دوره كاتالانيسم
كوبي برايانت هم به سيل مشتاقان بارسا پيوست. اين كه او واقعا عاشق كاتالانهاست يا بر موج دوستداشتني فعلي فوتبال اروپا سوار شده و از هواداري قدرتمندترين باشگاه حال حاضر فوتبال دنيا دم ميزند، چندان قابل تشخيص نيست اما ميتوان اين موضوع را دستمايهاي براي نوشتن مطلبي از جهان شمولي عشق به بارسا قلمداد كرد.
اولين هواداران
به نوشته خراسان، كارلس ركساچ يكي از برترين گلزنان تاريخ باشگاه و سرمربي بارسلونا در روزهاي تلخ فصل 2002-2001، قبل از جدال بزرگ مرحله نيمه نهايي ليگ قهرمانان مقابل رئالمادريد از يك راز سر به مهر گفت. او به درستي ادعا كرد خياطهاي حومه مادريد كاتالاني بودند. چه ربطي داشت؟ خب! آن خياطها با تشكيل يك تيم فوتبال جرقه تأسيس يك باشگاه در پايتخت اسپانيا را زدند؛ تيمي كه در گذر سالها لقب سلطنتي گرفت، نور چشمي پادشاه شد و عنوان پرطمطراق رئالمادريد را دريافت كرد. مؤسسان رئالمادريد اولين هواداران راستين بارسا بودند!
پاپ ژان پل دوم
اولين پاپ لهستاني كاتوليكها، برخلاف پاپ ژان پل ششم مدت زيادي روي صندلي مقدس مسيحيها فرمان صلح داد و در اوقات فراغت فراوان خود به پيگيري نتايج بارساي محبوبش ميپرداخت. دليل حمايت پاپ از آبي و اناريها مشخص نيست. خانواده مذهبي او توپ گرد را عاملي جهت دوري از عبادت ميدانستند؛ پس شايد تنها عامل برانگيزاننده احساسات پاپ، فلسفه مشترك طرفين بود. ژان پل دوم مدام از صلح ميگفت و بيانيه بارسا هم چيزي غير از اين نيست؛ هرچند در باطن، عامل خرابكاريهاي سياسي و اجتماعي اسپانيا فقط و فقط عوامل دولت كاتالان هستند! پاپ جديد، يك آلماني بايرندوست است. «رايتزينگر» چرا باوارياييها را برگزيده است؟
راجر فدرر
كمتر ديده شده همه هواداران يك تيم خاص اتوماتيكوار عاشق باشگاهي در كشوري ديگر شوند اما از آنجا كه مؤسسان بازل فلسفه بارسا را ميپسنديدند، اكنون حاضران در ورزشگاه سنت ياكوب مردان كاتالونيا را تقديس ميكنند. راجر فدرر نيز از كودكي و هنگام دانستن اين نكته كه طراحي لباس تيمش تقليدي هوشمندانه از سبك برادر بزرگتر است، عاشق قدرتمندترين تيم حال حاضر اروپا شد. او ديروز در الكلاسيكوي تنيس به مصاف نادال رئالي رفت. هر اتفاقي رخ داده باشد، راجر در ميان استقبال مردم شهرش به خانهاش رهنمون ميشود تا پس از چند هفته پاي جعبه جادويي، دوباره فرصت تماشاي نمايش دارودسته پويول را به دست آورد. فقط جادوي فوتبال ميتواند شهر كنگره معروفي را كه پس از جنگ جهاني دوم به راست افراطي مشروعيت بخشيد، به عقايد آزاديخواهانه و تا حدودي چپ كاتالانها معقتد كند.
لوركا
شاعر و سياستپيشه عصر فرانكو، فدايي بارسا بود. شايد كاتالاني بودن، مهمترين دليل براي حمايت از آبي و اناريپوشان تقلي شود اما نميتوان تشابه بينظير آرمانهاي آزاديخواهانه لوركا با مانيفست كاتالونيا را ناديده گرفت. حتي در شعرهاي آقاي شاعر هم عشق به نماد ايالت جداييطلب موج ميزد. او توسط عوامل فرانكو تيرباران شد. اين موضوع توسط قاضي محاكمه كننده ديكتاتورهايي مانند پينوشه مطرح شد و دولت اسپانيا را به نبش قبر قربانيان حمله دارودسته فرانكو به منطقه محل اسكان مبارزاني مانند لوركا واداشته است. مرد روشنفكر توسط يك مادريدي كشته شد تا ديگر نخواند. «صداي پاي اسبها...»
برش
زمين دورههاي متفاوتي را پشت سر گذاشته. از مزوزوئيك تا ژوراسيك، همه اسامي، مشخصههايي براي يك عصر بودند. به نظر ميرسد با توجه به حجم علاقه به بارسا در سراسر كره زمين، بايد عصر فعلي را «دوره كاتالانيسم» بناميم.


