وارده: انتقاد توفنده به تحلیل «تابناک» و نظرات و آرای مخاطبان
«وارد است!» نام ستونی است که
برخی مخاطبان به «تابناک» تحمیل کردهاند؛ آن دسته از مخاطبان عزیزی که گاه
از خواندن یک مطلب، دیدن یک رویداد، شنیدن سخنان مسئولانه و بیمسئولانه و
... مجابشان کرده تا وقت بگذارند و انتقادشان را مکتوب کرده و به دست ما
برسانند؛ انتقاداتی که فارغ از شکل و فرم ارائه و میزان جامع بودن، "وارد
است" چراکه نقطه نظر یکی از اعضای کوشای جامعه است؛ عضوی که حاضر است برای
بهبود جامعه خود انتقادی که روا میداند را بیان کند.«اگر وقت کردید، مطالعه بفرمایید» عنوان رایانامه (همان ایمیل) مخاطبی است که در واکنش به یک تحلیل «تابناک» و نظرات منتشر شده در انتهای آن و البته آرای ثبت شده برای این نظرات به رشته تحریر در آمده و به دستمان رسیده است. نقد این مخاطب را بخوانید و قضاوت کنید.
«امین فارغی» مینویسد:
در مورد خبر «وقتی ناجا پوشش اخبار حوادث جهان را در دستور کار قرار میدهد!»، این کامنت برای انتشار در قسمت نظرات نوشته نشده است چون احتمالا با سیاستهای کلی پایگاه [سایت خبری تحلیلی] تابناک در تضاد باشد و هم اینکه مفصلتر از درج در قسمت کامنتها بوده و هم بی سر و ته باشد.
بهترین مخاطبان این کامنت، اعضایی هستند که مسئول بررسی کامنت در طول سالیان دراز بودند و حرف غلط یا درست بنده را آنها به درستی درک میکنند: شما بهتر از من میدانید که این نوع اطلاع رسانی در رسانههایی مثل صداوسیما و...برای مخاطبانی هستند که در جبهههای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی در جبهه شما (به اصطلاح روشنفکری) میباشند و همه آنها تقریبا مطمئن هستند به دلیل اینکه بیشتر از مخالفان شان میدانند پس حتما به همه چیز اشرافیت کامل دارند؛ این نوع خبرها برای این دسته هستند که بدانند که تقریبا از دنیا هیچ چیزی نمیدانند، امثال شما (تابناک) در کامنتها همواره به مواردی زیاد برخورد کردهاید که کامنتگذار جملاتی با مضمون اینکه"هیچ کجای دنیا اینجوری نیست"، "همه جای دنیا اینجوری میکنند به جز ایران" و... و مخاطب فکر میکند بدبختی فقط در ایران و کشورهایی هست که مثل ایرانند.
کشورهایی که کلا بدبختند مثل اکثر کشورهای آفریقایی؛ معنی همه جای دنیا در ذهن مخاطبان شما= در وهله اول: دنیا منهای ایران، سوریه، کره شمالی و در وهله دوم، کشورهایی دیگر هم اضافه میشود؛ مثل ونزوئلا، کشورهای آفریقایی. در مرحله سوم: کشورهای آمریکای جنوبی و جنوب آسیا و ... و در نهایت وقتی کم میآورند، حتی خود آمریکا را هم جزو همه جای دنیا حساب نمیکنند؛ مثل همین موارد جرم و جنایت که به زور صداوسیما و امثال اطلاع رسانی هایی مثل همین پایگاه ناجا و... آمریکا را در بعضی از موارد بدتر از ایران میدانند و البته باز کم نیاورده و در توجیه یا کشورهایی مثل ژاپن، نیوزلند، کشورهای اسکاندیناوی و... را مثال زده و میگویند "مگه ما چی از اونا کم داریم" یا مثل نویسنده این خبر (وقتی ناجا پوشش اخبار ...) با دلایل منطقی کلا اثبات میکنند که این اطلاع رسانی از کم و کاستیها و ناهنجاریها و... از آن ور آبها، قبل از اینکه ایران خودمان گل و بلبل شود کار بسیار غلطی میباشد و تقریبا همه مردم (یعنی مخاطبان تابناک که از لحاظ شعور بر بقیه پوپولسیت ها ارجحیت دارند) آن را با امتیاز مثبت تایید میکنند.
متخصصان رسانه ای مثل شما بهتر از من میدانند که ما در سرزمینی زندگی میکنیم که افراد روشن فکری در آن هستند که باور دارند که در "خارج" اصلا سیل نمیآید (چون شهرسازی بر پایه اصول است، چون سدسازی آنها بر پایه اصول است، حفاظت از منابع طبیعی آنها بر پایه اصول است و...) و بعد از اینکه با چشم خود در رسانههای خارجی یا بیطرف میبینند که مثلا در حومه لندن سیل آمده، اصلا جا نمیخورند و اگر در اخبار کوتاه خبر 21 صداوسیمای ... این موضوع را ببینند، سریع موضع گیری میکنند و آمار تلفات شبیهسازی شده سیل در اطراف تهران را بیان میکنند ...
