جامعه جوان و خودآگاهی در راستای کسب موجودیت سیاسی
جواد مسکینی
پرواضح است ایران ما در حوزه فرهنگ بسیارکهن و در حوزه جمعیت به شدت جوان است نیز بر همگان آشکار است که جمعیت منبع قدرت است. در فرهنگهای نانویسا و ابتدایی که عموما در چهار چوب قومیتها میگنجند، جمعیت جوان و چالاک قدرت فراوان را به دنبال دارد، بیشتر از آن در جوامع جدید جمعیت فعال و جوان منشا حرکت و تحول در ساحت های مختلف علم و فرهنگ و حتی سیاست است.
مطابق با سرشماری سال 1390 بیشترین رشد جمعیت ایران در طیف سنی 15 الی 25 سال میباشد که از آن به پدیده تورم جمعیت جوان کشور از لحاظ جمعیت شناختی یاد می شود. صد البته طیفهای بعدی آن شامل 35 و 45 ساله ها نیز رتبه های بعدی بیشترین جمعیت را به خود اختصاص داده اند که از لحاظ علایق و خواسته می توان انها رانیز در گروه جمعیت جوان ادغام کرد.
در ضمن باید خاطر نشان کنیم که این انبساط جمعیت وکنش سیاسی در چهارچوب قانون اساسی برای به دست گیری قدرت اجرایی در انتخابات آینده با تکیه برپتانسیل نسل جوان مسبوق به سابقه است که در ادامه با برشمردن رویداد های مهم صورت گرفته به دست و یا حمایت نسل جوان درتاریخ سه یا چهار دهه گذشته و خدمات بی بدیل آنان به تاریخ سیاسی اجتماعی ایران به طور ضمنی اشاره ودر نهایت به موضوع این متن رجوع خواهیم کرد.
الف- جوانان موتور محرکه انقلاب
امام خمینی (ره) در سال 1342 در پاسخ به ماموران رژیم سابق که ازحامیان نهضت اش سئوال کرده بودند فرمودند سربازان من در گهواره ها خفتهاند .کنکاش در روند شکل گیری اعتراضات و عوامل پیش برنده انقلاب مارا ناگزیر می سازد رسالت دانش آموزان و دانشجویان داخل و خارج از کشور، طلاب و معلمان و اساتید دانشگاه در آگاه سازی و جریان آفرینی دربین آحاد جامعه را متذکر شویم. واقعیت آنست که جوانان اعم از دانش آموزان و دانشجویان با انتشار بی محابای اعلامیهها و سخنرانیها و رد و بدل ساختن کتاب ها و مقالات به خوبی نقش میانجی را بین بدنه اصلی نخبگان انقلاب و عامه مردم برعهده گرفتند و از پس آن به خوبی برآمدند.
از دیگر سو اقدام انقلابی و مقاومت پرشور در برابر مشت آهنین رژیم پهلوی نیاز به عواطف و احساسات برانگیختهای داشت که در نسل جوان می توان آنرا سراغ داشت. جوانان درسطح مقابله فیزیکی با مزدوران رژیم و جنگهای خیابانی نیز با رشادتهای فراوان و ایثار خون خود دیگر طبقات جامعه را به جوشش و حرکت درآوردند. اصولا نسل جوان با استقبال از دیدگاههای جدید و آرمانهای عدالت طلبانه امام راحل که عصاره آن سهیم شدن مردم در عرصههای سیاسی و اقتصادی و توجه به فرهنگ بومی و دینی در مقابل غرب و شرق بود دیگر آحاد جامعه و طبقات اجتماعی را به همراهی با این نهضت در جهت نیل به آن آرمان ها ترغیب نمود.
جامعه جوان ایران چه در ساحت اندیشه و چه در حوزه عمل با راهنماییهای پیر و مرشد خود نیروی پیش برنده جریان انقلاب و پیروز بخش آن بودهاند. فضای ایجاد شده در بین قشر جوان در آن بازه زمانی و بحث و جدل فکری و تامل و تلاش ذهنی در نظریههای سیاسی و نقش حکومت و دین در این میان توسط این قشر از جوانان زمینه و بستر اجتماعی را برای داغ شدن این گونه مباحث و عمومی سازی آن در بین اقشار مختلف جامعه آماده کرد.
