صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
در نشست با جبهه پایداری صورت گرفت؛

آسیب‌شناسی آیت‌الله مصباح از جریان اصولگرایی

آیت‌الله مصباح ‌‌تلویحی بر وجود حزب اصولگرایی تأکید می‌کند و بر این باور است که اگر به دلیل اختلاف در مسائل فرعی، اصولگرایان متفرق شوند، به انزوای مطلق خواهند رسید. وی معتقد است که انتخابات ‌موج و پس‌لرزه‌هایی دارد که گذشت و دیگر نباید بر سر آن‌ها نزاع کرد.
کد خبر: ۳۴۳۰۷۸
| |
11117 بازدید
آسیب شناسی  آیت الله مصباح ار جریان اصولگرایی
چندی پیش، «تابناک» در گزارشی با عنوان اشاره کرد که جبهه پایداری از معدود گروه‌های اصولگرایی است که پس از انتخابات ۲۴ خرداد، به دنبال آسیب‌شناسی و تجدید حیات در فضای سیاسی کشور است. دیداری که به تازگی اعضای این جبهه با آیت‌الله مصباح یزدی داشته‌اند و در آن، آیت‌الله مصباح یزدی به بیان آسیب‌های جدی جریان اصولگرایی پرداخته در این زمینه ارزیابی می‌شود.

تابناک‌ با توجه به این که بر این باور است، از جمله کارکرد‌های رسانه، شفاف کردن فضای سیاسی کشور در راستای کمک به مخاطبان و مردم برای مشارکت در امر سیاسی است، آسیب‌شناسی آیت‌الله مصباح از جریان اصولگرایی را به نقل از خبرگزاری‌ها منتشر می‌کند.

برای جلوگیری از طولانی شدن متن، از آنجایی که ایشان به ضرورت کار جمعی سیاسی و آسیب‌شناسی و راهکار برای جریان اصولگرایی پرداخته، ارائه می‌شود.

فعالیت‌ ‌برای انجام این تکالیف،‌ گاه فردی است و ‌گاه جمعی، کتابی بنویسد، داستانی، شعری، برنامه‌های فردی دیگر، این در موقعیتی است که هیچ‌ کاری از شخص ساخته نیست. خوب همین وظیفه است، ولی در راه‌های دیگری با آثاری بیشتر و گسترده‌تر خوب باید به این وظیفه سنگین اجتماعی پرداخت و کار فردی را کنار نهاد.

امروز بزرگ‌ترین وظیفه ما پس از شناخت و عمل به احکام فردی، تلاش برای حفظ اسلام و انتقال به نسل آینده و تلاش در حفظ آن از آسیب‌ها و آفت‌ها که ممکن است به اسلام وارد کند، است. در چنین وضعیتی، ممکن نیست ‌بتوانم به کار فردی خود بپردازم و دلخوش کنم که وظیفه‌ام را انجام داده‌ام و وظایف اجتماعی را باید به شکل پروژه‌هایی اجتماعی ‌انجام داد. پس این نیست که یک خانم را نهی کنیم که مویش را بپوشان! بلکه چون نهی از منکر اجتماعی است، باید‌گاه مقدماتی فراهم کرد تا که بتوانیم پس از دو سال گناهی را از کف جامعه جمع کنیم. این هم امر به معروف است. من باید پای آن بایستم. باید دید این کار را در شکل اجتماعی چگونه می‌توان انجام داد. همکارانی را جذب کرد و با یکدیگر همکاری کنیم تا که بهتر جلو برویم.

حاصل بزرگ‌ترین واجب شرعی ما همکاری با دیگران است که اسلام حفظ شود و بماند و بتوانیم به بعدی‌ها منتقل کنیم. انحرافات را بزنیم و اسلام ناب را به همه جهان در حد توان انتقال دهیم.

ابزار این کار در یک اشل وسیع و پهنه‌ای گسترده، نیازمند همکاری اجتماعی است، یعنی باید به سمت «تعاونوا علی‌البر و التقوی» همه با هم بر نیکی و تقوا تعاون و همیاری کنید! شرط لازم برای تحقق این تکلیف، ورود به شکل جمعی خواهد بود، باید عده‌ای دست به دست هم دهند تا که بشود آن برّ و تقوا را در جامعه جا انداخت.

آسیب‌شناسی:

اما واقعیت این است که ‌وقتی جمعی در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند، به محض ورود، اختلاف نظر‌ها، ‌تشخیص‌ها، برداشت‌ها و سلایق گوناگون، پایه همکاری‌ را سست می‌کند. در اول افرادی که بیشتر درک اجتماعی دارند، کنار هم می‌آیند، ولی چیزی نمی‌گذرد که اختلاف بین ما بیشتر می‌شود و نه اتحادمان.

در مناظره‌های انتخاباتی دیدید، ‌کسانی که با هم بودند، اختلاف نظر‌هاشان بیشتر بود. قدری چشم باز کنیم، می‌بینیم خودمان هم همین بودیم. ما ده‌ها سال با برخی در میدان عمل محبت و انس داشتیم، ولی دیدیم چه اندازه زیاد اختلاف داریم؛‌ این آفت بزرگی برای کارهای جمعی و مشارکتی است. چه باید کرد؟

 درمان:

‌این مختص به ما، به تشیع و اهل اسلام نیست، بلکه این‌ حرف‌ها همه جا هست، که همکاران را جمع می‌کنند، پس از چندی اختلاف نظر‌ها شروع می‌شود، کم نیست در ایران و...، حالا خود بشر فکر کرده و تجربه که چه کنم؟

راهکار:

یکی از راهکار‌ها را برخی تشکیل حزب دانسته‌اند، تا این‌جا بحث می‌شود که چقدر درست است‌ و چه اندازه با اسلام سازگاری دارد یا ندارد؟ کسانی تأسف می‌خوردند که حیف که ما حزب نداریم و برخی دیگر گفته‌اند حزب پنجاه ‌ساله داریم، چون حزب مؤتلفه و... می‌بینید که در وقوع خارجی و درونی آن اختلافی عجیب است.

در حقیقت، حزب در مفهوم سیاسی‌اش مفهومی وارداتی است؛‌ بله در واژه «حزب‌الله» و «حزب‌الشیطان» در قرآن کریم هست، ولی آن چیز دیگری است، حالا ببینیم آیا این درمان است یا خود دردی بر درد‌هاست؟

این از نظر علمی و نظری، نیازمند بحث و تحقیق است، ولی در هر حال، باید پولورالیسم بود که حزب واحد باعث دیکتاتوری حزبی می‌شود. اگر بخواهند حقوق تضییع نشود و قالب حزبی برقرار باشد یعنی خود باید اختلاف را دامن بزنند و وجود احزاب متعدد خود موجب تقویت اختلاف است. در این صورت نتیجه‌اش چه خواهد شد؟ همان‌که در کشورهای اروپائی هست. در هر حال پرسش باقی است که در اسلام حزب داریم یا نه؟

آنچه جای شکی ندارد از نظر عقلانی و اسلامی این است که با کسانی که زمینه هم‌فکری و گرایش‌های مشترک داریم، جهات مشترک را گرفته و همین جهت مشترک را پایه کار قرار دهیم. از این روی، باید مسائل را درجه‌بندی کنیم، اولویت‌ها‌ را خط قرمز بکشیم‌ که اختلاف و تشکیک در این اصول نشاید.

‌هرچند مسائل دیگر ‌مهم است، ‌حفظ اصول مهم‌ترین است؛ یعنی کسانی را پیدا کنیم که اصول مشترکی را قابل خدشه ندانند. اگر کسانی در این اصل‌ها با ما مشترکند، ولی در فروع اختلاف داریم، بر مبنای تقویت اصول با هم شویم. این خود ریشه تفکر اصولگرایی است، دیده‌ایم حزب‌ها موفق نبودند، حتی حزب جمهوری‌اسلامی.

بیاییم در عمل در اصول وحدت‌ داشته و پای آن‌ها بایستیم‌ و برای حفظ اصول با همفکران کنار هم بشویم، خواه نامش حزب، جبهه، گروه، تشکل، دسته و... باشد. تا کنون نشنیده‌ایم کسی این مطلب را رد کند، مگر برخی افراد شاذّ که آن‌ها قائل به کار اجتماعی نباشند، ولی اگر کسی قائل به کار اجتماعی باشد، هم‌فکرتر‌ها را پیدا خواهد کرد‌ و برنامه‌ای را سامان خواهد داد.

نتیجه اینکه مسائل درجه اول را توافق کنند، اصولگرایی همین است که در اصولی توافق داریم، با پذیرش اصول در درون آن یعنی فروعی هم هست که می‌تواند مورد اختلاف باشد.

حاصل فعالیت دینی:

راهی که هیچ اشکالی ندارد، این است که اشخاص هم‌فکر که دارای تشخیص، تجربه و شناخت هستند، در مسائل درجه اول توافق داشته و همکاری کنند.

لازمه ‌این سخن این خواهد بود که در مسائل فرعی اختلاف سلایق را کنار نهیم‌ و اهمیت ندهیم، وگرنه با هیچ‌کس نمی‌توان توافق در همه مسائل داشت و کار به انزوای مطلق خواهد کشید.

این مطلب هم در قرآن است، هم در روایات اهل‌بیت ـ علیهم السلام ـ و نیز در بیانات امام و رهبری که مسائل را درجه‌بندی کنید؛ پرداختن به مسائل فرعی، موجب فراموشی مسائل اصلی نشود؛ ‌مبنای کار و گردهم‌آیی‌ ما همین بوده و هست.

در امور مشترک، کار باید مبتنی بر اشتراکات اصلی بوده و عبور از خط قرمز‌ها ممنوع و فعالیت‌ها همه بر همین اصول مشترک استوار شود. مهم‌ترین کارمان تلاش فرهنگی خواهد بود که در فکر دیگران اثر بگذاریم. خطر در نسل جوان، تغییر افکار آن‌هاست، به ویژه در خارج از کشور که نعمت وجود امام و سخنان ایشان کمتر نفوذ کرده، ولی داخل را آن بزرگوار و شهدا بیمه کرده‌اند.

یک اصل غیرقابل عدول که بنای کار را باید بر آن نهاد، همین ولایت فقیه است؛ توجه باشد که بر این مبنا سایر مبانی را استوار کنید.

مسائل انتخابات موسمی است که نباید مقدم بر مسائل اصلی شود. البته دیدید که انتخابات دارای موج و پس‌لرزه‌هایی بود که گذشت و دیگر نباید بر سر آن‌ها نزاع کرد. امیدوارم از سر همه ما گذشته باشد و اینک به سمت مسائل اصلی برگردیم، و روی اصول کار را ببندیم.
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