تابناك بررسي ميكند:
تلاشهاي ناکام محمدرضا براي ادامه ژاندارمي
شاه دوباره تکرار کرد که هر رژيمي که پس از او بيايد براي غرب بدتر خواهد بود، اغتشاش و گروهگرايي به همراه آورده و کشور را با خطر مداخله خارجي روبهرو خواهد کرد و خلاصه آنکه بسيار خطرناک خواهد بود.
کد خبر: ۳۵۳۶۲
| | 15237 بازدید
بر اساس اسناد تازه آزاد شده از وزارت خارجه انگلستان، محمدرضا شاه در طول دوران حكومت خود بيش از هر چيز نسبت به از دست دادن حمايت دولتهاي غربي به ويژه آمريکا و بريتانيا نگران و بيمناك بوده است. چنانچه گزارشهاي تهيه شده در خلال ديدارهاي متعدد سر آنتوني پارسونز، سفير بريتانيا با شاه در تابستان و پاييز سال 1978 (1357) که به لندن ارسال شده، مؤيد همين مطلب است.
به گزارش «تابناك»، در اين گزارش آمده است كه مثلاً روز 16 سپتامبر 1978 (25 شهريور 1357) كه همزمان با سي و هفتمين سالگرد آغاز سلطنت محمدرضا شاه پس از برکناري پدرش بود، به عنوان يكي از مهمترين جشنهاي حکومتي در آن سال به دليل اوجگيري انقلاب و همچنين اعلام حکومت نظامي و کشتار 17 شهريور در ميدان ژاله تهران، به شدت کمرنگ و در اغلب نقاط ايران برگزار نشد و نكته آنكه در صبح اين روز پارسونز به ديدار شاه شتافت و مطالب مهمي بين آن دو رد و بدل شد.
در گزارش محرمانه پارسونز از اين ديدار به پيام خصوصي «جيمز کالاهان»، نخستوزير بريتانيا به شاه اشاره شده که در آن از شاه و «شيوههاي آزادسازي او» حمايت شده و اظهار اميدواري شده بود که دوران گذار از شرايط کنوني برخلاف آنچه که در هفته گذشته رخ داد (حادثه خونين 17 شهريور) بدون آنکه اوضاع کاملاً از کنترل خارج شود به پيش رود.
شاه در اين ديدار که به گفته سفير بريتانيا «به حد شوک برانگيزي خسته و بيروح به نظر ميرسيد»، تأکيد کرد که بيش از آن که صرفاً دغدغه سلطنت تا آخرين روز پيش از مرگش را داشته باشد، «هدفش ايجاد بنيادي مستحکم در جهت سلطنت به ارث گذارده شده براي پسرش بود.»
پارسونز در ادامه اين ديدار به شاه گفت که لندن مشتاق دانستن ديدگاه و پيشبيني شاه از تحولات ماههاي آينده کشورش است كه محمد رضا در شرايطي که در ديدارهاي ماهها و سالهاي قبل با ديپلماتهاي غربي، نه تنها تحولات داخلي که حتي رويدادهاي بينالمللي را تبيين و پيشبيني ميکرد، اين بار با نااميدي تنها ابراز اميدواري کرد که دولت جديد او، با نخستوزيري جعفر شريف امامي، بتواند اعتماد را به کشور بازگرداند.
شاه همچنين ابراز اميدواري کرده بود که چه با حکومت نظامي و چه بدون آن، بتواند انتخابات آزاد را در تابستان سال بعد (1358 شمسي/1980 ميلادي) برگزار کند و اين در حالي بود که سرعت گرفتن غيرقابل پيشبيني حوادث، پيش از به پايان رسيدن زمستان و چندين ماه قبل از زمان مورد علاقه شاه براي برگزاري انتخابات آزاد، نشاني از حضور شاه و حکومت سلطنتي در ايران باقي نماند.
در بخش ديگري از اين ديدار پارسونز از شاه درباره ميزان وفاداري نيروهاي مسلح نسبت به سلطنت ميپرسد كه شاه در پاسخ از «وفاداري، مليگرايي و ميهندوستي اثبات شده کادرهاي ثابت نيروهاي مسلح» سخن گفته و با اشاره به يک يا دو حادثه، از جمله شليک روز گذشته يک سرباز وظيفه فراري يه يک کاميون ارتشي در تبريز، تنها درباره ميزان وفاداري پرسنل وظيفه ابراز ترديد ميكند.
پارسونز در ارايه تحليل خود به شاه، با اشاره به ديدارهايش از جنوب شهر تهران طي چهار سال حضورش در ايران، از تورم شديد ناشي از هجوم روستاييان به شهرها و بروز مشکلات شديد در جامعه بيرحم شهري و بروز ابعادي از مشکلات که تا آن زمان در ايران ناشناخته بود، سخن گفته و به شاه عنوان کرده است که: «در اين وضعيت طبيعي بود که مردم به سوي راهنمايان سنتي خود و رهبري مذهبي روي آورده و فاصله عميقي از بياعتمادي بين حکومت و مردم ايجاد شود. مردم ايماني به توانايي يا اراده حکومت به عملي کردن وعدههاي خود ندارند.» به گفته پارسونز، شاه بيکم و کاست همه اظهارات و تحليل او از شرايط را مورد تأييد قرار داد.
بخش پاياني اين ديدار به گمانهزني شاه به روابط ايران و غرب در صورت تغيير حکومت اختصاص داشت: «شاه دوباره تکرار کرد که هر رژيمي که پس از او بيايد براي غرب بدتر خواهد بود، اغتشاش و گروهگرايي به همراه آورده و کشور را با خطر مداخله خارجي روبهرو خواهد کرد و خلاصه آنکه بسيار خطرناک خواهد بود.»
پارسونز در پاسخ به شاه گفت: «من فکر نميکنم که چه آمريکاييها و چه خود ما مخالفتي با اين ارزيابي داشته باشيم. ما از تو حمايت کرده و صميمانه آرزو داريم که بر مشکلات کنوني چيره شوي.» وي در ادامه ميگويد: «من با توجه به موضوعي که او بيشترين حساسيت را به آن داشت، به او اطمينان دادم که دودوزه بازي نخواهيم کرد.»
نكته جالب از اين وابستگي اينكه تنها يک هفته پس از اين ديدار، شريف امامي نخستوزير و امير عباس هويدا وزير دربار به طور جداگانه به پارسونز هشدار دادند که «افسردگي شاه به مشکلي جدي تبديل شده» و ديدار دوباره سفير بريتانيا با او ميتواند مفيد واقع شود، از اين جهت پارسونز بار ديگر در 24 سپتامبر (دوم مهر) به ديدار شاه رفت.
پارسونز در گزارش محرمانه خود به لندن متذکر شد که با وجود نگرانيهاي شريف امامي و هويدا درباره وضع شاه، او شاه را سرحالتر و مصممتر از هفته گذشته يافته است. در اين ديدار نيز شاه همچنان تا حدي نگران وجود نقشه احتمالي بين آمريکا و اپوزيسيون بود، ولي پاسخ پارسونز به او همچنان محکم و در دفاع از حکومت پهلوي بود: «من مجدداً با شديدترين کلام ممکن به او اطمينان داده و تأکيد کردم که آمريکاييها و خود ما ديدگاههاي مشابهي در وضعيت کنوني داريم و برخلاف 25 سال قبل هيچ فاصله يا رقابتي بين ما وجود ندارد. به نظر ميرسيد که شاه متقاعد شده است.»
پارسونز احتمال پذيرش وجود کمک و پول مخالفان تندرو خارجي از سوي تودههاي مردم ناراضي داخلي را رد نميکرد، ولي شاه تلاش ميکرد با اين واقعيت که شورشهاي مردم ريشه در مشکلات واقعي و گسترده داخلي داشته و حل آن هم به دست حکومت خود او ممکن است مواجه نشود و وضعيت فعلي را به گردن دست پنهان خارجيها بيندازد تا از اين رهگذر حمايت بيشتر آنها را نسبت به خود جلب كند.
پارسونز در يک گزارش تکميلي ديگر از اين ديدار با اشاره به گلايههاي مسئولان رسمي دولتي ايران از مواضع بخش فارسي سرويس جهاني راديوي بي.بي.سي به عنوان صداي حکومت علياحضرت ملکه بريتانيا عنوان کرده که به شاه گفت: «بار ديگر شبح قدرت بريتانيا در تاثيرگذاري بر تحولات داخلي ايران نمايان شده است.»
در زمينه شکايت شاه و دولتيان از مواضع بخش فارسي راديوي «بي.بي.سي» پارسونز ضمن آن که به شاه قول داد که مسأله را در لندن پيگيري کند به شاه تاکيد کرد که موثرترين وسيله براي برخورد با بي بي سي تلاشهاي پرويز راجي سفير ايران در لندن خواهد بود.
سفير بريتانيا در پايان گزارش خود به لندن چنين توصيه ميکند: «از نظر شاه و دولت او بسيار مهم است که ما [بريتانيا] تا جايي که ممکن است خود را با آمريکاييها و نظرات آنان نزديک نگاه داريم. من به شاه گفتهام که هم با سفير آمريکا در تهران نزديک هستم و هم روابط نزديکي بين سفير ما در واشنگتن و وزير خارجه آمريکا وجود دارد. او و بسياري از ايرانيان حافظه زندهاي از رقابت انگليس و آمريکا و اختلافاتشان در گذشته دارند و او [شاه] آشكارا متقاعد شده است که اين مسأله [رقابت بين آمريکا و بريتانيا] امروز نيز در حال وقوع است.
به گزارش «تابناك»، در اين گزارش آمده است كه مثلاً روز 16 سپتامبر 1978 (25 شهريور 1357) كه همزمان با سي و هفتمين سالگرد آغاز سلطنت محمدرضا شاه پس از برکناري پدرش بود، به عنوان يكي از مهمترين جشنهاي حکومتي در آن سال به دليل اوجگيري انقلاب و همچنين اعلام حکومت نظامي و کشتار 17 شهريور در ميدان ژاله تهران، به شدت کمرنگ و در اغلب نقاط ايران برگزار نشد و نكته آنكه در صبح اين روز پارسونز به ديدار شاه شتافت و مطالب مهمي بين آن دو رد و بدل شد.
در گزارش محرمانه پارسونز از اين ديدار به پيام خصوصي «جيمز کالاهان»، نخستوزير بريتانيا به شاه اشاره شده که در آن از شاه و «شيوههاي آزادسازي او» حمايت شده و اظهار اميدواري شده بود که دوران گذار از شرايط کنوني برخلاف آنچه که در هفته گذشته رخ داد (حادثه خونين 17 شهريور) بدون آنکه اوضاع کاملاً از کنترل خارج شود به پيش رود.
شاه در اين ديدار که به گفته سفير بريتانيا «به حد شوک برانگيزي خسته و بيروح به نظر ميرسيد»، تأکيد کرد که بيش از آن که صرفاً دغدغه سلطنت تا آخرين روز پيش از مرگش را داشته باشد، «هدفش ايجاد بنيادي مستحکم در جهت سلطنت به ارث گذارده شده براي پسرش بود.»
پارسونز در ادامه اين ديدار به شاه گفت که لندن مشتاق دانستن ديدگاه و پيشبيني شاه از تحولات ماههاي آينده کشورش است كه محمد رضا در شرايطي که در ديدارهاي ماهها و سالهاي قبل با ديپلماتهاي غربي، نه تنها تحولات داخلي که حتي رويدادهاي بينالمللي را تبيين و پيشبيني ميکرد، اين بار با نااميدي تنها ابراز اميدواري کرد که دولت جديد او، با نخستوزيري جعفر شريف امامي، بتواند اعتماد را به کشور بازگرداند.
شاه همچنين ابراز اميدواري کرده بود که چه با حکومت نظامي و چه بدون آن، بتواند انتخابات آزاد را در تابستان سال بعد (1358 شمسي/1980 ميلادي) برگزار کند و اين در حالي بود که سرعت گرفتن غيرقابل پيشبيني حوادث، پيش از به پايان رسيدن زمستان و چندين ماه قبل از زمان مورد علاقه شاه براي برگزاري انتخابات آزاد، نشاني از حضور شاه و حکومت سلطنتي در ايران باقي نماند.
در بخش ديگري از اين ديدار پارسونز از شاه درباره ميزان وفاداري نيروهاي مسلح نسبت به سلطنت ميپرسد كه شاه در پاسخ از «وفاداري، مليگرايي و ميهندوستي اثبات شده کادرهاي ثابت نيروهاي مسلح» سخن گفته و با اشاره به يک يا دو حادثه، از جمله شليک روز گذشته يک سرباز وظيفه فراري يه يک کاميون ارتشي در تبريز، تنها درباره ميزان وفاداري پرسنل وظيفه ابراز ترديد ميكند.
پارسونز در ارايه تحليل خود به شاه، با اشاره به ديدارهايش از جنوب شهر تهران طي چهار سال حضورش در ايران، از تورم شديد ناشي از هجوم روستاييان به شهرها و بروز مشکلات شديد در جامعه بيرحم شهري و بروز ابعادي از مشکلات که تا آن زمان در ايران ناشناخته بود، سخن گفته و به شاه عنوان کرده است که: «در اين وضعيت طبيعي بود که مردم به سوي راهنمايان سنتي خود و رهبري مذهبي روي آورده و فاصله عميقي از بياعتمادي بين حکومت و مردم ايجاد شود. مردم ايماني به توانايي يا اراده حکومت به عملي کردن وعدههاي خود ندارند.» به گفته پارسونز، شاه بيکم و کاست همه اظهارات و تحليل او از شرايط را مورد تأييد قرار داد.
