گزارش «تابناك» از وضعيت جانبازان در بيمارستانها و آسايشگاهها:
فراموششدگان جنگ
برخي از آنها ميگويند مسئولان اجازه نميدهند مشکلات خود را بيان کنيم، انگار ما مانعي بر سر راهشان هستيم، ما را درگوشههايي دور از چشم مردم نگاه داشتهاند تا بميريم و رفته رفته نظارت و حمايت از ما در حال کمرنگ شدن است.
کد خبر: ۳۶۴۶۲
| | 11970 بازدید
سرويس اجتماعي «تابناك» ـ كساني كه در روزهاي حماسه و خون با هدف دفاع از اين آب و خاك در جبههها حضور يافتند، يا برنگشتند يا بسياري از آنها با تني دردمند و مجروح برگشتند، كه حالا نه درصد ميخواهند و نه امکانات ويژه، بلکه فقط توجه ميخواهند و پرستاري و درمان، که بلكه تحمل درد آسانتر شده و خانوادههاشان كمتر در رنج و سختي باشند. حال پرسش اين است كه پس از گذشت سالها، مشكلات اين عزيزان تا چه حد مورد توجه مسئولان قرار گرفته است؟
خبرنگار «تابناك» براي يافتن پاسخ اين پرسش و خبر از حال آنان، تصميم گرفت سري به چند آسايشگاه جانبازان زده و از نزديک پاي صحبت آنها بنشيند، اما دريغ از اجازه ورود به اين اماکن.
در اين گزارش آمده است: حتي با هر بار ورود به آسايشگاه يا بيمارستان با اين پرسش روبهرو ميشدم: «علت ديدار شما از آنها چيست؟ بايد با بنياد شهيد هماهنگ کنيد.» که هر بار در دل از خودم ميپرسيدم: مگر آنها که براي دفاع از وطن و کوتاه کردن دست طمع دشمنان از سرزمينمان شجاعانه و بيدرنگ به ميدان جنگ رفته و سينه سپر کردند، از کسي اجازه گرفتند و با کسي هماهنگ کردند!
برخي از آنها ميگويند، مسئولان اجازه نميدهند مشکلات خود را بيان کنيم، انگار ما مانعي بر سر راهشان هستيم، ما را در گوشههايي دور از چشم مردم نگاه داشتهاند تا بميريم و رفته رفته نظارت و حمايت از ما در حال کمرنگ شدن است.
خبرنگار «تابناك» براي يافتن پاسخ اين پرسش و خبر از حال آنان، تصميم گرفت سري به چند آسايشگاه جانبازان زده و از نزديک پاي صحبت آنها بنشيند، اما دريغ از اجازه ورود به اين اماکن.
در اين گزارش آمده است: حتي با هر بار ورود به آسايشگاه يا بيمارستان با اين پرسش روبهرو ميشدم: «علت ديدار شما از آنها چيست؟ بايد با بنياد شهيد هماهنگ کنيد.» که هر بار در دل از خودم ميپرسيدم: مگر آنها که براي دفاع از وطن و کوتاه کردن دست طمع دشمنان از سرزمينمان شجاعانه و بيدرنگ به ميدان جنگ رفته و سينه سپر کردند، از کسي اجازه گرفتند و با کسي هماهنگ کردند!
برخي از آنها ميگويند، مسئولان اجازه نميدهند مشکلات خود را بيان کنيم، انگار ما مانعي بر سر راهشان هستيم، ما را در گوشههايي دور از چشم مردم نگاه داشتهاند تا بميريم و رفته رفته نظارت و حمايت از ما در حال کمرنگ شدن است.

در اين ميان جانباز 35درصدي را ديدم که از روز اول جنگ به عنوان يک کارگر بسيجي داوطلبانه و بدون هيچ چشمداشتي به جبهههاي جنگ رفته، با پرده گوش مصنوعي، خونريزي معده، رگ عصبي عمل شده، ترکشي در نخاع، ترکشي در ناحيه لگن که در صورت عمل احتمال قطع نخاع هست و ناراحتي شديد ريوي که عوارض آن روز به روز شديدتر ميشود، برگشته، اما پزشک معالج حاضر به تأييد شيميايي بودن او نميشود، در حالي که او درمان شيميايي ميشود و داروهاي آن هم تجويز ميشود!
همسر درد کشيده او ميگويد: «ما هيچ توقعي براي افزايش درصد نداريم، اما تنها نيازهاي درماني ما را برآورده کنند. بسياري از هزينههاي درماني او مثل داروهاي خارجي، اسپري تنفسي و هزينههاي آمبولانس را خودمان پرداخت ميکنبم و اين در حالي است كه وضع مالي خوبي نداريم و مدتهاست که درخواست وام داده، اما هيچ پاسخي نگرفتهايم.
او ميگويد: بیست روز است همسرم بستري است، اما تا کنون، حتي يک نماينده از بنياد شهيد براي بازديد نیامده است. ماههاست که ميآييم و ميرويم؛ ما فراموش شدهايم.
او همچنين ميگويد: بنياد، وضعيت شيميايي همسرم را نميپذيرد و با توجه به بازگشت عوارض متعدد آن در سالهاي اخير همچون اختلال ذهني، زير بار شيميايي شدن او نميرود.
جانباز ديگري ميگويد: روز اول ازدواجم داوطلبانه به جبهه رفتم و اسير شدم در اين مدت به دليل نبود بهداشت ونیز نبود آب آشاميدني سالم و پزشک، دچار بيماري هپاتيت و عوارض متعددي شدم. کبدم در حال تخريب است، معده، چشم، قلب و گوشم صدمه ديده است، اما حالا بنياد ميگويد ثابت کنيد بيماري را از آنجا گرفتهايد و من هم ميگويم شما عکس آن را ثابت کنيد.
همسر درد کشيده او ميگويد: «ما هيچ توقعي براي افزايش درصد نداريم، اما تنها نيازهاي درماني ما را برآورده کنند. بسياري از هزينههاي درماني او مثل داروهاي خارجي، اسپري تنفسي و هزينههاي آمبولانس را خودمان پرداخت ميکنبم و اين در حالي است كه وضع مالي خوبي نداريم و مدتهاست که درخواست وام داده، اما هيچ پاسخي نگرفتهايم.
او ميگويد: بیست روز است همسرم بستري است، اما تا کنون، حتي يک نماينده از بنياد شهيد براي بازديد نیامده است. ماههاست که ميآييم و ميرويم؛ ما فراموش شدهايم.
او همچنين ميگويد: بنياد، وضعيت شيميايي همسرم را نميپذيرد و با توجه به بازگشت عوارض متعدد آن در سالهاي اخير همچون اختلال ذهني، زير بار شيميايي شدن او نميرود.
جانباز ديگري ميگويد: روز اول ازدواجم داوطلبانه به جبهه رفتم و اسير شدم در اين مدت به دليل نبود بهداشت ونیز نبود آب آشاميدني سالم و پزشک، دچار بيماري هپاتيت و عوارض متعددي شدم. کبدم در حال تخريب است، معده، چشم، قلب و گوشم صدمه ديده است، اما حالا بنياد ميگويد ثابت کنيد بيماري را از آنجا گرفتهايد و من هم ميگويم شما عکس آن را ثابت کنيد.
متن كامل را در ستون «گزارش» بخوانيد.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
به فرض 100 نفر هم تقلب کنند، مگر چه می شود! اینها هم راهی برای کسب سلامتی پیدا کرده اند!نه بیشتر.
ما ز یاران چشم یاری داشتیم...
امام راحل خوب گفتند" نگذارید این انقلاب به دست نا اهلان و نامحرمان بیفتد"
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟







