خصوصيسازي مخابرات و تشويش كارمندان
مدتهاست كه از طرف مديران وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات و شركت مخابرات ايران اخبار مربوط به خصوصيسازي شركتهاي مخابراتي و زمان رفتن به بورس منتشر ميشود. يكي از نكات بسيار مهمي كه همواره در اين گونه تصميمگيريها (خصوصيسازي يك مجموعه با بيش از 42000 پرسنل) و انتشار اخبار مربوطه مهم است، وضعيت نيروي انساني شاغل در آن مجموعههاست.
هماكنون بدنه كارشناسي و كارمندي و حتي مديريتي شركتهاي مخابراتي در سردرگمي عظيمي از آينده كاري خود به سر ميبرند، به گونهاي كه در مواجهه حضوري با تعداد اندكي از آنها ميتوان به اين تشويش پي برد. تداوم اين فضا و اطلاعرساني نادرست و از مجاري رسمي به اين گروه عظيم نيروي انساني سخت كوش صدمات زيادي را ميتواند متوجه فضاي عمومي جامعه و ارايه خدمات مناسب به مردم نمايد.
هر تصميم درستي (با فرض اجراي درست) هزينههايي دارد كه مجموعه عوامل ذي مدخل در آن بايد با شناسايي اين عواقب، راههاي كاهش و تخفيف آن را هم بررسي كنند تا پس از پايان، كار به گونهاي نشود كه اجرا نشدن اين تصميم، آرزوي همه باشد و در اذهان بماند.
اجراي تصميمي به اين بزرگي، مبني بر واگذاري دارايي به ارزش تقريبي حدود بيست ميليارد دلار و داراي نيروي انساني متخصص به تعداد زياد و دامنه شمولي خدماتي به وسعت كل كشور به عنوان مشتري، مطمئنا بايد داراي يك فرآيند برنامهريزي شده منظم و قابل دفاع باشد كه در آن ضمن برشمردن همه چالشهاي احتمالي و توجه به زمانبنديهاي اجرايي آن، زمينه را براي پيشبيني كاهش صدمات هم لحاظ كرده باشد. درك اين موضوع، خيلي سخت نيست كه هزينه هر كار بزرگ و درست را بايد همگان بپردازند، براي همين، تدبير پيشاز وقوع آن، نكته ظريفي است كه بايد به آن انديشيده و به اطلاع همه رسانده شود.
صراحتا اين سخن بدان معناست كه متوليان خصوصيسازي مخابرات، بايد وقت و انرژي بيشتري را مصروف اين امر مهم كه همان چالش نيروي انساني است، كنند و اطلاعرساني به گونهاي باشد كه نگرانيهاي كمتري در بدنه شركت مخابرات ديده شود.
براي مثال، اينكه آيا فرم سهام ترجيحي پر شود يا نه؟ به سازمان و يا واحد ماندگار در دولت منقل بشويم يا نه؟ چه زماني تصميمات نهايي گرفته شده و اجرايي ميشود؟ وضعيت احتمالي اشتغال ما واقعا چگونه خواهد شد؟ اخراج خواهيم شد يا نه؟
قاعدتا بايد براي هر يك از اين پرسشها و دهها پرسش ديگر درباره نيروي انساني هم از قبل كارشناسي شده و مصوبات لازم از مراجع اخذ شود و سپس كاملا رسمي اعلان شود تا هر شخص، آينده محتوم خود را به شفافيت بداند و در پايان، در عمل انجام شده قرار نگرفته و ذهن خود و خانواده خود را با شايعات متعدد و روزافزون آشفته نساخته و جامعه نيز با اين تشويشها نگران نشود؛ اين كمترين خواستي است كه ميتوان از متوليان انتظار داشت.
تاكنون جز در مصاحبههاي موردي و آن هم توسط افراد متفاوت و بعضا با ادبياتي متناقض در اين باره مطالبي بيان نشده و بهتر است مديران محترم، نتايج از مطالعات خود و مشاوران خصوصيسازي مخابرات و تصميمات قطعي لازمالاجرا در حوزه نيروي انساني را منتشر نمايند.
شايد در پايان گفتن اين نكته نيز لازم باشد كه واحد روابط عمومي شركت مخابرات ايران كه بهترين مرجع براي ارتباط ميان مديران ارشد و پرسنل و رسانههاست، بايد فعاليتهاي گستردهتري را با توجه به حساسيت موضوع در دستور كار خود قراردهد، زيرا فردا دير خواهد بود و چه بسا عدم درايت در حال حاضر و اقدام به موقع، اصل قضيه را تحتالشعاع قرار داده و زير سؤال ببرد و شايد هم متوقف سازد.
شايد تأخيرهاي به وجود آمده پياپي در فرآيند اجراي خصوصيسازي مخابرات، مطالعه نكردن همه جوانب از جمله نيروي انساني باشد. شايد!
هم تأخيرها و هم بيتوجهيها به چالشهاي كليدي (كه در اين مقاله تنها به يك مورد كه شايد مهمترينش بود) هر دو ميتوانند هزينههاي زيادي به كشور تحميل نمايند و اميدواريم با استفاده از تجربيات همه صاحبنظران و مشاوران اين هزينهها كاهش يافته و از پيش براي رويارويي با آن نيز آماده باشيم.
* مديرمسئول ماهنامه دنياي مخابرات و ارتباطات
انها اول فکر میکنند چیکار کنند بعد کار را انجام میدهند
ولی ما اول کار را انجام میدهیم بعد فکر میکنیم چیکار کردیم