حالا این که چیزی نیست؛ بنده خود شاهد افاضات یک خانم روشنفکر تحصیل کرده بودم که با این منطق که چندبار به استرالیا برای دیدن فرزند دکترش رفته است، استدلال میکرد که در کشورهای با حالی مثل استرالیا اصلا مردم مریض نمیشوند: مثلا سرطان نمیگیرند چون آلودگی هوا ندارند.
مثال در مورد همین مخاطبان روشنفکر سایتهای خبری بی طرف آزاد:
وقتی یک عکس از حضور مردمی در یکی از پیست های اسکی اروپا به عنوان بخشی از عکسهای جالب هفته میگذارید، به احتمال زیاد مخاطبی پیدا میشود که بگوید: «صداوسیما که میگفت اروپا در بحرانه» و به نسبت 1 به 100 این کامنت، امتیاز مثبت می گیرد. <البته حتما باید ریشههای انزجار مردم از صداوسیما باید حل شود، مشکلات داخلی حل شود، دروغ ها حل شود، تحریم ها حل شود، بنیادگرایی حل شود، بیکاری حل شود و... بعدا برای مردمی که فکر میکنند همه چیز را میدانند، حرف های متفاوت تکراری زد>
وقتی چند عکس خبری از پیست اسکی در ایران روی سایت قرار گرفته و یک نویسنده درباه خبر مربوط به آن تحلیل اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی مینویسد، تازه مخاطبان درددل شان شروع میشود و در یک کلمه همه با این مضمون با همدیگر ارتباط میگیرند که "مردم ایران گرسنهاند" و امثال بنده میمانم که این همه بدبخت بیچاره در فضای مجازی همهشان یکجا چیکار میکنند؟ یکبار بحث گوشت بود و همه متفقالقول بودند که نمیتوانند گوشت بخرند من مانده بودم که درصدی از این مخاطبان که با هزینه خود به اینترنت متصل میشوند و نه از راههای دیگر (مثل اینترنت اداره و...) نمیتوانند هزینه یک ماه اینترنت را به کمتر از نیم کیلو گوشت بدهند <البته حق با شما خواننده گرامی است که مسائل باید ریشهای حل شود؛ گوشت جای خودش اینترنت جای خودش!!>
یک مثال دم دستی این روزها که زیاد نمیشود در موردش بحث کرد (به دلیل ارتباط با جان انسانها و دل خراش بودن موضوع) اخبار مربوط به تصادفات جادهای است: آیا کامنتهای مربوط به خبر «باز هم لاستیک فرسوده جان دو نفر را گرفت» را با دقت خواندهاید؟ در تصادف داخل مرزهای ایران هرچیزی که به ایران و ایرانی مربوط میشود جزو مقصران حادثه هستند: از جمله لاستیک چینی وارداتی به ایران، پلیس ایران که GPS ها را کنترل نمیکند، جادههای ساخته شده توسط ایرانی، گاردریل غیر استاندارد ایرانی یا آهن وارداتی چینی به ایران، آسفالت ایرانی، خودروی سوئدی اسکانیا تولیدی ایران یا قطعات قسمت برقی چینی وارداتی به ایران، رانندههای ایرانی، حتی شنیدم یک کارشناس تصادفات درکنار اینها هم نیمچه اشارهای هم به عدم اجرای قانون ننشستن بانوان ایرانی در سه ردیف جلوی اتوبوس که حواس رانندههای ایرانی را پرت میکند، داشته و... .
ولی در حادثه تصادف اتوبوس ایرانی در ترکیه، با اینکه احتمالا یکی از دلایل تصادف مربوط به فرسودگی تایر بوده است ولی آسفالت ترکیه عدم نظارت پلیس ترکیه و ... موارد دیگر قطعا به ذهن مخاطب با شعور ایرانی خطور نمیکند و حتی یک نفر از کامنتگذاران هم که به ماشین و آسفالت در تصویر متلک انداخته، مورد عنایت دوستان قرار گرفته که "مگر نمیبینی اتوبوس مال ایرانه و اسم تور ایرانی رویش نوشته شده است" در صورتی که فرد مورد نظر شاید اصلا قصد توهین به سیستم حمل و نقل ترکیه را نداشته است و در مورد ماشین هم دقت نکرده است که بابا اصلا ترکیهای ها ماشین بی کیفیت با قطعات چینی با برند اسکانیا سوار نمیشوند.
