مدعی پاریس به عودلاجان بازگشت
به گزارش CHN، سال قبل بود که پروژه احیا عودلاجان با شعار پاریس شدن آغاز شد. این را فراهانی در جمع کسبه و نمایندگان شهرداری گفت. همه خوشحال بودند و کف میزدند اما ۲۳ روز بعد پروژه زخمی اما متوقف شد. دو ماه متوقف ماند و دوباره کم و بیش از سر گرفته شد اما کسبه زمستان سختی را گذراندند. عودلاجان حتی شبیه پاریس ۴ قرن قبل هم نشد.
هرچند سقف بازارچه زده شد و بخشی از عودلاجان نمایی پیدا کرد اما، همین زیبایی اندک سرپناه معتادان شد. حالا اگر کسی پیش از این میتوانست در عودلاجان قدم بزند، عبور و مرور از ساعت ۹ شب تا ۷ صبح، در محدوده بازارچه این بافت تاریخی خطرناک شد.
فراهانی، رئیس سابق میراث فرهنگی تهران، مرد موفق پروژه عودلاجان نبود و البته وعدههایش آنطور که میگفت عملی نشد. اما خسروآبادی او را به پروژه عودلاجان بازگردانده است. پروژهای که رویای پاریس شدن میبیند.
«رجبعلی خسرو آبادی»، رییس سابق اتحادیه هتلداران که حالا مدیریت میراث تهران را بر عهده گرفته، اعلام کرد «اینکه وسط قضیه یکی بخواهد لیز بخورد، من نمیفهمم!»؛ احتمالا منظور او این بود که کسی هنگام اجرای پروژه، شانه خالی نکند.
بر گذشتهها صلوات!
خسروآبادی
که قائم مقام سازمان میراث فرهنگی در مراسم معرفی اش، او را مدیر خوش
برخورد و خوش خندهای دانست، در این نشست، ثابت کرد که لحن شوخ و طبع
شاعرانهای دارد. او که بازدید از بخشهای مختلف تهران را آغاز کرده است،
امروز در مراسم صبحانه در تیمچه اکبری عودلاجان گفت: «هرکسی تا کنون هر
کاری کرده باید در دایره بریزد. باید هر کسی هر کاری کرده مشخص شود. من
مدیر استان هستم، رفتار دوستان مسئولیتش با من است. کاری نکنید که مجبور
شوم در برابر رسانهها عذر خواهی کنم. اگر من نتوانم با این تیم گل زن
بزنم، قطعا عذر خواهی میکنم. اینکه بگویید، «من دزد نیستم و اینها » کافی
نیست. هیچ کدام از کارشناسان من نباید دروغ بگوید.»
او بر بالای
سفرهای نشسته بود که دورش احمد محیط طباطبایی، کارشناس میراث فرهنگی، محمد
حسین فراهانی ، مدیر سابق میراث فرهنگی تهران، توسلی، کارشناس دفتر توسعه
محلی، تعدادی از کسبه و افشار نماینده شهرداری، تعدادی از اهالی رسانه
نشسته بودند.
خسروآبادی بر بالای
همین سفره از لطف شهرداری و عنایت آقای مسجد جامعی گفت: «آقای مسجد جامعی
آماده است که در این راه به ما کمک کند. نباید کاری انجام دهیم که حس او را
بگیریم. در همین جلسه میگویم: «بر گذشته ها صلوات»، که معلوم
باشد میخواهیم کار نویی انجام دهیم. همه کسانی که در بافت تاریخی وارد
هستند، هر جا کمبود داریم بگویند. من این را میفهمم، اما اگر وسط قضیه کسی
می خواهد لیز بخورد، آن را نمیفهمم.»
یکی از کسبه حاضر در این نشست بعد از گفتن جمله آخر خسروآبادی با لحن معترضی گفت: «نکند که منظور شما به من باشد؟ آخر بعد از عرایض من این حرفها را زدید؟»
خسرو آبادی اما او را متوجه کرد که این حرف را بعد از صحبتهای او نگفته و روی صحبتش همه بودهاند.
توسلی
اما در این نشست، اعلام کرد که اقتصاد قرن بیستمی حساب و کتاب دارد. یکی
از کارهایی که در مورد آن کم لطفی شده بافت تاریخی است، برای اینکه مدیران
شهری ارزش اقتصادی را در بافتهای تاریخی نمیبینند. بافت تاریخی ارزشش
بیشتر از سرمایه داری است که ده طبقه میسازد.
خسرو آبادی بعد از
صحبتهای توسلی گفت: «شما مرا وادار می کنید یک حرف هایی بزنم. من سالها
در حوزه فرهنگ کار کردهام، همه میگویند انقلاب ما فرهنگی است؛ فرهنگ خیلی
خوب است. اما میتوانند، بگویند: «آخرین تئاتری که رفتهاند یا آخرینباری
که به سینما رفتهاند کی بوده است؟» ما با دست خودمان خودمان را آزار
ندهیم. فرهنگی یعنی چی؟ الکی از فرهنگ میگوییم.»
او برای چندمین بار در این نشست سوابق فرهنگی خود را یادآوری و خاطرهای تعریف کرد: «ما برای راهاندازی فرهنگسرای خاوران رفته بودیم. همانجا که قبرستان بوده است. قرار بود که ما آنجا را تبدیل به فرهنگسرا کنیم. فکر میکنید، دفترمان کجا بود؟ در مرده شور خانه بود. یک سالن زدیم؛ آقای انوار، آن زمان معاونت سینمایی بود و بحث مراکز فرهنگی را دنبال میکردند. او آمد، کار ما را دید و گفت که نمیتواند کمک کند؛ بهخاطر سبکی بود که ما دنبال میکردیم. من دو سال و نیم طول کشید که نمونه مرکز فرهنگی را طراحی کنم. شما می گویید در عرض 18ماه میخواهید کاری مثل عودلاجان را انجام دهید. من خودم بحث های مدیریتی را می فهمم.»
کسی عمرا بتواند مرا بردارد
او رو به توسلی گفت که خانم اگر عودلاجان را میخواهید احیا کنید ۲۰ سال طول میکشد اما من شاید تا 20 ماه دیگر اینجا باشم.
یکی از کسبه بعد از صحبتهای خسروآبادی گفت که خدا را شکر! تا 20 ماه دیگر خیالمان راحت شد!
خسروآبادی در ادامه حرف هایی که کسبه گفت اصلا من برای اینکه خیال شما راحت شود، میگویم. من زلزله شناسی خوبی دارم. من هر بحثی را می فهمم؛ 8 سال مدیر اجرایی اتحادیه هتل داران بودم؛ فرصت ساز خوبی نیستم اما خاکریز نگهدار خوبی هستم. اگر جایی بنشینم عمرا کسی بتواند مرا بردارد.
در اینجای صحبتهای خسروآبادی یکی گفت که اما آقای خسروآبادی تهران یک گسل است. ( همه با بیان این مطلب خندیدند)
فراهانی هم در پایان صحبتهای خسروآبادی گفت: «اکنون موقعیت طلایی است. زمانی که ما کار میکردیم، من متهم بودم که با شهرداریها قاطی هستم. اما با دستوری که خسروآبادی دادند، ما سعی می کنیم دو تا کمیته را تشکیل دهیم. اوقاف را بخواهیم... شهرداری را بخواهیم و ماحصل کار را ارایه دهیم.»
خسروآبادی در انتهای این نشست تاکید کرد که ما الکی نمیخواهیم، درد و دل کنیم؛ درد و دل لازم نیست. اگر این حرف ها را برای درد و دل زدم برای آشنایی اول بود. تا مرد سخن نگفته باشد، عیب و هنرش نهفته باشد. در حقیقت آقای فراهانی از طرف ما بحثهای فنی را دنبال میکند. من اصلا دلم به این امر روشن است.


