آیا غرب از قطعنامههای تحریمی ایران عقبنشینی میکند؟
با توافق ایران و کشورهای عضو گروه ۱+۵ برای برگزاری دور جدید مذاکرات هستهای طی چند هفته آینده در ژنو، بار دیگر بازار گمانهزنیها درباره پیشنهادهای احتمالی هر یک از دو طرف در مذاکرات و محتوای توافق احتمالی داغ شده است. در این میان، اظهارنظر یک مقام اروپایی از تغییر جهت محسوس غرب در این مذاکرات حکایت دارد.
با توافق ایران و کشورهای عضو گروه ۱+۵ برای برگزاری دور جدید مذاکرات هستهای طی چند هفته آینده در ژنو، بار دیگر بازار گمانهزنیها درباره پیشنهادهای احتمالی هر یک از دو طرف در مذاکرات و محتوای توافق احتمالی داغ شده است. در این میان، اظهارنظر یک مقام اروپایی از تغییر جهت محسوس غرب در این مذاکرات حکایت دارد.این مذاکرات که نخستین دور گفتوگوها میان ایران و گروه ۱+۵ پس از روی کار آمدن دولت جدید در ایران به شمار میرود، به شدت مورد توجه و پیگیری جامعه جهانی است و با نزدیک شدن هر چه بیشتر به آن، حساسیت نسبت به محتوا و نتایج آن بیش از گذشته نیز افزایش خواهد یافت.
در جدیدترین تحول در این زمینه، روز گذشته یک مقام ارشد غربی از احتمال تعدیل درخواستهای طرف مقابل از ایران در جریان دور جدید گفتوگوها خبر داده بود. به گفته این مقام اروپایی، کشورهای عضو ۱+۵ در نظر دارند برای توافق با ایران، از درخواستهای پیشین مبنی بر توقف کامل همه فعالیتهای غنی سازی اورانیوم در ایران صرف نظر کنند.
«لیناس لینکوبسیوس»، وزیر خارجه لیتوانی که کشورش ریاست دورهای اتحادیه اروپا را بر عهده دارد، در این زمینه گفته، در صورتی که ایرانیها بتوانند ثابت کنند برنامه هستهای آنان صرفاً دارای مقاصد صلحآمیز است، میتوانند به این برنامه ادامه داده و فعالیتهای خود را پی بگیرند.
هرچند شاید این اظهارنظر در وهله نخست موضوعی کم اهمیت جلوه کند (زیرا غرب با این کار، تنها میتواند گام نخست را برداشته و قانونیترین حق ایران را به رسمیت بشناسد)، اهمیت این موضوع هنگامی آشکار میشود که توجه کنیم در همه قطعنامههای وضع شده از سوی شورای امنیت علیه جمهوری اسلامی ایران، تقاضای تعلیق کامل همه فعالیتهای هستهای ایران مطرح شده بود.
این موضوع از همان نخستین قطعنامه وضع شده علیه ایران در شورای امنیت مصداق داشت. در قطعنامه ۱۶۹۶ که در تاریخ ۳۱ ژوئیه ۲۰۰۶ به تصویب رسید، شورای امنیت با تأکید بر قطعنامههای گذشته شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی و بیانیه پیشین خویش، از ایران میخواست همه فعالیتهای مرتبط با غنیسازی را به حال تعلیق درآورد.
در چهار قطعنامههای بعدی، یعنی قطعنامه ۱۷۳۷ (مورخ ۲۳ دسامبر ۲۰۰۶)، قطعنامه ۱۷۴۷ (مورخ ۲۴ مارس ۲۰۰۷)، قطعنامه ۱۸۰۳ (مورخ ۳ مارس ۲۰۰۷) و همچنین قطعنامه ۱۸۳۵ (۲۷ سپتامبر ۲۰۰۸) نیز شورای امنیت ضمن طرح دوباره همین موارد، بر ضرورت توقف کامل فعالیتهای غنی سازی ایران تأکید میکرد.
به این ترتیب، میتوان گفت اظهارنظر اخیر این مقام اروپایی و اشاره به ضرورت نداشتن تعلیق فعالیتهای هستهای، خود تغییر جهتی مهم از سوی طرف غربی است که در صورت تداوم و تسری به دیگر حوزهها، میتواند به مبنایی برای تفاهم و توافق دو طرف تبدیل شود.
به عبارت دیگر، روند جدید دیپلماتیک ایران در راستای تلاش برای برطرف کردن ابهامات و فضاسازیها پیرامون برنامه هستهای کشور و پایان دادن به مسائل موجود در این حوزه با روشهای تعاملجویانه، سبب شده کشورهای غربی، قطعنامههایی را که خود تصویب کرده و حتی چین و روسیه نیز بر آن مهر تأیید زدهاند، کنار گذاشته و به دنبال مبنایی جدید برای توافق با ایران باشند.
روشن است که ادامه این مسیر مثبت از سوی دو طرف، میتواند برای نخستین بار زمینهای واقعی در دستیابی به توافقی مشخص و پایدار پیرامون برنامه هستهای کشور فراهم آورد.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۳۵
انتشار یافته: ۶
مثل اینکه شما هنوز نمی دونید با چه گرگهایی روبرو هستید.
اینجوری باید تعبیر کرد و به اهداف رسید وگرنه استفاده از ادبیات غیر سازنده در رسانه ها باعث تحریک گروه های فشار میشود و فشار به دو دولت هم بیشتر میشود. اونوقت دوباره بر میگردیم به نقطه ای که ازش شروع شده بود.
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟





