آيين انقلاب، آيين استقرار (4)
اسكندر صالحي
کد خبر: ۳۵۹۸۲
| | 3871 بازدید
ارسطو: برافکند حکومت کهنه و بنياد کردن حکومتي تازه به جاي آن، دشواريهاي بسيار دارد. (سياست، 4:1)
آنچه در دو قسمت قبل گفته شد، به گونهاي با آنچه از ارسطو نقل کرديم، مرتبط است. گفتيم که چون «برافکندن حکومت کهنه مشکل است» و ذهن، ورز بسيار ميخورد در اين برافکندن، تا بدان پايه که شکل و صورتي خاص مييابد. و گفته شد، پس از عبور از توفانهاي انقلاب و درآمدن در ساحل استقرار، تنظيم ذهن با شرايط جديد، براي بسياري، بسيار دشوار است.
آنچه در دو قسمت قبل گفته شد، به گونهاي با آنچه از ارسطو نقل کرديم، مرتبط است. گفتيم که چون «برافکندن حکومت کهنه مشکل است» و ذهن، ورز بسيار ميخورد در اين برافکندن، تا بدان پايه که شکل و صورتي خاص مييابد. و گفته شد، پس از عبور از توفانهاي انقلاب و درآمدن در ساحل استقرار، تنظيم ذهن با شرايط جديد، براي بسياري، بسيار دشوار است. اما اينک ميبايد بر شق دوم سخن ارسطو تأکيد کنيم که به همان اندازه که برافکندن حکومت کهنه سخت و دشوار است، «بنياد کردن حکومتي تازه به جاي آن» هم حکايتي از اين دست دارد. آري هر دو مرحله، دشوار است اما، ابزار برخورد با اين سختها و سختيها متفاوت است و بيتوجهي به ضرورت استفاده از ابزارهاي مناسب با شرايط و طبعاً متفاوت، همواره موجب خسارت است.
هم حضرت امام (ره) و هم مقام معظم رهبري، در ديدارهاي عمومي و خصوصي، و نيز در عمل، در طرح و تبيين گفتمانهاي متناسب با شرايط زمان و زمانه خود عمد داشتهاند. حضرت امام، با تفسيري زنده و بديع از اسلام، بويژه از فقه، اخلاق و عرفان اسلامي، کوشيد جامعه را به گونهاي بسازد که توان تحقق آرمانهاي انقلاب را داشته باشد. آن بزرگوار، جامعهاي ميخواست متعالي از جهت اخلاقي و سرشار از بهجت معنوي و سرور ايماني. مقام معظم رهبري نيز همواره در تداوم بخشيدن به راه امام (ره) کوشيدهاند که جامعه ايراني، خلاق، شاد، مؤمن و متخلق باشد. ايشان نيز، همچون رهبر خود، بر اخلاق و عرفان تأکيد هميشگي داشتهاند. کوشش براي تعظيم شعاير انسان ساز و توجه جدي و توأمان به فرد و جامعه و اهتمام به ساختن و بازسازي همواره فرد و جامعه، هرگز از نظر رهبران انقلاب، دور نمانده است. گرچه به طور طبيعي، در زمان استقرار، ظهور و بروز اين امر، پرنرگتر بوده است.
به رغم آنچه گفته شد، برخي فعالان سياسي در جمهوري اسلامي، نتوانستهاند از وضعيت انقلابي عبور و خود را با شرايط استقرار اين نظام وفق دهند. از جمله، يکي از ابزارهاي انقلابيون، افشاگري بيمرز است. در اين شيوه، انقلابيون، با معيارهاي خود، ضعفهاي وضع موجود را تا نهايت درجه ممکن، در معرض افکار عمومي قرار ميدهند. افشاگري، يکي از اولويتها و اولين ابزارهايي است که انقلابيون از آن بهره ميبرند. در اين مرحله، افشاگري هيچ حد و مرزي نميشناسد. در سنت ديني ما هست که «اشداء علي الکفار» و اين آيه همچون، ديگر آيات قرآن عزيز مجيد، رهنماي ماست. اما برخي از انقلابيون، از ياد ميبرند که «اشداء»، «علي الکفار» است؛ حالا بيفزايد «ااشداء علي الکفار» را بر «افشاگري». اين افراد انقلابي، گاه قسمت بعد اين آيه را از ياد ميبرند که فرمود: «رحماء بينهم». آري قرار نيست که دو نفر انقلابي، پس از انقلاب، با هم چنان سخن بگيوند که پيش از انقلاب با دشمنان ميگفتند. اين بزرگواران حتي به خسارتهايي که اين نوع رفتارهاشان به اصل نظام وارد ميکند، اندک توجهي نميکنند. و هم از اينجاست که ميبايد فعالان سياسي به اين دقيقه متفطن باشند، تا علاوه بر جلوگيري از آسيبهاي بسيار، و نه احتمالي رقابتهاي بيمرز، رقابت را به چشمهاي از برکت و رحمت تبديل کنند.
