آمريكاي لاتين، الهيات رهاييبخش و غزه
منطقه خاورميانه در طول تاريخ به ويژه در قرن معاصر به دليل موقعيت استراتژيك و ژئوپليتيك، وجود سرزمينهاي مقدس، منابع غني نفت و گاز، قرار گرفتن بر سر راه سه قاره آسيا، آفريقا و اروپا همواره مورد توجه دولتهاي غربي استعمارگر بوده است.
نگاه دولتهاي سلطهگر به اين منطقه از جهان همواره نگاهي سود جويانه و غارتگرانه بوده و از هرگونه اقدامي در جهت منافع نا مشروع خود و سركوب مردم و دولتها آزاديخواه آن دريغ نكردهاند. عناويني همانند حقوق بشر، دومو كراسي و آزادي فقط در راستاي منافع و سياستهاي كشورهاي غربي قرار گرفته و فريبي بيش نيست. شوراي امنيت سازمان ملل نيز در حال حاضر وسيلهاي براي پيشبرد اهداف غير عادلانه دولتهاي غربي بوده و عملاً ناكارآمد ميباشد چنانكه در هفتههاي گذشته جهانيان شاهد نمونه بارزي از دوموكراسي و حقوق بشر به سبك آمريكايي و اسرائيلي بودهاند.
دموكراسي و حقوق بشري كه جز كشتن كودكان و زنان و نسل كشي مردم بي دفاع سرزمين غزه از سوي حاكمان رژيم صهيونيستي تعريف ديگري از خود بر جاي نگذاشته است سكوت تعدادي از كشورهاي عربي براي جبران عدم حمايتهاي سياسي و... از مردم مظلوم نوار غزه جالب توجه است به طوري كه تعدادي از اين دولتهاي عربي وابسته ميخواهند خلاءنبود حمايتهاي خود را با كمكهاي مالي به مردم غزه پر نمايند، اما لحظات و خاطرات تلخ را نميشود با پول جبران كرد و آن را از افكار و اذعان عمومي محو نمود. نكته جالب توجه همسويي و همگرايي تعدادي از كشورهاي آمريكاي لاتين در رابطه با مو ضو عات و حوادث منطقهاي و جهاني است.كشورها ي منطقه نامبرده درگذشته همگي به نوعي تحت سلطه دولتهاي اسپانيا، انگليس، فرانسه و آمريكا قرار داشتهاند.
قاره آمريكا در طول تاريخ كشف خود حوادث و جريا نهاي متعددي را به خود ديده وآن را پشت سر گذاشته است حضور دولتهاي سلطهگر و مهاجم در اين منطقه از جهان آن را دستخوش تحو لات نموده است آزاديخواهاني مانند: اميليانا زاپاتا، سيمون بليوار، ارنست چگوارا، فيدل كاسترو، دانيل اورتگا، هوگو چاوز، اوو مورالس به همراه انديشه و الهيات رهايي بخش، پشتوانهاي قوي مبارزه عليه ظلم و بيداد و ديكتاتوري به وجود آوردهاند كشورهاي آمريكاي لاتين شامل: آرژانتين، آنيتوكو آوباربودا، اكوادور، السالوادور، اروگوئه، پورتوريكو، باربادوس، برزيل، بليز، بوليوي، باهاما، پاناما، پاراگوئه، پرو، ترينيداد و توباگو، جامائيكا، دومينكا، دومينيكن، سنت وينسنت و گرنادين، سورينام، شيلي، كاستاريكا، كلمبيا، كوبا، گرانادا، گواتمالا، گويان فرانسه، گويان انگليس، مكزيك، نيكاراگوئه، ونزوئلا، هائيتي، هندوراس، برمودا، مالويناس و سنت لوسين.
پيدايش الهيات رهاييبخش در منطقه آمريكاي جنوبي و مركزي و بيداري ملتهاي آن سبب به وجود آمدن دولتهاي چپگرا و انقلابي نيكاراگوئه، كوبا، بوليوي، و ونزوئلا و همسويي و همگرايي سياسي بين ساير كشورهاي اين منطقه عليه قدرتهاي سلطهگر شده است. وجود اين ويژگيهاي مشترك كشورهاي آمريكاي لاتين با ايران در سالهاي اخير مو جبات بسط و گسترش روابط در زمينههاي اقتصادي، تجاري، صنعتي، كشاورزي و سياسي شده است. در اين ميان موضعگيريهاي سياسي و اقدام عملي تعدادي از كشورهاي آمريكاي لاتين عليه رژيم غاصب اسرائيل بسيار حائز اهميت است. دولت ونزوئلا و بوليوي در يك حركت انقلابي دستور اخراج سفير اسرائيل از خاك كشور خود را دادند و خواستار تحت پيگرد قرار گرفتن سران رژيم صهيونيستي به عنوان جنايتكاران جنگي و محاكمه قضايي در دادگاههاي بينالمللي شدند.
