عامل «جنایت مستانه در قهوهخانه» محاکمه شد
یک مرد جوان که در قهوهخانهای در شرق پایتخت دست به جنایت مستانه زده بود دیروز در دادگاه کیفری استان تهران پای میز محاکمه ایستاد.
به گزارش فرهیختگان، عصر بیستوچهارم بهمن ۱۳۹۱ تلفن کلانتری ۱۴۴جوادیه تهرانپارس به صدا درآمد و به افسر نگهبان خبر رسید در یک قهوهخانه در خیابان دماوند خون به پا شده است.
پلیس به قهوهخانه مورد نظر رفت و با پیکر خونین «مجید-الف» که صندوقدار قهوهخانه بود روبه رو شد. جنازه مرد جوان با هماهنگی قضایی به پزشکیقانونی فرستاده شد و کشیک وقت دادسرای امور جنایی افسران رازگشایی جنایت را در دستور کار افسران اداره آگاهی قرار داد.
شواهد نشان میداد صندوقدار قهوهخانه پس از درگیری با یک مشتری مست در خون غلتید.
به این ترتیب ردیابی جانی فراری آغاز و «مصطفی- ح» در کوتاهترین زمان ممکن بازداشت شد.
مرد ۲۴ ساله در همان بازجویی مقدماتی جنایت را گردن گرفت و گفت: مست بودم که چاقو کشیدم. نمیدانم چاقو چطور به شکم مرد صندوقدار فرو رفت و... .
پس از بازسازی صحنه جرم کیفرخواست صادر و به شعبه ۱۱۳ دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد.
در نشست رسیدگی به این ماجرا که دیروز به ریاست قاضی «محمدسلطان همتیار»و با حضور چهار مستشار تشکیل شد ابتدا نماینده دادستان تهران، کیفرخواست را خواند.
«کرمی» اظهار داشت: با توجه به مدرکهای موجود برای «مصطفی- ح» تقاضای اشد مجازات دارم.
سپس پدر و مادر داغدار در جایگاه ویژه ایستادند و برای قاتل پسرشان حکم قصاص خواستند. مادر «مجید» در حالی که اشک میریخت گفت: پسرم چشم انتظار به دنیا آمدن فرزندش بود اما پیامد این ماجرا سقط جنین عروسم بود. به هیچ قیمتی از خون پسرم نمیگذرم و «مصطفی» باید اعدام شود.
نوبت دفاع به مجرم که رسید جنایت را گردن گرفت: مشروب خورده و مست بودم که به قهوهخانه رفتم. مرد صندوقدار اما وقتی حالم را دید مانع ورودم شد. من اما میخواستم هر طور شده وارد قهوهخانه شوم که با «مجید» درگیر شدم. او سیلی به صورتم زد و من با چاقویی که همراه داشتم یک ضربه به شکمش زدم.
«مصطفی» در حالی که سرش را پایین انداخته بود ابراز پشیمانی کرد و گفت: من با «مجید» هیچ خصومتی نداشتم و نمیخواستم او را بکشم.
قاضی: چرا چاقو در جیب داشتی؟
مجرم: چاقو را از یکی از دوستانم گرفته بودم. اما باور کنید قصد آدمکشی نداشتم.
در پایان این نشست هیات قضایی با اعلام تنفس وارد شور شد تا رای صادر کند.


