تهران دود دارد، انار ندارد
غزل حضرتی

باغشهرهاي تهران، چندي است جاي خود را به برج و باروهايي داده كه ديگر نامي از تهران واقعي باقي نميگذارند. تهراني كه زماني چنارستان يا انارستان ميناميدندش، و امروز كسي به ياد نميآورد چنارهاي شهر را و انارهايي كه بسي سرختر و مشهورتر از انار ساوه بود. باغهاي اين شهر شهره كرده بودند شهر را به خوش آب و هوايي، چيزي كه نسل امروز را جز خندهيي تلخ نميآورد و تهران و خوش آب و هوايي را در يك ظرف تصور نميكنند.
كسي نميداند شايد، كه نخستين روزهايي كه تهران شروع به رشد و بزرگ شدن كرد، روزهاي سلطنت ناصرالدين شاه قاجار بود، روزهايي كه مردم شهر، تهران را با ساخت و ساز از بين ميبردند، باغها و باغچهها را تخريب ميكردند و ديگر جايي براي زندگي مردم باقي نمانده بود. مردم فقير ديگر جايي براي زندگي نداشتند تا آنجا كه مجبور به خروج از تهران و برپايي چادر و آلونك در خارج از حصار طهماسبي براي خود شدند.
در سال 1284 قمري از طرف حاكم شهر تصميم گرفته ميشود شهر گسترش مييابد، برج و باروي شهر خراب ميشود و تهران از چهار طرف گسترش يابد تا آنجا كه مساحت آن به چهار برابر مساحت قبلي ميرسد. در نشستي كه به همت كميته پيگيري خانههاي تاريخي شهر تهران با نام «تهران، شهر سبز، شهر خانه باغها» برگزار شده بود، حميدرضا حسيني، پژوهشگر تاريخي از تهران 200 سال پيش ميگويد، تهراني كه به وسيله آغامحمدخان قاجار پايتخت شد و در سالهاي مياني قاجار بر وسعت آن افزوده شد. در 1200 هجري قمري، سالها و روزهايي كه تهران رنگ و روي پايتخت شدن را به خود ديد، سالهايي كه با سلطنت آغامحمدخان قاجار آغاز شد و با احمدشاه به پايان رسيد. تهران 12 ميليوني، روزهاي 15 هزارنفري جمعيت را هم به خود ديده است، جمعيتي معادل يكي از محلههاي فعلي تهران.
حاصل 38 سال سلطنت فتحعلي شاه و محمد شاه قاجار، شكلگيري نخستين باغشهر تهران است، باغهاي پيش از آن جزوي از معيشت مردم تهران بودند مثل انارستانهايي كه در گوشه گوشه شهر به چشم ميخورد. به گفته حسيني، در نخستين نقشه رسم شده از تهران كه از سال 1260 قمري به جا مانده، قسمتهايي از شهر كه به حصار شهر نزديكتر است همه باغهاي شهري بودند كه البته اين باغها در وسعت كمتر در مناطق مسكوني هم ديده ميشوند. اين محقق، تاريخ جمعيت تهران را در فاصلهيي 82 ساله از سالهاي ابتدايي قاجار تا سال 1286 قمري، 15 برابر اعلام ميكند. جمعيتي 155 هزار نفره كه در اين سالها تغييراتي را هم در شهر ايجاد كرده بود.
اما امروز از باغهاي پرهيبت و بيانتهايي كه تهران را به منطقهيي خوش آب و هوا تبديل كرده بود تنها چند باغ مانده به اندازه تعداد انگشتان دست. در آماري كه در سال 1901 ميلادي از باغهاي تهران گرفته شده تعداد آن 215 باغ اعلام شد. در عرض 200 سال نخستين باغشهر تهران تخريب شد، باغهاي شهر همه از بين رفتهاند جز چهار باغ كه يكي از آنها كاخ گلستان است كه 80 درصدش در زمان پهلوي تخريب شد، پارك اتابك باغ ديگري است كه الان سفارت روسيه است، باغ سفارت انگليس و باغ فرمانفرما كه در حال حاضر مجموعه كاخ مرمر كه مجمع تشخيص مصلحت و نهاد رياستجمهوري در محوطه آن قرار دارند.
