جمهوري: حرف روشن ما با اوباما
روزنامه «جمهوري اسلامي» در سرمقاله خود نوشت: با اينكه بسياري از مقامات آمريكايي و اروپايي اعلام كردهاند كه در مناقشات مربوط به انرژي اتمي جمهوري اسلامي ايران برنده و غربيها بازنده هستند، اما اخباري كه از اجلاس هفته گذشته گروه 1+5 در آلمان ميرسد، ناتواني غرب را در اين ماجرا بدون هيچ ابهامي به اثبات ميرساند.
خبرگزاري انگليسي رويترز در گزارشي از اجلاس آلمان نوشت: در اين اجلاس از تحريم تازه تهران هيچ صحبتي به ميان نيامد و جلسه بعدي نيز به بازنگري كامل آمريكا در سياستهاي خود موكول شد. نمايندگان گروه 1+5 در نشست «ويسبادن» آلمان از پيشنهاد باراك اوباما براي مذاكرات مستقيم با ايران حمايت كردند؛ با اين حال همزمان از تهران خواستند قطعنامههاي شوراي امنيت را رعايت كرده و غني سازي را تعليق كند.
توجه به اين نكته در تحليل آنچه در اين اجلاس مطرح شده بسيار نقش دارد كه اجلاس نمايندگان كشورهاي عضو گروه 1+5 در آلمان نخستين گردهمايي آنها درباره ايران پس از روي كار آمدن دولت باراك اوباما است. به عبارت روشنتر اين گروه با خارج شدن از زير فشار دولت بوش كوچك اكنون به نظر ميرسد تا حدودي راحتتر تصميم ميگيرد. در عين حال كه در بيانيه پاياني نشست كشورهاي عضو گروه 1+5 بر ادامه سياست هويج و چماق تأكيد شده و اين بيانيه از جمهوري اسلامي ايران خواسته است كه قطعنامههاي شوراي امنيت مبني بر تعليق فوري غنيسازي اورانيوم را به اجرا گذاشته و با آژانس بينالمللي انرژي اتمي همكاري نمايد، اما در عين حال حمايت خود را از سياست جديد دولت آمريكا براي گفتوگوي مستقيم و بدون پيش شرط با ايران ابراز داشتهاند.
تصريح به اين نكته در بيانيه گروه 1+5 به روشني عقب نشيني از مواضع گذشته محسوب ميشود. اين گروه همواره به تبعيت از دولت بوش تعليق غني سازي را پيش شرط هرگونه مذاكره و تفاهم با ايران اعلام ميكرد ولي اكنون دولت باراك اوباما در حال بازنگري سياستهاي آمريكا در قبال ايران است و گفته ميشود سياست دولت جديد آمريكا در انجام مذاكرات بدون پيش شرط با تهران استوار است در حالي كه جورج بوش هرگونه مذاكره با تهران را منوط به تعليق غني سازي اورانيوم كرده بود.
انتشار اين اخبار همزمان با دهه مبارك فجر در سيامين سال انقلاب اسلامي، يك پيروزي غيرقابل انكار براي اين انقلاب و ملت بزرگ ايران است. مقاومت ستودني مردم و مواضع استوار رهبري اين پيروزي را به ارمغان آورده است. توجه به اين نكته بسيار مهم است كه آمريكا در طول 30 سال گذشته همواره براي مذاكره با ايران تلاش كرده و چون حاضر نميشد از موضع استكباري خود كوتاه بيايد، هرگز نتوانست به اين خواسته خود برسد. دولتمردان آمريكا اسير اين توهم هستند كه فكر ميكنند بايد هر وقت اراده كنند، رابطه خود را با يك دولت قطع نمايند و هر وقت هم لازم بدانند، با آن دولت رابطه برقرار كنند؛ بدون آنكه طرف مقابل حقي براي تصميم گيري داشته باشد.
اين يك روش استعماري است كه دولتمردان آمريكابي نيز پس از جنگ جهاني دوم به آن عادت كردند و با سواستفاده از ضعف حكومتها در بسياري از كشورها تا حدود زيادي توانستند با همين سياست به پيش بروند و اهداف خود را محقق سازند. انقلاب اسلامي ايران اين معادله را درهم ريخت و در فضاي سياسي جهان تغييرات عمدهاي ايجاد كرد كه ديگر زمينهاي براي اعمال چنين روش مستكبرانهاي وجود ندارد. درست به همين دليل است كه در طول 30 سال گذشته دولتهاي متعددي كه در آمريكا زمام امور را به دست گرفتند عليرغم توسل به انواع ترفندها نتوانستند ملت ايران را تسليم اراده خود كنند، بلكه اكنون به اين نتيجه رسيدهاند كه بايد خود تسليم اراده ملت ايران شوند.
اينكه در بيانيه گروه 1+5 سخن از حذف پيش شرط آمريكا براي مذاكره با ايران به ميان آمده و اين گروه نيز از آن استقبال كرده نكته ايست كه بايد قدري مورد تامل قرار گيرد.
واقعيت اين است كه دولت آمريكا به ملت ايران بدهكار است و اگر قرار باشد شرطي براي مذاكره درنظر گرفته شود اين ايران است كه بايد شرط داشته باشد كمااينكه دارد. دولتهاي مختلف آمريكا در 55 سال گذشته يعني از كودتاي 28 مرداد 1332 تاكنون همواره با سياست خصمانه عليه ايران عمل كردهاند. به همين دليل آمريكا بدهكار ملت ايران است و تا جبران نكند اصولا حق تقاضاي مذاكره ندارد.
دولت اوباما اگر ميخواهد با موضوع روابط با ايران برخوردي واقعبينانه نمايد، بايد ابتدا 55 سال سياست خصمانه عليه ملت ايران را جبران نمايد و سپس درخواست مذاكره كند. در همين موضوع هستهاي نيز دولت بوش كوچك با سياست كينه توزانه و تحريك گروه 1+5 تا توانست عليه فعاليتهاي هستهاي ايران مانع تراشي كرد. شيوه زشت قلدريهاي بينالمللي اين است كه ابتدا برخلاف موازين و مقررات بين المللي خود را از ملتها طلبكار ميكنند و سپس همان طلبكاري بيهوده را شرط قرار ميدهند تا به خواستههاي خود برسند. غنيسازي حق قانوني ملت ايران است؛ بنابراين اصولا آمريكا حق نداشت از شرطي تحت عنوان تعليق غنيسازي سخن بگويد و به همين دليل امروز نيز با عقب نشيني از اين شرط جعلي منتي بر سر كسي ندارد.
حرف روشن ملت ايران با دولت جديد آمريكا اين است كه اگر دست از همه ادعاهاي خلاف قانون خود عليه ايران بردارد، خصومتهاي گذشته را جبران كند، اموال و دارائيهاي ايران را آزاد نمايد، از ملت ايران عذرخواهي كند، تعهد نمايد كه ديگر در امور داخلي ايران دخالت نخواهد كرد و در مسائل هستهاي نيز كاملا خود را كنار بكشد؛ راه براي اينكه مسئولان ايراني بتوانند درباره مذاكره با آمريكا بررسيهاي لازم را به عمل آورند باز خواهد شد.


