صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

رشد علمي مسلمانان و نگراني غرب

سيد آقا موسوي‌نژاد
کد خبر: ۳۶۵۸۰
| |
5096 بازدید
جمهوري اسلامي ايران در سي‌امين سال انقلاب اسلامي، دستاورد بزرگش را به نمايش گذاشت و نخستين قمر مصنوعي‌اش را با راکت ايراني در مدار زمين قرار داد. اين دستاورد بزرگ علمي و تكنيکي فوق‌العاده مهم، نقطه عطفي در تاريخ علمي مسلمانان است؛ به همين دليل، مي‌توان دلايل نگراني قدرت‌هاي غربي را از جهات گوناگون قابل درک دانست که چرا غرب از پيشرفت‌هاي حقيقي علمي و صنعتي مسلمانان نگران مي‌شود و چرا اميد ايران و يا اميد‌هاي مسلمانان، استعمارگران را نااميد و نگران مي‌کند.

هم‌اکنون در پاسخ به اين پرسش و البته با تحليل ابعاد تاريخي، علمي، اقتصادي و سياسي، نگراني‌هاي غرب را بررسي مي‌كنيم:
بعد علمي: کساني که با تاريخ علوم آشنايي دارند، مي‌دانند که قرن پنجم و ششم «ه.ق»، قرون طلايي علم در دنياي اسلام و مرجعيت علمي مسلمانان بود. در فلسفه، نه تنها جهان غرب توسط فيلسوف مسلمان «ابونصر فارابي» با دنياي فلسفه يونان آشنا شد که اگر او نبود، اساساً فلسفه يوناني در همان سامان محدود و مدفون مي‌ماند و اين ميراث فلسفي به بشريت منتقل نمي‌شد؛ به ويژه «توماس آکويناس، لايبنيتز، کانت و هيوم» فلسفه‌شان را وامدار تأثير فيلسوفان مسلمانند.

در علم پزشكي، ابوعلي سينا که پدر علم طب در جهان است، آثارش به سرعت ترجمه و منبع اصلي دروس دانشگاه‌ها و تحقيقات پزشكي جهان غرب شد. در نجوم، جغرافيا، رياضيات و... نيز داستان تا اندازه‌اي همين گونه بود، اما با کمال تأسف، مسلمانان پس از آن قرون طلايي، محوريت، مرجعيت و درخشش بي نظير علمي، به رکود و رخوت طولاني مبتلا شدند و تاکنون نيز ادامه دارد.

غرب با تلاش پي در پي بر بنيان‌هاي علمي و ترجمه‌اي که از مسلمانان گرفته بود، از مصرف کنندگي علم به قطب مولد و مرجعيت علمي جهان مبدل شد و سياست استعمار و انحصار علمي را در دستور کار قرار داد، به گونه‌اي که پس از اين، هر پيشرفت جديد علمي، فوق محرمانه تلقي شده و ديگران (به ويژه مسلمانان) حق دسترسي به آن را نداشتند.

با افزايش قدرت علمي و تکنولوژيکي غرب و شکل‌گيري استعمار در جهان سوم به ويژه جهان اسلام، نه تنها از انتقال يافته‌هاي علمي دنياي غرب به شرق مسلمان جلوگيري مي‌شد که با حضور نظامي استعمار در کشورهاي اسلامي و سياست‌هاي ضد علمي از شکل‌گيري تلاش‌هاي مؤثر به شدت جلوگيري مي‌کردند، همانسان که از روي کار آمدن دولت‌هاي مردمي که منافع و مصالح ملي را دنبال مي‌کردند، به شدت جلوگيري مي‌شد؛ بنابراين، استعمار سياسي و چپاول ثروت ملل مسلمان با استعمار علمي همزاد شد.