ب- جوانان محور مقاومت و دفاع در برابر جنگ تحمیلی
با نگاهی به آمار شهدای جنگ تحمیلی وجانبازان و ایثارگران عرصه دفاع مقدس به وضوح در خواهیم یافت که جامعه جوان در قالب اشکال بسبیج و سپاه پاسداران با اینکه دانش نظامی و تکنولوژی مناسب رزمی چندانی را در چنته نداشت با در مهلکه قرار دادن جان خود اسطوره هایی همچون همت، فهمیده، دوران و هزاران قهرمان گمنام را به حافظه تاریخی دفاعی این مرز و بوم عرضه داشت.
کلید واژه هایی مانند دفاع مقدس، تکلیف، جهاد و عمل به خواست امام استدلال قشر جوان آن دوره برای توضیح جانفشانیهای خود در خط مقدم آتش و گلوله و انفجار بود. به یقین اگر نبود پاکبازیهای جوانان آن بازه زمانی موجودیت انقلاب و این سیستم جدید مردم سالاری دینی به خطر می افتاد و بیم از میان رفتن آن احساس میشد. پس بیراه نیست اگر بگوییم که جامعه جوان چه در سطح تفکر و فرماندهی و چه در عرصه رزم و میدان، محور مقاومت و دفاع در برابر متجاوزی بود که دیوانهوار با تکیه بر برتری نظامی خود سرزمین و موجودیت ما را آماج حمله خود ساخته بود بدون هیچ چشمداشتی جان خود را در طبق اخلاص گذاشت.
ج- جوانان و ایجاد موج اصلاحات
دوم خرداد 1376 در عین ناباوری مردم و تحلیلگران سیاسی، سید محمد خاتمی در مصاف با رقبای کهنه کار راست گرای خود در انتخابات به پیروزی رسید. همگان میدانند که تکیهگاه سیاسی و مخاطب اصلی ایشان در انتخابات نسل جوان و موضوع اصلی گفتمان مطروحه اصلاحات بازاندیشی و ایجاد آزادیهای سیاسی در فضای اجتماعی آرام پس از جنگ بود.
اگرچه جریان اصلاحات به گستردگی و جدیت دو رویداد قبلی نبود و نقش جوانان بیشتر در پای صندوق رای محدود به حمایت غیرمستقیم از یک طرز تفکر سیاسی بود، اما نکته برجسته در این حضور برای جمعیت جوان کشور این بود که برای اولین بار پتانسیل جامعه جوان کشور در به قدرت رسانیدن یک جریان سیاسی به منصه ظهور رسید که بازتاب این حضور را میتوان در ایجاد سازمان ملی جوانان به وضوح دید.
جریان دوم خرداد و یا اصلاحات بی شک بدون حمایت جامعه جوان کشور و تطبیق خود با خواسته های سیاسی-فرهنگی نسل جوان نمیتوانست حمایت رای اولیها و نسل متاخر انقلاب را به خود جلب و زمینه شکست کهنه کاران عرصه سیاست کشور را فراهم سازد، اما این نسل جوان بود که فارغ از ارزش گذاری جریان اصلاحات با ریسک پذیری (که از مشخصات عرصه جوانی است) مقام عالی اجرایی را به مدت هشت سال به اصلاح طلبان هدیه کرد.
نتیجه گیری
جامعه جوان ایران چنانکه ذکر آن رفت علیرغم خواست و اراده سیاسی داخلی و بین المللی موفق به تغییر سیستم ریشه دار سلطنتی شدودر ادامه برخلاف اراده جهانی موفق به دفاع از ارزش های انقلاب اسلامی شد. نیز به رغم خواست برخی نخبگان سیاسی و مذهبی دهه هفتاد اراده خود را در به قدرت رسانیدن جریان اصلاحات به همگان ثابت کرد.
البته انصاف به ما حکم می کند که گستردگی و اهمیت ارزش های تغییر نظام سیاسی طاغوتی و تبدیل آن به مردم سالاری دینی و ضرورت اصل اساسی دفاع در جریان جنگ تحمیلی را ورای خواسته های حزبی و نسلی بدانیم و این دو رویداد تاثیر گذار را زمینه ساز امنیت مورد نیاز برای بالندگی و پیشرفت سیاسی اجتماعی در نسل های بعد بدانیم. به عبارت دیگر اضطرار سیاسی و اجتماعی در دو جریان ابتدایی فرصت پرداختن به آمال و آرزوهای نسل جوان را نمیداد. در جریان استقرار جریان اصلاحات نیز آگرچه برای نخستین بار در قالب نهاد سازمان ملی جوانان به خواهش های جامعه جوان توجه شد اما این سازمان در پیرامون قدرت سیاسی به نوعی قدردانی سطحی در پاسخ به حمایت گسترده جوانان ازاین تشکیلات بود.
شاید بهتر است بگوییم جامعه جوان ایران در یک یا دو دهه گذشته در پردازش آمال و خواسته های خود با توجه به پشتوانه بسیار نیرومند سیاسی (حداکثر آرا مطلق) در شکل دادن به موجودیت سیاسی تعلل کرده و نیروی عظیم ذهنی و فیزیکی و سیاسی خود را خالصانه در خدمت آرمان ها و مصالح کشور قرار داده است.
لیکن امروز خودآگاهی جمعیت کثیر جوانان نسبت به برتری وزنه جمعیتی خود که مهمترین ابزار کسب قدرت سیاسی در میدان دموکراتیک امروز است و تکیه بر اصول و مبادی اسلامی و فرهنگ بومی میتواند ساحتی جدید و پرطلعلع را برای ظهور جریان یا حزبی سیاسی با نام و توان جوانان ایران اسلامی ایجاد کند.
باتکیه بر این اکثریت مطلقه جمعیتی در انتخابات بعدی و با اصرار بر برجسته کردن مسایل و مشکلات جوانان وحتی بالاتر از آن با سرلوحه قرار دادن علایق مشروع و مغفول جوانان در ذیل ارزش های نظام و درچهارچوب خرد و اندیشه میتوان پیروز عرصه رقابت سیاسی کشور شد. چنین امری به شرط خودآگاهی نسل جوان و باور به توان سیاسی خود چندان ذهنی و به دور از واقعیت نیست.
مطابق با سرشماری سال 1390 بیشترین رشد جمعیت ایران در طیف سنی 15 الی 25 سال میباشد که از آن به پدیده تورم جمعیت جوان کشور از لحاظ جمعیت شناختی یاد می شود. صد البته طیفهای بعدی آن شامل 35 و 45 ساله ها نیز رتبه های بعدی بیشترین جمعیت را به خود اختصاص داده اند که از لحاظ علایق و خواسته می توان انها رانیز در گروه جمعیت جوان ادغام کرد.
در ضمن باید خاطر نشان کنیم که این انبساط جمعیت وکنش سیاسی در چهارچوب قانون اساسی برای به دست گیری قدرت اجرایی در انتخابات آینده با تکیه برپتانسیل نسل جوان مسبوق به سابقه است که در ادامه با برشمردن رویداد های مهم صورت گرفته به دست و یا حمایت نسل جوان درتاریخ سه یا چهار دهه گذشته و خدمات بی بدیل آنان به تاریخ سیاسی اجتماعی ایران به طور ضمنی اشاره ودر نهایت به موضوع این متن رجوع خواهیم کرد.
الف- جوانان موتور محرکه انقلاب
امام خمینی (ره) در سال 1342 در پاسخ به ماموران رژیم سابق که ازحامیان نهضت اش سئوال کرده بودند فرمودند سربازان من در گهواره ها خفتهاند .کنکاش در روند شکل گیری اعتراضات و عوامل پیش برنده انقلاب مارا ناگزیر می سازد رسالت دانش آموزان و دانشجویان داخل و خارج از کشور، طلاب و معلمان و اساتید دانشگاه در آگاه سازی و جریان آفرینی دربین آحاد جامعه را متذکر شویم. واقعیت آنست که جوانان اعم از دانش آموزان و دانشجویان با انتشار بی محابای اعلامیهها و سخنرانیها و رد و بدل ساختن کتاب ها و مقالات به خوبی نقش میانجی را بین بدنه اصلی نخبگان انقلاب و عامه مردم برعهده گرفتند و از پس آن به خوبی برآمدند.
از دیگر سو اقدام انقلابی و مقاومت پرشور در برابر مشت آهنین رژیم پهلوی نیاز به عواطف و احساسات برانگیختهای داشت که در نسل جوان می توان آنرا سراغ داشت. جوانان درسطح مقابله فیزیکی با مزدوران رژیم و جنگهای خیابانی نیز با رشادتهای فراوان و ایثار خون خود دیگر طبقات جامعه را به جوشش و حرکت درآوردند. اصولا نسل جوان با استقبال از دیدگاههای جدید و آرمانهای عدالت طلبانه امام راحل که عصاره آن سهیم شدن مردم در عرصههای سیاسی و اقتصادی و توجه به فرهنگ بومی و دینی در مقابل غرب و شرق بود دیگر آحاد جامعه و طبقات اجتماعی را به همراهی با این نهضت در جهت نیل به آن آرمان ها ترغیب نمود.
جامعه جوان ایران چه در ساحت اندیشه و چه در حوزه عمل با راهنماییهای پیر و مرشد خود نیروی پیش برنده جریان انقلاب و پیروز بخش آن بودهاند. فضای ایجاد شده در بین قشر جوان در آن بازه زمانی و بحث و جدل فکری و تامل و تلاش ذهنی در نظریههای سیاسی و نقش حکومت و دین در این میان توسط این قشر از جوانان زمینه و بستر اجتماعی را برای داغ شدن این گونه مباحث و عمومی سازی آن در بین اقشار مختلف جامعه آماده کرد.
ب- جوانان محور مقاومت و دفاع در برابر جنگ تحمیلی
با نگاهی به آمار شهدای جنگ تحمیلی وجانبازان و ایثارگران عرصه دفاع مقدس به وضوح در خواهیم یافت که جامعه جوان در قالب اشکال بسبیج و سپاه پاسداران با اینکه دانش نظامی و تکنولوژی مناسب رزمی چندانی را در چنته نداشت با در مهلکه قرار دادن جان خود اسطوره هایی همچون همت، فهمیده، دوران و هزاران قهرمان گمنام را به حافظه تاریخی دفاعی این مرز و بوم عرضه داشت.
کلید واژه هایی مانند دفاع مقدس، تکلیف، جهاد و عمل به خواست امام استدلال قشر جوان آن دوره برای توضیح جانفشانیهای خود در خط مقدم آتش و گلوله و انفجار بود. به یقین اگر نبود پاکبازیهای جوانان آن بازه زمانی موجودیت انقلاب و این سیستم جدید مردم سالاری دینی به خطر می افتاد و بیم از میان رفتن آن احساس میشد. پس بیراه نیست اگر بگوییم که جامعه جوان چه در سطح تفکر و فرماندهی و چه در عرصه رزم و میدان، محور مقاومت و دفاع در برابر متجاوزی بود که دیوانهوار با تکیه بر برتری نظامی خود سرزمین و موجودیت ما را آماج حمله خود ساخته بود بدون هیچ چشمداشتی جان خود را در طبق اخلاص گذاشت.
ج- جوانان و ایجاد موج اصلاحات
دوم خرداد 1376 در عین ناباوری مردم و تحلیلگران سیاسی، سید محمد خاتمی در مصاف با رقبای کهنه کار راست گرای خود در انتخابات به پیروزی رسید. همگان میدانند که تکیهگاه سیاسی و مخاطب اصلی ایشان در انتخابات نسل جوان و موضوع اصلی گفتمان مطروحه اصلاحات بازاندیشی و ایجاد آزادیهای سیاسی در فضای اجتماعی آرام پس از جنگ بود.
