انشاءا... هدف اتحاديه خير است
بحث خصوصيسازي اصلا چيز جديدي نيست. مدتهاست كه در اين مورد تلاشهاي مختلفي صورت گرفته و اكثر نهادها و سازمانها با شدت و ضعف مختلف درصدد اجراي اصل 44 قانون اساسي هستند تا به نوعي با كاهش تصديگري دولت و كم كردن بار مسووليتها و هزينههاي دولتي، سرمايههاي خصوصي را هم به بازار توليد و خدمات بكشانند.
به نوشته گل، اين روند در مورد فوتبال و ورزش هم از مدتها پيش به جريان افتاده ولي سرعت حركت بسيار كند بوده است. از يك طرف در برخي از رشتهها، ليگهاي كشوري با حضور تيمهاي خصوصي در حال برگزاري است ولي هرچه اين رشتهها مطرحتر ميشوند و گردش سرمايه در آنها بيشتر ميشود، تصديگري دولت در اين ورزشها بيشتر ميشود. گل سرسبد رشتههاي ورزشي از نظر توجه عمومي هم فوتبال است كه از شروع دور جديد روند خصوصيسازي عملا هيچ واكنش و حركت موفقيتآميزي ديده نشده است.
يكي، دو مورد انگشتشمار مثل ابومسلم و پيام خراسان هم با شكست فاحش روبهرو شدهاند تا عملا به جز استقلال اهواز كه آن هم به علت مشكلات شديد مالي در حال كشيدن نفسهاي آخر است، هيچ تيم خصوصي به مفهوم واقعي كلمه در ليگبرتر وجود نداشته باشد.
شايد اگر همه تيمهاي ليگ دولتي بودند ولي استقلال و پرسپوليس وارد چرخه خصوصيسازي ميشدند قضيه سر و شكل ديگري به خود ميگرفت ولي سازمان تربيتبدني كه از يك طرف بازوي ورزشي دولت و از طرف ديگر متولي اين دو باشگاه پرطرفدار پايتخت است، تا به حال هيچ قدمي در راه خصوصيسازي اين دو باشگاه كه بيشترين پتانسيل اوليه براي خودكفايي را دارند، بر نداشته است.
موانع مختلفي هم در اين راه از سوي سازمان تربيتبدني مطرح شده و حتي كار به جايي رسيده كه در تب خصوصيسازي، بحث واگذاري اين دو تيم پرطرفدار به دو وزارتخانه مطرح ميشود.
در اين ميان اتحاديه مديران باشگاههاي كشور كه عملا تمام راهها را بر فرآيند خصوصيسازي باشگاهها بسته شده ميبينند، در حركتي جديد دست به دامن نهادهاي مختلف و تاثيرگذاري مثل رياست جمهوري، مجمع تشخيص مصلحت نظام، مجلس شوراي اسلامي، قوه قضائيه و حتي شهرداري شده و با ارسال نامه به اين نهادها، عملا ناتواني قانوني و آييننامهاي سازمان تربيتبدني را براي پروژه خصوصيسازي باشگاهها مطرح كرده و خواستار مساعدت روساي سه قوه و همچنين مجمع تشخيص مصلحت نظام شدهاند.
در اينكه چرا اين اتحاديه در شرايط فعلي به بحث خصوصيسازي وارد شده است، شائبههاي مختلفي مطرح ميشود؛ از يك طرف اينكه مديران دولتي باشگاهها در چنين موقعي دست به كار ميشوند تا قبل از فرآيند انتخابات رياست جمهوري با خصوصي كردن باشگاهها در گام اول چند صباحي بر مديريت خود بيفزايند و شايد حالا كه در مسند قدرت هستند بتوانند در عرصه خصوصيسازي جايگاهي براي خود دست و پا كنند.
در وهله دوم اين فرضيه هم مطرح ميشود كه در آستانه انتخابات رياست جمهوري اتحاديه مديران تلاش ميكند تا با ضعيف نشان دادن سازمان تربيتبدني يكي از اهرمهاي تبليغاتي جناح مقابل را بشكند ولي با حضور نام سردار مصطفي آجورلو به عنوان رييس اتحاديه مديران باشگاههاي كشور قضيه وارد فاز جديدي ميشود.
تقريبا همگان ميدانند كه آجورلو به هنگام برگزاري اولين انتخابات فدراسيون فوتبال با اساسنامه جديد در جنگ قدرت با عليآبادي (به حق يا ناحق) شكست خورد و حالا در مقام رييس اتحاديه، قصد دارد هماورد قبلي را جبران كند و در اين ميان ارسال يك رونوشت به شهرداري تهران كه نميتواند در اين عرصه حركت چنداني انجام دهد هم يك حركت تبليغاتي به سود شخص شهردار فعلي تهران يعني محمدباقر قاليباف در انتخابات پيشروي رياست جمهوري باشد.
البته ما اميدواريم تمام اين شايعات و فرضيهها در همين حد بمانند و هدف اصلي اتحاديه همان تحقق اصل 44 قانون اساسي و تسريع در روند خصوصيسازي باشگاهها باشد.


