یازده سپتامبر تقابل دو اندیشه جهانی شدن
با انقلاب فناوری اطلاعات و ارتباطات در دو دهه پایانی قرن بیستم، دورهای آغاز شد که آن را «جهانی شدن» نامیدهاند. فروپاشی شوروی در دهه پایانی قرن گذشته و فرو ریختن پرده آهنین، فرصت بینظیری را برای آمریکاییها فراهم ساخت تا با کنار رفتن رقیب و متکی بر توانمندیهایشان بر امواج این انقلاب فناوری سوار شوند و هویت سازی آمریکایی را در عرصه جهانی محقق سازند، تا جایی که برخی به کنایه جهانی شدن (Globalization) را همان آمریکایی شدن (Americanization) نامیدند.
در آغاز قرن جدید، حمله القاعده به برجهای تجارت جهانی، پدیده شگفتی ساز و خلاف جریانی بود که به راه های گوناگونی تفسیر شد و برخی مقهور از توانمندی و تسلط متصور آمریکا در عرصه جهانی و با توجه به تحولات بعدی از جمله حمله آمریکا به افغانستان و عراق، خود آمریکاییها را پشت این جریان دانستند و تفسیر خود را بر پایه تئوری توطئه بنیان نهادند.
اما امروز پس از گذشت دوازده سال از آن حادثه و سر بر آوردن القاعده در اطراف و اکناف جهان و در هر جایی که اقلیتی سلفی هستند، پرده از حقایق جدید و انکارناشدنی برداشته است.
غرب با سازمانی روبه روست که مرزهای دولتی و سرزمینی را درنوردیده، پیروان رو به افزایش خود را حول یک ایدئولوژی جهانی منبعث ار تعبیری وهابی افراطی از اسلام گرد آورده، در سازمانها و ساختارهای گوناگونی در برخی از کشورهای اسلامی راه یافته و آنها را به خدمت درآورده و در تقابل با هویت آمریکایی و غربی و البته در تقابل با دیگر هویتهای اسلامی، اهدافی جهانی را با توسل به زور و ارعاب تعقیب میکند.
القاعده بیش و پیش از هر چیز آمریکاییها را در عرصه فرهنگ به چالش کشیدهاند و رزم آنها محوریت فرهنگی و هویتی دارد. حمله به برجهای دو قلوی تجارت جهانی و دیگر مراکز مهم به عنوان شاخصهای تمدنی آمریکا، با هدف پس راندن آمریکاییها تا مرزهای خودشان طراحی شده بود. ایجاد بحران امنیت و بیاعتمادی نتیجه ضربه القاعده بود؛ ضربهای که قرار بود آمریکاییها را به خود مشغول کند و آنها را از سرزمینهای اسلامی از نظر جغرافیایی و فرهنگی دور سازد تا جا برای اندیشه بنیادگرا و جهان شمول القاعده در درجه اول در سرزمینهای اسلامی و بعد در کشورهای با اقلیت مسلمان باز کند. تا در نهایت با تجهیز پیروان خود به نبرد با کفار بپردازند؛ بنابراین، تقابل دو اندیشه جهانی شدن افراطی و تهاجمی را در دو سوی جهان می بینیم که هر یک در اندیشه فتح جهان به یکدیگر برخوردهاند.
البته آمریکاییها پس از هضم ضربه اول در صدد پاسخ برآمدند و تلاش کردند به جای رفتن در لاک دفاعی، دشمن را در سرزمینهای خود مورد حمله قرار دهند؛ اما نتیجه حمله به افغانستان و عراق القاعده توانمندتر شده و توسعه بیشتری پیدا کرده است.
امروز حضور سنگین نظامی القاعده در سوریه با اعضایی متشکل از بیش از ۲۳ کشور جهان، نشان از سازماندهی قوی عقیدتی، تشکیلاتی و مالی این سازمان دارد که بدون ضربه زدن به اساس ساختارهای حکومتی پشتیبان القاعده و شبکههای سازمان یافته اعتقادی و مالی این سازمان، نبرد با القاعده توفیقی نخواهد داشت. در واقع، بریدن شاخهها بیتوجه به ریشهها، نتیجهای معکوس خواهد داشت.


