صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
تابناک ورزشی موبایل خبر
تعطیلی کامل رسانه‌های منتسب به جریان خاص؟

سرنوشت تکیه بر نیروی اجاره‌ای و دامپینگ رسانه‌ای

افزون بر استفاده از نیروی اجاره‌ای، ضربه مهلک‌تر به این رسانه‌ها از جانب بهره‌برداری از یک سیاست درست (با توجه به سطح رقابت در فضای مطبوعاتی ایران) در یک بازه زمانی نادرست و بدون پشتوانه مناسب بود.
کد خبر: ۳۴۰۸۰۷
| |
22175 بازدید
|
۱
پس از گذشت دو سال و اندی از راه‌اندازی یک جریان رسانه‌ای خاص توسط برخی اشخاص، واپسین روزهای حیات این جریان ـ که مشخص بود عمر طولانی نخواهد داشت ـ فرا رسید تا عبرتی برای دیگر رسانه‌های کشور باشند.

به گزارش «تابناک»، روزنامه «هفت صبح» با تبلیغات وسیعی از روز شنبه (سوم اردیبهشت سال ۹۰) پا به عرصه مطبوعات کشور گذاشت و شائبه استفاده از منابع مالی دولتی را تکذیب کرد. این اطلاعیه هنگامی صادر شد که «تماشا» نیز صبح هر روز روی کیوسک‌ روزنامه فروشی‌ها می‌آمد. پیشتر از این‌ دو روزنامه نیز مجله «یکشنبه» روی دکه آمده بود که همچون «هفت صبح» و «تماشا» توسط یک مؤسسه منتشر می‌شد.

تصمیم گیرنده مؤسسه‌ای که این سه رسانه زیرمجموعه‌اش بودند، شخصی به نام علی مزینانی بود که به نظر می‌رسد ارتباط نزدیکش با فقیه ‌انکار‌ناشدنی باشد. مدیرکل روابط عمومی سازمان بهزیستی در زمان مسئولیت ابوالحسن فقیه در این سازمان و مشاور فقیه پس از حضور فقیه در رأس این سازمان است. درباره اینکه فقیه مورد وثوق مشایی و احمدی‌نژاد بود و در ایام انتخابات اخیر ریاست جمهوری نیز یک ماه مرخصی گرفته بود تا احتمالاً فعالیت‌های سیاسی‌اش قابل پیگیرد تحت عنوان استفاده از امکانات دولتی نباشد نیز نیازی به مطول گویی نیست.

البته تشکیل مؤسسه مطبوعاتی آن هم نزدیک به یک طیف فکری دولتی امری بی‌سابقه نبود و پیش از این نیز افرادی چون حمیدرضا جلایی‌پور و ماشاءالله شمس الواعظین با هدف ایجاد یک بنیاد مطبوعاتی گسترده و انتشار نشریات گوناگون در ذیل یک مؤسسه اقدامی با مشابهت‌های شکلی و اختلافات ماهوی انجام دادند. با این حال، ظاهراً این طیف تصور می‌کردند می‌توانند کاری را که اصلاح‌طلب‌ها نکردند، انجام دهند.

آرش خوشخو، سیامک رحمانی و هیوا یوسفی. این‌ها اصلی‌ترین روزنامه‌نگاران اصلاح‌طلبی بودند که به همراه دوستانشان از تحریریه روزنامه‌ها و مجلات نزدیک به قالیباف و جاسبی به رسانه‌های منتسب به طیف مشایی آورده شدند و طبیعتاً این اتفاق برای این عده کم هزینه رسانه‌ای نداشت و متهم به قلم فروشی نیز شدند اما در ‌‌نهایت با کاهش فشار دیگر رسانه‌ای‌ها در این چند مطبوعه ایستادند و حقوق‌های کلانی نیز دریافت کردند که حقوق‌ها نیز طبیعتاً حقشان بوده است.

سرنوشت تکیه بر نیروی اجاره‌ای و دامپینگ رسانه‌ای

با این حال مشخص بود نمی‌توان چندان به این چهره‌ها دل بست و همین نقطه، محل افتراق این مجموعه با آنچه امثال شمس الواعظین پی گرفتند، بودند. این مجموعه اما شاید به عدم بازگشت اصلاح طلبان و کارگزاران به قدرت و طبیعتاً حفظ این نیروهای اصلاح‌طلب برای بلندمدت دل بسته بودند و نگرانی آنچه بر سر جریان شمس الواعظین آمد و در ‌‌نهایت با توقیف برخی رسانه‌ها توسط سعید مرتضوی، شکست کل طرح را در پی داشت، نداشتند.

با این حال، ظاهراً هفت صبح و تماشا از همین نقطه ضربه می‌خورند و این نیرو‌ها که احتمالاً رسانه‌های اصلاح طلب را به نشریات دارای شناسنامه مشخص ترجیح می‌دهند، با افتادن تیم رسانه‌های دولت به دست چهره‌های اصلاح طلب، به این رسانه‌ها بازگشتند و شاید دیر نباشد که حتی سردبیران این رسانه‌ها نیز خیلی راحت به رسانه‌های اصلاح‌طلب بازگردند! اینچنین بود که سپردن یک رسانه به دست نیروهای اجاره‌ای، عوارضش مشخص شد و با باز شدن مستمر رسانه‌هایی که خبرنگاران مذکور به آن قرابت داشتند، قطع همکاری‌ها با هفت صبح نیز شدت می‌گیرد.

علاوه بر استفاده از نیروی اجاره‌ای، ضربه مهلک‌تر به این رسانه‌ها از جانب بهره‌برداری از یک سیاست درست (با توجه به سطح رقابت در فضای مطبوعاتی ایران) در یک بازه زمانی نادرست و بدون پشتوانه مناسب بود. «دامپینگ» سیاستی بود که این طیف رسانه‌ها در پیش گرفتند و مشخص بود «یکشنبه»، «هفت صبح» و «تماشا» با حقوق بالایی که به نیرو‌هایشان پرداخت می‌کردند، کیفیت کاغذ و چاپ و ضمائم نشریات نظیر آلبوم‌های موسیقی خوانندگان، به مراتب گران‌تر از نشریات معمول تمام می‌شود اما بعضاً تا نصف قیمت رسانه‌های دیگر قیمت خورده است.

این شیوه طبیعتاً در ایران با روزنامه‌های هزار تومانی ـ در صورت برخورداری از توان حفظ این رویه در بلندمدت و البته به شرط کیفیت محتوا ـ می‌تواند نتیجه‌بخش باشد اما وقتی دامپینگ رسانه‌ای مستمر امکان‌‌پذیر نیست و چنین پشتوانه چندده میلیاردی وجود ندارد، خیلی زود این تب تند به عرق می‌نشیند و رسانه زیر این تب سنگین فلج می‌شود؛ رخدادی که احتمالاً در تبدیل تماشا به گاهنامه و تعطیلی محترمانه‌اش بی‌تأثیر بوده و البته بعید نیست دیر یا زود به تعطیلی هفت صح نیز بینجامد.

آنچه مسلم است با فضای کنونی که اخبار در لحظه در فضای مجازی منتشر می‌شود و نفوذ اینترنت تا برخی روستا‌ها که دکه روزنامه فروش در آن‌ها نیست، افزایش یافته، مدیریت روزنامه‌ای که به تیراژ بالا (دست‌کم صد هزار نسخه) برسد و از محل فروش بتواند سودآوری چشمگیری داشته باشد، بسیار دشوار است و قریب به اتفاق معدود روزنامه‌هایی با این شرایط نیز نان سابقه‌شان و البته نیازمندی‌هایشان را می‌خورند و در گیشه آنچنان سوددهی بالایی ندارند و از این حیث، ظاهراً این طیف قمار میلیاردی کرد که در پایان نیز بازنده شده است.
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
تابناک ورزشی موبایل خبر
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۹
انتشار یافته: ۱
ناشناس
|
Canada
|
۲۱:۴۰ - ۱۳۹۲/۰۶/۰۴
با سلام.نویسنده محترم مقاله مقایسه عجیبی از ابتر ماندن اهداف رسانه ای دو طیف اصلاح طلب و نزدیکان رییس جمهوز سابق نموده است،اما به این نکته مهم اشاره نکرده است که روزنامه های اصلاح طلب نسبتاً از تعدد و کثرت مخاطب برخوردار بودند و به تعطلی کشاندن آنها از فردی چون قاضی مرتضوی بر می آمد.اما بر کسی پنهان نیست که روزنامه های متعلق به اطرافیان رییس جمهور سابق بخاطر نداشتن مخاطب به محاق تعطیلی رفته اند.عجیب است که نویسنده محترم چنین امر واضحی را به هیچ انگاشته است....
برچسب منتخب
# جام جهانی ۲۰۲۶ # آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
امضای یادداشت تفاهم ایران با آمریکا را در این مقطع...