صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

حکایت شب‌های تهران در منطقه «خاص»

در محوطه چمن کاری شده و در فاصله کمی از محل استقرار پلیس، ضیافتی از شیشه و کراک برپاست. ضیافتی که در آن مردان و زنان با ملودی تق تق فندک می رقصند...
کد خبر: ۳۳۷۵۶۲
| |
38581 بازدید
|

بوستان های زیبا و پرنوری که در آن حلقه‌هایی مفقود شده است. از خانه تئاتر و سرای محله و کوچه ورزش بگیر تا زنان هفت رنگ و مردان یکدست سیاه و سرنگ به دست.

برخلاف روزهای پایتخت که شکایت از ترافیک، شلوغی، همهمه و آلودگی هوا، روایت همیشگی ساکنین آن است، حکایت شب های تهران حکایت دیگری است؛ حکایتی است از جنس نور و زیبایی. بسیاری از ساکنین پایتخت، شب های تهران را زیباترین و بهترین ساعات این شهر می دانند... اما در گوشه و کنار این شهر، محله هایی هم وجود دارند که حکایت شب هایشان روایتی است از جنس خاص. محله هایی که ساکنین آن ها شب های آنجا را دهن کجی روزگار به حال روزشان می دانند.


اگر بچه طهران قدیم باشید آدرس سرراست است. سرچشمه را به سمت امامزاده یحیی و پامنار ادامه می دهی. از عودلاجان، تکیه رضا قلی خان، چهارراه سیروس و سید اسماعیل هم می گذری و .....

ساعت 10:30 شب عید فطر است اما در کوچه تاریک و خلوتی که از این خیابان می گذرد، هیچ نشانه ای از عید نیست. تنها چیز قابل ذکر اشباح سیاه و لاغری هستند که در روشنایی نور اتومبیل های گذری، بی صدا در برابرت ظاهر می شوند و بی صدا از کنارت می گذرند و ناگهان غیب می شوند.

اینجا یکی از مناطق جنوبی تهران است .درست وسط فضای سبز بزرگ پارک و بوستان و حاشیه یک ورزشگاه. بوستان های زیبا و پرنوری که در آن ها همه چیز هست جز خانواده و صد البته امنیت. از خانه تئاتر و سرای محله و کوچه ورزش بگیر تا زنان هفت رنگ و مردان یکدست سیاه و سرنگ! اینجا پر است از آدم سیاه هایی که حتی در چرت نشئگی شان هم دیگر رویا نمی بینند.

در محوطه چمن کاری شده و در فاصله کمی از محل استقرار پلیس، ضیافتی از شیشه و کراک برپاست. ضیافتی که در آن مردان و زنان با ملودی تق تق فندک می رقصند؛ زنانی که اغلب با آرایشی غلیظ در آن ساعت از شب روی چمن ها پهن شده اند و مردانی که نیم خیز نشسته اند و هر بار با صدای تق تق فندک به پایین خم می شوند و... از مقابل هر گروه که رد شوی تنها لحظه ای صدای تق تق فندک ها قطع می شود و همگی خیره خیره نگاهت می کنند و پس از چند لحظه دوباره تق تق...   

خیابان های اطراف پارک هم وضعیتی به مراتب بدتر دارند و در قرق موادفروشان است. مواد فروشانی که بی هیچ واهمه ای سر اغلب کوچه ها،ایستاده یا نشسته بر موتور _ با مشتری چانه می زنند.

هر از گاهی هم چند اسکناس 2000 تومانی را از دست مشتری می گیرند و بسته ای را کف دست او می گذارند و مشتری بعدی... در این میان دختر 20_22 ساله ای که آب و رنگی هم دارد جلب توجه می کند. دختر دورتر از دیگران چهار زانو روی چمن های اطراف پارک نشسته و کیف براق مشکی اش را محکم در بغل گرفته و به روبرو نگاه می کند.

هر از گاهی صدای ایست پلیس و چند سربازی که به دنبال جوانکی معتاد می دوند، چرت بقیه معتادان را پاره می کند. جوانکی که به سرعت از پارک بیرون می دود و در کوچه های باریک و تاریک خیابان گم می شود و معتادانی که مجبور به کوچی اجباری می شوند. اما جالب اینجاست که موادفروشان کمترین حرکتی نمی کنند و تنها با اشاره یکدیگر را مطلع می کنند " دایی مامور بازی شده. الان نیا اینجا برو پیش علی ژاپنی دنبالت می گرده..."

