مفهوم «جوانی» در محاق ورزش
سید جواد مسکینی
برهیچ کس پوشیده نیست که قشر جوان این کشور با مشکلات اساسی چون ازدواج، اشتغال، بحران مسکن، مشکلات ناشی از بالارفتن سن ازدواج و مسائلی از این دست مواجه است.
این در حالیست که وزارت ورزش و جوانان که بایستی دغدغههای اصلی این قشر را سرلوحه کار خود قرار دهد، عملا در سیطره ورزش و بهتر بگوییم مسائل مرتبط با فوتبال، از جمله مشکلات باشگاه ها و فدراسیون و ... قرار دارد؛ موضوعی که چه بسا با توجه به عنوان این وزارتخانه که اولویت را به ورزش میدهد، نتوان بر آن خرده گرفت.
با کمی مداقه درباب مفهوم جوانی در فرهنگ دستگاه دولتی میتوان به وضوح دید که دولت در یک سنت ریشهدار، هر کجا اقدامی برای جوانان در نظر داشته با احداث ورزشگاه و یا زمین فوتبال آن را به انجام رسانده است؛ حتی در رسانه ملی اگر شبکهای به نام جوان استارت میخورد، بیشتر شبکه فوتبال و مسائل آن بوده پس میتوانیم به جرات مفهوم جوانی در دستگاههای مسئول را با ورزش فوتبال برابر بگیریم!
نه بر اساس نیاز سنجی مازلو بلکه، بر اساس عقل سلیم چند درصد از جوانانی که با مسائل بغرنجی مانند عدم تامین نیاز جنسی، نبود مسکن، نبود شغل و ... دست و پنجه نرم میکنند، درگیری ذهنی و جسمی خود را کنار گذاشته و خود را به ورزش میسپارند؟ چنددرصد دیگر از این تعداد به دامان اعتیاد و بزهکاری برای تسکین این نیازهای اساسی و دائمی میافتند؟آیا رسیدگی به مسائل حاد و اصلی جوانان و آسیبهای اجتماعی این قشر ارزشمند که مهمترین ذخایر کشور هستند، در رسالت وزارت جوانان جایی به اندازه ورزش دارد؟
آیا وقت آن فرا نرسیده به جای سوق دادن نیروی عظیم ذهنی و عملی نسل جوان به حوزه فوتبال، آنهم به خاطر جذابیتهای غیر ورزشی نهفته (پول، شهرت و...) در این ورزش خاص حداقل سهمی هم برای فرهنگ پژوهان و اهالی اندیشه، برای علم و پژوهش، برای هنر و اقسام بی بدیل آن و دیگر حوزه های متکثر موفق بودن و موثر بودن برای نسل جوان نظر گرفت؟
چقدر از سایت وزارت ورزش و جوانان به رویدادهای ورزشی و چقدر سهم ابعاد دیگر (فرهنگی، هنری، علمی) جوانان است. به واقع چنددرصد جوانان ما از نخبههای فرهنگی، ادبی، مبتکران علمی و دانشگاهی حال حاضر کشورمان در سطوح بین المللی تاسی میپذیرند و چند درصد از فوتبالیستها سرمشق اخلاقی و رفتاری و هدف های متعالی زندگی را میآموزند؟
این در حالیست که وزارت ورزش و جوانان که بایستی دغدغههای اصلی این قشر را سرلوحه کار خود قرار دهد، عملا در سیطره ورزش و بهتر بگوییم مسائل مرتبط با فوتبال، از جمله مشکلات باشگاه ها و فدراسیون و ... قرار دارد؛ موضوعی که چه بسا با توجه به عنوان این وزارتخانه که اولویت را به ورزش میدهد، نتوان بر آن خرده گرفت.
با کمی مداقه درباب مفهوم جوانی در فرهنگ دستگاه دولتی میتوان به وضوح دید که دولت در یک سنت ریشهدار، هر کجا اقدامی برای جوانان در نظر داشته با احداث ورزشگاه و یا زمین فوتبال آن را به انجام رسانده است؛ حتی در رسانه ملی اگر شبکهای به نام جوان استارت میخورد، بیشتر شبکه فوتبال و مسائل آن بوده پس میتوانیم به جرات مفهوم جوانی در دستگاههای مسئول را با ورزش فوتبال برابر بگیریم!
نه بر اساس نیاز سنجی مازلو بلکه، بر اساس عقل سلیم چند درصد از جوانانی که با مسائل بغرنجی مانند عدم تامین نیاز جنسی، نبود مسکن، نبود شغل و ... دست و پنجه نرم میکنند، درگیری ذهنی و جسمی خود را کنار گذاشته و خود را به ورزش میسپارند؟ چنددرصد دیگر از این تعداد به دامان اعتیاد و بزهکاری برای تسکین این نیازهای اساسی و دائمی میافتند؟آیا رسیدگی به مسائل حاد و اصلی جوانان و آسیبهای اجتماعی این قشر ارزشمند که مهمترین ذخایر کشور هستند، در رسالت وزارت جوانان جایی به اندازه ورزش دارد؟
آیا وقت آن فرا نرسیده به جای سوق دادن نیروی عظیم ذهنی و عملی نسل جوان به حوزه فوتبال، آنهم به خاطر جذابیتهای غیر ورزشی نهفته (پول، شهرت و...) در این ورزش خاص حداقل سهمی هم برای فرهنگ پژوهان و اهالی اندیشه، برای علم و پژوهش، برای هنر و اقسام بی بدیل آن و دیگر حوزه های متکثر موفق بودن و موثر بودن برای نسل جوان نظر گرفت؟
چقدر از سایت وزارت ورزش و جوانان به رویدادهای ورزشی و چقدر سهم ابعاد دیگر (فرهنگی، هنری، علمی) جوانان است. به واقع چنددرصد جوانان ما از نخبههای فرهنگی، ادبی، مبتکران علمی و دانشگاهی حال حاضر کشورمان در سطوح بین المللی تاسی میپذیرند و چند درصد از فوتبالیستها سرمشق اخلاقی و رفتاری و هدف های متعالی زندگی را میآموزند؟
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۲
موفق باشید...
نظرسنجی
امضای یادداشت تفاهم ایران با آمریکا را در این مقطع...




