از ساختار فیلی صداوسیما تا چیدمان خرگوشی بیبیسی، الجزیره، العربیه و... ؛
باز هم دردی بزرگ ملت را فراگرفت و رسانه ملی خواب ماند!
چگونه رسانهای که به لحاظ داشتن منابع خبری و مالی فراوان و حضور در عرصههای جغرافیایی کشور، باید در چالاکی زبانزد خاص و عام باشد، تا این اندازه در مخابره خبر و پس از خبر ناکارآمد نشان میدهد، پرسش کلیدی است که شاید پیش از این هم مطرح شده باشد، ولی هنوز بیپاسخ مانده و جا دارد که درباره آن تحقیق و بررسی شود.
حتی اگر واکنش عجیب و غریب رسانه ملی در قبال زلزله مخرب آذربایجان را به یاد نیاوریم، کافی است، پراکنده اخبار رسانه ملی را پیگیری کرده باشیم تا تفاوت پوشش اخبار حوادث رقم خورده در ینگه دنیا با رویدادهای ریز و درشت رقم خورده در کشورمان را به عینه درک کنیم؛ تفاوتی که صدای همه را درآورده، جز مدیران رسانه ملی!به گزارش «تابناک»، با انتشار خبر حمله اشرار و تروریستها به مرزداران و به شهادت رسیدن جمعی از جوانان برومند وطن، هرچند به نظر میرسید که مسئولان رسانه ملی این بار از قافله احساسات مردمی جا نمانده و به طور ویژه به این مقوله ملی بپردازند، باز هم شواهد حکایت از برآورده نشدن انتظار مردم دارد.
ترور سبعانه و دردناک مرزبانانی که خسته از حراست روزانه، راهی خوابگاه خود بودند، با توجه به مؤلفههایی همچون پیش رو بودن دور جدید مذاکرات هستهای ـ که از قضا سطح آن با حضور وزیر خارجه بالاتر رفته ـ و در شرایطی که گفتوگوی رؤسای جمهور ایران و آمریکا معادلات بسیاری را بر هم زده و دورنمایی متفاوت ترسیم کرده است، همه و همه مؤلفههای یک خبر بسیار مهم را گرد هم آورده که قرار دادن آن در جایی غیر از سرخط خبرها، حکم خطایی حرفهای را خواهد یافت.

این در حالی است که پوشش اخباری همچون کشتار دانش آموزان به دست همکلاسان، کتک خوردن شهروندان از پلیس، وقوع سیل، گردباد، توفان و خلاصه هر خبر ریز و درشت دیگری که در آمریکا یا برخی کشورهای اروپایی رقم میخورد، به طور ویژه در رسانه ملی کشورمان بازتاب یافته و توقع مخاطبان برای پوشش اخبار مشابه در کشورمان را بیش از پیش بالا میبرد؛ هرچند پوشش اخبار داخلی، نیاز به هیچ عامل همسنگی در عملکرد رسانه ملی نخواهد داشت.
اما رسانه ملی در حالی تنها به بیان خبر رویداد تلخ شهادت مرزبانان ایرانی به دست اشرار بسنده کرد که امثال بیبیسی فارسی، الجزیره، العربیه و بسیاری دیگر از رسانههای فراگیر در سطح منطقه و حتی جهان، با انتشار نخستین اخبار رویداد سراوان، پوشش کامل آن را در دستور کار قرار داده و نه تنها تلاش کردند که از متن ماجرا جا نمانند، بلکه پوشش حاشیهها و گمانهزنیهای متفاوت درباره آن را هم در دستور کار قرار دادند تا ثابت کنند که هرچند دسترسی به منطقه رویداد برایشان دشوار است، به رغم این محدودیت، هنوز در اصول خبررسانی چیزهایی بیشتر از رسانه عریض و طویل ملی کشورمان دارند.
چه بسا ریشه تفاوت کارکرد رسانه ملی و رسانههای بیگانه (اگر «بیگانه» را قیدی در توصیف مالکیت این رسانهها بدانیم، نه میزان آشنایی گوش مخاطبان با نام یا عملکرد این رسانهها) را میتوان در همین نکته جستوجو کرد: ساختار فیل گونه رسانه ملی در قیاس با ساختار خرگوشی امثال بیبیسی.