نزدیک نیمه شب است و از کوچه به سمت خیابان حرکت می کنم. کوچه ای که بر خلاف نام خود پذیرای عملی ها و مواد فروشان شهر شده است. هرچند متر به چند متر یا معتادی نشسته یا موادفروشی در حال معامله است. کمی جلوتر 3 دختر جوان نظرم را جلب می کنند. دخترهایی که شاید مسن ترین آنها 16 ساله باشد و در تاریکی پشت بوستان گم می شوند و چند لحظه بعد دو جوان به آن ها ملحق می شوند و... اینجا هم صدای تق تق فندک ها بیداد می کند. حتی بلندتر از صدای 10_ 15 کودک 6-7 ساله ای است که نیمه شب داخل حوض آب بازی می کنند.

مرد میانسالی که روی یکی از نیمکت های پارک نشسته اولین فرد سالمی است که در چند ساعت اخیر در این محله دیده ام. سلامی می کنم و سرصحبت باز می شود. از گذشته ها تا امروز. مرد خوشحال از این که خبرنگاری برای گزارش وضعیت وحشتناک این منطقه  به آنجا گذاشته می گوید: "من از قدیمی های این محل هستم ولی شب ها واقعا وحشت می کنم که توی این محل قدم بزنم و هرلحظه نگرانم که مبادا این کارتن خواب ها به من حمله کنند. من نمی دانم چرا دولت، شهرداری و نیروی انتظامی کاری برای این محل انجام نمی دهند.؟!"
او که انگار داغ دلش تازه شده به شدت از اقدامات شهرداری و نیروی انتظامی ناراضی است و معتقد است: "شهرداری خانه های اینجا را خراب کرد و به جایش پارک ساخت. ولی شما توی این پارک ها یک خانواده می بینید؟! این پارک ها پاتوق معتادها و کارتن خواب هاست. چه سودی به حال مردم اینجا داشته؟ نیروی انتظامی هم معتادهای فرحزاد را جمع می کند ولی همه آن ها سرازیر این محله می شوند. اینجا منطقه امن تمام معتادهای تهران شده است."

مسیر را به سمت مسجد کج می کنم و پای درد دل تعدادی از ساکنین محل می نشینم. از 7-8  پیرمردی که به همراه امام جماعت مسجد  در مقابل مسجد نشسته اند جویای اوضاع و احوال محله می شوم که همگی با هم شروع می کنند به گلایه و حرف اول و آخرشان هم اینست: "وضعیت اینجا را باید از کلانتری این محل جویا شد" و به ساختمان کوچک یگان امداد نیروی انتظامی در کنار مسجد اشاره می کنند. امام جماعت مسجد هم با لهجه شیرین آذری خود ما را به استکانی چای میهمان می کند و می گوید: "ما وضعیت این محل را به کلانتری گزارش داده ایم و رسیدگی به شرایط اینجا را به آنها ارجاع داده ایم تا امنیت نمازگزاران در شب های ماه رمضان و محرم تامین شود."

مرد میانسالی با گلایه از شرایط موجود و ناامنی در شب های  این منطقه می گوید: "من از ساکنین سابق این محل هستم. امشب با یکی از دوستان به اینجا آمدیم که سری به محله و خانه قدیمی خود بزنیم. ولی وقتی وضعیت اینجا را دیدیم از ترس حمله معتادان جرات نکردیم حتی توی کوچه قدیمی خودمان برویم و برگشتیم."

پیرمرد دیگری می گوید: "البته در این چند وقت اخیر وضعیت اینجا خیلی بهتر شده. چند ماه پیش اگر روی چمن این پارک می نشستی حتما 4-5 تا سرنگ توی دست و پات فرو می رفت ولی از وقتی که نیروی انتظامی اینجا مستقر شده شرایط خیلی بهتر شده."