ولی خدا وکیلی اگر همین روزها در یک کشوری که روشنفکران آن را همه جای دنیا حساب میکنند حادثهای شبیه حادثه ایران رخ دهد که هیچ پارامتر ایرانی در آن دخالت نداشته باشد و تلفات آن هم کمتر از 3،4 نفر باشد فکر میکنید مخاطبان شما چه کامنت خواهند گذاشت؟ شاید:
1- چهار نفر کجا 40 نفر کجا
2- حالا که چی مثلا؟ سالی 10 نفر اونجا کشته میشن اینجا ثانیه ای 10نفر
3- اصلا اونجا مگه شد کشور؟ یه کشوری بدبخت تر از ایران برید کشورهای پیشرفته اصلی رو ببینید نه این کشورهای تازه به دوران رسیده
4- اگه این قدر که به پوشش اخبار تصادفات خارج اهمیت میدادید به پیگیری حذف عوامل ایجاد حوادث داخلی اهتمام داشتید، این همه آدم جزغاله نمیشدند
5- اونجا حداقل جسدشون شناسایی شده نه مثل اینجا که باید تاوان جنس چینی را حتی بعد از مرگ هم بدهیم
6 -اونا مثل ما نیستن که، بعد از این حادثه حتی شده با بازسازی صحنه تصادف با هزینههای هنگفت نخواهند گذاشت دوباره چنین حادثه تلخی رخ بده
7- حتما راننده اونا هم ایرانی بوده
شاید حس کنید اینه توهمات ذهنی نویسنده میباشد ولی میتوانید بعضی از این توهمات را در کامنتهای مربوط به خبر سقوط یک اتوبوس گردشگری از روی پل در کشور ایتالیا (اگر اشتباه نکنم) در خبرگزاریهای داخلی در چند ماه اخیر پیدا کنید.
ای کاش این همه که فعالین رسانههای آزاد داخلی به فعالیتهای مشکوک رسانههای وابسته ... حساس بودند، فعالین رسانههای خارجی به فعالیتهای رسانههای بینالمللی آزاد حساسیت نشان میدادند و از خود سوال میکردند که چرا هر خبر با مضمون منفی در مورد کشور منزوی شدهای مثل ایران، سریع در راس اخبار قرار میگیرد و ما توی این کشور ... حتی به اندازه 10% رسانههای بینالمللی نتوانستیم اخبار مربوط به سونامی ژاپن و نیروگاه اتمی و... را پوشش بدهیم، چون مطمئنیم اگر بیشتر از آستانه تحمل روشنفکران، افاضات کنیم، احتمالا سن امید به زندگی در ایران به خاطر ترس از نیروگاه اتمی بوشهر ساخته روس ها با قطعات چینی، 10 سال کاهش مییابد!
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۱
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱۷
با سلام خدمت دوست ضد روشنفکر! شما هیچ کجای دنیا غیر از ایران نمی تونید صدا و سیمایی پیدا کنید که 90% اخبارش اختصاص به بدبختی سایر کشور ها و 10% بقیه اختصاص به خوشبختی دروغین در کشور خودش داشته باشه! مگر جاهایی مثل سوریه که از ایران خط می گیرند! پس الکی شعار ندید. آدم حالش از صدا و سیما به هم می خوره با این دروغ های شاخدارشون!
پاسخ ها
مجمد
| ۱۴:۵۶ - ۱۳۹۲/۰۶/۲۹
مشکل اصلی تفاوت ادعا با عمل است وقتی ما جزو 20 کشور برتر معرفی می کنند و یا آمار عجیب و غریب دیگه از این دست بعد در بسیاری از مسائل در عمل جز 10 کشور آخر دنیا هستیم
نتیجه اش این مقایسه هاست
در ضمن فکر نمی کنم مقایسه با کشورهاییی که وضع بهتری دارند که در راستای گمال گرایی ایرانی هاست چیز بدی باشه
چرا شما به جمله مشابهی مثل اینکه وقتی به مشکلی اعتراض می کنی بهت می گن "" اینجا ایرانه""" اعتراض نمی نویسید
بارها و بارها اینمله از کارمندان دولتی و غیر دولتی در جاهای مختلف شنیدم
عملکرد سازنده موبایل با آفتابه یکی است. اصرار نکنید. پارچه شلوارتان از کجا آمده یا دستگاه آن ساخت کجاست. آنهایی که شما مثال می زنید همه چیز را بخوبی می دانند. می دانند مرکز تحقیقات پزشکی جهان آمریکاست. شما در ایننوع توهمات انگشت کوچک احمدی نژاد نیز نمی شوید.
پاسخ ها
ناشناس
| ۱۸:۰۶ - ۱۳۹۲/۰۶/۲۹
.باور کنید نظر تک تک ما در بدنه اجتماع تاثیر دارد و اگر در نظرمان نفس و شیطان دخالت داشته باشد ،در محضر الهی بازخواست می شویم .کمی فکر کنیم ،سنجش کنیم بعد جبهه گیری کنیم .
فقط کافی تابناک یه تیتر خبر رو بزنه کارشکنی عرب ها اون وقت باید نظرات رو دید که میگن ما تو یک دقیقه کویت رو میگیریم پنج دقیقه عربستان و ...
و بعد از اون یه تیتر خبر بزنه ما ایرانی ها نژاد پرستیم
اون وقت عرب ها تو نظرات میشن گل و بلبل و تقسیم میشن به دولت و ملت
باهات موافقم
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟




