تحلیل خبرنگار «الجزیره»:
در مذاکرات هستهای ایران، «واژهها مهم هستند»
این روزها، موضوع مذاکرات هستهای ایران و گروه ۱+۵ در ژنو و چشمانداز رسیدن به توافق در این مذاکرات، به مهمترین بحث محافل رسانهای و تحلیلی تبدیل شده است. در این میان، توجه برخی ناظران و تحلیلگران بعضاً به جزئیاتی معطوف میشود که شاید از چشم دیگران دور مانده باشد. گزارشی که «الجزیره» به تازگی منتشر کرده، نمونهای از همین امر است.
کد خبر: ۳۵۸۰۶۷
| | 13559 بازدید
این روزها، موضوع مذاکرات هستهای ایران و گروه ۱+۵ در ژنو و چشمانداز رسیدن به توافق در این مذاکرات، به مهمترین بحث محافل رسانهای و تحلیلی تبدیل شده است. در این میان، توجه برخی ناظران و تحلیلگران بعضاً به جزئیاتی معطوف میشود که شاید از چشم دیگران دور مانده باشد. گزارشی که «الجزیره» به تازگی منتشر کرده، نمونهای از همین امر است.در این مطلب آمده است:
ما جمله متداولی در الجزیره انگلیسی داریم که میگوید: «واژهها مهم هستند». شاید این جمله ساده به نظر برسد، ولی گویا این حقیقت پیوسته از سوی رسانههای آمریکایی نادیده گرفته شده است.
بیایید مثالی بزنیم: بیشتر رسانههای خبری، از کشمکش اخیر در آمریکا میان دولت و کنگره با نام «تعطیلی دولت» یاد کردند. این واژه تصویری به ذهن متبادر میکند که گویا همه کشتیهای آمریکایی به بندرگاههای خود بازگشتهاند، پروازها به دلیل نبود کنترل برج مراقبت زمینگیر شدهاند و همه مجرمان نیز به دلیل این که نیروهای پلیس به تعطیلات رفتهاند، آزادانه مشغول گشت و گذار هستند.
اما در واقع، هیچ یک از این اتفاقات روی نداد، زیرا نهادهای مهم و حساس حکومتی به کار خود ادامه دادند. «تعطیلی دولت» چنین معنایی را نمیدهد؛ اما گفتنش آسانتر است.
همین موضوع درباره ایران و برنامه هستهای این کشور نیز مصداق دارد. بیشتر مقامات و روزنامهنگاران آمریکایی، از این برنامه با نام «برنامه تسلیحات هستهای ایران» یاد میکنند.
واژه «تسلیحات» بارها به اشکال گوناگون زیر سؤال رفته، ولی این امر مانع استفاده از این کلمه نشده است. شاید این نکته روشن به نظر برسد، اما همین کلمه اضافه، همه چیز را تغییر میدهد. مقامات این را میدانند و به خوبی هم آگاهند که میتوانند از آن استفاده نکنند.
سخنرانی باراک اوباما در مجمع عمومی سازمان ملل، بهترین نمونه در این زمینه است. وی نخست از «تلاش ایران برای دستیابی به سلاح هستهای» سخن گفت و سپس از آن با نام «برنامه هستهای ایران» یاد کرد. این روند به رویهای معمول برای دولت وی تبدیل شده است؛ برای نمونه، جی کارنی، سخنگوی کاخ سفید نیز در نوزدهم سپتامبر از ادبیاتی مشابه در قبال ایران استفاده کرد و از برنامه سلاح هستهای ایران سخن گفت؛ اما روز بعد، بن رودس، مشاور ارشد رئیس جمهور آمریکا اشاره کرد که برنامه ایران هنوز وارد فاز نظامی نشده است.
به نظر من، این جریان یک پیام گیج کننده است؛ اما شاید من تنها کسی باشم که این نظر را دارد. چند ماه پیش، من با یکی از همکاران سرشناسم در واحد مطبوعاتی کاخ سفید گفتوگو میکردم. من اشاره نمودم که هیچ مدرکی دال بر تلاش ایران برای دستیابی به سلاح هستهای وجود ندارد. او چنان به من نگاه کرد که انگار حرف بسیار عجیبی زدهام. به نظر میرسد، این ادعا که برنامه هستهای ایران در حقیقت تلاشی برای ساخت بمب است، برای روزنامهنگاران آمریکایی به یک حقیقت تبدیل شده است.
این در حالی است که گزارشهای پیاپی نهادهای رسمی، خلاف بودن این ادعا را نشان میدهند. از این جمله میتوان به گزارش نهادهای اطلاعاتی آمریکا در سال ۲۰۰۷، گزارش «تخمین اطلاعاتی ملی» سال ۲۰۱۱ آمریکا و همچنین گزارش سال جاری آژانس بینالمللی انرژی اتمی اشاره کرد.
افراد بسیاری در واشنگتن و دیگر نقاط دنیا هستند که درباره این گزارشهای رسمی سخنی نمیگویند؛ زیرا همراستا با منافعشان نیست. افراد بسیاری هستند که میخواهند این موضوع را به سطح غنیسازی ارتباط دهند. بنا بر استدلال آنها، آنچه مهم است، این که ایران مواد لازم برای ساخت بمب داشته باشد؛ فارغ از این که توانایی و یا نیت ساخت آن را داشته باشد یا خیر.
به هر حال، شاید اکنون که اوباما به جهانیان گفته ایالات متحده و دیگران بر سر برنامه هستهای ایران با این کشور مذاکره میکنند، زمان خوبی باشد که به یاد بیاوریم اصل مذاکرات درباره چه چیزی است. هر چه باشد، واژهها مهم هستند و شواهد و مدارک نیز همینطور. این درسی است که بسیاری در آمریکا باید یاد بگیرند.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