حسيني اما سير تخريب باغشهرها را در دورههاي مختلف تحت تاثير عوامل گوناگون ميداند. وي معتقد است: «در دوره پهلوي اول، باغشهر اول و دوم با توجيه توسعه شهر و سياستهاي نوسازي با چاشني قاجارستيزي از بين رفتند و باغشهر شميران تشكيل شد. هستههاي باغشهر در شميران در اين دوران شكل گرفت كه آن هم بعد از دهه 60 و وقوع انقلاب اسلامي از بين رفت. در زمان پهلوي، هنوز در شهر زمين دستنخورده باقي بود تا در آن ساخت و ساز كنند و نيازي به تخريب باغشهر شميران نبود، اما اشرافيتي در شميران توسط سران حكومت پهلوي ايجاد شده بود كه با تغيير حكومت، تمايلي به ادامه آنها نبود و همچنين حكومت پهلوي موفق شده بود ساخت و سازها را كه جنبه سودآوري و تجاري دارند از طريق سرمايهگذاري و تشكيل كنسرسيوم صورت ميگيرند به طرف مجتمعهاي تجاري يا مسكوني مثل آاس پ، اكباتان و.. سوق دهد. اين باعث شد شميران بيش از اين از بين نرود و مورد هجوم گسترده قرار نگيرد.»
تجريش لذت دنيوي و شهرري توشه معنوي تهران
مهدي معمارزاده، معمار و كارشناس ميراث فرهنگي هم در ادامه سخنان حسيني، تخريب باغها در صدسال اخير را به سه دوره تاريخي تقسيم كرد. به اعتقاد وي دوره سوم اين تخريبها كه به زمان حال بازميگردد، بدترين شكل ممكن آنها بوده است.
وي دراين خصوص اظهار داشت: تخريب باغها را از زمان قاجار داشتيم چون دركي از آنچه رخ ميداد، نداشتيم. در حال حاضر هم اين اتفاق ميافتد، براي ساختن ساختمانها و مجتمعهاي مسكوني و تجاري، درختان را قطع ميكنند تا ساختمانها بالا برود، اما آنچه جاي تاسف به جا ميگذارد اين است كه هيچ حرمتي براي درختان زندهيي كه به راحتي دست به كشتنشان ميزنند، قائل نيستند. در اين بين معماراني هم هستند كه سكوت ميكنند و به آنچه در جيبشان ميرود تنها فكر ميكنند.
معمارزاده با نگاهي انتقادي به طرح تفصيلي شهر تهران آن را طرحي فاقد استانداردهاي كارشناسي دانست و اظهار داشت: «طرح تفصيلي تهران به هيچوجه يك طرح كارشناسي نيست. دستكاريهايي كه در طرح نخستين براي ايجاد طرح جديد انجام شد، كمر تهران را ميشكند.»وي همچنين به طرح جدايي ري از تهران اشاره كرد و آن را غير قابل تصور دانست. به اعتقاد اين معمار و كارشناس ميراث، كساني كه ميخواهند ري را از تهران جدا كنند، افرادي هستند كه فهمي از اين شهر ندارند؛ ارتباط تهران با لذتهاي دنيايي در تجريش و لذتهاي معنوي در شهر ري شكل گرفت، چگونه ميتوان اين دو لذت را از يكديگر جدا كرد.
معمارزاده در ادامه سخنانش گفت: «محله عودلاجان نقطه شروع شكلگيري تهران است. با حركت از مركز تهران به جهات مختلف جغرافيايي به باغهايي با قدمت بيش از 100 سال ميرسيم؛ باغ «اعتمادالدوله»، باغ «نگارستان»، باغ «بهارستان» (مجلس)، باغ «ظلالسلطان» (مسعوديه)، باغ «امير اتابك» (سفارت روسيه)، باغ «عشرتآباد» (پادگان سپاه)، باغ «ايلخاني» (بانك ملي مركزي)، باغ «ملكالكتاب رشتي» (سفارت آلمان) و باغ «لالهزار». اينها از معدود باغهايي هستند كه بخشهايي از آنها تا امروز باقي مانده است؛ اما باغ نگارستان از قديميترين باغهاست كه از دوره صفوي باقي مانده و فتحعليشاه آنجا را به باغي باشكوه تبديل كرد. متاسفانه اكنون تنها اثر بازمانده از آن باغ بزرگ به حوضخانه فتحعليشاهي معروف است. در حال حاضر تهران بيش از هر زماني به پاكي و سرزندگي نياز دارد و پيش از اينكه شيوه رايج آپارتمان و برجسازي اين باقيمانده اندك را نيز از بين ببرد كه در آن صورت تهران بيش از پيش صرفا به كانالهايي براي عبور خودرو تبديل خواهد شد، مسوولان بايد چارهيي بينديشند. آنچه از باغهاي تهران باقي ماندهاند باارزش هستند و مديران شهري بايد با بازشناسي، احيا و حفاظت آن براي هويت بخشي و ارتقاي كيفي فضاهاي شهري بيش از پيش بكوشند.»
220 ميليارد تومان براي خريد هفت باغ قديمي
اين برنامه دو ميهمان دولتي هم داشت، رامين عرفانيان، معاونت فضاي سبز سازمان پاركها با حضور در جلسه درصدد اعلام اقدامات شهرداري و سازمان فضاي سبز براي احياي باغهاي تهران برآمد.
عرفانيان با اشاره به وسعت بيحد و حصر تهران گفت: «تهران، شهري با سابقه 200 و چندساله كه هشتمين شهر بزرگ دنيا شناخته شده است، 15 تا 20 درصد جمعيت كل كشور را در خود جاي داده است. تمركززدايي از دردهاي اصلي مردم تهران است، مردمي كه در سالهاي اخير با مشكلات بيش از حد پايتخت، كمكم به فكر مهاجرت به شهرهاي ديگر ميافتند.»
وي با بررسي پيشينه گسترش اين شهر اعلام كرد: «از سال 55 طرح گسترش 25 ساله تهران را داشتيم كه باعث گسترش بيش از حد شهر شده است. اما در سال 91 بيش از 220 ميليارد تومان در منطقه يك شهرداري به اشخاص پرداخت شده تا هفت باغ قديمي و مستند كه به اسامي مختلفي معروف بودند در مناطقي چون اراج و ازگل به پارك عمومي تبديل شوند. تعميم اين حجم پول براي واگذاري املاك براي پارك و فضاي سبز عدد بزرگي است البته بحث عددياش يك سوي قضيه است و راضي كردن و قانع كردن مالكان كه بحث حقوقي دارد مشكلي ديگر است.»
وي با انتقاد از روند شهرسازي در تهران به بيان استانداردهاي اروپا در قرن نوزدهم پرداخت و گفت: «ما اول شهر را ساختيم بعد از ساختن آن تازه به فكر درست كردن شهر افتاديم، شهر خيابان نداشت، بزرگراه نداشت، پارك و فاضلاب نداشت. اما بزرگترين چالش موجود، از نگاه ما دسترسي مردم به پارك است. در اروپا در سال 1874 ميلادي استانداردي مطرح شد كه مهمترين شاخص اين استاندارد فاصله محل سكونت مردم با نخستين پارك بود. در اين استاندارد بايد فاصله هر خانه با نزديكترين پارك يك هكتاري، 300 متر و نزديكترين فضاي سبز 100 هكتاري، 5 كيلومتر باشد. ما با اين استانداردها خيلي فاصله داريم.»
آموزشهاي زيست محيطي قدم اول در فرهنگسازي
اما عليرضا قهاري، رييس انجمن مفاخر و معماري ايران با طرح سوالي از معاونت فضاي سبز سازمان پاركها فضاي نقد از سازمانهاي دولتي را گشود. وي با مطرح كردن بودجهيي كه از سوي عرفانيان براي خريد اين باغها اعلام شده بود، گفت: «با اعلام اينكه اقدام سازمان پاركها در جاي خود براي جلوگيري از تخريب اين باغها بسيار پسنديده بود، ولي سوالي كه مطرح است اين است كه چه مقدار از هزينهيي كه براي فضاي سبز تهران صرف ميكنيد را ميتوانيد براي آموزش عموم مردم اختصاص دهيد؟ وقتي درباره شهر تهران يا هر شهر ديگري صحبت ميكنيم از يك موجود يا فضاي بيروح يا از كالبد صحبت نميكنيم. مردم هستند كه شهر را شهر ميكنند. تهران بدون مردم ارزش ندارد، اين مردمي كه برايشان تصميم ميگيريم برايشان پارك و فضاي سبز درست ميكنيم حق دارند كه با حقوقشان آشنا شوند. لااقل اين سازمان ميتواند مردم را به حقوقشان نسبت به داشتن و نگهداري فضاي سبز آگاه كند. انتظاري كه از مسوولان مربوطه داريم پررنگ كردن بحث آموزش مردم است، آشنا كردن كودكان با درختان و محيط زيست از اقدامات ماندگاري خواهد بود كه از خيلي از كارهاي ديگر ارزشمندتر است. مردم ما بسيار مال دوستاند، اما هرآنچه به خودشان متعلق است نه آنچه مال عمومي است. اگر ما براي مردم احساس تعلق ايجاد كنيم ميتوانيم آنها را نسبت به حفظ اموال عمومي حساستر كنيم.»
اين نشست در حالي به اتمام رسيد كه كارشناسان غيردولتي خواهان مستند شدن پيشنهادات و ارائه آنها به سازماني چون پاركها و محيط زيست و سازمانهاي مرتبط شدند. تا دو مقام دولتي كه در جلسه حضور داشتند و مثل همه مقامهاي دولتي ديگر جلسه را پيش از پايان ترك كردند، از دغدغهها و پيشنهادات اين كارشناسان مطلع شوند، شايد روزنه اميدي در اين دوستان باز شود و مردم اينبار فرار را به قرار ترجيح ندهند، بمانند و شهر بيمار را قدري تيمار كنند.
منبع: اعتماد
كسي نميداند شايد، كه نخستين روزهايي كه تهران شروع به رشد و بزرگ شدن كرد، روزهاي سلطنت ناصرالدين شاه قاجار بود، روزهايي كه مردم شهر، تهران را با ساخت و ساز از بين ميبردند، باغها و باغچهها را تخريب ميكردند و ديگر جايي براي زندگي مردم باقي نمانده بود. مردم فقير ديگر جايي براي زندگي نداشتند تا آنجا كه مجبور به خروج از تهران و برپايي چادر و آلونك در خارج از حصار طهماسبي براي خود شدند.
در سال 1284 قمري از طرف حاكم شهر تصميم گرفته ميشود شهر گسترش مييابد، برج و باروي شهر خراب ميشود و تهران از چهار طرف گسترش يابد تا آنجا كه مساحت آن به چهار برابر مساحت قبلي ميرسد. در نشستي كه به همت كميته پيگيري خانههاي تاريخي شهر تهران با نام «تهران، شهر سبز، شهر خانه باغها» برگزار شده بود، حميدرضا حسيني، پژوهشگر تاريخي از تهران 200 سال پيش ميگويد، تهراني كه به وسيله آغامحمدخان قاجار پايتخت شد و در سالهاي مياني قاجار بر وسعت آن افزوده شد. در 1200 هجري قمري، سالها و روزهايي كه تهران رنگ و روي پايتخت شدن را به خود ديد، سالهايي كه با سلطنت آغامحمدخان قاجار آغاز شد و با احمدشاه به پايان رسيد. تهران 12 ميليوني، روزهاي 15 هزارنفري جمعيت را هم به خود ديده است، جمعيتي معادل يكي از محلههاي فعلي تهران.