اقدامات استعماري غرب در حوزه علمي و سياسي، باعث شد که ملت‌هاي مسلمان به جوامعي مصرف کننده و رام تبديل شوند، به گونه‌اي که امروز با وجود تحصيل نخبگان ما در غرب، هيچ کشور اسلامي داراي تکنولوژي‌هاي برتر و پيچيده دنيا (تکنولوژي هسته‌اي ـ فضايي، نظامي و... ) و حتي دانش‌هاي مربوط به تکنولوژي‌هاي پزشكي نيست.
ايران حصار سنگين بايکوت علمي ـ تکنولوژيکي استعمار را شکست و با دستيابي به دانش‌هاي پيچيده علمي و تکنولوژيکي در پزشكي، هسته‌اي و به ويژه در علوم فضايي، به عنوان نخستين کشور اسلامي، سطوت علمي، اعتماد به نفس و بازگشت به قرون طلايي را در دنياي اسلام نويد داد که ما هم مي‌توانيم.

بعد اقتصادي: دنياي صنعتي و سرمايه‌داري غرب، رشد اقتصادي غول‌آساي خود را مرهون استعمار، انحصار علمي و ترويج مصرف‌گرايي در جهان سوم است. با اشغال نظامي، ثروت‌هاي زيرزميني آنان را به يغما برده، با ايجاد دولت‌هاي وابسته، ضمن تداوم بخشيدن به غارت منابع اقتصادي و ملي کشورها، استقلال سياسي و به دنبال آن مديريت و جلوگيري از شکل‌گيري هسته‌هاي مولد علمي، سياست ترويج مصرف‌گرايي و تداوم بايکوت علمي و تکنولوژيکي را عملي ساختند، به گونه‌اي که کشور‌ها در همه حوزه‌ها کاملا ًوابسته و مصرف کننده باقي بمانند.
از اين روي، پيشرفت علمي و تکنولوژيکي کشورهاي جهان سوم به ويژه ملت‌هاي عمدتاً مسلمان براي دنياي استعماري ـ صنعتي غرب به معناي از دست دادن بازار مصرف و چپاول است.

امروزه کشور‌هاي مصرف کننده، اقلام مصرفي حساس پزشكي و غير پزشكي را با بيش از بيست برابر قيمت تمام شده مي‌خرند. در تکنولوژي‌هاي ارتباطي و اطلاعاتي قيمت‌ها به مراتب بيشتر از آن است. فرستادن و دريافت تصاوير ماهواره‌اي، تلويزيوني، زمين‌شناسي، اکتشافي (معادن) نظامي و... بيش از صد برابر قيمت تمام شده به فروش مي‌رسند، در حالي‌ که برخي از موارد، با هيچ قيمتي به مسلمانان قابل فروش نيست.

حال اين پرسش مطرح است که چرا امروز آمريکا و انگليس در دشت‌هاي برهوت افغانستان که نه تنها طالبان و القاعده که جنيان هم گذر نمي‌کنند، پايگاه‌هاي نظامي راه‌اندازي کرده‌اند؟ به ياري همين تکنولوژي فضايي، معادن ما را شناسايي و بدون اطلاع ما استخراج مي‌کنند و مي‌برند، در حالي که صاحبان اصلي اين ثروتها در برخي موارد هرگز مطلع نمي‌شوند.
افشاي درگيري نظاميان بريتانيايي و آمريکايي با يکديگر بر سر معدن اورانيوم هلمند، نمونه‌اي از هزاران مورد غارت ثروت ملي ماست. حال اگر ما اين اطلاعات را از آنان بخريم، آيا هرگز خواهند فروخت و اگر بفروشند به چه قيمتي؟

بعد سياسي: ترديدي نيست که قرن‌ها به مسلمانان تلقين کرده‌اند شما نمي‌توانيد و بايد دانش و تکنولوژي را از غرب بگيريد و بخريد، به گونه‌اي که گويا مغز غربي برتر و متفاوت از مغز، فکر و استعداد ديگر انسانهاست و از اين راه، انگيزه تلاش ورود به اين عرصه‌ها را از جهان سومي‌ها گرفتند؛ بنابراين، چون وابسته بار آمده‌اند، رام و کنترل شده و همواره زير يوغ استعمار باقي مي‌مانند. اگر چيزي را بدهند مشروط به فرمانبري است و اگر ندهند محروميت هميشگي.
اما پرسشي که هست، اين که آيا در اين دنياي به شدت متضاد، نيازمندان و وابستگان مي‌توانند منافع و مصالح ملت‌هايشان را تأمين کرده و در برابر قدرت‌هاي سلطه‌گر نه بگويند؟ دفاع از منافع ملي و نه گفتن هنگامي امکان‌پذير است که خود دارنده دانش و تکنولوژي‌هاي مولد باشند و نياز‌هاي خود را تأمين کنند.

براي مثال، چرا پس از هفت سال از استقرار دولت کرزاي در افغانستان، اردو ملي ما هنوز از تجهيزات حداقلي و معمولي ارتش‌هاي دنيا برخوردار نيست؟ نمي‌توانستيم چند فروند جت جنگي، بالگرد و... بخريم يا چرا نمي‌دهند؟ چرا اردو ما حتي به اندازه طالبان، تجهيزات جنگي ندارد؟
واقعيت اين است که خودکفايي و توانمندي در هر کشوري به معناي استقلال و مرگ استمعار و وابستگي، تحکيم و تقويت استعمار است.

يا امروز نيز در سرزمين مظلوم فلسطين، آنچه اسرائيل را به وحشت انداخته، راکت‌هاي دست‌سازي است که در غزه توليد مي‌شود و تمام شدني هم نيست. با محاصره مي‌توانند از اقلام مصرفي، تسليحاتي و... جلوگيري کنند، اما از آنچه خود فلسطيني‌ها مي‌سازند، هيچ قدرتي توان جلوگيري از آن را ندارد.
چرا اسرائيل مي‌تواند سلاح‌هاي ممنوعه و غير متعارف را آشکارا خريده و به کار ببرد، اما دولت قانوني و دمکراتيک فلسطيني حتي مجاز به خريد ابتدايي‌ترين جنگ‌افزار‌هاي معمولي مثل کلاشينکف، آرپي جي و... نيست؟

بدون ترديد، آمريکا و غرب حتي به مطيع‌ترين و وابسته‌ترين کشورهاي عربي مسلمان که همواره جز تأمين منافع آنها حتي گامي در راستاي عزت و استقلال ملي خود برنداشته، هرگز به دانش، تکنولوژي و تسليحات دفاعي که بتواند توان بازدارندگي در برابر غرب داشته باشد، اجازه نخواهد داد و طومار وابستگي آنها به غرب استمرار خواهد يافت، مگر اين که خود تصميم بگيرند و به آن دست يابند. از اين روي، تکنولوژي‌هاي پيشرفته و هر نوع انتقال آن از غرب به مسلمانان ممنوع است و به هيچ کشور مسلماني هديه نخواهد شد، مگر اين که خود به دست آورند.

شکستن حصار استعمار علمي، سياسي و اقتصادي از سوي هر کشوري به ويژه کشورهاي مسلمان، زنگ پايان هميشگي طمع‌ورزي استعمار غربي و وابستگي به آنهاست. به اين معنا که بخشي از قلمرو بازار مصرف و چپاول را از دست داده؛ افزون بر آن که با استقلال سياسي، علمي و تکنولوژيکي هيچ نوع اعمال مديريت وکنترلي بر آنها نخواهند داشت.
اقتدار علمي، اقتصادي، خودکفايي و استقلال ملت‌ها براي استعمار و سلطه غربي که قدرت اقتصادي، سياسي و نظامي خويش را در فقر، وابستگي و ضعف ديگران دنبال مي‌کند، نه تنها نگران کننده که سخت دردناک و خطرآفرين است.

ايران کشور مسلماني است که تنها پس از سه دهه از عمر انقلابش، توانسته افزون بر استقلال سياسي، به سرعت و شتابان به پيشرفت و خودکفايي در ابعاد علمي، اقتصادي، نظامي و.... دست يافته و يا هر کشور مسلمان ديگر که به چنين جايگاهي دست يابد، براي آمريکا و غرب نگران کننده است و از رفتن قمر مصنوعي (ماهواره) اميد آنها به فضا، آخرين اميد‌هاي چپاول و استعمار خويش را مأيوسانه بنگرند و نگراني مخابره کنند.
به اميد روزي که ما نه تنها شاهد پاشيدن بذر‌هاي اميد در زمين و فضاي کشور غمزده خود باشيم که همه کشور‌هاي اسلامي را چنين عزتمند و بالنده ببينيم.
• دانشجوي افغاني مقيم ايران
 
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# جام جهانی ۲۰۲۶ # آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟
آخرین اخبار