قتل بهخاطر گوشی تلفنهمراه
مردی که دوستش را در جریان نزاع با ضربه چاقو کشته بود با درخواست دادستانی مبنی بر صدور حکم قصاص پای میز محاکمه رفت.
به گزارش شرق، ثقوری، نماینده دادستان تهران در ابتدای جلسه رسیدگی به این پرونده که صبح دیروز در شعبه 113 دادگاه کیفری برگزار شد، در توضیح کیفرخواست گفت: متهم 34ساله بهنام شکیب دوسالونیم قبل جوانی بهنام محمد را در نزاعی به قتل رسانده و جسدش را در خیابان رها کرده بود. با توجه به شناسایینشدن اولیایدم و درخواست ارایهشده از سوی دادستانی مبنی بر قصاص متهم، درخواست رسیدگی به این پرونده را دارم.
در ادامه شکیب، متهم پرونده در جایگاه حاضر شد. او اتهام قتل را قبول کرد اما گفت قتل عمدی نبود. متهم گفت: چند ماه قبل از حادثه بود که با محمد آشنا شدم. هر دو به شیشه معتاد بودیم و مواد میکشیدیم. من موبایلفروشی داشتم و برای پول گوشی با محمد اختلاف حساب پیدا کردم. صبح روز حادثه دخترم را به مدرسه بردم و خودم به خانه برگشتم. کسی جلوی در داشت داد و فریاد میکرد. مادرم گفت ولش کن بیا بالا بگذار هرچقدر میخواهد داد بزند دعوا نکن. محمد دستبردار نبود. جلو رفتم و به او گفتم چه شده چرا داد میزنی؟ با زنجیر به من حمله کرد. من هم با او درگیر شدم و زنجیر را از او گرفتم و ضربهای زدم. اینبار چاقو کشید. در کشمکشی که باهم داشتیم چاقو را هم گرفتم اما دوباره به من حمله کرد. زنجیر را برداشت و دور گردن من انداخت. داشتم خفه میشدم، با چاقو ضربهای به کتفش زدم و از هم جدا شدیم. بعد از آن دوستم ماشاالله گفت برو گوشی را بیاور و بده بگذار این موضوع تمام شود. من هم به خانه رفتم گوشی را آوردم و به محمد دادم و همه دیدند که او زنده بود.
متهم ادامه داد: برای اینکه دوباره درگیر نشوم به خانه خواهرم رفتم. یک ساعت بعد همسر برادرم زنگ زد و گفت ماموران به خانه آمدهاند و دنبال تو میگردند میگویند محمد کشته شده است. من هم از ترس فرار کردم و شبانه به قشم رفتم. نزدیک به یکسال هم آنجا بودم اما بعد خودم را تسلیم پلیس کردم. من قصدی برای کشتن محمد نداشتم حتی اگر میدانستم او زخم عمیقی برداشته به بیمارستان میرساندمش اما فکر کردم همهچیز عادی است و حتی گوشی را جلوی چشم همه به او دادم. در این مدت که زندان بودم خانوادهام دنبال خانوادهاش رفتند اما هیچ سرنخی از آنها نیست. ماشاالله میدانست که خانوادهاش کجا زندگی میکنند اما او هم غیب شده است. در این دوسالونیم کسی هم نیامده سراغی از او بگیرد و من دیگر نمیدانم از چه راهی برای پیدا کردن خانوادهاش باید اقدام کنم.
بنا بر این گزارش بعد از پایان گفتههای متهم و وکیلمدافعش هیات قضات شعبه 113 برای صدور رای دادگاه وارد شور شدند.