حاصل 38 سال سلطنت فتحعلي شاه و محمد شاه قاجار، شكلگيري نخستين باغشهر تهران است، باغهاي پيش از آن جزوي از معيشت مردم تهران بودند مثل انارستانهايي كه در گوشه گوشه شهر به چشم ميخورد. به گفته حسيني، در نخستين نقشه رسم شده از تهران كه از سال 1260 قمري به جا مانده، قسمتهايي از شهر كه به حصار شهر نزديكتر است همه باغهاي شهري بودند كه البته اين باغها در وسعت كمتر در مناطق مسكوني هم ديده ميشوند. اين محقق، تاريخ جمعيت تهران را در فاصلهيي 82 ساله از سالهاي ابتدايي قاجار تا سال 1286 قمري، 15 برابر اعلام ميكند. جمعيتي 155 هزار نفره كه در اين سالها تغييراتي را هم در شهر ايجاد كرده بود.
اما امروز از باغهاي پرهيبت و بيانتهايي كه تهران را به منطقهيي خوش آب و هوا تبديل كرده بود تنها چند باغ مانده به اندازه تعداد انگشتان دست. در آماري كه در سال 1901 ميلادي از باغهاي تهران گرفته شده تعداد آن 215 باغ اعلام شد. در عرض 200 سال نخستين باغشهر تهران تخريب شد، باغهاي شهر همه از بين رفتهاند جز چهار باغ كه يكي از آنها كاخ گلستان است كه 80 درصدش در زمان پهلوي تخريب شد، پارك اتابك باغ ديگري است كه الان سفارت روسيه است، باغ سفارت انگليس و باغ فرمانفرما كه در حال حاضر مجموعه كاخ مرمر كه مجمع تشخيص مصلحت و نهاد رياستجمهوري در محوطه آن قرار دارند.
حسيني اما سير تخريب باغشهرها را در دورههاي مختلف تحت تاثير عوامل گوناگون ميداند. وي معتقد است: «در دوره پهلوي اول، باغشهر اول و دوم با توجيه توسعه شهر و سياستهاي نوسازي با چاشني قاجارستيزي از بين رفتند و باغشهر شميران تشكيل شد. هستههاي باغشهر در شميران در اين دوران شكل گرفت كه آن هم بعد از دهه 60 و وقوع انقلاب اسلامي از بين رفت. در زمان پهلوي، هنوز در شهر زمين دستنخورده باقي بود تا در آن ساخت و ساز كنند و نيازي به تخريب باغشهر شميران نبود، اما اشرافيتي در شميران توسط سران حكومت پهلوي ايجاد شده بود كه با تغيير حكومت، تمايلي به ادامه آنها نبود و همچنين حكومت پهلوي موفق شده بود ساخت و سازها را كه جنبه سودآوري و تجاري دارند از طريق سرمايهگذاري و تشكيل كنسرسيوم صورت ميگيرند به طرف مجتمعهاي تجاري يا مسكوني مثل آاس پ، اكباتان و.. سوق دهد. اين باعث شد شميران بيش از اين از بين نرود و مورد هجوم گسترده قرار نگيرد.»
تجريش لذت دنيوي و شهرري توشه معنوي تهران
مهدي معمارزاده، معمار و كارشناس ميراث فرهنگي هم در ادامه سخنان حسيني، تخريب باغها در صدسال اخير را به سه دوره تاريخي تقسيم كرد. به اعتقاد وي دوره سوم اين تخريبها كه به زمان حال بازميگردد، بدترين شكل ممكن آنها بوده است.
وي دراين خصوص اظهار داشت: تخريب باغها را از زمان قاجار داشتيم چون دركي از آنچه رخ ميداد، نداشتيم. در حال حاضر هم اين اتفاق ميافتد، براي ساختن ساختمانها و مجتمعهاي مسكوني و تجاري، درختان را قطع ميكنند تا ساختمانها بالا برود، اما آنچه جاي تاسف به جا ميگذارد اين است كه هيچ حرمتي براي درختان زندهيي كه به راحتي دست به كشتنشان ميزنند، قائل نيستند. در اين بين معماراني هم هستند كه سكوت ميكنند و به آنچه در جيبشان ميرود تنها فكر ميكنند.
