آيا كار، كار انگليسيهاست؟
فرافکني موضوعي است که بسياري اوقات در رويارويي با مشکلات سياسي و اجتماعي و به عنوان سادهترين راهکار، برگزيده ميشود. البته انکار اثر عوامل خارجي در رخدادهاي داخلي هرگز مد نظر نيست، اما آيا هر ناکارآمدي و يا مشکلي را ميتوان صرفا به عوامل خارجي منتسب کرد؟
جواد جهانگيرزاده در اين باره در گفتوگو با خبرنگار «تابناک» اظهار داشت: بخشي از بحث فرافکني ناشي از يک واقعيت سياسي ـ اجتماعي در تاريخ معاصر ماست.
عضو کميسيون سياست خارجي و امنيت ملي مجلس شوراي اسلامي در ادامه گفت: اينکه ما ناکامي ـ چه در حوزه فردي، منطقهاي و يا ملي ـ را به عامل خارجي ربط ميدهيم، ميتوان گفت که بخشي از اين بحث، فرافکني است. ما نميخواهيم ناکاميهاي خودمان را به ياد آوريم و اين طبيعي است که دليل عقبماندگي و ناکامي را مشکلات دروني يا علتهاي خودي بدانيم و به دنبال بهانه مناسب براي آنها باشيم. اما به باور من، اين نگاه تبديل به يک مثل شده است که حتي پيرمردها و پيرزنها هم ميگويند: «کار، کار انگليسيهاست». البته امروزه برخلاف گذشته، اين اصطلاح کمتر مورد استفاده قرار ميگيرد؛ هرچند كه اين بحث، نشان از يک واقعيت اجتماعي و سياسي مبني بر دخالتهاي کم و بيش آشکار و نهان انگليسيها در سياستهاي داخلي ما بوده است.
جهانگيرزاده در ادامه گفت: بررسي کودتاي اوت 1299 و جابهجايي سريع رضاخان و روي کار آمدن پسرش و ... همه نشان آشکاري از حضور انگليسيهاست. در آن زمان، ناصرالدينشاه براي درمان بيمارياش پزشکي را از روسيه آورده بود. بعدها انگليسيها که فهميدند، گفتند بايد ما نيز پزشکي براي شاه بياوريم و اعتراض کردند که چرا روسها پزشک دارند و ما نداريم؟ خلاصه آنکه در کل سال، اين پزشکهاي روسي و انگليسي، کسي را که درمان نميکردند، هيچ، در عوض پول هنگفتي نيز ميگرفتند. ميخواهم بگويم، اين نشاندهنده عمق و نفوذ کشورهاي خارجي از جمله انگليس در عرصه مسائل داخلي کشور ما بوده است.
وي افزود: در دوره قاجار و پهلوي اول تا هنگامي که آمريکاييها بيايند، متنفرترين عنصر در سياستگذاري خارجي ما، انگليسيها بودند؛ بنابراين، اگر کسي جايي پايش سر ميخورد، ميگفت: کار، کار انگليسيهاست. اين به مثلي تشبيه شده بود که همه ناکارآمديها و عقبماندگيهاي ما به انگليسيها نسبت داده بشود و همين سبب شده بود که ما حتي از دشمنان و ناکاميهاي داخلي هم غافل بشويم و در آن هنگام، اين به يک بيماري رواني اجتماعي تبديل شده بود.
نماينده اروميه در مجلس هشتم در ادامه گفت: هماکنون اين بحث ميتواند به يکسري نمونهها و مصداقها تبديل شود. مثلا اگر ما سياستگذاري درست اقتصادي ـ اجتماعي انجام ندهيم، نبايد آن را مربوط به ديگران بدانيم و تلاش کنيم، بار مسئوليت را از دوش خودمان برداريم، چراکه اين نشان از يکسري واقعيتها دارد. هماکنون ما به جاي اينکه خودکاوي و بررسي داشته باشيم، در برخي موارد علاقهمنديم که موضوع را با عامليت ديگران بررسي کنيم.
وي در پايان گفت: اين بحث عين يک قيچي است که اگر همه مشکلات را از خود بدانيم، از عامل خارجي غافل ميشويم و اگر همه مشکلات را از عامل خارجي بدانيم، از خود غافل ميشويم؛ پس اگر در بررسي اين موضوع دقت کافي نشود، ممکن است اين قيچي، باعث پاره شدن رشته منافع ملي و هويت اجتماعي و تواناييهاي ما شود.


