حذف «ناگزیر»
حذف سهدهک «برخوردار» از هدفمندی یارانهها اگرچه امری دشوار و دارای حاشیههای خاص خود خواهد بود اما در «ناگزیر»بودن آن، نوعی اجماع حتی میان مردم وجود دارد. متاسفانه سالهاست پایههای اطلاعاتی خانوار در ایران، ضعیف است و فکری برای استقرار یک سیستم جامع اطلاعات در این حوزه، نشده است. با این حال تداوم روند موجود در پرداخت یارانهها دارای عیوب کاملا مشخصی است که بر منافع آن، برتری دارد. این گزینه اقتصادی با عدالت و اصل توزیع منابع، سنخیتی ندارد. اگر دولت قبل از شروع بر اساس روش دیگری عمل میکرد، این میزان مشکل و محدودیت پدید نمیآمد. روش ایجابی، بسیار بهتر از روش سلبی است، میشد با یک شناخت منطقی و استفاده از نظرات کارشناسی و روشهای مدیریتی، مشخص کرد که چه افرادی واجد شرایط دریافت هستند تا اینکه امروز، به دنبال حذف افرادی که واجد شرایط نیستند، باشیم.
اگر بازنشستگان، مستمریبگیران، افراد تحتپوشش بهزیستی و سازمان تامیناجتماعی، زنان سرپرست خانوار و گروههایی از ایندست، شناسایی میشدند و در فهرست دریافتکنندگان یارانه نقدی قرار میگرفتند، مشکل انحراف از قانون پیش نمیآمد، یارانه تولید تخصیص مییافت و به سایر منابع برای تامین مصارف هدفمندی، دستاندازی نمیشد.
اصلاح سیستم مالیاتی، بانکی، نظام ثبت املاک و... همه و همه مانع از فرار مالیاتی و پنهانسازی از سوی برخی افراد ثروتمند خواهد شد. به هر حال درصدی از خطا برای اصلاح این روند، طبیعی است و اگر مثلا یک کارمند ساده، با قطع یارانه مواجه شد آنگاه میتواند به این امر اعتراض کند. پرداخت ماهانه قریب به چهارهزارمیلیاردتومان یارانه نقدی، شوخی نیست. این اتفاق باعث تلاطم در مدیریت کشور شده.
دولت هم نسبت به موضع اولیه، معتدلتر شده است. بههرحال به باور نگارنده، نفس شروع این حرکت مهم است. مجلس معتقد است دولت احتمالا میتواند ظرف سه تا ششماه، این امر را به سامان برساند و «گروه هدف» این طرح را از فهرست دریافتکنندگان یارانه نقدی حذف کند. اما نکته کلیدی آن است که دیگر، تداوم وضع موجود امکانپذیر نیست.