اگرچه جریان اصلاحات به گستردگی و جدیت دو رویداد قبلی نبود و نقش جوانان بیشتر در پای صندوق رای محدود به حمایت غیرمستقیم از یک طرز تفکر سیاسی بود، اما نکته برجسته در این حضور برای جمعیت جوان کشور این بود که برای اولین بار پتانسیل جامعه جوان کشور در به قدرت رسانیدن یک جریان سیاسی به منصه ظهور رسید که بازتاب این حضور را میتوان در ایجاد سازمان ملی جوانان به وضوح دید.
جریان دوم خرداد و یا اصلاحات بی شک بدون حمایت جامعه جوان کشور و تطبیق خود با خواسته های سیاسی-فرهنگی نسل جوان نمیتوانست حمایت رای اولیها و نسل متاخر انقلاب را به خود جلب و زمینه شکست کهنه کاران عرصه سیاست کشور را فراهم سازد، اما این نسل جوان بود که فارغ از ارزش گذاری جریان اصلاحات با ریسک پذیری (که از مشخصات عرصه جوانی است) مقام عالی اجرایی را به مدت هشت سال به اصلاح طلبان هدیه کرد.
نتیجه گیری
جامعه جوان ایران چنانکه ذکر آن رفت علیرغم خواست و اراده سیاسی داخلی و بین المللی موفق به تغییر سیستم ریشه دار سلطنتی شدودر ادامه برخلاف اراده جهانی موفق به دفاع از ارزش های انقلاب اسلامی شد. نیز به رغم خواست برخی نخبگان سیاسی و مذهبی دهه هفتاد اراده خود را در به قدرت رسانیدن جریان اصلاحات به همگان ثابت کرد.
البته انصاف به ما حکم می کند که گستردگی و اهمیت ارزش های تغییر نظام سیاسی طاغوتی و تبدیل آن به مردم سالاری دینی و ضرورت اصل اساسی دفاع در جریان جنگ تحمیلی را ورای خواسته های حزبی و نسلی بدانیم و این دو رویداد تاثیر گذار را زمینه ساز امنیت مورد نیاز برای بالندگی و پیشرفت سیاسی اجتماعی در نسل های بعد بدانیم. به عبارت دیگر اضطرار سیاسی و اجتماعی در دو جریان ابتدایی فرصت پرداختن به آمال و آرزوهای نسل جوان را نمیداد. در جریان استقرار جریان اصلاحات نیز آگرچه برای نخستین بار در قالب نهاد سازمان ملی جوانان به خواهش های جامعه جوان توجه شد اما این سازمان در پیرامون قدرت سیاسی به نوعی قدردانی سطحی در پاسخ به حمایت گسترده جوانان ازاین تشکیلات بود.
شاید بهتر است بگوییم جامعه جوان ایران در یک یا دو دهه گذشته در پردازش آمال و خواسته های خود با توجه به پشتوانه بسیار نیرومند سیاسی (حداکثر آرا مطلق) در شکل دادن به موجودیت سیاسی تعلل کرده و نیروی عظیم ذهنی و فیزیکی و سیاسی خود را خالصانه در خدمت آرمان ها و مصالح کشور قرار داده است.
لیکن امروز خودآگاهی جمعیت کثیر جوانان نسبت به برتری وزنه جمعیتی خود که مهمترین ابزار کسب قدرت سیاسی در میدان دموکراتیک امروز است و تکیه بر اصول و مبادی اسلامی و فرهنگ بومی میتواند ساحتی جدید و پرطلعلع را برای ظهور جریان یا حزبی سیاسی با نام و توان جوانان ایران اسلامی ایجاد کند.
باتکیه بر این اکثریت مطلقه جمعیتی در انتخابات بعدی و با اصرار بر برجسته کردن مسایل و مشکلات جوانان وحتی بالاتر از آن با سرلوحه قرار دادن علایق مشروع و مغفول جوانان در ذیل ارزش های نظام و درچهارچوب خرد و اندیشه میتوان پیروز عرصه رقابت سیاسی کشور شد. چنین امری به شرط خودآگاهی نسل جوان و باور به توان سیاسی خود چندان ذهنی و به دور از واقعیت نیست.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟



