امید به پایانِ حاشیههای بیپایان
هر سینماگر، یک داورِ سی و دومین جشنواره فیلم فجر؟
آنچه به اندازه هیأت انتخاب بااهمیت بوده و حتی به زعم برخی منتقدان از هیأت انتخاب نیز پراهمیتتر است، هیأت داوری است که همواره از یک جمع کوچک تشکیل شده و ایدهآلترین ترکیبش در این سی و یک دوره نیز موفق نشده تا انتخابهایی بیحرف و حدیث داشته باشد.
کد خبر: ۳۵۰۴۹۶
| | 16953 بازدید
در فاصله چهار ماه تا سی و دومین جشنواره فیلم فجر و پس از مشخص شدن دبیر این رویداد، تلاشها برای برگزاری متفاوت این رویداد نسبت به ادوار پیشین شدت گرفته، ولی همه این تلاشها هنگامی معنا مییابد که خروجی مهمترین رویداد سینمای ایران، منتخبین واقعی باشند که به حقشان به آن میزان که مستحقش بودهاند، دست یافتهاند اما آیا سرانجام این اصل رخ خواهد داد؟به گزارش «تابناک»، چشم بر هم بگذارید، دوازدهم بهمن ۱۳۹۲ است و سی و دومین جشنواره بینالمللی فیلم فجر به عنوان فصل ارزیابی یک سال تولیدات سطحِ اول سینمای ایران فرا رسیده است؛ رویدادی که به نوعی ابتدای سال سینمایی ایران است و دورنمای یک ساله سینمای ایران را چه در سطح جشنوارههای بینالمللی و چه در گیشه تا اندازهای قابل ارزیابی میسازد و هرچند این جشن با گذشته سه دهه و اندی هنوز نتوانسته جایگاه واقعیاش را بیابد، هیچ ناظر بیطرفی نمیتواند منکر اهمیتش باشد.
با این حال، این رویداد هیچ گاه نتوانسته محل انتخاب برترینها باشد و همواره در میان منتخبین و برندگان سیمرغهای بلورین و کریستال، چهرههایی بودهاند که حقشان نبوده صاحب این جوایز شوند و البته مشخصاً در مقابل برخی به حقشان نرسیدهاند که در مواردی، این اتفاق با واکنش افکارعمومی همراه شده و بینندگان ترجیح دادند سیمرغ را به فیلمی بدهند که احتمال میدادند مورد بیمهری داوران قرار گیرند؛ هرچند این قاعده همیشه نیز درست نبوده است.

بازگشت علیرضا رضاداد به عنوان باتجربهترین دبیر جشنواره بینالمللی فیلم فجر به این کسوت، یک امید را به وجود آورده که حاشیههای بیپایان این رویداد ـ که حتی بیش از پیش نیز شده ـ با تغییر سازوکارهای بخشهای گوناگون این رویداد، سرانجام رو به پایان بگذارد و یک دوره از این رویداد فرارسد که شاهد رخدادهای عجیب و توجیهناشدنی پیش، حین و یا پس از آن نباشیم. با این حال، پرسش اساسی این است که چشم اسفندیار جشنواره چیست و کدام موضوع برای اصلاح نیاز به تصمیمی از هم اکنون و برنامهریزی جدی دارد؟ پاسخ کاملاً روشن است: «داوری».
واقعیت آن است که مهمترین مسأله اساسی در جشنواره فیلم فجر، داوریهاست؛ داوریهایی که مشمول هیأت انتخاب پیش از جشنواره نیز میشود و تنها متوجه هیأت داوران بخش مسابقه و دیگر بخشهای این جشنواره نیست و انتظار میرود در این دوره هیأت انتخابی باشد که به جز نگاه سینمایی، ملاحظات دیگری برای انتخاب فیلمهای حاضر در جشنواره در نظر نگیرند.
از همین منظر نباید چنین اتفاقی رخ دهد که برخی فیلمهای شایسته حضور در جشنواره سی و دوم همچون جشنواره سی و یکم پشت در کاخ جشنواره بمانند و جوایزشان را از جشنوارههای بینالمللی دریافت کنند که این اتفاق، ضربه جدی به اعتبار جشنواره فجر زده و خواهد زد و این رویداد متهم به تحت الشعاع قرار گرفتن با مسائل سیاسی نشود و این اتفاق طبیعتاً امری است که با افزایش دامنه هیأت انتخاب از یک هیأت تک رقمی به هیأتی دو رقمی قابل تحقق است، هرچند به زعم بسیاری از ناظران، بعید است چنین مشیای در پیش گرفته باشد.
اما آنچه به اندازه هیأت انتخاب دارای اهمیت است و حتی به زعم برخی منتقدان از هیأت انتخاب نیز پراهمیتتر است، هیأت داوری است که همواره از یک جمع کوچک تشکیل شده و ایدهآلترین ترکیبش در این سی و یک دوره نیز موفق نشده تا انتخابهایی بیحرف و حدیث داشته باشد. از این منظر به نظر میرسد تنها راه ممکن برای رفع مشکلات این بخش، توسعه دایره دارندگان حق انتخاب فیلمهای برتر از یک هیأت هفت نفره به یک هیأت پنج هزار نفره است.
در واقع شاید بهتر باشد به همان اندازه که به تماشاچیان جشنواره احترام گذاشته میشود به سینماگران احترام گذاشته شود و برترینهای جشنواره فیلم فجر با رأی تمامی سینماگران انتخاب شوند؛ روالی که هرچند بیش از آن که در جشنوارهها مرسوم باشد، برای جوایز سینمایی نظیر اسکار صادق است، ولی در عین حال به شدت میتواند اعتبار این جشنواره را افزایش دهد و کوچکترین امکان خدشه وارد ساختن به اعتبار این رویداد وجود داشته باشد. آیا از هم اکنون زمینه تغییر رویکرد داوری به این شکل فراهم خواهد شد و هر سینماگر، یک داورِ سی و دومین جشنواره فیلم فجر خواهد بود؟
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


