بودجه متورم نباشد، غرب گردنکلفتی نمیکند
رئیس مجلس شورای اسلامی در نطق پیش از دستور خود، با اشاره به سالگرد درگذشت مدرس و فرا رسیدن روز مجلس، به بخشی از اظهارات مدرس در دورههای زمانی و در مناسبتهای گوناگون اشاره و تأکید کرد که مدرس نقش بیبدیلی در تاریخ معاصر ایران داشته است.
کد خبر: ۳۶۱۴۹۷
| | 5135 بازدید
رئیس مجلس شورای اسلامی در نطق پیش از دستور خود، با اشاره به سالگرد درگذشت مدرس و فرا رسیدن روز مجلس، به بخشی از اظهارات مدرس در دورههای زمانی و در مناسبتهای گوناگون اشاره و تأکید کرد: جراحیهای اقتصادی که قطعا به نفع ملت و کشور است، وقتی در کشمکش سیاست داخلی گرفتار میشود، کسی شجاعت برای اقدام ندارد. این گونه اصلاحات با افکار پوپولیستی انجام نمیشود.به گزارش «تابناک»، رئیس مجلس شورای اسلامی در نطق پیش از دستورخود با اشاره به سالگرد درگذشت مدرس و فرا رسیدن روز مجلس، به بخشی از اظهارات مدرس در دورههای مختلف زمانی و در مناسبتهای مختلف اشاره و تأکید کرد که مدرس نقش بیبدیلی در عرصههای مختلف تاریخ معاصر ایران داشته است.
متن کامل سخنرانی دکتر لاریجانی به شرح زیر است:
یاد آیتالله مدرس آن مرد بزرگ و نماد مجلس در ایران را گرامی میداریم و بر روح بلند آن رادمرد درود میفرستیم و روز مجلس را به همه همکاران عزیز تبریک و تهنیت عرض میکنیم.
مدرس به راستی همان طور که امام (ره) فرمود، ستاره درخشان بر تارک کشور بود، امام درباره ایشان میفرمایند، «شهید بزرگ ما مرحوم مدرس که القاب برای او کوتاه و کوچک است ستاره درخشانی بود بر تارک کشوری که از ظلم و جور رضاشاهی تاریک مینمود و تا کسی آن زمان را درک نکرده باشد، ارزش این شخصیت عالی مقام را نمیتواند درک کند، ملت ما مرهون خدمات و فداکاریهای اوست و اینک که با سربلندی از بین ما رفته است بر ماست که ابعاد روحی و بینش سیاسی و اعتقادی او را هر چه بهتر بشناسیم و بشناسانیم».
انصاف قضیه این است که ابعاد فکری و عملی مدرس بسیار متنوع و آموزنده است؛ شاید مناسب باشد در این مجال اندک ببینیم از سیر مطالعه و اندیشهها و خدمات آن مرد بزرگ که نماینده فعال در پنج دوره مجلس بوده است، برای حرکت امروز کشور و مجلس چه درسی میتوان گرفت.
مدرس در دوره دوم مجلس شورای ملی سال ۱۳۲۷ ه ق به عنوان مجتهد مسلم و یکی از علمای تراز اول مملکت از طرف مراجع نجف اشرف نامزد شد و پس از انتخاب برای نظارت در امور شرعی و قوانینی که مجلس میگذارند از اصفهان به تهران میآید و به عنوان نماینده مجلس وارد میدان سیاست میشود.
در تمام دوره دوم مجلس نقش او بیبدیل بود، البته نقش مدرس در مجالس بعدی تا مجلس ششم به دلیل فضای بسیار متغیر سیاسی و اجتماعی کشور در هر یک به نحوی ظاهر شد اما در تمام این دورهها که رهبری اکثریت را به عهده داشت یا رهبری اقلیت، یک ویژگی ممتاز در شخصیت او همگان را تحت تأثیر قرار میداد و آن تفکر عمیق اسلامی و فضل و کمالات معنوی او بود البته این امر برگرفته از سوابق تحصیلی او چه در مکتب اصفهان و چه مکتب فقهی نجف بوده است.
مدرس جامعیت معقول و منقول را پیدا کرد و در سیزده سال تحصیل در اصفهان فرصت یافت در علوم معقول و منقول از محضر میرزا جهانگیرخان قشقایی و آخوند ملامحمد کاشانی حکیم مشهور و میرزا عبدالعلی هرندی استفاده نماید و در نجف اشرف عمدتا از محضر دو مرجع بزرگ مرحوم آخوند خراسانی و آقای سید کاظم یزدی به مدت هفت سال بهره برد و از آنها اجازه اجتهاد گرفت، این تعالیم دینی و معنوی آن هم از چنین شخصیتهای بزرگی او را حامل نگاهی نافذ به دین و به او قدرت رهبری و تأثیرگذاری بر موافق و مخالف بخشید، به طوری که مجلس با حضور او به طور ملموس تغییر شرایط پیدا میکرد.
امام (ره) فرمود: «من آن وقت مجلس رفتم برای تماشا، جوان بودم، مجلس آن وقت تا مدرس نبود مثل آنکه چیزی در آن نیست، مثل اینکه محتوا ندارد، مدرس با آن عبای نازک و قبای کرباسی وقتی وارد میشد مجلس میشد یک مجلس، طرحهایی که در مجلس داده میشد آن را که مخالف بود، مدرس مخالفت میکرد و میماساند مطلب را».
ملک الشعرای بهار در مقالهای سخن بلیغی درباره مدرس دارد و میگوید: «ما رجال اصلاح طلب و شجاع و فداکار مانند امیرکبیر، سیدجمال، امین الدوله، سید عبدالله بهبهانی، سیدمحمد طباطبایی بسیار داشتهایم که هر یک از این بزرگان شخصیتهای برگزیده و تاریخی میباشند اما مدرس از حیث تمامی چیز دیگری بود و در مدرس جنبه فنی، صنعتی و هنری بود که او را ممتاز کرده بود و علاوه بر آنکه از جنبه علمی و تقدس و پاکدامنی و هوش و فکر نیز دست کمی از هیچ کس نداشت و سرآمد تمام این خصال سادگی و شهامت آن مرحوم و مهمتر از همه از خود گذشتگی و فداکاری او بود که در احدی دیده نمیشد.
مدرس به تمام معنای کلمه «فقیر» بود آن فقری که باعث فخر پیامبر ما بود و میفرمود، الفقر فخری؛ همان فقری که عین بینیازی و توانگری و عظمت او بود.
مدرس پاک و راست و شجاع بود، این خصوصیات در مدرس به نحوی بود که حتی دشمنان او در داخل و خارج تحت تأثیر امر قرار میگرفتند.
دکتر میلسپو آمریکایی که مستشار مالی و رئیس خزانه داری در سال ۱۳۰۱ در استخدام دولت ایران بود پس از پایان خدمت در کتاب خود مینویسد: مشخصترین چهره و رهبر روحانیون در مجلس مدرس میباشد که نایب رئیس هم هست، شهرت مدرس بیشتر در این است که برای پول اصلا ارزش قایل نیست، او در خانه سادهای زندگی میکند که جز یک قالیچه و تعدادی کتاب چیز دیگری در آن وجود ندارد، لباس روحانیون را میپوشد و مردی است فا ضل، در ملاقات با او بعید است کسی تحت تأثیر سادگی و هوش و قدرت رهبری او قرار نگیرد».
میرزاده عشقی در ابتدای مجلس چهارم از مخالفین سرسخت مدرس بود و حتی شعر علیه مدرس سرود اما تحت تأثیر شخصیت مدرس قرار گرفت و متوجه اشتباهش شد و همراه سید گردید البته در دوره مجلس پنجم که ترورهایی توسط رضاخان راه افتاده بود میرزاده عشقی هم ترور شد.
مدرس شخصیت مولدی بود چه در عرصه علمی که در مدرسه سپهسالار (شهید مطهری فعلی) درس مستمری داشت و چه در عرصه سیاست که عنصر فعال و طراح بود و در سختترین شرایط با حضور خود حرکتهای تاریخ ساز به وجود میآورد نظیر حرکتی که در مقابل اولتیماتوم قشون روس در مجلس و کشور به وجود آورد یا در مخالفت با جمهوری رضاخانی و چه در فعالیتهای تقنینی مجلس که در تدوین قوانین مادر نظیر قانون مدنی نقش جدی داشت.
مدرس در حرکت تقنینی مجلس سخن جالبی دارد و میگوید: «من که میبینید در مسائل مالی چقدر دقیق هستم و از دیناری هم نمیگذرم، ولی پیشنهاد میکنم چون امروز در ایران شخصی از مشیرالدوله پیرنیا قویتر در زمینه مسائل حقوقی نداریم، پیشنهاد میکنم مجلس هر چقدر ایشان میخواهد به ایشان بپردازد که او بنشیند و یک دوره قانون برای کشور تهیه کند»، این دقت نظر مدرس را در ده سال پیش نشان میدهد که تدوین قانون جامع و دقیق احتیاج به کار کارشناسی دارد که باید توسط افراد کاردان صورت گیرد و نتیجه آن در جهت تسریع در مسیر مجلس قرار داده شود.
مدرس میگوید: من که مشهورم در سخت گیری به مسائل مالی میگویم هر چه در این مسیر خرج شود انجام گیرد.
بنده با تجربهای که در این چند سال در مجلس حاصل نمودم، نگاه مرحوم مدرس را عمیقا باور دارم و معتقدم برای تعمیق مردم سالاری در کشور و تقویت مجلس و بهبود شرایط کشور ضروری است مؤسساتی صاحب فکر و تجربه از افراد متخصص را رسمیت بخشید تا کمیسیونهای مختلف برای تدوین طرحها از این ظرفیتها استفاده کنند و نتیجه کار آنها در مسیر کار کمیسیون و تصویب مجلس قرار گیرد و این کارنباید صرفا متکی بر مرکز پژوهشهای مجلس باشد گرچه این مرکز خدمات ارزشمندی ارائه کرده و از کارشناسان زبدهای برخوردار است.
بر این اساس است که مدرس میگوید: نمایندگان بایستی در رأی دادن به قوانین بسیار هوشیار و دقیق باشند چون این قوانین با سرنوشت یک مملکت و یک ملت بازی میکند» و ادامه میدهد: این طریق وضع قانون مملکت نیست و باید در اطرافش تأمل کرد و بیدلیل رای نداد «از این رو میگوید عقیده من این است که مجلس شورا مجلس انس نیست و در مجلس شورای ملی تمام عقاید و مطالب باید گفته شود و حلاجی شده و حل شود.
مدرس نگاه خاصی در توسعه کشور داشت و او استقلال علمی و فنی و اقتصادی کشور را اصل قرار داده بود.
مدرس در دوره سوم جلسه ۵۶ میگوید: امروز که برنامه هیأت دولت را آوردند بنده دو اصل را تصدیق کردم، یکی اینکه مخارج مملکت حتما باید از داخل مملکت تهیه شود و یکی اینکه جلوی مخارج زاید گرفته شود.
جالب است که مدرس به شدت مخالف خرج تراشی در هزینههای جاری است مخصوصاً اگر این ازدیاد مخارج به وابستگی کشور منجر شود.
وقتی بودجه عدلیه در مجلس سوم مطرح شد مدرس که به مسائل مالی خیلی حساس بود گفت بایستی تزیید عواید کرده و مخارج را کم کنیم و در صورتی که مداخل داشته باشیم دست به اصلاحات بزنیم و به نمایندگانی که میخواهند بودجه عدلیه را تصویب کنند میگوید باید بدانیم مالیه مملکت چقدر است و چقدر میتوانیم خرجش را معین کنیم و شاید بنده این طور حل کرده باشم که همین خرج که فعلا در مرکز عدلیه است کم باشد ولی اگر پول نداشته باشیم و محتاج به پول شدیم و لازم شود از بعضی ممرها که مایل نیستیم از آنها تحصیل کنیم که مقصودش استقراض خارجی است همین تشکیلات قهری عدلیه را هم کسر خواهیم کرد و شاید تعطیلش هم بکنیم چون نکته مهم بقا و استقلال کشورند اگر قرار شود استقلال کشور خدشه دار شود بهتر است که این ادارات هم وجود نداشته باشند.
آیا مشکل امروز کشور ما این نیست؟ آیا نباید این سخن مدرس را با طلا نوشت و بر سر در دولت و مجلس قرار داد؟ اگر بودجه کشور ما این قدر متورم نبود، کشورهای زیاده خواه غربی میتوانستند این قدر گردن کلفتی نسبت به مسأله هستهای ایران بکنند و با ابزار تحریم حرف زور بزنند؟
همه دولتها در همه ادوار مختلف پس از انقلاب از کوچک کردن دولت و کاهش هزینه جاری سخن گفتند اما کدام موفق شدند؟ امروز متأسفانه درآمد کل کشور برابر با هزینه جاری ادارات شده است و چیزی برای عمران کشور باقی نماینده است که مردم از آن منتفع شوند که ریشه آن این است که دولتها و مجالس همگی با رأی مردم سرکار میآیند و این گونه جراحیهای اقتصادی که قطعا به نفع ملت و کشور است وقتی در کشمکش سیاست داخلی قرار میگیرد کسی شجاعت اقدام نمییابد، این گونه اصلاحات با افکار پوپولیستی اتفاق نمیافتد.
افکار پوپولیستی نوعی عوام زدگی است نه مرمی بودن و نه رعایت مصالح کشور که نمونه این گونه تصمیمات در نحوه اجرای هدفمند کردن یارانهها رخ داد و به جای ایجاد مجال جهت توسعه و عمران کشور عملا هزینه جاری کشور به میزان حداقل ۲۷ هزار میلیارد تومان اضافه شد.
تصور نشود مرحوم مدرس به توسعه نگاه تنگ نظرانهای داشت به عکس در زمان خود کمتر کسی نگاه عمیق توسعه مدرس را درک میکرد اما در توسعه واقعی نه خرج تراشی، توسعهای که منجر به بینیازی کشور شود نه وابستگی به دیگران.
مدرس در سال ۱۳۰۶ گفت: باید صنعت هواپیماسازی در کشور داشته باشم». چقدر این نگاه بلند است، هنوز بعد از یک صد سال در کشور ما این صنعت را به معنای درست درست نداریم.
مدرس در جای دیگر میگوید: امروز احتیاج به اقتصادیات و توسعه زندگانی از برای عموم فوق العاده است و این در واقع از اهم امور است یعنی شب و روز اگر دولت بخواهد کار کند باید در این موضوع کار کند اما راه آن را تکیه بر اقتصاد درونی و بالابردن توان ملی اقتصادی کشور میداند.
مدرس درباره تربیت نیروی متخصص در نطق خود میگوید:۱۰ نفر محصل برود به خارج برای اینکه متخصص شود در علم مهندسی، عقیده بنده این است که ده تا کم است ۱۰۰ تا هم کم است، ما متخصص زیاد میخواهیم اما باید دانست از اینکه ۲۰ نفر را دولت بفرستد به خارجه برای تحصیل از این کار متخصص پیدا نمیشود، در دورههای گذشته در همین مجلس متجاوز از ۲۰۰-۳۰۰ نفر به خارج فرستاده شد در صورتی که متخصص درجه اول که سهل است متخصص درجه دوم و سوم هم گیرمان نیامد، باید راهی دیگر جست و آن این است که باید بگردیم و ببینیم آن ایراینکه یک بهره از این علم دارد به علم او ترتیب اثر بدهیم تا ایجاد متخصص شود.
مدرس مخالف تحصیل در خارج نیست اما راه استقلال کشور را در گسترش دانش و تخصصی در داخل میداند.
مدرس در جایی میگوید: میترسم به زودی گوشت و پنیر از خارج وارد کنیم، نگران کشاورزی کشور هستم» مدرس راه استقلال اقتصادی را تکیه اقتصاد ملی بر مردم در داخل میداند و تکیه بر ملت و نه دولت و میگوید «تجربیات ما نشان میدهد که دولت نه ملاک و نه تاجر و نه مدیر حمل و نقل خوب و هر چه به این کارها دست بزند موجبات خسارت و ضرر دولت است، قطعا اگر من و یا دیگری صاحب یک ملکی باشیم که در دولت صد خروار عایدی دارد به دست ما ۱۵۰ عایدی خواهد داشت و همین برای مملکت مفید است».
دوستان عزیز سالهاست که سیاستهای اصل ۴۴ ابلاغ و قانون آن تصویب شده است؛ آیا واقعا امروز صنعت و اقتصاد کشور در دست ملت است یا سایه بخشهای دولتی و شبه دولتی همچنان اقتصاد را به بیماری مزمن کم بهرهگی مبتلا نموده است؟
بیشتر پروژههای عمرانی کشور از سنخ پروژههای ذیل اصل ۴۴ است که باید به بخش خصوصی واگذار شود.
در اوضاع کنونی که بر حسب گزارش رئیس جمهور حدود ۴۰۰ هزار میلیارد تومان بودجه عمرانی در دست اجرا داریم و از طرف دیگر حداکثر ۲۰ هزار میلیارد تومان بودجه عمرانی میتوانیم برای سال آینده تدارک نماییم تصمیم بگیریم، این پروژهها را بر حسب پند مرحوم مدرس به مردم واگذار کنیم نه اینکه این ثروت را معطل کنیم و پس از سالها تأخیر اگر ساخته شود، تازه باید طبق اصل ۴۴ آنها را واگذار نماییم.
همکاران گرامی در آستان بودجه سال آینده قرار داریم، شما قدرت تغییر شرایط را بر اساس سیاستهای اصل ۴۴ دارید.
مرحوم مدرس در سیاست خارجی یک شخصیت استقلال طلب واقع بین بود که عزت اسلام را جستجو کرد و در مجلس ششم گفت «ایران مسلمان باید مسلمان ایران باشد، دشمن دیانت ما دشمن استقلال ماست، عظمت ما در دنیا به قانون اسلام است و بدانید که این قانون است که ما را نگاه میدارد وای بر ما اگر نسبت به این قانون بیاعتنا شویم، آن روز نه مملکت برای ما میماند و نه شرافت».
مدرس سرافرازی کشور را در استقلال میدانست و استقلال کشور را در پناه دیانت اسلام قابل تحقق میپنداشت و این امر در تجربه تاریخی این یک صدسال بر ما اثبات شده است چه در ایران چه سایر کشورها و به تعبیر شهید مطهری توفیق نهضتهای کشورهای اسلامی در پناه اسلام محقق میشود.
در سال ۱۳۳۳ ه ق که روسها تا منجیل پیش آمدند و به سمت قزوین حرکت کردند به دولت صمصام السلطنه اولتیماتوم دادند که دولت ایران باید هزینه نگهداری مناطق اشغالی را قبول و به دولت تزار بپردازد و اگر نپذیرد پایتخت را اشغال نظامی میکنم و ۴۸ ساعت وقت دارند، احمد شاه تصمیم گرفت به اصفهان برود، کابینه هم از مجلس اختیار تام خواست که تسلیم خواست دولت روسیه شود، مردم هم مضطرب، مجلس تشکیل شد و نمایندگان بلاتکلیف، مدرس در میان بهت و حیرت حاضران از جا برخاست و گفت آقایان اگر مشیت امور به این قرار گرفته باشد که آزادی و استقلال ما به زور از ما سلب شود سزاوار نیست که ما خودمان به دست خود آن را امضا کنیم، آنگاه با فریاد میگوید «نه» ما هرگز تسلیم نمیشویم و مقاومت میکنیم و از این تهدیدات نمیهراسیم و سپس دستان لرزان خود را به سوی تماشاچیان و مردم به دادخواهی دراز کرد و مردم با شعار «زنده باد ملت» «مرگ بر بیگانگان» و «زنده باد مدرس» به خیابانها میریزند و در نتیجه کابینه صمصام ساقط و کابینه بعدی هم اولتیاماتوم روسیه را مردود و اعلام میکند، این یک نمونه از قدرت مدرس در مقابله با زورگویی روسیه تزاری است.
از طرفی پس از شاه شدن رضاخان مدرس به او گفت به انگلیسیها بگو «نه»، آنگاه پشت تو را میگیریم و نمیگذاریم تو را بردارند. رضاخان پاسخ داد نمیتوانم و تعهد سپردهام، اگر بگویم نه، با اشاره آنها همین پیشخدمت که چای میآورد، به من سم خواهد چشاند. پس از شنیدن این جواب مدرس با یأس از جا برخاست و گفت در آن شرایط اگر بمیری باز هم رضاخانی.
مدرس بر این باور بود استقلال و پیشرفت کشور در گرو حضور دیانت در سیاست است در غیر این صورت تضمینی وجود ندارد و این فکر قبل از مشروطه برای او حاصل شده بود.
مدرس میگوید: «یک وقتی در نجف آب قطع شد. بنده مسافرت کردم و رفتم اراضی بابل را تماشا کنم. ۱۰-۱۵ روز رفتم آنجا، دیدم اروپاییان عتیقهجات و آثار باستانی آنجا را استخراج میکردند، فکر میکردم چرا ممالک اسلامی رو به ضعف رفتهاند و ممالک غیر اسلامی رو به ترقی، چندین روز فکر کردم و بالاخره چنین فهمیدم که ممالک اسلامی سیاست و دیانت را از هم جدا کردند ولی ممالک دیگر سیاستشان عین دیانتشان یا جزء آن است لهذا در ممالک اسلامی اشخاصی که متدین هستند دوری میکنند از اشخاصی که در داخل سیاست هستند و لذا رو به عقب میروند با خود گفتم باید فکری کرد، آمدم با دو نفر از اساتید بزرگ که هر و به رحمت ایزدی رفتند این مسأله را مذاکره کردم و بالاخره با مشروطه منطبق شد که به واسطه آن این اختلاف از میان برداشته شود و هر کس هم که امینتر است به سیاست مملکت خدمت کند.
این حرف مبنایی مدرس بود که قوام استقلال و توسعه کشور را در مشروطه به این معنا یکی دانستن دیانت و سیاست میدانست و معتقد بود استبداد و مشروطه اصلا با هم مناسبت ندارند که بگوییم این بهتر است یا آن تباین است.
ما در سیاست خارجی چند نکته را محور فکر خود بیان کردهایم و آن اینکه باید در سیاست خارجی توازن عدمی را نسبت به همه رعایت کنیم نه توازن وجودی را و عموم مسلمین محیا باشند تا در صورتی که اتفاقی افتاد بتوانند دفاع کنند و اگر اتفاقی افتاد جهاد هم میتوانند بکنند.
مدرس در سیاست خارجی معتقد است سیاست کشور ایران باید پرهیز از درگیری باشد و میگوید سیاست ما ایرانیها باید سیاست بزکوهی باشد، سیاست بزکوهی این است که همیشه بین الطلوعین چرا میکند که هوا به قدری روشن باشد که علف را ببیند اما به قدری روشن نباشد که صیاد او را صید کند ما ایرانیها باید سیاستمان طوری باشد که زندگی کنیم اما صیاد ما را صید نکند.
مدرس معتقد است که با همسایگان کشور باید در سیاست و اقتصاد و همه خصوصیاتمان روابط حسنه و خوب داشته باشیم و با همه کشورهای صاحب توان علمی تبادل فرهنگی و علمی وقتی برقرار کنیم و میگوید عقیده من بر این است که تبادل فرهنگی در همه زمینهها بین ممالکی که علمی و عملی و صنعتی دارند به نحو اکمل و احسنت انجام شود، هیچ ملتی از علم و صنعت و علوم معرفتالنفس دیگر ملل بینیاز نیست.
از طرفی پس از شاه شدن رضاخان مدرس به او گفت به انگلیسیها بگو «نه» آنگاه پشت تو را میگیریم و نمیگذاریم تو را بردارند، رضاخان پاسخ داد نمیتوانم و تعهد سپردهام، اگر بگویم نه با اشاره آنها همین پیشخدمت که چای میآورد به من سم خواهد چشاند پس از شنیدن این جواب مدرس با یأس از جا برخاست و گفت در آن شرایط اگر بمیری باز هم رضاخانی.
مدرس معتقد بود استقلال و پیشرفت کشور در گرو حضور دیانت در سیاست است در غیر این صورت تضمینی وجود ندارد و این فکر قبل از مشروطه برای او حاصل شده بود.
مدرس میگوید «یک وقتی در نجف آب قطع شد بنده مسافرت کردم و رفتم اراضی بابل را تماشا کنم، ۱۰-۱۵ روز رفتم آنجا، دیدم اروپاییان عتیقه جات و آثار باستانی آنجا را استخراج میکردند، فکر میکردم چرا ممالک اسلامی رو به ضعف رفتهاند و ممالک غیر اسلامی رو به ترقی، چندین روز فکر کردم و بالاخره چنین فهمیدم که ممالک اسلامی سیاست و دیانت را از هم جدا کردند ولی ممالک دیگر سیاستشان عین دیانتشان یا جزء آن است لهذا در ممالک اسلامی اشخاصی که متدین هستند دوری میکنند از اشخاصی که در داخل سیاست هستند و لذا رو به عقب میروند با خود گفتم باید فکری کرد، آمدم با دو نفر از اساتید بزرگ که هر و به رحمت ایزدی رفتند این مسأله را مذاکره کردم و بالاخره با مشروطه منطبق شد که به واسطه آن این اختلاف از میان برداشته شود و هر کس هم که امینتر است به سیاست مملکت خدمت کند.
این حرف مبنایی مدرس بود که قوام استقلال و توسعه کشور را در مشروطه به این معنا یکی دانستن دیانت و سیاست میدانست و معتقد بود استبداد و مشروطه اصلا با هم مناسبت ندارند که بگوییم این بهتر است یا آن تباین است.
ما در سیاست خارجی چند نکته را محور فکر خود بیان کردهایم و آن اینکه باید در سیاست خارجی توازن عدمی را نسبت به همه رعایت کنیم نه توازن وجودی را و عموم مسلمین محیا باشند تا در صورتی که اتفاقی افتاد بتوانند دفاع کنند و اگر اتفاقی افتاد جهاد هم میتوانند بکنند.
مدرس در سیاست خارجی معتقد است، سیاست کشور ایران باید پرهیز از درگیری باشد و میگوید سیاست ما ایرانیها باید سیاست بزکوهی باشد. سیاست بزکوهی این است که همیشه بینالطلوعین چرا میکند که هوا به قدری روشن باشد که علف را ببیند اما به قدری روشن نباشد که صیاد او را صید کند. ما ایرانیها باید سیاستمان طوری باشد که زندگی کنیم اما صیاد ما را صید نکند.
مدرس معتقد است با همسایگان کشور باید در سیاست و اقتصاد و همه خصوصیاتمان روابط حسنه و خوب داشته باشیم.
مدرس در سیاست خارجی معتقد بود با همه کشورهای صاحب توان علمی تبادل فرهنگی و علمی وقتی برقرار کنیم و میگوید عقیده من بر این است که تبادل فرهنگی در همه زمینهها بین ممالکی که علمی و عملی و صنعتی دارند به نحو اکمل و احسنت انجام شود، هیچ ملتی از علم و صنعت و علوم معرفت النفس دیگر ملل بینیاز نیست.
ایران نباید به سازمان ملل و سایر تشکلهای بینالمللی با حسن ظن برخورد کند، مدرس حرف عمیقی در این باب دارد گرچه میداند فضای جامعه با او هم نظر نیست میگوید «گرچه من حسن ظنی نسبت به جامعه ملل ندارم لکن تنها نمیتوانم استقامت کنم به اینکه عضویت در سازمان ملل را بر هم زنید اما میگویم من میمیرم و شما میمانید هیمن قدر میگویم که حسن ظنی به جامعه ملل نیست به خودمان ندارم اما چه وقت نتیجه ببخشد بعد معلوم خواهد شد، این حدس است، حدس، آخوندی است.
واقعاً نگاه مرحوم مدرس در سیاست خارجی بسیار عمیق و همه جانبه است، در همین بحث هستهای ملاحظه کنید که این تشکیلات سازمان ملل چه آژانس و چه شورای امنیت که با کمکهای مالی کشورها من جمله ایران اداره میشود تصمیم به تحریم ایران و این همه فشار بر ایران گرفتند و عملا آلت فعل آمریکا گردیدند، در این مدت چه مشکلی از کشورهای اسلامی را حل کردند مثلاً مشکل مردم فلسطین در سازمان ملل حل شد یا سازمان ملل از اشغال عراق و افغانستان جلوگیری کرد؟ یا در مسأله جنگ ۳۳ روزه ۲۲ روزه و ۸ روزه علیه مردم لبنان و فلسطین کاری از سازمان ملل حاصل شد؟
مدرس از دنیا رفت اما پس از صد سال حدس مدرس به واقعیت پیوست و سازمان ملل متحد به سازمان ایالات متحده بیشتر شباهت یافت.
سخن خود را با نوشته عارفانه مدرس در محبس و یک متلک شیرین او به رضاخان به اتمام میرسانم، نوشته عارفانه مدرس این است: «انشاءالله تعالی با حال اختیار کامل از اعمال و اذکار و افکار قبل از دار فانی به مقام رضا و تسلیم و اتصال امر موت قبل ان تموت خود را برسانم و با این حال امیدوارم به مقام شهادت فی سبیل الله که سالهای متمادی از خداوند مسألت نمودم موفق شده و مصداق آیه شریفه «و لا تحسبن الذین قتلو فی سبیل الله اموتا بل الاحیاء عند ربهم یرزقون واقع شوم».
متلک مدرس به رضاخان که تاریخی شد، در آستانه به سلطنت رسیدن رضاشاه اولین مجسمه او در میدان سپه آن روزگار نصب شد. این مجسمه متشکل از دو نیم رخ صورت رضا شاه بود که از پشت به هم چسبیده بود و طی مراسمی رضاشاه به اتفاق وزرا و چند تن از وکلا برای پرده برداری از آن به میدان سپه رفتند از جمله افراد مدرس بود رضا شاه برای اینکه به نوعی به مدرس گفته باشد بالاخره من موفق شدم از سر غرور و تکبر رو به مدرس کرد و گفت مدرس نظرت راجع به این مجسمه چیست مدرس با لهجه شیرین اصفهانی و طنز خاص و نیش دار خود گفت «بله خیلی خوب است اما حیف که عین خود شما دورو است».
حال با بهره جستن از شعر حافظ میتوان در مقام شهید مدرس گفت: «ستارهای بدرخشید و ماه مجلس شد، عصاره فضایل ملت حضرت مدرس شد».
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


