سردرگمي در فعاليتهاي علمي كشور
خبرنگار «تابناك» گزارش داد، با تشکيل معاونت علم و فنآوري در نهاد رياستجمهوري و عدم تفکيک دقيق وظايف ميان اين معاونت و وزارت علوم، فعالان علمي و پژوهشي در کشور دچار سردرگمي شدهاند.
بنا بر اين گزارش، تا پيش از اين، وزارت علوم، تحقيقات و فنآوري متولي فعاليتهاي علمي و پژوهشي در کشور بود و هر دستگاه اجرايي نيز وظيفه برنامهريزي و اجراي فعاليتهاي پژوهشي در حيطه خود را بر عهده داشت.
اما در دو سال اخير، با شكلگيري معاونت علمي و فنآوري رياستجمهوري، اين معاونت به صورت متمرکز مديريت فعاليتهاي پژوهشي در کشور را عهدهدار شده است، در حالي که هنوز تفکيک وظايف اين معاونت با وزارت علوم و معاونتهاي علمي و پژوهشي ديگر وزارتخانهها، سازمانها و دستگاههاي اجرايي انجام نشده و به همين دليل، فعالان علمي و پژوهشي در دريافت اعتبار، هماهنگي و پيگيري فعاليتهاي خود دچار سردرگمي شدهاند.
از يک سو، معاونت علم و فنآوري رياست جمهوري معتقد است که بايد سهم پژوهش در بودجه ساليانه دستگاهها با تأييد اين معاونت اختصاص يابد و حمايت از تشکلهاي علمي و پژوهشي در کشور به صورت متمرکز در اين دستگاه انجام شود و از سوي ديگر، واحدهاي پژوهشي دستگاههاي اجرايي خود را متولي تعريف و انجام پروژههاي پژوهشي دانسته و وزارت علوم نيز همچنان به مديريت تشکلهاي علمي پژوهشي در کشور ميپردازد.
به نظر ميرسد در وضعيت كنوني، در صورتي که دولت بر حفظ معاونت علم و فنآوري رياست جمهوري تأکيد دارد، بايد وظايف و اختيارات ديگر دستگاههاي موازي به ويژه وزارت علوم و واحدهاي پژوهشي دستگاههاي اجرايي، بار ديگر تعريف شود.
وقتی وزير هست نياز به معاون نيست. اكنون در ايران دو نهاد دو نقشه علمي جداگانه اي داده اندكه يكي آن ديگري را قبول ندارد.
خدا همه ما را عاقبت به خير گرداند
همانطور که گفته شد از وقتی که این معاونت تشکیل شده، فعالیت علمی کشور دچار سردرگمی شده است. از جمله ما که در دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی هستیم، شدیداً دچار کمبود بودجه هستیم و تماس ها و اعتراضات ما هم به جایی نمی رسد و ما هیچ دسترسی به هیچ جا نداریم و هیچ کاری هم نمی توانیم بکنیم. معاونت برای آنکه خودی نشان داده باشد و کاری کرده باشد، مرتباً به برگزاری جشنواره ها و همایش ها می پردازد چار در ادارة مملکت کسی از نظرات کارشناسان استفاده نمی کند.
آنچه امروز تقریبا تمامی کشورها به آن پایبند هستند این است که مراکز علمی اولا وجاهت خود را از کارکرد خود ( میزان پیشرفت علمی - سابقه فعالیت - چاپ مقاله ...) بدست می آورد و ثانیا دولتها به همان توانایی آن مراکز علمی و یا دانشگاه اعتماد کرده و قدرت تصمیم گیری در انجام همه مسایل آموزشی و پژوهشی را به خودشان می دهند.
در واقع دولتها با ارائه سیاستهای کلان خود مراکز علمی و دانشگاهی را به نوعی ترغیب می کنند که کاربرد فعالیت آنها اعم از تربیت نیروی دانشمند و یا نتایج مطالعاتی و تحقیقاتی آنها در راستای موضوعات کلان و استراتژیک کشور باشد.
برای این منظور هر مرکز علمی برای هر طرح تخقیقاتی و یا آموزشی خود از مجراهایی که عموما دولتها تعیین می کند در یک رقابت منصفانه و با داوری منصفانه شرکت می کنند و اگر مرکزی هم برنده دریافت حمایت مالی شود با اعلان آن هم سازمان دولتی حمایت کننده با علان دلیل احراز آن توسط شخص و یا دانشگاه به انصاف خود صحه می گذارد و هم دانشگاه به این موفقیت افتخار !
در واقع با توجه به گسترش علوم و تعدد دانشمندان رشته های مختلف دولتها امکان احاطه به همه جزییات را ندارند مگر اینکه سازمانهای عریض و طویل موازی تشکیل دهند. این در خالی است که شرط اول پیشرفت اعتماد به توانایی دانشمندان خودمان است!!
متاسفانه عملکرد موازی اینچنینی دولت مجددا به بی اعتمادی نسبت به دولت و فرار مغزها دامن می زند و هم مراکز علمی را بیش از پیش مواجب بگیر دولت!!!




