جناب روحانی لطفا شخصا مفتوح فرمایید
این روزها که بازار نقد و تحلیل و یادداشت در فضای سیاسی کشور داغ است قصد دارم نامه ای مستقیم نه از جانب خود بلکه به نمایندگی از نسل خود به رئیس جمهور منتخب بنویسم بلکه بخوانند، چرا آنکه امید به تدبیرشان بسته ایم هرچند دردهای نسل ما آنقدر هست که در این یادداشت نگنجد اما به هرحال به بیان چند نکته بسنده می کنم؛ پس:
جناب آقای روحانی رئیس جمهور منتخب ملت ایران
لطفا شخصا مفتوح فرمایید
شاید لازم باشد قبل از هرچیز کمی خاطرات گذشته را برای شما یادآور شوم تا حس نوستالژیک شما تحریک شود و ترغیب به خواندن این نامه تا انتهای آن شوید.
به خاطر می آورید اولین باری که در تحرکات سیاسی قبل از انقلاب دستگیر شدید چند سال داشتید؟ 17 سال.
از سن 26 سالگی جزو مطرح ترین سخنرانان در مجامع دینی و سیاسی بودید.
در سن 29 سالگی بود که در مراسم بزرگداشت شهید مصطفی خمینی در مسجد ارک تهران برای نخستین بار شما لقب «امام» را برای حضرت آیت الله خمینی (قدس سره شریف) بکار بردید و تحت تعقیب ساواک قرار گرفتید و به توصیه شهید مظلوم آیت الله بهشتی و شهید مطهری از کشور خارج و به امام (ره) در پاریس پیوستید.
فقط 31 سال داشتید که شروع اعتماد و اطمینان نظام و در صدر آن حضرت امام (ره) به شما بود. یک جوان 31 ساله مسول ساماندهی ارتش آشفته و پادگانهای از هم پاشیده شده قرار گرفت.
از سن 32 سالگی بود که اینبار مردم به شما اعتماد کردند و شما را در قامت یک نماینده مجلس آن هم به مدت بیست سال در آوردند.
به مدت 4 سال از سن 35 سالگی تا 39 سالگی تان هم عضو شورای عالی دفاع بودید و هم معاونت فرماندهی جنگ را داشتید و چند پست کلیدی دیگر.
به مرز چهل سال که رسیدید در کنار همه، کارهای بزرگی که به شما سپرده شده بود به عنوان معاونت جانشینی فرماندهی کل قوا برگزیده شدید و از 41 سالگی تا 57 سالگی دبیر شورای عالی امنیت ملی کشور بودید.
خب تا همین جا کفایت می کند. شاید توانسته باشم شما را به گذشته بازگردانم. حال اجازه دهید از گذشته دور به همین انتخابات ریاست جمهوری سال 92 که حضرتعالی به عنوان رئیس جمهور منتخب مردم ایران برگزیده شدید بپردازیم و تحلیلی بر آراء کلی و شخص شما داشته باشیم.
جمعیت کشور بر اساس سرشماری سال 1390 بالغ بر 75 میلیون نفر است که از این تعداد 29040598 یعنی 39.53 درصد جمعیت در گروه سنی 20 تا 40 سال قرار دارند.
طبق گزارش وزارت کشور 50483192 نفر واجد شرایط در انتخابات خرداد 92 بودند که می توان برآورد نمود حدود 19956883 نفر به عبارتی دیگر 39.53 درصد از این جمعیت را گروه سنی 20 تا 40 سال تشکیل می دادند.
میزان مشارکت در یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری 72.7 درصد (36704156 نفر) بود و در نتیجه با فرض حداقل یعنی مشارکت یکسان در تمام گروه های سنی حدود 14508654 (حدود 40 درصد) از افراد 20 تا 40 سال در انتخابات شرکت نمودند.
تاکید می کنم با فرض مشارکت یکسان تمام گروه های سنی که بعید به نظر می رسد اینطور باشد و میزان مشارکت گروه سنی 20 تا 40 سال بیش تر از 40 درصد بوده است.
حالا باز هم توقعات را کم می کنیم و با توجه به اینکه عرف نیست در کشور ما به آراء رقبا نگاهی شود عرض می کنیم
جناب آقای روحانی؛
با در نظر گرفتن 50.71 درصد (18613329 رای) آرای کسب شده توسط حضرتعالی حدودا 7357338 نفر ( حدود 40 درصد) از گروه سنی 20 تا 40 سال که همان نسل سوم و چهارم انقلاب هستند به شما رای داده اند.
آیا روا نیست که سهم این 40 درصد را در کابینه تان جدی بگیرید؟
نسل سومی که کودکی شان در جنگ بود، نوجوانی و جوانی شان در بازسازی و سازندگی بعد از جنگ بود و همین که به سن اشتغال و ازدواج رسیدند با بحران های شدید اقتصادی و ناامنی شغلی، بیکاری و هزار گرفتاری دیگر روبرو شدند.
نسل چهارمی که در سردرگمی هویتی و فرهنگی به سر می برند و چون نسل قبلی شان کار و شغل و پرچمی به دست آنها نسپردند آینده ای مبهم و تاریک برای خود متصورند و شاید به همین دلیل باشد که میانگین سن ازدواج به 27 سال رسیده و میانگین سن اعتیاد در آمارهای رسمی به 21 و غیر رسمی به 17 سال رسیده است!
آیا وقت آن نرسیده است که همانطور که نظام و رهبری و مردم در جوانی به شما اعتماد کردند و پست های کلیدی به شما سپردند این بار شما به جوان های این مرز و بوم یا حداقل به همین 40 درصد از آرای خودتان اعتماد کنید و با جرات 40 درصد از کابینه و مدیران دولت خود را از جوانان این گروه سنی انتخاب نمایید.
آیا حالا که بازار سهم خواهی گروه ها و اشخاص مختلف برپاست این گروه نباید فریاد بزنند و سهم خود را در اداره کشور و دولت شما طلب کنند؟
آیا زمان آن فرا نرسیده است که به فرموده ی خود شما در ایام انتخابات" نگرش به جوانان باید تغییر اصولی پیدا کند" ؟
چرا هروقت زمان انتخابات می شود یا به موتور محرکی احتیاج است پای جوانان را به میان می آوریم و جوانان تبدیل به ذخایر انقلاب می شوند اما بعد که کار تمام شد آنها همچنان ذخیره می مانند؛ به خدا این ذخیره ها از بس روی نیمکت به امید تعویض نشسته اند بریده اند! یا می خواهند خود را ترانسفر کنند به کشورهای دیگر به امیدهای واهی که شاید آنجا بازی شان بدهند یا می خواهند کلا صرف نظر کنند و دیگر حتی روی نیمکت هم نشینند!
تجربه انقلاب و دفاع مقدس ثابت کرد که هرگاه به جوانان میدان داده شد و مورد اعتماد قرار گرفتند کارهای ناشدنی انجام دادند و در عین جوانی تبدیل به بزرگ مردانی شدند که نام و آوازه شان در تاریخ ثبت و ماندگار شد. خود شما نمونه بارز این اعتماد هستید.
آقای روحانی
نسل سوم و چهارم انقلاب در یک مقطع حساس از زندگی شان به دولت شما رسیده اند چرا آنکه اگر در دولت تدبیر و امید به کار گرفته نشوند دیگر از شادابی و نشاط و انرژی جوانی گذشته اند و پا در میانسالی نهاده اند. چرا که همین حالا میانگین سنی کشور 29 سال است.
آن موقع یعنی بعد از اتمام دوره ی 8 ساله (احتمالی) ریاست جمهوری شما کشور با بحران وزیر و مدیر کارآمد و با تجربه روبرو خواهد شد یعنی نسل اول و دوم انقلاب که دیگر سنی ازشان گذشته است و نسل سوم و چهارم هم آموزش و تجربه کافی برای اداره کشور ندارند.
پس فکر می کنم باید تدبیری جدی بیندیشید و فکری به حال این جوانهایی کنید که عزت و شرف میهن و پرچم جمهوری اسلامی برایشان مقدس است و با تمام وجود می خواهند کاری برای کشورشان کرده باشند.
جوانانی که می خواهند فردا روزی مقابل فرزند و نوه هایشان سربلند کنند و بگویند ما هم به این مردم و مملکت خدمت کردیم همانگونه که شما در حال حاضر به گذشته خودتان افتخار می کنید.
آقای دکتر روحانی از شما درخواست می نماییم لااقل سهم همین 40 درصد هوادارانی که به شما کمک کردند تا پیروز انتخابات شوید را بدهید.
امیدمان را ناامید نکنید و پاسخی اجرایی به خواسته هایمان بدهید.
از خداوند متعال توفیق روزافزون شما را خواستاریم.