معمارزاده با نگاهي انتقادي به طرح تفصيلي شهر تهران آن را طرحي فاقد استانداردهاي كارشناسي دانست و اظهار داشت: «طرح تفصيلي تهران به هيچوجه يك طرح كارشناسي نيست. دستكاريهايي كه در طرح نخستين براي ايجاد طرح جديد انجام شد، كمر تهران را ميشكند.»وي همچنين به طرح جدايي ري از تهران اشاره كرد و آن را غير قابل تصور دانست. به اعتقاد اين معمار و كارشناس ميراث، كساني كه ميخواهند ري را از تهران جدا كنند، افرادي هستند كه فهمي از اين شهر ندارند؛ ارتباط تهران با لذتهاي دنيايي در تجريش و لذتهاي معنوي در شهر ري شكل گرفت، چگونه ميتوان اين دو لذت را از يكديگر جدا كرد.
معمارزاده در ادامه سخنانش گفت: «محله عودلاجان نقطه شروع شكلگيري تهران است. با حركت از مركز تهران به جهات مختلف جغرافيايي به باغهايي با قدمت بيش از 100 سال ميرسيم؛ باغ «اعتمادالدوله»، باغ «نگارستان»، باغ «بهارستان» (مجلس)، باغ «ظلالسلطان» (مسعوديه)، باغ «امير اتابك» (سفارت روسيه)، باغ «عشرتآباد» (پادگان سپاه)، باغ «ايلخاني» (بانك ملي مركزي)، باغ «ملكالكتاب رشتي» (سفارت آلمان) و باغ «لالهزار». اينها از معدود باغهايي هستند كه بخشهايي از آنها تا امروز باقي مانده است؛ اما باغ نگارستان از قديميترين باغهاست كه از دوره صفوي باقي مانده و فتحعليشاه آنجا را به باغي باشكوه تبديل كرد. متاسفانه اكنون تنها اثر بازمانده از آن باغ بزرگ به حوضخانه فتحعليشاهي معروف است. در حال حاضر تهران بيش از هر زماني به پاكي و سرزندگي نياز دارد و پيش از اينكه شيوه رايج آپارتمان و برجسازي اين باقيمانده اندك را نيز از بين ببرد كه در آن صورت تهران بيش از پيش صرفا به كانالهايي براي عبور خودرو تبديل خواهد شد، مسوولان بايد چارهيي بينديشند. آنچه از باغهاي تهران باقي ماندهاند باارزش هستند و مديران شهري بايد با بازشناسي، احيا و حفاظت آن براي هويت بخشي و ارتقاي كيفي فضاهاي شهري بيش از پيش بكوشند.»
220 ميليارد تومان براي خريد هفت باغ قديمي
اين برنامه دو ميهمان دولتي هم داشت، رامين عرفانيان، معاونت فضاي سبز سازمان پاركها با حضور در جلسه درصدد اعلام اقدامات شهرداري و سازمان فضاي سبز براي احياي باغهاي تهران برآمد.
عرفانيان با اشاره به وسعت بيحد و حصر تهران گفت: «تهران، شهري با سابقه 200 و چندساله كه هشتمين شهر بزرگ دنيا شناخته شده است، 15 تا 20 درصد جمعيت كل كشور را در خود جاي داده است. تمركززدايي از دردهاي اصلي مردم تهران است، مردمي كه در سالهاي اخير با مشكلات بيش از حد پايتخت، كمكم به فكر مهاجرت به شهرهاي ديگر ميافتند.»
وي با بررسي پيشينه گسترش اين شهر اعلام كرد: «از سال 55 طرح گسترش 25 ساله تهران را داشتيم كه باعث گسترش بيش از حد شهر شده است. اما در سال 91 بيش از 220 ميليارد تومان در منطقه يك شهرداري به اشخاص پرداخت شده تا هفت باغ قديمي و مستند كه به اسامي مختلفي معروف بودند در مناطقي چون اراج و ازگل به پارك عمومي تبديل شوند. تعميم اين حجم پول براي واگذاري املاك براي پارك و فضاي سبز عدد بزرگي است البته بحث عددياش يك سوي قضيه است و راضي كردن و قانع كردن مالكان كه بحث حقوقي دارد مشكلي ديگر است.»
وي با انتقاد از روند شهرسازي در تهران به بيان استانداردهاي اروپا در قرن نوزدهم پرداخت و گفت: «ما اول شهر را ساختيم بعد از ساختن آن تازه به فكر درست كردن شهر افتاديم، شهر خيابان نداشت، بزرگراه نداشت، پارك و فاضلاب نداشت. اما بزرگترين چالش موجود، از نگاه ما دسترسي مردم به پارك است. در اروپا در سال 1874 ميلادي استانداردي مطرح شد كه مهمترين شاخص اين استاندارد فاصله محل سكونت مردم با نخستين پارك بود. در اين استاندارد بايد فاصله هر خانه با نزديكترين پارك يك هكتاري، 300 متر و نزديكترين فضاي سبز 100 هكتاري، 5 كيلومتر باشد. ما با اين استانداردها خيلي فاصله داريم.»
آموزشهاي زيست محيطي قدم اول در فرهنگسازي
اما عليرضا قهاري، رييس انجمن مفاخر و معماري ايران با طرح سوالي از معاونت فضاي سبز سازمان پاركها فضاي نقد از سازمانهاي دولتي را گشود. وي با مطرح كردن بودجهيي كه از سوي عرفانيان براي خريد اين باغها اعلام شده بود، گفت: «با اعلام اينكه اقدام سازمان پاركها در جاي خود براي جلوگيري از تخريب اين باغها بسيار پسنديده بود، ولي سوالي كه مطرح است اين است كه چه مقدار از هزينهيي كه براي فضاي سبز تهران صرف ميكنيد را ميتوانيد براي آموزش عموم مردم اختصاص دهيد؟ وقتي درباره شهر تهران يا هر شهر ديگري صحبت ميكنيم از يك موجود يا فضاي بيروح يا از كالبد صحبت نميكنيم. مردم هستند كه شهر را شهر ميكنند. تهران بدون مردم ارزش ندارد، اين مردمي كه برايشان تصميم ميگيريم برايشان پارك و فضاي سبز درست ميكنيم حق دارند كه با حقوقشان آشنا شوند. لااقل اين سازمان ميتواند مردم را به حقوقشان نسبت به داشتن و نگهداري فضاي سبز آگاه كند. انتظاري كه از مسوولان مربوطه داريم پررنگ كردن بحث آموزش مردم است، آشنا كردن كودكان با درختان و محيط زيست از اقدامات ماندگاري خواهد بود كه از خيلي از كارهاي ديگر ارزشمندتر است. مردم ما بسيار مال دوستاند، اما هرآنچه به خودشان متعلق است نه آنچه مال عمومي است. اگر ما براي مردم احساس تعلق ايجاد كنيم ميتوانيم آنها را نسبت به حفظ اموال عمومي حساستر كنيم.»
اين نشست در حالي به اتمام رسيد كه كارشناسان غيردولتي خواهان مستند شدن پيشنهادات و ارائه آنها به سازماني چون پاركها و محيط زيست و سازمانهاي مرتبط شدند. تا دو مقام دولتي كه در جلسه حضور داشتند و مثل همه مقامهاي دولتي ديگر جلسه را پيش از پايان ترك كردند، از دغدغهها و پيشنهادات اين كارشناسان مطلع شوند، شايد روزنه اميدي در اين دوستان باز شود و مردم اينبار فرار را به قرار ترجيح ندهند، بمانند و شهر بيمار را قدري تيمار كنند.
منبع: اعتماد
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱
نظرسنجی
امضای یادداشت تفاهم ایران با آمریکا را در این مقطع...