بخش پاياني اين ديدار به گمانهزني شاه به روابط ايران و غرب در صورت تغيير حکومت اختصاص داشت: «شاه دوباره تکرار کرد که هر رژيمي که پس از او بيايد براي غرب بدتر خواهد بود، اغتشاش و گروهگرايي به همراه آورده و کشور را با خطر مداخله خارجي روبهرو خواهد کرد و خلاصه آنکه بسيار خطرناک خواهد بود.»
پارسونز در پاسخ به شاه گفت: «من فکر نميکنم که چه آمريکاييها و چه خود ما مخالفتي با اين ارزيابي داشته باشيم. ما از تو حمايت کرده و صميمانه آرزو داريم که بر مشکلات کنوني چيره شوي.» وي در ادامه ميگويد: «من با توجه به موضوعي که او بيشترين حساسيت را به آن داشت، به او اطمينان دادم که دودوزه بازي نخواهيم کرد.»
نكته جالب از اين وابستگي اينكه تنها يک هفته پس از اين ديدار، شريف امامي نخستوزير و امير عباس هويدا وزير دربار به طور جداگانه به پارسونز هشدار دادند که «افسردگي شاه به مشکلي جدي تبديل شده» و ديدار دوباره سفير بريتانيا با او ميتواند مفيد واقع شود، از اين جهت پارسونز بار ديگر در 24 سپتامبر (دوم مهر) به ديدار شاه رفت.
پارسونز در گزارش محرمانه خود به لندن متذکر شد که با وجود نگرانيهاي شريف امامي و هويدا درباره وضع شاه، او شاه را سرحالتر و مصممتر از هفته گذشته يافته است. در اين ديدار نيز شاه همچنان تا حدي نگران وجود نقشه احتمالي بين آمريکا و اپوزيسيون بود، ولي پاسخ پارسونز به او همچنان محکم و در دفاع از حکومت پهلوي بود: «من مجدداً با شديدترين کلام ممکن به او اطمينان داده و تأکيد کردم که آمريکاييها و خود ما ديدگاههاي مشابهي در وضعيت کنوني داريم و برخلاف 25 سال قبل هيچ فاصله يا رقابتي بين ما وجود ندارد. به نظر ميرسيد که شاه متقاعد شده است.»
پارسونز احتمال پذيرش وجود کمک و پول مخالفان تندرو خارجي از سوي تودههاي مردم ناراضي داخلي را رد نميکرد، ولي شاه تلاش ميکرد با اين واقعيت که شورشهاي مردم ريشه در مشکلات واقعي و گسترده داخلي داشته و حل آن هم به دست حکومت خود او ممکن است مواجه نشود و وضعيت فعلي را به گردن دست پنهان خارجيها بيندازد تا از اين رهگذر حمايت بيشتر آنها را نسبت به خود جلب كند.
پارسونز در يک گزارش تکميلي ديگر از اين ديدار با اشاره به گلايههاي مسئولان رسمي دولتي ايران از مواضع بخش فارسي سرويس جهاني راديوي بي.بي.سي به عنوان صداي حکومت علياحضرت ملکه بريتانيا عنوان کرده که به شاه گفت: «بار ديگر شبح قدرت بريتانيا در تاثيرگذاري بر تحولات داخلي ايران نمايان شده است.»
در زمينه شکايت شاه و دولتيان از مواضع بخش فارسي راديوي «بي.بي.سي» پارسونز ضمن آن که به شاه قول داد که مسأله را در لندن پيگيري کند به شاه تاکيد کرد که موثرترين وسيله براي برخورد با بي بي سي تلاشهاي پرويز راجي سفير ايران در لندن خواهد بود.
سفير بريتانيا در پايان گزارش خود به لندن چنين توصيه ميکند: «از نظر شاه و دولت او بسيار مهم است که ما [بريتانيا] تا جايي که ممکن است خود را با آمريکاييها و نظرات آنان نزديک نگاه داريم. من به شاه گفتهام که هم با سفير آمريکا در تهران نزديک هستم و هم روابط نزديکي بين سفير ما در واشنگتن و وزير خارجه آمريکا وجود دارد. او و بسياري از ايرانيان حافظه زندهاي از رقابت انگليس و آمريکا و اختلافاتشان در گذشته دارند و او [شاه] آشكارا متقاعد شده است که اين مسأله [رقابت بين آمريکا و بريتانيا] امروز نيز در حال وقوع است.
بخش پاياني نخستين پنجره تابناك را حتما بخوانيد.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
نظرسنجی
امضای یادداشت تفاهم ایران با آمریکا را در این مقطع...




