هاشمی گفت: شاید امشب بخوابی فردا آقای منتظری رهبر باشد!
آیتالله ریشهری در مورد حضور در دادگاه انقلاب اظهار داشت: دادگاه انقلاب یکی از ضرورتهای انقلاب بود. اسفند ۵۷ بنده به همراه دو سه نفر دیگر انتخاب شدیم و به دزفول رفتیم و اولین دادگاه انقلاب را آنجا تشکیل دادیم. بعد از حضور در تهران هم دادگاه انقلاب ارتش را شش ماهه تشکیل دادیم.
به گزارش «تابناک»، وی در برنامه شناسنامه تلویزیون گفت: دادگاههای مهمی در طول مدت خدمت در دادگاه انقلاب داشتیم که از بین آنها میتوان به ماجرای کودتای نوژه، جریان حزب توده، جریان قطبزاده وجریان مهدی هاشمی اشاره کرد.
ریشهری در مورد نکات ناگفته پرونده قطبزاده گفت: شاید مهمترین مسألهای که در جریان قطبزاده وجود داشت، موضوع ارتباط وی با آقای شریعتمداری بود که این موضوع ماجرا را حساستر میکرد. توطئه این افراد در نطفه خفه شد و به جایی نرسید. در همان جلسات اولیه ایشان با آقای عبدالرضا حجازی، اقای مهدی و آقای شریعتمداری در ارتباط بودند. آقای مهدوی مدعی بود وعده ۲۰ میلیون دلاری به عنوان کمک اولیه داده شده تا بتوانند کار را به سرانجام برسانند. ما اجازه ندادیم این موضوعات در آن ایام منتشر شود.
ریشهری در بخش دیگری از برنامه در مورد چگونگی ورود مهدی هاشمی و افراد وابسته به او به بدنه انقلاب هم اظهار داشت: جواب این سؤال روشن است. اساسیترین عامل نفوذ این افراد، دسترسی آنها به آیتالله منتظری بود. هرچند این افراد آقای منتظری را قبول نداشتند، ولی وقتی کسی که در جایگاه قائم مقام رهبری است، این افراد را تأیید و حمایت میکند، زمینه برای نفوذشان در بدنه انقلاب فراهم میشود. این افراد به قسمت نهضتهای سپاه ورود پیدا کردند. آقای هاشمی در این بخش مسئولیت داشت و از این موقعیت سیاسی و اجتماعی خود و آقای منتظری نهایت بهرهبرداری را برای رسیدن به اهداف خود کرد.
آیتالله ریشهری در مورد دلیل شدت برخورد با سید مهدی هاشمی و همچنین موافقین و مخالفین دادگاه او یادآور شد: کشف موضوع با وزرات اطلاعات بود. ما هیچ علاقهای به ورود به این مسأله نداشتیم اما مدیر ضدجاسوسی وزارت اطلاعات، گزارشی به ما ارائه داد که از کشف یک خانه تیمی با امکانات بسیار پیشرفته، از جمله پودر سرطانزا حکایت داشت. در این گزارش این طور آمده بود که این خانه مربوط به سید مهدی هاشمی و نهضتهاست و ما از این موضوع نگران هستیم که اگر برخورد کنیم و اقدام به تخلیه این خانه نماییم، آیتالله منتظری واکنش منفی نشان دهند. این در واقع سرنخ موضوع پرونده سید مهدی هاشمی بود.
وی افزود: ما برای اینکه با پشتوانه قوی جلو برویم، موضوع را با امام در میان گذاشتیم و از ایشان پرسیدیم که آیا اجازه میدهیم اقدامات لازم را انجام دهیم یا خیر. امام فرمودند جلو بروید و ببینید ماجرا چیست. ما تصور میکردیم آقای منتظری در این موضوع با ما همراه شوند و در جهت رسیدگی به اقدامات غیرقانونی این افراد با ما همکاری داشته باشند. در پرانتز باید بگویم که پیش از مطرح شدن این موضوع، وقتی از امام راجع به پرونده قتلهای مهدی هاشمی در قبل از انقلاب و رسیدگی به آن سؤال کردم؛ ایشان جواب روشن و قاطعی به ما ندادند. وقتی پرونده این افراد را در اصفهان مطالعه کردم پرونده خیلی روشن است و این افراد به دلیل همکاریهایی که با ساواک داشتهاند، فقط مدتی زندانی شدهاند و اقدامی روی پرونده قتلهای آنها انجام نشده است.
ریشهری ادامه داد: تصور ما این بود که وقتی پرونده جدید را به همراه پرونده قتلها به آقای منتظری ارائه دهیم، ایشان میگویند بروید و به جرائم این افراد رسیدگی کنید. اما وقتی این موضوع را با ایشان مطرح کردیم، دیدم آقای منتظری خیلی عادی برخورد میکنند و به نوعی کارهای این افراد را توجیه میکند. ایشان گفتند مدارک را به من بدهید. مدارک را به ایشان دادیم و بعدها متوجه شدیم آقای منتظری مدارک را به سید مهدی هاشمی تحویل داده تا از جریان پروندهها با خبر باشد.
آیتالله ریشهری افزود: وقتی این موضوع پیش آمد، من از امام خواستم به درخواست پیگیری ما به صورت کتبی پاسخ دهد تا ما سند داشته باشیم و این شد که ایشان نامه معروفی را خطاب به من نوشتند و در آن اظهار داشتند که دامن بزرگان انقلاب باید از لوث این اتهامات پاک شود. با صدور نامه امام، ما به صورت جدی وارد این پروندهها شدیم. سید مهدی هاشمی به هیچ وجه ماجرای قتلها را نمیپذیرفت اما بعد از اینکه صحبتهای زیادی با او داشتیم، توانستیم سرنخهای زیادی پیدا کنیم و به تدریج توانستیم جنازهها را پیدا کنیم. جالب است که وقتی جنازه این شهدا پیدا شد هم آقای منتظری ماجرا را نپذیرفتند و دست از حمایت سیدمهدی هاشمی برنداشتند و این موضوع برای ما جای تعجب داشت.
محمدی ریشهری با بیان اینکه اقدام روی پرونده سید مهدی هاشمی مسیر انقلاب را تغییر داد، خاطر نشان کرد: آیتالله هاشمی در آن روزها به من میگفتند، امشب که میخوابید، شاید فردا صبح آیتالله منتظری رهبر باشد و با اقداماتی که انجام میدهی ممکن است باعث شود دیگر در مسیر انقلاب جایگاهی نداشته باشی و مجبوری در خارج از کشور زندگی کنی! البته ایشان این صحبتها را از روی خیرخواهی با من مطرح میکردند. راستش ما فکر آینده خودمان را نمیکردیم و به وظایف شرعی خود فکر میکردیم. پشتوانه اصلی ما امام بعد هم مقام معظم رهبری بودند که از اقدامات ما پشتیبانی میکردند و هیچ حامی دیگری در این جریان نداشتیم.
رئیس سابق بعثه مقام معظم رهبری در مکه مکرمه در مورد ایام رحلت امام گفت: برخی از وزاری دولت آن زمان تصور داشتند که چون بنده پیگیر پرونده سید مهدی هاشمی هستم، میخواهم فضایی را ایجاد کنم که آیتالله مشکینی بعد از امام مقام رهبری را به دست بیاورد. حتی برخی از بزرگان در آن روزها به من گفتند شما که نسبت به آقای منتظری نقد دارید، فکر میکنید بعد از امام چه کسی رهبر خواهد شد؟ فکر میکنید آقای مشکینی رهبر میشود؟ من پاسخ دادم خیر چون مقام رهبری نیاز به مدیر دارد اما آقای مشکینی مدیریت ندارد.
وی ادامه داد: شاید همان موقع هم در ذهن بنده این موضوع وجود داشت که آیتالله خامنهای میتوانند بعد از امام به رهبری برسند اما نکته مهم در آن روزها این بود که اول کسی که توانایی و شایستگی رهبری ندارد کنار برود.
آیتالله ریشهری در بخش دیگری از این گفتوگوی تلویزیونی گفت: «تنها خاطره شیرینی که دارم این بود که وقتی خلبانهای کودتای نوژه را محاکمه میکردم، یکی از خلبانها گفت، من میدانم که در این کار دخالت داشتم و میدانم که اعدام خواهم شد. او حکم را قبول داشت و فقط از ما خواست نوع اجرای حکمش را در اختیار خودش قرار دهیم. این خلبان گفت: من را به یک هواپیما ببندید و مستقیم به کاخ صدام بکوبید. من حس کردم او از ته دل این حرف را بیان میکند. نزد امام آمدم و گفتم بعضیها هستند که به اشتباه خود پی بردهاند و به راستی توبه کردهاند. امام فرمودند اگر خودت تشخیص میدهی توبه این افراد واقعی است، اختیار تصمیمگیری داری».
وی افزود: من برگشتم و نه تنها این فرد را آزاد کردم، بلکه به او اجازه دادم به کار قبلی خود یعنی همان خلبانی مشغول شود. شاید جالب باشد بدانید که این فرد در جنگ شرکت کرد و به مقام شهادت نائل شد و امروز یکی از شهدای خوشنام نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی است.
ریشهری ادامه داد: در یکی از دادگاههای انقلاب، از یکی از خلبانها پرسیدم چه شد که به این راه افتادی و با ضد انقلاب همکاری کردی؟! ایشان در پاسخ گفت یکی از افراد فعال در عقیدتی ـ سیاسی پادگان نوژه به زنهای ما اهانت کرد و من هم با خودم گفتم نظامی که مسئول عقیدتی- سیاسی آن با همسران ما این طور برخورد میکند، باید با آن مقابله کرد. این برای ما درس است که برخوردهای اشتباه ما میتواند اثرات مخربی داشته باشد.
نخستین وزیر اطلاعات تاریخ انقلاب در ادامه مصاحبه خود با برنامه شناسنامه اظهار داشت: «اولین کسی که تشکیلات وزارت اطلاعات را به وجود آورد ما بودیم. اطلاعات کشور قبل از تشکیل وزارت اطلاعات متمرکز نبود. چون تشکیلات اطلاعاتی در کشور موجود نبود، سپاه، نخست وزیری، کمیته، دادگاه ارتش و... هر کدام اطلاعات جداگانهای داشتند. در دیداری که همراه با دولت آیتالله خامنهای، به مناسبت هفته دولت با امام داشتیم، بعد از پایان جلسه امام به من اشاره کردند که تو بمان. من متوجه اشاره امام نشدم، حاج احمد آقا گفتند اما میگویند تو بمان! تا نشستم، امام فرمودند حواست را جمع کن! اینجا وزارت اطلاعات است، وزارت کشاورزی نیست».
وی افزود: امام فرمودند این وزارتخانه مهم است و برای آوردن افراد برای همکاری با افراد معتمد خودت از جمله رؤسای سه قوه مشورت داشته باش و به تنهایی تصمیم نگیر. من زود متوجه منظور امام شدم که قبلاً به امام نکتهای را منتقل کردهاند که امام تا این حد روی این موضوع تأکید دارند. من صحبت امام را قبول کردم اما عرض کردم کسانی که شما برای مشورت اسم بردید با هم اختلاف سلیقه دارند و هر کدام ممکن است نظر خاصی نسبت به افراد مختلف داشته باشند. نکته دیگری که با امام در میان گذاشتم این بود که من از این دوستان مشورت میگیرم اما چون مسئولیت با من است، در نهایت خودم تصمیمگیری خواهم کرد چون در نهایت این من هستم که باید پاسخگو باشم. ایشان فرمودند مقصود من هم همین است.
ریشهری ادامه داد: «بعد از صحبت با امام با آقایان صحبت کردیم و موضوع را با این دوستان در میان گذاشتیم تا کسی به اصطلاح در کار ما نگذارد [خنده]. در ادامه به امام عرض کردم اطلاعات الان هفت خط است و از اطلاعات ارگانهای مختلف تشکیل شده است. شما بدانید که بعد از این از من حرفهای زیادی نزد شما خواهند آورد. ایشان فرمودند من به آقای موسوی گفتهام، هر وزیری که میخواهی انتخاب کنی، مختاری اما در مورد وزیر اطلاعات باید با موافقت من فرد مورد نظر انتخاب شود و آقای موسوی هم شما را معرفی کرد و من هم با توجه به آشنایی که نسبت به شما داشتم، با حضور شما در وزارت اطلاعات موافقت کردم. من میدانم اگر شما باشی، به عمد کار خلافی را انجام نمیدهی. این مقدمه کار ما در وزارت اطلاعات بود و در ادامه هم با پشتوانه حضرت امام کارهای بزرگی انجام دادیم.
