهی بخشی میسر خواهد بود.

هرجا ما پیروزی و موفقیت بزرگی داشتیم، از همراهی آحاد مردم بوده است. در بحث ما هر جا قدم خوبی برداشتیم، جایی بوده که برای مردم روشنگری کردیم و با مردم همراه شده ایم.

معمولاً بسیاری از اتفاقاتی که بشر را تهدید می کند، ناشی از قبیله گرایی قشر نخبه و خواص است. در حوادث فتنه 88 هم همین قبیله گرایی باعث شد تا کار گره بخورد، عده‌ای با اینکه می دانستند سران فتنه دروغ می گویند، بازهم حاضر نبودند از قبیله آنها جدا شوند. چگونه می توانیم این آسیب را از قشر نخبه جامعه جدا کنیم؟آسیب شناسی خواص در جریانات اجتماعی نیازمند بحث مفصلی است، اما به طور خلاصه اگر بخواهیم درباره آن صحبت کنیم باید بگویم، ما در جامعه خود یک نقاط قوت و نقاط ضعفی داریم که باید از نقاط ضعف فاصله بگیریم. در حقیقت باید نخبگان ما بدانند که منافع ملی بر منافع گروهی و شخصی ارجح است.

این موضوع باید به یک فرهنگ بدل شود و در حقیقت کسی که دارای این فرهنگ نیست باید از جانب مردم طرد شود.

ما در کشورمان ضعف روحیه کار جمعی داریم و در دویست سیصد سال اخیر که آماج حمله بوده ایم این روحیه تقویت شده است، بخصوص این روحیه در دوران قاجاریه که قومیت گرایی بسیار نهادینه شد و بعد پهلوی هم نتوانست از شدت آن بکاهد و بلکه آن را تقویت کرد.

احزاب ما به جای اینکه بر مدار فکر و روش فکر شکل بگیرند بر مدار جغرافیا، قومیت و هم منافع بودن تشکیل می شوند. در واقع برخی ها برای اینکه منافع خود را افزایش دهند، دست به تشکیل حزب می زنند و هیچ وقت برنامه مدون و کارآمدی برای اداره جامعه نمی دهند. آنها به دنبال قدرت هستند و آن را برای خدمت نمی خواهند. شما الان حدود 200 حزب، انجمن و تشکل ثبت شده در وزارت کشور دارید. اینها را بررسی کنید ببینید چقدر از آنها کار واقعی تشکیلاتی و حزبی می کنند.
مثلا دولتها هم مبدأ حزب هستند، مثل حزب کارگزاران و حزب مشارکت و... اینها چون همگروه و همکار بودند حزب هم تشکیل دادند، اما در حقیقت هیچ گاه یک حزب بزرگ و کارآمد نبوده اند. اصلاح این آسیبها زمان بر است و ما باید الگوهای مدیریتی بومی خودمان را تولید کنیم و به نظرم بیست سی سال طول می کشد.

خود شما در فتنه 88 فرزند خود را از دست دادید، چطور شد که شما منافع شخصی را بر ملی ترجیح ندادید؟

- این از لطف خدا بود که در اوج آن بلایا ما کنترل خودمان را از دست ندادیم. بعد هم ما موضوع را اصلی و فرعی کردیم و اصل برای ما نظام بود.

ما حاضریم جان مان را فدای نظام کنیم و سالها شعار «ان الحیات، العقیده و الجهاد» را تکرار می کردیم و درنتیجه در مواقع امتحان باید به این شعار پایبند باشیم. در موضوع خانواده ما نیز همه تلاشمان بر این بود که ضمن حفظ آرامش و ضربه نزدن به نظام، مسأله را نیز با جدیت پیگیری کنیم و اتفاقا این پیگیریها به شدت کارآمد بود. البته برخی مشکلات هم هست، اما ما بر محکمات و قانون تکیه کردیم. ما به جای مسیر جنجال، مسیر قانون و مصالح نظام را رفتیم و به توصیه رهبر انقلاب که فرمودند یک گام از مطالباتتان عقب نشینی نکنید و آنچه را به سود انقلاب و انقلابیون تشخیص می دهید، عمل کنید، آویزه گوش کردیم و در این مسیر و در هر گام با دلسوزان و عقلای کشور مشورت کردیم.

پیگیری ها در بازه زمانی طولانی هم اثرات خوبی داشت. شما نگاه کنید به تغییر رفتار و رویه ای که در نیروی انتظامی اتفاق افتاد. مسؤولان آن اتفاق، اشتباهات و تقصیرات خود را پذیرفتند، متهمان یا استعفا دادند یا برکنار و یا تعلیق شدند، عذر خواهی انجام شد و در دادگاه پاسخگوی اتهامات خود شدند. مسؤولی که یک زمانی ستون های کاخ دادگستری زیر پایش می لرزید، امروز شرایط خاصی را دنبال می کند. یا اینکه سردار احمدی مقدم، فرمانده نیروی انتظامی در برنامه شناسنامه در تلویزیون به صراحت گفت، ما با کهریزک مخالف بودیم، اما دادستان وقت تهران اصرار به آن داشت.

این اتفاقات همه در سایه حرکت قانونی ما افتاد. آقای احمدی مقدم حتی از استعفای خود خبر داد و گفت من در آن مقطع درخواست استعفا کردم. البته تا الان برخی ها نه عذرخواهی کردند و نه مسؤولیت کار را پذیرفتند اما قوه قضاییه آنها را تعلیق کرد.

توصیه شما به عناصر اصلی فتنه چیست؟ آن هم در شرایطی که همه اذعان دارند هیچ تقلبی صورت نگرفته است و آن اتفاقات، ناشی از یک اشتباه بزرگ بود.

- تاریخ، مردم و دادگاه عدل الهی درباره ما قضاوت خواهد کرد. عصبیتها و لجاجتها مقابل حق است و داوری زمان به این موارد اذعان خواهد کرد. ظلمی که به مردم، نظام و انقلاب شد از مسلمات است و شاید اگر آن جسارتها و لجاجتها نبود، دشمن تا این اندازه طمع نمی کرد و تحریم ها تا این اندازه تشدید نمی شد. این موضوع در بین افراد با هر گرایشی تقریباً یک اجماع است ودرنتیجه عناصر فتنه باید به اندازه تقصیر خود مافات را جبران کنند.

خسران و شرمندگی تاریخی برای کسانی که عصبیت داشته باشند باقی خواهد ماند. البته این را هم بگویم که اگرچه آتش فتنه خاموش شده است، اما برخی‌ها همچنان مایل هستند آتش فتنه حتی زیر خاکستر هم روشن بماند، چون کاسب فتنه هستند. مردم و نظام از این فتنه عبور کرده اند. نسلهای فعلی و آینده ما باید درسهای فتنه سال 88 را به خوبی فرابگیرند.

منبع: قدس
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۵
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۱۵ - ۱۳۹۲/۱۰/۲۰
امیدوارم این انقلاب تا ظهور مهدی عجل ا... ادامه یابد و تمام افرادی که غیر از این را میخواهند به یاری خداوند متعال نابود شوند.
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