این گزاره زمانی از احتمال و اما و اگر فراتر رفته و رنگ و بوی واقعیت به خود میگیرد که به عملکرد رسانه ملی در دیگر عرصهها دقت کنیم؛ جایی که وقتی فیل به راه میافتد، میتواند موج بسازد و تکاپویی فراگیر در سطح کشور به همراه بیاورد. مثل زمانی که قرار است مردم را به میدانی فرابخوانیم.

اگر از برهان خلف به ماجرا بنگریم، در دست گرفتن سکان هدایت خبر و پس از خبر (بخوانید تحلیل، نقد، حاشیهپردازی و...) توسط رسانههایی چون الجزیره، بیبیسی و ... نشان میدهد تا چه اندازه ساختار خرگوشی این رسانهها برایشان سرعت عمل به همراه آورده است؛ هرچند این ویژگی مطلوب قاعدتا به نرخ تأثیرگذاری اندک ایشان منجر میشود که آن هم برگرفته از مؤلفههای گوناگونی قرار داشته و البته پر از اما و اگر است.
اینجاست که رسانه ملی که میتواند و باید کارآمدترین رسانه در چنین عرصههایی باشد، قافیه را به رقبا میبازد تا کمترین تبعات آن، نارضایتی بسیاری از مردم از عملکرد آن باشد. نارضایتی ریشهداری که وقتی دردناک جلوه میکند که پوشش پر آب و تاب اخبار حوادث رویدادهای گوناگون در دیگر نقاط جهان در دستور کار ایشان قرار میگیرد تا کوچکترین کم توجهی به رویدادهای دردناک داخل کشور، بحق، حکم کم توجهی به درد مردم را داشته باشد.
چگونه رسانهای که به لحاظ داشتن منابع خبری و مالی فراوان و حضور در عرصههای جغرافیایی کشور، باید در چالاکی زبانزد خاص و عام باشد، تا این اندازه در مخابره خبر و پس از خبر ناکارآمد نشان میدهد، پرسش کلیدی است که شاید پیش از این هم مطرح شده باشد، ولی هنوز بیپاسخ مانده و جا دارد که درباره آن تحقیق و بررسی شود.
اینجاست که با وقوع چنین رویدادهای و خواب ماندن هر باره صدا و سیما، برخی توقع دارند که پخش برنامههای روتین این رسانه همچون سریالهای در حال پخش متوقف شده و با برنامههای ویژه جایگزین شود، در حالی که چه بسا این رویکرد به هیچ وجه درست نبوده و حرفهای نیست، ولی از آنجا که چنین درخواستی تاکنون بیپاسخ مانده، هر بار با بروز رویدادهای تلخ تکرار میشود.
اکنون کافی است ساعاتی دیگر منتظر بمانیم تا پیکر شهدای حادثه تروریستی سراوان به زادگاه ایشان منتقل شده و با ادای احترام نظامی و در میان انبوه مردم تشییع شود تا رسانه ملی پر شود از بازتاب این رویداد و مدیران آن ثابت کنند که اگر رسانه ملی فیلی عمل میکند، ریشه آن در کجاست؟
با این تفاسیر، آیا وقت آن نرسیده که نهادهای نظارتی همچون شورای نظارت بر صداوسیما برای یک بار هم که شده خطاهایی از این دست را پیگیری کنند؟!
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۴۰۵
انتشار یافته: ۸۳
من نزدیک به 12 ساله که اصلا تلویزیون نگاه نمی کنم
پاسخ ها
ناشناس
| ۱۰:۵۴ - ۱۳۹۲/۰۸/۰۶
ناشناس
| ۱۲:۱۸ - ۱۳۹۲/۰۸/۰۶
ناشناس
| ۱۴:۱۰ - ۱۳۹۲/۰۸/۰۶
پاسخ ها
ناشناس
| ۱۳:۴۰ - ۱۳۹۲/۰۸/۰۶
خواستند اول از استاندار 2 از نمایندگان مجلس 3 شورای تامین استان 4 شورا ی امنیت کشور..... اجازه بگیرند که جسارتا بدلیل در جلسه بودن عزیزان مجوز دیرتر صادر شد
گل اقا
چون دروغگو
پاسخ ها
ناشناس
| ۱۰:۱۵ - ۱۳۹۲/۰۸/۰۶
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟





