مرور روزنامههای شنبه دوم آذرماه؛
واکنشها به سخنان آیتالله جنتی درباره داس دولت یازدهم
سخنان خطیب نماز جمعه تهران درباره رخدادهای سال ۸۸ و نیز عزل و نصبهای دولت یازدهم، مذاکرات هستهای و حواشی آن و ویژگیهای توافق خوب و بد، ارزیابی از کار دولت یازدهم و هشدارهایی در مورد رابطه مذاکرات و مدیریت کشور، مهمترین مطالب روزنامههای امروز است.
کد خبر: ۳۵۹۴۸۸
| | 56086 بازدید

سخنان خطیب نماز جمعه تهران درباره رخدادهای سال ۸۸ و نیز عزل و نصبهای دولت یازدهم، مذاکرات هستهای و حواشی آن و ویژگیهای توافق خوب و بد، ارزیابی از کار دولت یازدهم و هشدارهایی در مورد رابطه مذاکرات و مدیریت کشور، مهمترین مطالب روزنامههای امروز است.
واکنشها به سخنان آیتالله جنتی درباره داس دولت یازدهم
سخنان دیروز خطیب نماز جمعه تهران دو بخش مهم داشت؛ بخش نخست که کیهان در مطلبی با تیتر «عدهای با داس دارند نیروهای انقلابی را درو میکنند» به آن پرداخته و نوشته است: خطیب موقت نماز جمعه تهران ضمن انتقاد از برخی عزل و نصبها در وزارتخانهها، گفت: در حال حاضر عدهای با داس مشغول دروی نیروهای انقلابی هستند، حال باید از رئیسجمهور پرسید که آیا از این مسائل خبر دارد یا خیر.بخش دوم سخنان آیتالله جنتی نیز درباره کاندیداهای معترض ۸۸ است که در روزنامه اعتماد با عنوان «آنها توبه نمیکنند، اگر ابراز ندامت میکردند شاید فرجی میشد» مورد توجه قرار گرفته است.
اعتماد نوشته که خطیب موقت نمازجمعه تهران گفت: آنهایی که از روسیاهان فتنه ۸۸ که مفسد فی الارض هستند حمایت میکنند، خجالت بکشند، چراکه اگر رأفت فوق العاده نظام اسلامی نبود، اینها باید اعدام میشدند.
به گزارش تسنیم، آیتالله احمد جنتی خطیب موقت نماز جمعه تهران با اشاره به فرمایشات مقام معظم رهبری مبنی بر برتری طلبی، خودبزرگ بینی و توسل به خشونت امریکا اظهار داشت: ان شاءالله روزی بیاید که شعار مرگ بر امریکا عملی شود. خطیب موقت نماز جمعه تهران به برگزاری مراسم سالگرد فتنه اشاره کرد و افزود: در عاشورای ۸۸ فتنه گران هتک حرمت کردند و خودشان را نشان دادند و معلوم کردند که چه کاره هستند. آنها گفتند که نظام اسلامی را قبول نداریم و جمهوری ایرانی میخواهیم. امام حسین را قبول نداشتند و پرچم عزاداریاش را آتش زدند. امام را قبول نداشتند و عکسش را پاره کردند.
جنتی با تأکید بر اینکه اگر لطف خدا و درایتهای رهبری نبود، فتنه نظام را از پای درآورده بود، اظهار داشت: امریکا در پشت سر اینها سوت و کف میزد. امروز این روسیاهان در خانه محبوسند، ولی امکانات و وسایل زندگی و تلویزیون در دسترسشان است. وی ادامه داد: اگر رافت فوق العاده نظام اسلامی نبود، اینها باید اعدام میشدند. کسانی که از این افراد دفاع میکنند، به این سؤال پاسخ دهند که در فقه اسلام مفسد فیالارض مستوجب اعدام هست یا نه؟ نمونه کوچک مفسد فی الارض کسی است که چاقوکشی میکند و در محله مبارز میطلبد و محله را ناامن میکند. حال کسی که ۸ ماه مملکت را ناامن کرده و چقدر انسانها را به کشتن داده، مفسد فی الارض نیست؟ شما خجالت نمیکشید از اینها دفاع میکنید؟
روزنامه دولتی ایران، بخش زیادی از صفحات ابتدایی خود را به واکنش به سخنان جنتی اختصاص داده است.
به روایت ایران، دو نماینده منتقد دولت، از روحانی دفاع کردهاند و به نظر آنها دولت داس ندارد. ایران نوشته است: در ایام انتخابات یکی از محوریترین موضوعاتی که در جریان مناظرههای تلویزیونی مطرح میشد و بعدها هم در نخستین کنفرانس مطبوعاتی حسن روحانی بعد از پیروزی مورد سؤال بود عملکرد دولت «تدبیر امید» در آرایش تیم مدیریتی کشور بود؛ اصحاب رسانه با پیش چشم قراردادن عزل و نصبهای دولت قبل که به «اتوبوسی» موسوم بود از روحانی پرسیدند در صورت پیروزی چه رویهای را در پیش خواهد گرفت؟ آیا او هم مانند رئیس دولت قبل داس به دست خواهد گرفت و کارشناسان زبدهای که در دولت قبل بوده را به خاطر گرایش سیاسی «درو» خواهد کرد؟ که حسن روحانی نیز جواب داد «ما گفتیم کلید داریم نه داس» البته او خاطرنشان کرد در عزل و نصبها «شایسته سالاری» را ملاک عمل قرار خواهد داد اما اگر افرادی «اتوبوسی» آمدهاند باید با همان اتوبوس برگردند.
اشاره روحانی به گلایههای مکرر مسئولان، نمایندگان، احزاب و گروههای سیاسی بود که خانهنشین کردن نیروهای توانمند و شایسته به خاطر نگاههای سیاسی را مطرح کرده و البته به هیچ جا هم نرسیده بود. با معرفی کابینه و حضور طیفهای مختلف مدیران، برخی لب به انتقاد گشودند و با طرح اینکه کابینه روحانی «سهامی عام» است، حضور افرادی از جریانهای مختلف را به دیده انتقاد نگریستند. حال هم برخی از درو کردن طیفی از نیروها در بدنه دولت انتقاد میکنند که در نگاه اول، با اتهام «سهامی عام» بودن کابینه در تناقض است. برای پاسخ به این پرسش که آیا دولت روحانی به واقع «داس» به دست گرفته سراغ دو تن از نمایندگان مجلس رفتیم که اتفاقاً از برخی عزل و نصبها در کابینه انتقاد داشتند. اما آنها هم به کار بردن این تعبیر برای دولت تدبیر و امید را منصفانه نمیدانند و برخی از این انتقادها را «سیاسی» ارزیابی میکنند.
سخنگوی کمیسیون برنامه و بودجه مجلس بخش اعظمی از تغییرات در سطوح ارشد مدیریتی را «طبیعی و در راستای توانمندتر کردن مجموعه دولت» میداند و در واکنش به اظهارات خطیب نماز جمعه تهران میگوید: بهتر بود آیتالله جنتی در نماز جمعه از الفاظ بهتری استفاده میکرد. غلامرضا کاتب در گفتوگو با ایران تغییرات در بدنه اجرایی را در راستای هماهنگی و همراهی کابینه میداند و در عین حال تأکید دارد حتی الامکان در تصمیم گیریها به مصلحت کشور و منافع ملی توجه شد. او با بیان اینکه «گاهی به نظر میرسد مسائل سیاسی برخی انتصابات را زیر سؤال میبرد» تداوم حضور افراد از دولت گذشته را منوط به نداشتن نگاه سیاسی آنان میداند و به دولت توصیه میکند افرادی که در بدنه مدیریتی هستند و از نیروهای خوب به شمار میآیند و نگاه سیاسی هم ندارند حذف نشوند. نماینده گرمسار و آرادان عزل و نصبهای گسترده در دولت قبلی را مورد اشاره قرار میدهد و از اینکه در برخی دولتها به منعهای قانونی در عزل و نصبها توجه نمیشود انتقاد میکند. او به واسطه طرح وعدههای انتخاباتی دولت تدبیر و امید، مسئولیت دکتر روحانی را سنگینتر از دولتهای گذشته میداند و از دولت میخواهد در ملاحظات سیاسی کمترین نقش را در عزل و نصبها داشته باشد.
سخنگوی کمیسیون اصل ۹۰ مجلس نیز طرح این موضوع که دولت روحانی در عزل و نصبها داس به دست گرفته را «منصفانه» نمیداند و در عین حال گلایههایی هم دارد. مصطفی افضلی فرد در گفتوگو با ایران بر این باور است برای بررسی عزل و نصبها در دولت باید مجموعه تغییرات را دید. نماینده اردبیل با اشاره به همکاری خوب وزیر کشور در انتخاب استانداران با نمایندگان استانها، تغییرات در وزارتخانه نیرو و اقتصاد را خوب میداند که به اعتقاد او به عملکرد بهتری منجر شده است. او با تأکید بر اینکه مهمترین موضوع در عزل و نصبها شایسته سالاری است، شایسته سالاری را بر دو پایه توانمندی و امانتداری استوار میداند.
محسن غرویان از اساتید حوزه نیز در مطلبی با تیتر «داوری شگفت و عیار واقعیت» برای روزنامه ایران نوشته: بیانات حضرت آیتالله جنتی در خطبههای نماز جمعه تهران اسباب شگفتی و حیرت طیف وسیعی از نیروهای انقلاب را فراهم ساخت. طبق گفتار ایشان، دولت یازدهم نیروهای انقلابی را کنار گذاشته یا میگذارد. اما واقعیت ملموس، حکایت از آن دارد که چنین ذهنیتی، تحقق خارجی ندارد و در بدترین شرایط باید گفت، با آن شدت و حدتی که خطیب محترم میگویند، نیست. چرا که اگر کنار گذاشتن نیروهای انقلابی به این شکل در جامعه واقعیت داشت، قبل از هر کسی رهبر معظم انقلاب آن را تذکر میدادند. اما چنین تذکری را در بیانات رهبری ندیدهایم. بنابر این به نظر نمیرسد دغدغهای که حضرت آیتالله جنتی دارند، چندان ملموس و واقعی باشد.
اکنون با اتکا به ادله فراوان میتوان ثابت کرد که اساساً زاویهای بین برنامهها و فعالیتها و مواضع دولت یازدهم با نیروهای انقلاب و اهداف و آرمانهای انقلاب دیده نمیشود. صاحب این قلم به عنوان یک فعال حوزوی که در حوزه هستم و تعامل دولت با مراجع و علما، مجلس و سایر نهادها را میبینم عملکرد دولت را مثبت ارزیابی میکنم و فکر میکنم دیدگاه اکثریت مراجع و علما هم نسبت به دولت و تحرکات و برنامههای آن مثبت است. با قاطعیت میتوان حکم کرد که علما و مراجع نسبت به برنامههای این دولت خیلی امیدوار هستند. حضور معنوی و اعتقادی رئیس جمهور در مراسم تاسوعا و عاشورا، بازدید از خانوادههای شهدا و دیدار با جانبازان از مصادیق بسیار قابل توجه رفتار انقلابی رئیس جمهور است. دکتر روحانی در تعبیر رهبر معظم انقلاب «یک سیاستمدار انقلابی و جبهه رفته» معرفی شده است و به نظر نمیرسد بین برنامههای این دولت با نیروهای انقلابی زاویهای وجود داشته باشد.
نکته قابل تأمل دیگر که باعث تعجب است بیان چنین بیاناتی از سوی خطیب محترم جمعه تهران در شرایط کنونی است. نظام جمهوری اسلامی ایران در صحنه بینالمللی مذاکرات مهم هستهای را در دستور کار دارد. از سوی دیگر رهبری انقلاب هم عملکرد دیپلماتها و مذاکرهکنندگان را تأیید نموده و تصریح داشتهاند که اینها فرزندان انقلاب هستند که کار را به خوبی پیش میبرند. در چنین شرایطی نباید تریبونهای عمومی، پشت جبهه را به گونهای معرفی و تصویر کنند که تداعی کننده اختلاف داخلی بر سر موضوع هستهای باشد. به نظر میرسد که چنین رویکردهایی با منویات رهبر معظم انقلاب سازگاری ندارد.
بدیهی است که اگر انتقادی هم هست از مسیر مشخص و در شرایط مناسب بیان شود ولی این گونه و در این شرایط سخن گفتن نباید به میان مردم کشیده و منجر به تفرقه شود. نیاز امروز ما وحدت است و در چنین شرایطی استفاده از تعابیری همچون داس و امثالهم اصلاً به صلاح نظام و ملت نیست. این دولت با رأی اکثریت مردم روی کار آمده و رهبری انقلاب آن را تنفیذ و حمایت کردهاند. تا زمانی که دولت به خوبی کار خودش را انجام میدهد و اهداف و مصالح مردم را به پیش میبرد و حمایت و تأیید رهبری انقلاب را همراه خود دارد نباید به گونهای سخن گفت که مأیوس کننده باشد. بزرگان و شخصیتهای برجسته مذهبی و علمی و سیاسی، در این مسیر، فریضهای واجب برعهده دارند و آن اینکه در عرصه خطابه و روشنگری باید به گونهای موضع بگیرند که دلگرم کننده باشد.
۲ هشدار یک اقتصاددان در مورد مذاکرات ژنو
شرق در مطلبی به قلم سعید لیلاز و در رابطه با نقش مذاکرات ژنو در حل مسائل داخلی اقتصاد ایران نوشته است: این نوشتار بر آن است که دوهشدار صریح و روشن به دو گروه مخاطبان کاملا مهم و بس مؤثر در تعیین سمتوسوی آینده ملت و کشور ایران در مقطع کنونی بدهد. نخست، هشدار به مجموعه آن چیزی است که به نادرست و حتی به دروغ، «جامعه جهانی» خوانده میشود و در اصل از هر پدیده متفرق دیگری پارهپارهتر است و تنها در اثر سیاستهای اتخاذشده دولت ایران در هشت سال گذشته هویت و موضوعیت یافته است و عجالتا در گروه موسوم به ۱+۵ تبلور یافته؛ اما دنبالهها و پسلههای منطقهای و بینالمللی بسیاری با همان پارگی در اهداف و اغراض پیرامون مسأله ایران دارد.
ظرف سالهای اخیر، مجموعه سمتگیریهای سیاسی، اقتصادی و دیپلماتیک دولتهای نهم و دهم کار را به جایی کشانده است که احتمالا بر اثر آن، این «جامعه جهانی» روی اثربخشی تحریمهای اقتصادی اعمالشده بر ایران حساب ویژهای باز کرده و در پی آن، به گمان اینکه زمان به زیان «تهران» است، میکوشد تا با ارایه بازیهای دیپلماتیکی از آندست که فرانسه اخیرا پرچمدار آن شده، هرچه بیشتر جمهوریاسلامیایران و دولت مشروع و منتخب آن را تحت فشار قرار دهد و هرچه بیشتر از ایران امتیاز بگیرد و نهایتا تهران را به تندادن به یک «مصالحه غیرشرافتمندانه» بکشاند.
هشدار روشن این است که این تصور، نه تنها نادرست، بلکه بسیار خطرناک است و بیثباتی را در اعماق زمین خاورمیانه و بهویژه در روابط بین ایران و غرب نهادینه میکند. نادرست است از آن بابت که اولا مذاکرهکنندگان هستهای ایران برخاسته از پشتوانه مردمی و حکومتی بسیار روشن و حتی بیسابقه خود تن به چنین مصالحهای نخواهند داد. در داخل و حتی خارج کشور، کمتر نیروی سیاسی بزرگ و کوچکی را میتوان یافت که ایرانی باشند و خود را ایرانی بدانند؛ اما خواستار تسلیم تهران به غرب باشند. تکنولوژی هستهای، پروژهای ۶۰ساله است و ملت ایران برای آن بیش از آن بها پرداخته که اکنون از حقوق روشن بینالمللی خود کوتاه بیاید.
علل روشن و عواملی که داشتن چنین تکنولوژیای را برای ایران بسیار ضروری میسازد، به لحاظ ژئوپلیتیک موضوع بررسی جداگانهای است و همگان کمابیش آن را میدانند. ثانیا، مسأله اقتصاد ایران بسیار بیش و پیش از آنکه برخاسته از تحریمها باشد، از کارکرد درونی و سوء مدیریت حاکم بر آن ظرف هشتسال گذشته ناشی شده است. نشانه آنکه بحران اقتصادی کنونی ایران، دستکم چهارونیمسال پیش از شروع رسمی تشدید تحریمها «ظاهر» شد و مقدمات آن حتی متعلق به دوران قدیمیتر است. تورم ۳۰درصدی و رشد اقتصادی ۸/۰درصدی سال ۱۳۸۷ گواه این مدعاست. به علاوه، با یا بدون حل مسأله تحریم، اقتصاد ایران قطعا از رکود خارج خواهد شد و در کمتر از یکسال آینده، رشد را از سر خواهد گرفت. علاوه بر نادرستی تصور، توانایی غرب برای به زانودرآوردن ایران، توجه غیرمعمول به اثر تحریمها «خطرناک» نیز هست؛ از آن رو که بر فرض ـ محال ـ تندادن به یک مصالحه غیرشرافتمندانه از سوی تهران، این مصالحه بیش از تکرار «معاهده ورسای» در پایان جنگ جهانی اول و تحمیل یک شکست خفتبار به آلمان که به ظهور هیتلر و جنگ جهانی دوم با ۶۰میلیون کشته انجامید، به بار نخواهد آورد. غرب و بهویژه ایالات متحده آمریکا، یک بار نیز چنین تحمیلی را در ماجرای کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ تجربه کرده و آثار تاریخی و فراموشناشدنی آن را بر ذهن ملت ایران و در روابط دوجانبه دیده و چشیده است. این روزها و رفتارهای گروه موسوم به ۱+۵ اعم از حرکتهای غیردیپلماتیک فرانسویها و بعضا زیادهخواهیهای اقتصادی و گرانفروشیهای چینیها و هندیها و فرصتطلبی روسها و فشارهای سیاسی آمریکاییها را ملت نه فراموش خواهد کرد و نه خواهد بخشید؛ چنانکه هیچیک را در ۲۰۰سال گذشته فراموش نکرده و نبخشیده است.
«جامعه جهانی» باید از ضعیفپنداشتن ایران و تلاشی برای کسب حداکثر امتیاز با این تصور که ایران هرگز از ضعف اقتصادی امروز خود به درنخواهد آمد، دست بردارد و از بازی با آتش که گیرم یک یا دو دهه بعد دامنگیر منطقه و جهان خواهد شد، باز ایستد. هشدار دوم خطاب به مسوولان اقتصادی کشور، آن است که بحران اقتصادی کنونی ایران اساسا منشا درونی و داخلی دارد و تنها با تمرکز بر داخل و حلوفصل مسایل بنیادی درونی آن از جمله ذلیلشدن تولید در هشتسال گذشته، سرکوب تورم داخلی با سرریزکردن واردات، تخریب فضای عمومی کسبوکار، بیثباتشدن سیاستهای اقتصادی و روزمرگی آن، فراریدادن سرمایههای مادی و انسانی داخلی، افزایش تصدی و دخالت دولت در اقتصاد و تلاش برای حلوفصل آنها میتوان به اوضاع امید بست و رشد را به اقتصاد برگرداند. این اهداف و نیز ضرورت گریز از وضعیت کنونی بزرگتر و سترگتر از آن هستند که بتوان با سیاستهای مقطعی و دمدستی ناشی از ترس بدترشدن اوضاع به تغییر شرایط امید بست.
علی اکبر جوانفکر: نگاه روحانی برای حل مشکلات به خارج است
روزنامه آرمان برای ارزیابی عملکرد صد روزه دولت روحانی سراغ علی اکبر جوانفکر رفته است. وی در پاسخ به این پرسش که فارغ از کارنامه ۱۰۰ روزه، تفاوت سیاستهای دولت آقای روحانی با دولت آقای احمدینژاد را در چه میبینید، گفته است:
میتوان دو نگاه کاملا متفاوت را در دو دولت رصد کرد. نگاه آقای احمدینژاد برای حل مشکلات کشور، نگاه به درون بود اما آقای روحانی برای حل مشکلات کشور نگاه به بیرون دارد. من نگاه مطلق به این دو عرصه ندارم و معتقدم که بین این دو نگاه یک نقطه تعادلی وجود دارد یعنی نه نگاه صرف به بیرون مشکلات کشور را حل میکند و نه نگاه صرف به داخل. من میخواهم تأکید کنم که حتی اگر نگاهمان برای حل مشکلات اقتصادی کشور به بیرون از مرزها باشد، ابتدا باید به ساماندهی وضعیت درونی کشور بپردازیم و پایههای اقتدار دولت مستحکم شود و منشاء کارهای موثر و سازنده در کشور باشد تا برپایه آن بتواند از موضع مقتدرانه به بیرون نگاه کند و از این رهگذر نیز به حل مشکلات بپردازد. این نکته را هم مورد تأکید قرار میدهم که آقای احمدینژاد نه فقط در نگاهش به درون، اهتمام ویژهای را مصروف پیشرفت همه جانبه و حل مشکلات کشور کرد بلکه در نگاه به بیرون نیز توانست اثرگذاری کم نظیری داشته باشد تا آنجا که او توانست به دلهای مردم در گوشه و کنار جهان بویژه در دنیای اسلام راه پیدا کند و همین امر به سهم خود، قدرت چانه زنی ایران در مسائل منطقهای و جهانی را افزایش داد.
اکنون چنین به نظر میرسد که نگاه آقای روحانی بیش از همه به بیرون است. این موضوعی است که خودشان اعلام کردند و گفتند که میخواهند در سیاست خارجی تحولی ایجاد کنند. البته قابل انکار نیست که عملکرد دولت آقای روحانی با نگاه به بیرون این دولت نیز همخوانی ندارد زیرا بر خلاف واقع، اعلام میکنند که خزانه خالی است و دولت توانایی پرداخت یارانه به مردم را ندارد. بحثهای نادرستی از این دست که آقای روحانی و افراد مختلف در دولت وی به طور مکرر مطرح کردهاند، با نگاه به بیرون همخوانی ندارد. بالاخره اگر میخواهند مذاکره کنند باید نشان دهند که کشور موقعیت بسیار خوبی دارد، ذخایر ارزی و داشتههایمان خوب است و تحریمهای ناجوانمردانه غرب نمیتواند در اراده ملت ایران خللی وارد کند. از این موضع است که میتوانند با طرفهای غربی به مذاکره بپردازند و الا وقتی از موضع ضعف و ناتوانی به سمت مذاکره میروند نتیجهاش این میشود که آقای اوباما اعلام میکند ایران بر اثر مشکلات ناشی از تحریمها به سمت مذاکره روی آورده است. تأکید بر موضع ضعف و ناتوانی، این ظن را ایجاد میکند که ممکن است بخواهند ملت ایران را به سمت وادادگی و پذیرش یک شرایط تحمیلی سوق دهند و از این جهت هم نگرانی وجود دارد.
توافق هستهای خوب و بد از نگاه کیهان
کیهان امروز هم یادداشت روز خود را به مذاکرات هستهای اختصاص داده است. این روزنامه در بخشی از این یادداشت با اشاره به احتمال توافق طرفین نوشته است: لفظ مبهم «توافق» لفظ غلطاندازی است که میتواند به اعتبار ابهام و اشتراک لفظ، راه به مغالطه ببرد. طیفی از توافقها را میتوان از مطلوب و ایدهآل تا متوسط و زیانبار رصد کرد همچنان که با دغلبازیهای آمریکا، موضوع غنیسازی نیز دچار همین ابهام شده است. توافق مطلوب از نگاه ایران آن است که اولاً به اعتبار رویکرد انکاری آمریکا و غرب نسبت به حق تصریح شده غنیسازی برای اعضای پیمان انپیتی، طرف غربی این حق قانونی ایران را محترم اعلام کند و به حق بهرهمندی از چرخه کامل سوخت تمکین نماید. ثانیاً تحریمهای ظالمانه و غیرقانونی که به بهانه غنیسازی اورانیوم در ایران وضع شده، به اعتبار تمکین به حق قانونی ایران لغو شود و متقابلاً ایران، اقدامات شفاف و اعتمادساز را مطابق انپیتی به انجام رساند. در مقابل توافق بد آن است که طرف غربی اولاً از امضای حق مصرح ایران طفره برود و آن را به آینده موکول کند ثانیاً ساختار اصلی تحریمها برقرار بماند و ثالثاً غرب امتیازهایی بگیرد و مایل به واگذاری امتیاز پایاپا، متوازن و متقابل نباشد. با این بارمبندی میتوان هرگونه توافق پیشنهادی را ارزیابی کرد و به آن از صفر تا ۲۰ نمره داد. هرگونه توافقی که راه «دررو» و دور زدن تعهدات در ۶ ماه یا یک سال بعد را برای غرب باز بگذارد و به عبارت منطقی جامع و مانع نباشد، طبیعتاً در زمره توافقهای بد رتبهبندی میشود؛ نظیر توافقهایی که ۱۰ سال پیش در سعدآباد و بروکسل و پاریس به امضا رسید.
محمد ایمانی در پایان یادداشت کیهان نوشته: مذاکرات ژنو چه به توافق بینجامد و چه به دور بعدی موکول شود، پایان مصاف ما با استکبار آمریکا نخواهد بود. ما در قبال استکبار آمریکا در موقعیت مبارزه در یک جبهه بزرگ قرار داریم و نه در موقعیت معامله، چه اینکه اقتضای هر نوع معامله و توافق انسانی دوطرفه، احترام متقابل و صداقت و توازن است و این ویژگیها، ذاتاً در تناقض و تعارض با استکبار آمریکاست. استکبار به فرموده رهبرمعظم انقلاب از پیشرفت ملتها به اعتبار خود برتربینی دریغ میکند. «استکبار] به خاطر خصوصیاتش [قادر نیست نظام اسلامییی مثل نظام جمهوری اسلامی را تحمل کند چون نظام اسلامی در اعتراض به استکبار پدید آمده، رشد کرده و قوی شده است...] استکبار [نمیتواند تحمل کند مگر وقتی که مأیوس شود. ملت ایران، جوانان ایران، فعالان ایران، کسانی که به هر دلیل ولو به دلیلی غیراسلامی به میهنشان و خاکشان عقیده دارند، باید کاری کنند که این یأس در دشمن به وجود بیاید؛ دشمن را باید مأیوس کرد. برای دستگاه استکبار بسیار دشوار است که در این منطقه حساس عالم در غرب آسیا یک کشوری، یک نظامی، یک ملتی سر برآورده است که خود را متصل و مربوط و تبع به آن قدرت ابر قدرت نمیداند و مستقل حرکت میکند».
اعتماد نیز، در مطلبی با تیتر «تحریمها پاشنه آشیل مذاکرات ژنو» از جدال بیپایان کاخ سفید با سنا بر سر تحریمهای ایران خبر داده و نوشته: چون فرمان ایست دست ما نیست هسته اصلی تحریمها دست نمیخورد! این ترجیع بند سخنان مقامات غربی خصوصا امریکا است تا خشم دولت اسراییل از احتمال توافق میان مدت هستهای با ایران را فروکاهند، اما این همه ماجرا نیست، ساختار تحریمها به شدت آسیب پذیر است و اگر اندک خللی به آنها وارد شود کل تحریمها از هم میگسلند و مسابقه شرکتها و کمپانیهای بزرگ نفتی و اقتصادی برای ورود به بازار مهم ایران آغاز میشود ودیگر هیچ قدرتی توان صدور فرمان ایست را ندارد یا فرمانش پذیرفته نمیشود.
برای همین هم در مذاکرات هستهای و هم در بیانات رسانهای غربیان با احتیاط هرچه تمامتر به مبحث تحریمها نزدیک میشوند و متقاعد کردن ایران برای انعطاف در برنامه هسته یی را از حاشیه تحریمها آغاز میکنند. گویی چینی نازک تحریمهای ایران با عبور غیرآهسته شکسته میشود لذا آزاد کردن بخشی از داراییهای تهران و رفع تحریم از برخی داراییهای مسدود شده ایران از کمترین مقدار پیشنهاد شده است. آن طور که سامانتا پاور، نماینده امریکا در سازمان ملل گفته است «ارزش پیشنهاد ارائه شده به ایران جهت کاهش تحریمها تقریبا شش میلیارد دلار است». به نظر میرسد خساست طرفهای امریکایی به خاطر مخالفتهای جدی برداشتن تحریمها در کنگره امریکا باشد اگرنه پیشتر صحبت از ۱۰ میلیارد دلار بوده است.
به هر حال ژنو میدان چانه زنی غرب با ایران شده است. معلوم نیست که طرفهای مذاکره کننده در این معامله تا چه اندازه سر کیسه خود را شل کنند و برای یک توافق برد – برد دست و دل بازی درخور این مذاکرات مهم را از خود نشان دهند. در حالی که پشت میز مذاکرات ژنو بحثها بر سر بسته ایران و تحریمها همچنان داغ است و نتیجه قابل اتکایی از آن دریافت نشده است سامانتا پاور، نماینده امریکا در سازمان ملل در واکنش به گفتوگوهای ژنو، مقدار اعلام شده درباره کاهش تحریمها را غلو دانسته و گفت: ارزش پیشنهاد ارائه شده به ایران جهت کاهش تحریمها تقریبا شش میلیارد دلار است. البته این مقدار اعلام شده از سوی نماینده امریکا در سازمان ملل با واکنش تند سید عباس عراقچی، یکی از اعضای تیم مذاکره کننده ایران مواجه شد. عراقچی بلافاصله درباره ادعای طرف غربی که تنها ۵ درصد از تحریمها را برمی داریم، گفت که «اگر آنها آمادگی دارند ۵ درصد امتیاز بدهند، فقط ۵ درصد هم بگیرند.» به هر حال تلاشهای کاخ سفید و وزارت امور خارجه امریکا برای پیشگیری از تشدید تحریمهای ایران تا قبل از مذاکرات جاری در ژنو به نتیجه رسیده بود اما دولت امریکا پیشتر خواستار مهلتی دو ماهه در این باره شده بود. هر چند که رهبر اکثریت دمکرات سنا نیز روز پنجشنبه اعلام کردند که اگر مذاکرات جاری به نتیجه نرسد، تحریمهای جدید در سنا بررسی میشوند.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


