نامادري كاربلد را دريابيد
مســـــــي اردبيلي و ســـــرباز هخامنشـــــي!
رسول بهروش
«مسي اردبيلي»؛ اين تازهترين كشف فرهنگ لغات فوتبال ايران است كه كمتر از يك ماه از زمان تولدش ميگذرد. پس از آن كه مسوولان برنامه نود تصميم گرفتند هر از گاهي به مناطق فاقد نماينده در ليگ برتر سر بزنند، استان اردبيل به عنوان دومين مقصد آنها يك سورپرايز اساسي براي ايرانيان هوادار فوتبال رو كرد.
نمايش تصاويري از هنرمنديهاي يك كودك 9 ساله با توپ، باعث شد تا خيلي زود اسم او سر زبانها بيفتد و مورد توجه افكار عمومي قرار بگيرد. براي فوتبالي كه از پيري مفرط ستارهها رنج ميبرد، ظهور چنين پديدههايي مي تواند يك اتفاق هيجانبرانگيز و استثنايي باشد. شايد به همين دليل هم بود كه دعواها بر سر اميرحسين حاجيزاده بالا گرفت. پس از آن كه عادل فردوسيپور در برنامه بعدي نود از پيشنهادات خارجي اين فوتباليست خردسال پرده برداشت، باشگاه پرسپوليس هم خيلي زود دست به كار شد و ادعا كرد با اين كودك هنرمند قرارداد 10 ساله بسته است؛ آنچه توسط خانواده حاجيزاده در اخبار ورزشي شبكه سوم سيما تكذيب شد!
«اول ما او را پيدا كرديم، نه فردوسيپور»؛ اين يكي از اظهارنظرهاي جنجالي محمد رويانيان در مورد مسي اردبيلي بود، نقلقولي كه قرار است امتياز كشف اين استعداد را به نام مديريت باشگاه پرسپوليس سند بزند. دعوا بر سر زودتر ديدن و زودتر شناختن اين بازيكن خردسال در حالي در فضاي فوتبال كشورمان اوج گرفته است كه بدون ترديد همين حالا دهها كودك مستعد مثل او در نقاط مختلف اين سرزمين بدون توجه باقي ماندهاند و رو به فنا شدن ميروند. هنوز قيل و قال مربوط به پيدا شدن حاجيزاده فروكش نكرده بود كه خبر رسيد در همان استان اردبيل 3 فوتباليست نونهال ديگر نيز فعاليت ميكنند كه ميتوانند آينده درخشاني داشته باشند. واضح است كه با كمي كار و كوشش و اندكي دقت و سرمايهگذاري ميشود ستارههاي خاموش اين مملكت را فعال كرد و جاني دوباره به فوتبال ايران بخشيد. در اين ديار «استعداد» قحط نيست كه سر اين يكي دعوا شود. آستينهايتان را بالا بزنيد و بيچشمداشت كمي زحمت بكشيد. اطمينان داشته باشيد كه زودتر از آنچه تصورش را ميكنيد، دستانتان پر از سوپراستارهاي آيندهساز و درخشان خواهد شد.
در حال حاضر نكته مهم در مورد اميرحسين حاجي زاده، آينده اوست و اينكه در كجا و چگونه تربيت شود. در حالي كه پرسپوليسيها اصرار دارند با وي قرارداد طولانيمدت بستهاند، پدر اين فوتباليست خردسال از اولويت دادن به پيشنهادات خارجي سخن ميگويد؛ آنچه به نظر ميرسد براي او اتفاق مطلوبتري باشد. در سيستم آلوده و ناكارآمد فوتبال پايه ايران، اين استعداد را اينجا نگه داريم كه چه بشود؟ چه چيزي ياد بگيرد و اصلا از چه كسي ياد بگيرد؟ در شرايطي كه گاه و بيگاه انواع و اقسام خبرهاي تكاندهنده در مورد مفاسد مالي و غير مالي تيمهاي پايه در كشورمان به سطح رسانهها راه پيدا ميكند، چگونه ميتوانيم خاطر جمع باشيم از اين كه چنين استعدادي در اين مملكت به حق واقعياش برسد؟ وقتي در همين ابتداي كار سر و كله كلي دلال و كار چاق كن در اين پرونده پيدا شده و حتي مدير خاورميانه آلاشپورت(!) هم به خودش حق داده تا وارد ماجرا شود، چه تضميني وجود دارد كه اين بازيكن از ناحيه زيادهخواهي سودجويان آسيب نبيند؟
او را ميتوان با بررسي دقيق و با يك قرارداد هوشمندانه به يك باشگاه خارجي سپرد و اطمينان داشت كه آنجا استعدادش را تربيت خواهند كرد. تفاوت مكانيزمهاي پرورش فوتباليست در ايران و اروپا، به اندازه فاصله نجومي يكي مثل اشكان دژآگه است با دهها بازيكن داخلي كه هرگز حتي به يك دهم حقشان هم نرسيدند. از اين بالاتر، شايد فرق ما و فوتبال ديميمان با آنها و ساختار دقيقشان، به اندازه اختلاف بين مجاهد خذيراوي و رضا قوچاننژاد باشد؛ آنجا كه اولي با كوهي از توانايي بالقوه در حاشيههاي كنترل نشده اطراف باشگاهش غرق شد و از بين رفت، اما دومي در بستر مناسب رشد كرد و سر بزنگاه از راه رسيد تا با گل استثنايياش، 70 ميليون ايراني را به عرش ببرد.
مسي اردبيلي را بسپاريد به دست بيگانهها؛ آنجا كه باشد خيال ما هم راحتتر است. اينطوري حداقل مطمئنيم به خاطر منافع خودشان هم كه شده، از سرمايه ما مراقبت ميكنند. درست مثل سرباز هخامنشي يا منشور كوروش كه در دست آنها، كمتر از تمام آثار باستاني داخل ايران در معرض سرقت و سوءاستفاده و تخريب و فرسايش قرار گرفته است. باور كنيم آن نامادري كاربلد، هزار برابر مفيدتر از اين مادر ناشي و سهلانگار است!
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۹
انتشار یافته: ۵
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟



