پیر لجستیک لشکر
بگذارید دامن کفنتان به جای لکه ننگ به خون آغشته گردد
خون تو همچون خط سرخی را که همانا امتداد خط سرخ شهیدان کربلاست، مانند نوار رنگی آن ظلمت شب را نمایان میساخت. راه شهادت را همواره و همچنان ادامه خواهیم داد تا خداوند انشاءالله این انقلاب اسلامی را پیروز و موفق گرداند، تا انتقام بندکشیدهشدگان تاریخ را از مستکبران بگیریم.
کد خبر: ۳۳۳۲۴۱
| | 6319 بازدید
راستی شلمچه را برای چه کربلا میخوانند؟ آیا نه این است که یاران عاشورایی امام خمینی (ره) در آنجا تشنه جان دادند و پیکرهایشان را نور مستقیم خورشید سوزاند؟! هنوز پیکر مطهر پیر لجستیک لشکر ۲۷ محمد رسول الله (ص) حاج محمود نیکو منظر در آفتاب سوزان شلمچه میسوزد و که میداند او در کجای این خاک آرام گرفته است؟!
او به سال ۱۳۱۹ در همدان به دنیا آمد. سال ۱۳۵۷ پنهانی و بدون وابستگی به هیچ گروه یا سازمانی به لبنان رفت و پس از پایان دورهای در سازمان امل لبنان با وارد کردن اسلحه و مهمات به ایران، دامنه فعالیتهای انقلابی خود را گسترش داد. وقتی اسرائیل به لبنان حمله کرد، دوباره به لبنان رفت تا با یاری مردم مظلوم این کشور به مبارزه با اشغالگران صهیونیست برخیزد. مدتی در لبنان بود و به دستور امام خمینی (ره) به ایران برگشت. پس از برگشت به ایران به لشکر ۲۷ محمد رسول الله (ص) رفت و فرماندهی لجستیک این لشکر را به عهده گرفت.

بخشی از وصیتنامه حاج محمود نیکو منظر
بسم الله الرحمن الرحیم
انا لله و انا الیه راجعون
به نام خدا و با سلام به امام زمان و نایب بر حق او خمینی کبیر و با درود به امت رزمنده ایران.
گواهی میدهم بر یگانگی خداوند و شهادت میدهم که حضرت محمد (ص) فرستاده برحق خداوند است و آخرین پیامبر و همچنین دوازده امام که اولشان حضرت علی (ع) و آخرین پیشوا، حضرت مهدی (عج) میباشد، همچنین امام خمینی رهبر و نایب امام.
کل نفس ذائقه الموت قرآن کریم
خداوند را شکر میگزارم که نعمت مرگ و شهادت را مقرر فرموده
علی علیه السلام
پیکار کنید، بگذارید دامن کفنتان به جای لکه ننگ به خون آغشته گردد. پروردگارا تو خود بهتر از همه میدانی که این بنده حقیر تو، نه به خاطر بهشت و نه ترس از جهنم است که به جنگ بر علیه کفار و مبارزه بر علیه هر نوع ستم و تجاوز قدم برمیدارد، بلکه فقط و فقط به خاطر این است که تو سزاوار بزرگی هستی و هیچ وقت نمیتوانم نعمتهای بیکرانت را که به این امت ارزانی داشتی، فراموش کنم. چگونه این نعمت انقلاب اسلامی و رهبری امام عزیز را انسان بتواند نادیده بگیرد که تو بر ما منت گذاشتی و نصیب مستضعفین بالاخص امت مسلمان ایران نمودی.
پروردگارا چگونه الطاف بیکرانت را انسان میتواند نادیده بگیرد، چون هر جا که انسان نظر میکند سایه لطف و کرم تو را احساس میکند.
تمامی موجود عالم را تو حیات بخشیدهای. ای خدای بزرگ این بنده حقیر و ضعیف از تو درخواست مینماید که این انقلاب اسلامی را به رهبری امام بزرگوارمان در سراسر جهان با گذشت و فداکاری برادران و خواهران متعهد و مسلمان گسترش داده و مستضعفان جهان را از زیر ستم جهانخواران چه غربی و چه شرقی نجات داده و پرچم لاالهالاالله را در پهنه گیتی به اهتزاز دربیاور.
پرورگارا تو در قرآن عزیز وعده فرمودهای که مستضعفین وارث کره زمین خواهند شد. پروردگارا اگر تو این سعادت را نصیبم نموده و شربت شهادت را به کامم گوارا گردانی و جانم را فدای اسلام نمایم، چیزی از من گرفته نشده، چون من خود هیچ بودم و تو به من حیات دادی و زندگی بخشیدی، پس اینجانی که فدای اسلام میکنیم، متعلق به خودت است. پروردگارا این بنده ناتوانت را از در خانه خود نرانی و محروم نکنی چون من جز تو پناهی ندارم، اگر تو مرا برای دنیا هم قبول داشته باشی به اندازه پر مگسی ارزش ندارد، چشم امیدم فقط تویی.
پروردگارا اگرچه هوسها بر من چیره شده و شیطان بر نفس من غلبه کرده است و خطاهایی از من سرزده، ولی این کاملاً برایم مشخص گردیده که تو دستم را گرفته و نجاتم دادهای و از سیاه چالهای ضلالت بیرونم آورده و به صراط مستقیم رهنمونم گشتهای.
پروردگارا از تو میخواهم که با پنجه پولادین این امت مسلمان و متعهد، گلوی این منافقین از خدا بیخبر را که هر روز و ساعت آوازی سر میدهند و هم صدا با دشمنان خارجی بر این انقلاب به طور ناجوانمردانه میتازند، فشرده و خفه نمایی تا دیگر در صدد توطئه نباشند. جوانان عزیز را به سراب نکشند و گمراه نکنند، این منافقین از خدا بیخبر قبل از انقلاب، کتاب ولایت فقیه امام را به هوادارانشان توصیه میکردند که بخوانند ولی همین که انقلاب پیروز شدو ولایت فقیه صورت عینی به خود گرفت، با آن به دشمنی پرداختند. در جریان انقلاب چه ثروتهایی که از این بیت المال دزدیدند و غارت کردند و خود را قیم امت مسلمان قلمداد کردند ولی این را باید بدانید که خداوند هیچ وقت این گروه منافقین را هدایت نخواهد کرد و به عذاب اخروی دچار خواهد نمود.
سخنی با برادران پاسدارم
برادران عزیز اول سخنم با تعداد اندکی از برادرانی است که شاید خدای ناکرده این تصور برایشان پیش آمده باشد که پاسداری شغل است ولی این را باید عرض کنم که پاسداری شغل نیست و نباید با این دید نگاه کرد. پاسداری یک وظیفهای است مهم و رسالتی خطیر که برای رسیدن به هدف، همانا حفظ دستاوردهای این انقلاب اسلامی و خونبار است و نهایتش شهادت و لقاءالله است. چنانچه خدای ناکرده تنی چند دارای چنین طرز تفکری هستند بهتر است وضع خود را تغییر دهند و با خواسته خودشان شغلی انتخاب نمایند. ضمناً سپاه تا موقعی میتواند ارزش داشته باشد که در جهت تداوم انقلاب وخط سرخ ولایت فقیه و با مردم باشد و در کنار آنها خدای ناکرده اگر روزی سپاه از مردم جداشود آن روز مرگ سپاه فرارسیده، به همین خاطر است که دشمن همیشه سعی بر این دارد به نحو موذیانهای سپاه را از مردم جدا کند.
برادر پاسدارم در آن هنگام غروب که بالای قله کوه قرار گرفته بودی و همچنان دشمن را زیرنظر داشتی و آن را نظاره میکردی و در آن هنگام که قلب کوچک تو برای پیروزی این انقلاب و نابودی کفار میتپید، در آن هنگام که فقط خدا را در نظر داشتی و دیگر هیچ، ناگاه خمپارهای از طرف دشمن زوزهکنان به سوی تو آمد و بدن پاکت را در خون غرقه ساخت و غوطهور نمود و تو همچون درخت سرو تنومندی که بر زمین افتد، به خاک غلطیدی و دیگر صدایی از تو برنخاست و سپس بدوش برادر دیگر پاسدار قرار گرفتی واز قله کوه به پایینت میآورد و خون تو همچون خط سرخی را که همانا امتداد خط سرخ شهیدان کربلا است، مانند نوار رنگی آن ظلمت شب را نمایان میساخت، راه شهادت را همواره و همچنان ادامه خواهیم داد تا خداوند انشاءالله این انقلاب اسلامی را پیروز و موفق گرداند، تا انتقام بندکشیدهشدگان تاریخ را از مستکبران بگیریم.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