دولتها و ملتهاي آزاديخواه ديگر كشورهاي جهان از جمله منطقه آمريكاي لاتين با راهپيمايي و سوزاندن پرچمهاي اسرائيل و آمريكا به نوعي پشتيباني خود را از مردم ستم ديده فلسطين ابراز كردند و اين در حالي است كه سازمان ملل اقدامات آن در خصوص آتش بس بسيار ضعيف و بدون ضمانت اجرايي بوده به طوري كه هيچ گونه كمكي به مردم سرزمين غزه نكرده است وتنها با بيانيههاي تو خالي شاهد كشتار همگاني كودكان و زنان ومردم بي دفاع بوده است.
آنچه كه كشورهاي چپگرا و انقلابي آمريكاي لاتين را بر جسته مينمايد، مواضع عملي و ضد استكباري عليه غارتگران و زورگويان در دنيا و نزد يكي هر چه بيشترآنان به كشورهاي مستقل و آزاديخواه ضد استعماري منطقه و جهان از جمله با جمهوري اسلامي ايران است. به طوري كه در گذشتههاي نه چندان دور، ما شاهد رفت و آمد مسئولان بلندپايه في ما بين در پايتختهاي يكديگر بودهايم.
آمريكاي لاتين زماني حيات خلوت دولتهاي غربي و آمريكا شمرده ميشد، اما هم اكنون به دليل بيداري ملتها و وجود دولتهاي مردمي و انقلابي اين حيات خلوت به حيات اپو زسيون عليه دولتهاي غربي به رهبري آمريكا تبديل شده است واقعيت اين است كه ايران اسلامي به عنوان كشوري انقلابي و مستقل در منطقه خاورميانه و خليج فارس مركز الهامات و مبارزه عليه غارتگران بينالمللي بوده و از مظلومان عالم دفاع مينماييد و اين ويژگي همواره در مواضع سياست خارجي به چشم ميخورد. وجود مسلمانان با جمعيت حدود 6 ميليون نفر از كشورهاي (لبنان، فلسطين، سوريه، تركيه، سودان، عراق و...) در اين منطقه و مراكز اسلامي و فرهنگي شامل:
- مركز فرهنگي ونزوئلا، مسجد آل ابراهيم در كاراكاس.
- مركز كوچك اسلامي شيعيان و كتابخانه حضرت فاطمهالزهرا(س) در السالوادور.
- انجمن اسلامي عرب در مندوزا، آرژانتين، جامعه علويان و مسجدالتوحيد در اين كشور.
- كلوپ عرب در اكوادور و سازمان اسلامي اكوادور (تاسيس 15 اكتبر سال 1994).
- اتحاديه مسلمانان بليزI.M.B.
- مركز اسلامي بوليويC.I.B .
- اتحاديه اسلامي مسلمانان در باربادوس.
- مركز فرهنگي اسلامي (بنيفيكو در آسانسيون، پاراگوئه.)
- جماعت گروه مسلمانان ترينيداد . T.M.L.
- مركز دعوه آموزش اسلامي در جامائيكا.
- اتحاديه مسلمانان در شيلي.
- مركز فرهنگي مسلمانان در كاستاريكا.
- سازمان اسلامي به نام «صدر اسلام» در گويان.
- مركز فرهنگي اسلامي مكزيك
فرصتي مناسب به منظور بسط روابط همهجانبه فراهم آورده است.
نبرد22 روزه غزه به جهانيان درسهاي زيادي آموخت و نكات مهمي را آشكار ساخت كه عبارتند از:
1. مردم فلسطين زنده، بيدار، هوشيار و مقاوم هستند.
2. مردم فلسطين همواره با تكيه و توكل بر خداوند پيروز خواهند شد.
3. چهره زبون بعضي از دولتهاي عربي مدعي وحدت آشكار شد.
4. غاصب بودن و ستمگر بودن رژيم صهيونيستي براي جهانيان نمايان شد.
5. مواضع دولتها و ملتهاي آزاديخواه از جمله دولتهاي انقلابي منطقه آمريكاي لاتين هويدا شد.
6. حقانيت هر جه بيشتر دولت ومردم ايران در دفاع از ملت فلسطين بر همگان مسجل شد.
7. زمينه وحدت دوباره بين دولتهاي انقلابي و ضد استكباري فراهم آمد.
8. خودباوري در مبارزه عليه دشمن مسلمانان تقويت شد.
9. چهره دروغين امپرياليسم خبري مدعي دمكراسي واضح شد.
10. نقاط ضعف دشمن بر همگان بيشتر نمايان كرديد.
كارشناس ارشد روابط بين الملل