تا اينجا گفته شد که:
1. اقتضائات انقلاب و شرايط و ضرورتهاي آن، با اقتضائات و شرايط و نيازهاي زمان استقرار حکومت مطلوب متفاوت است؛
2. به رغم دشواري، انقلابيون در زمان استقرار، ميبايد ذهنيت، گفتمان، شيوه و روشهاي رفتاري خود را تغيير دهند؛
3. تغيير در روشها و تاکتيکها، نه به معناي تغيير در اصول، بلکه براي تحقق اصول است؛
4. تغيير ندادن روشها، به زيان حکومت مطلوب مستقر و در تضاد با آرمانهاي انقلاب است؛
5. و آنچه نگفتيم و بايد گفت: عرصه ملي، جايي است براي نمايش آرمانهاي مشترک انقلابيون در زمان استقرار؛ اين عرصه، راهبردهاي انقلابيون و روشها و ساختارهاي همکاري و رقابت آنها را در بر دارد. در اين باره در بخش بعد، اشارهوار سخن خواهيم گفت.
به رغم آنچه گفته شد، برخي فعالان سياسي در جمهوري اسلامي، نتوانستهاند از وضعيت انقلابي عبور و خود را با شرايط استقرار اين نظام وفق دهند. از جمله، يکي از ابزارهاي انقلابيون، افشاگري بيمرز است. در اين شيوه، انقلابيون، با معيارهاي خود، ضعفهاي وضع موجود را تا نهايت درجه ممکن، در معرض افکار عمومي قرار ميدهند. افشاگري، يکي از اولويتها و اولين ابزارهايي است که انقلابيون از آن بهره ميبرند. در اين مرحله، افشاگري هيچ حد و مرزي نميشناسد. در سنت ديني ما هست که «اشداء علي الکفار» و اين آيه همچون، ديگر آيات قرآن عزيز مجيد، رهنماي ماست. اما برخي از انقلابيون، از ياد ميبرند که «اشداء»، «علي الکفار» است؛ حالا بيفزايد «ااشداء علي الکفار» را بر «افشاگري». اين افراد انقلابي، گاه قسمت بعد اين آيه را از ياد ميبرند که فرمود: «رحماء بينهم». آري قرار نيست که دو نفر انقلابي، پس از انقلاب، با هم چنان سخن بگيوند که پيش از انقلاب با دشمنان ميگفتند. اين بزرگواران حتي به خسارتهايي که اين نوع رفتارهاشان به اصل نظام وارد ميکند، اندک توجهي نميکنند. و هم از اينجاست که ميبايد فعالان سياسي به اين دقيقه متفطن باشند، تا علاوه بر جلوگيري از آسيبهاي بسيار، و نه احتمالي رقابتهاي بيمرز، رقابت را به چشمهاي از برکت و رحمت تبديل کنند.
تا اينجا گفته شد که:
1. اقتضائات انقلاب و شرايط و ضرورتهاي آن، با اقتضائات و شرايط و نيازهاي زمان استقرار حکومت مطلوب متفاوت است؛
2. به رغم دشواري، انقلابيون در زمان استقرار، ميبايد ذهنيت، گفتمان، شيوه و روشهاي رفتاري خود را تغيير دهند؛
3. تغيير در روشها و تاکتيکها، نه به معناي تغيير در اصول، بلکه براي تحقق اصول است؛
4. تغيير ندادن روشها، به زيان حکومت مطلوب مستقر و در تضاد با آرمانهاي انقلاب است؛
5. و آنچه نگفتيم و بايد گفت: عرصه ملي، جايي است براي نمايش آرمانهاي مشترک انقلابيون در زمان استقرار؛ اين عرصه، راهبردهاي انقلابيون و روشها و ساختارهاي همکاري و رقابت آنها را در بر دارد. در اين باره در بخش بعد، اشارهوار سخن خواهيم گفت.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


