وقتی سکوت برنده می شود
کدام یک بهای کمتری داشت؟ تلاش فردوسی پور برای اثبات حقانیتش در چالش با سازمان تربیت بدنی و فدراسیون فوتبال یا سکوت سنگینی که سرشار از تظلم خواهی بود.منتقدان فردوسی پور دوشنبه شب پای تلویزیون لبخند زدند که جنگ شخصی را بردند غافل از آنکه افکار عمومی در ایران مستعد پذیرش حس همذات پنداری با مظلوم است و تظلم خواهی او را با آغوش باز می پذیرد و خواسته یا ناخواسته به سوی او غش می کند.
به نوشته سرمایه، ایرانی جماعت این حس را بی دریغ نثار هر کس می کند و حالا چه رسد به اینکه این کس «عادل فردوسی پور» محبوب باشد.
سکوت از سر ناچاری عادل، صدایی به مراتب بلند تر و پیامی به شدت تاثیرگذارتر از تمام آن آیتم هایی داشت که قرار بود در کنار زهر کلامش روانه مدیران کم تحمل ورزش ایران کند. مردم ایران پسر شلوغ و خوش صحبت و نمکین فوتبال و تلویزیون را دیدند که با صورتی آشفته و حالی پریشان، سرشار از حرف های ناگفته است.
عادل فردوسی پور این بار هم حرفش را زد؛ رک تر و بی پرده تر و موثرتر از همیشه. آنقدر که دو ساعت کلام آن هم با سرعت و سبک و سیاق او ممکن نبود. تمام آنها که پای تلویزیون خود نشسته بودند و او را تماشا می کردند که با دست های بسته در گوشه رینگ افتاده و مستاصل از هر دفاعی است و پیامش را با فرو خوردن لبخندهای همیشگی روی امواج گسیل می دارد با چاشنی حسی پر از ترحم آن پذیرفتند که به مراتب عمیق تر و تاثیرگذارتر است.
جملات آخر این فیلم دراماتیک ضربه نهایی را به قلب مخاطب نشاند: «اگر هفته بعد این صندلی بود و روی آن می شد از حق و حقانیت گفت...»
شاید طراحی تخریب عادل فردوسی پور به نجاتش منتهی شد و رشته نامرئی هواداران صراحت را در قالب حمایت او یک مجری تلویزیونی به یکدیگر محکم تر کرد.
گردانندگان این بازی در عین ناباوری گافی بزرگ را مرتکب شدند و ناخواسته کفه ترازو را به سمت برائت او و محق بودنش در این دعوا سنگین کردند. امروز گذشتن از فردوسی پور به سادگی قبل از این دوشنبه شب و تمام دوشنبه شب های گذشته نیست.
صندوق پیام کوتاه او بسته شد تا در رفراندوم ماندن یا نماندن برنامه 90 در جمع اهالی فوتبال پیام ها به مقصد نرسد و مردمی که میزان رایشان است از قضاوت محروم شوند اما نتیجه این نظرسنجی را امروز به وضوح می توان در لابه لای کلام و گفتار علاقه مندان فوتبال در
کوچه پس کوچه های شهر دید و شنید.