یکی دیگر از اهالی می گوید: «با وضعیت موجود کاری هم از دست پلیس بر نمی آید. هر شب تعدادی از این عملی ها را می گیرند و فردا صبح آزادشان می کنند. مگر چند نفر را می شود گرفت؟! شما خودتان حتما دیده اید که تعداد عملی های این پارک چقدر زیاد است. زن های خیابانی هم که بیداد می کنند. برای این محله باید یک فکر جدی کرد وگرنه با گرفتن چند معتاد وضعیت اینجا عوض نمی شود.»
در راه بازگشت تابلوی "خانه کودک مهر" توجهم را جلب می کند و این سوال بی پاسخ ذهنم را درگیر می کند که آیا می توان از میان مواد فروشان و عملی های شب گرد این محل راهی رابرای آینده روشن و شفاف کودکان متصور شد؟! آینده روشنی که سفیدی گرد و کریستال شیشه در آن راهی نداشته باشد...
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۷۲
انتشار یافته: ۱۴
akbar
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۰:۰۰ - ۱۳۹۲/۰۵/۲۰
اینجا ایرانه؟؟! این عکس آخری بدجوری داغونم کرد. چه جوری می خوایم جواب خدا رو بدیم؟؟؟ بچه ای که توی اون محله ها بزرگ بشه آیندش از همین الآن معلومه...
پاسخ ها
ایرانی
| Iran, Islamic Republic of |
۱۴:۱۷ - ۱۳۹۲/۰۵/۲۰
قاچاقچیان مواد مخدر که اعدام می شوند، بعضی ها می گویند که حقوق بشر نقض شد در حالیکه این قاچاقچیان اصلا حقوق نمی دانند که چیست!
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۰:۰۳ - ۱۳۹۲/۰۵/۲۰
لازم نيست براي ديدن اين مناظر به راه دوري برويد. تمام اين مناظر در زير پل همت-چمران تقاطع خيابان ملاصدرا در تمام ساعات شبانه روز در حال اكران است!!!!
فریبرز
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۰:۱۷ - ۱۳۹۲/۰۵/۲۰
درود بر تابناک.اگر هفته ای یک گزارش مشابه بدهید شاید خانواده ها فکری بحال شب گردی جوانان بکنند. بسیار عالی بود
سعید
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۰:۵۵ - ۱۳۹۲/۰۵/۲۰
اگه واقعاً میخوان این وضعیت درست بشه، اول باید امنیت اقتصادی رو برقرار کنن. بعد از اون میشه دست این بیمارارو گرفت و تو یه دوره بازپروری علمی( نه این کمپایی که الان هست و فقط به طور جسمی ترک اعتیاد میدن) ترکشون داد . ضمن اینکه یه حرفه و صنعتی هم بهشون آموزش داده بشه که بتونن رو پای خودشون بایستن. بعد از ترک هم نباید به حال خودشون رها بشن حتماً باید زیر نظر باشن. باور کنید این مواد مخدر عامل بسیاری از جرم و جنایتا و زشتیاست. به امید روزی که هیچ خونواده ای دچار چنین دردی نباشه و همه سالم و تندرست در کنار هم باشیم.
ایرانی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۰۸ - ۱۳۹۲/۰۵/۲۰
تشکر از گزارشتون
انشاالله که اقدامی بشه
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۱۷ - ۱۳۹۲/۰۵/۲۰
تابناک جان لطفا پیگیر این جور گزارشها باش.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۳۴ - ۱۳۹۲/۰۵/۲۰
بنده خدا آدرس را اشتباه رفتي ، آدرس جديد اين بندگان خدا بزرگراه رسالت ايستگاه مترو مصلي جنب ورودي بزرگراه مدرس و يا تقاطع بزرگراه شهيدچمران و بزرگراه همت ميباشد.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۳۸ - ۱۳۹۲/۰۵/۲۰
برادر 42 ساله من با تحصیلات دانشگاهی و دو فرزند و کار مبتلا به این مرض وحشتناک شده و همه زندگی خودش و مارا زیر و رو کرد... امان از عتماد های چشم بسته و احترام های واهی که گاهی به هم میگزاریم. به داد خودمان برسیم ... اعتیاد غوغا میکند و همه فقط نظاره میکنبم. متاسفانه وقتی مثل بنده درگیر این اتفاقات بشوید متوجه میشوید چقدر قانون خلاء دارد و چقدر تنهایید و چقدر دستان شما خالیست... و چاره ای نیست جر دیدن ، سوختن و حسرت خوردن و شاهد از بین رفتن سلامت عزیزان و اموال باشید...
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۱۱ - ۱۳۹۲/۰۵/۲۰
ایدادبیداد...
منصور
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۱۴ - ۱۳۹۲/۰۵/۲۰
سلام دوستان
موسسه خيريه طلوع بي نشان ها هر سه شنبه شب با پخش غذا در بين كارتون خواب ها و به وجود آوردن امكانات ترك و اشتغال براي اين عزيزان تا امروز تعداد زيادي از اين افراد رو به جامعه و كانون خانواده رجعت داده.نمونش يكي از همين عزيزان هستن كه الان 5 تا مغازه ي فلافلي رو مديريت ميكنند.
برچسب منتخب
# جام جهانی ۲۰۲۶ # آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟
آخرین اخبار