وزیر اطلاعات دولت آیتالله خامنهای در بخش دیگری از شناسنامه اظهار داشت: پیش از کودتای نوژه در سال ۵۹ ما دستگاه اطلاعاتی مستقل و منسجمی نداشتیم. با توجه به تصویر منفی که از ساواک در ذهن مردم و مسئولین بود، این تصور وجود داشت که ما به دستگاه اطلاعاتی نیاز نداریم. به دلیل نفرتی که از ساواک وجود داشت، بعد از انقلاب خیلی از شخصیتها نمیتوانستند مسئولیتهای اطلاعاتی را قبول کنند. سال ۶۰ که ترورها و انفجارهای زنجیرهای آغاز شد، نیاز جدی به تمرکز اطلاعات احساس شد.
ریشهری ادامه داد: در ابتدا مسأله تشکیل سازمان اطلاعات مطرح بود؛ اما مجلس با سازمان موافقت نکرد و اظهار داشت که باید وزارت اطلاعات تشکیل شود تا مجلس بتواند روی کار وزیر نظارت داشته باشد تا مشکلات قبل از انقلاب پیش نیاید و وزیر خودش را به مجلس پاسخگو بداند. نکته مهم دیگری که وجود داشت، این بود که وزیر اطلاعات از نظر سیاسی وابسته به هیچ حزبی نباشد و به همین دلیل شرط اجتهاد را برای وزیر اطلاعات قرار دادند.
آیتالله ریشهری در مورد حکم شرعی که در دوران وزارتش مبنی بر حرام بودن فعالیت سیاسی و اقتصادی افراد فعال در وزارت اطلاعات صادر کرده بود هم اظهار داشت: وزارت اطلاعاتی که ما تشکیل دادیم، نه تنها مورد حمایت امام و آیتالله خامنهای بود، بلکه همه مسئولین به آن اعتماد داشتند. حتی مخالفین شخص خود من که در مجلس به من رأی نداده بودند، هم به وزارت اطلاعات اعتماد داشتند. تلاش من این بود که هیچ کار خلافی صورت نگیرد. یک بار یکی از جناحها در جریان پرونده سید مهدی هاشمی میخواستند از این پرونده سوءاستفاده سیاسی کند. در این پرونده خیلی صحبتها و اسمها مطرح شده بود. یکی از جناحها فهمیده بود که اگر این پرونده به مجلس بیاید، میتواند جناح رقیب را بکوبد تا در انتخابات پیش روی رأی نیاورند. در نهایت مجلس رأی بر این داد که پرونده مهدی هاشمی به مجلس ارسال شود. من این کار را خلاف شرع تشخیص دادم، چون آبروی یک عده طی این فرآیند میرفت.
وی ادامه داد: من نامهای به امام دادم و نوشتم اسامی در این پرونده وجود دارد که جرم آنها اثبات نشده و اگر نامشان مطرح شود، متهم خواهند شد. امام زیر نامه من نوشتند فرستادن این پرونده به مجلس، خلاف شرع و خلاف قانون اساسی است. ما هم نامه را مجلس دادیم و مجلس از پیگیری این موضوع منصرف شد.
ریشهری در بخش دیگری از گفتوگوی خود در مورد تشکیل جمعیت دفاع از ارزشهای انقلاب اسلامی در سال ۷۴ گفت: معنای تشکیل این جمعیت، این نبود که در آن زمان خاص ارزشهای انقلاب در خطر بوده! من معتقدم همیشه باید از ارزشهای ناب انقلاب اسلامی دفاع کنیم. در آن مقطع ما احساس میکردیم جریانهای سیاسی که وجود دارند فراگیر نیست. من اصولآً با مطلق گرایی موافق نبودم و آن را به ضرر نظام میدانستم. کسی که وارد حزب میشود، مطلقگرا میشود و از ارزشهای حزب خود دفاع میکند. ما این جمعیت را تشکیل دادیم تا از ارزشهای خوب دفاع کنیم و حرف درست را از هر جناحی قبول کنیم. دیدگاه من از نظر سیاسی همان چیزی بود که مبنای امام و رهبری بوده و هست. باید حرف حق را از هر کسی که گوینده آن است، قبول کرد.
وی در مورد اینکه چرا عمر فعالیت این جمعیت اینقدر کم بود و سال ۷۷ به پایان رسید، اظهار داشت: راستش ادامه دادن چنین کاری را در توان خودم ندیدم.
ریشهری در بخش دیگری از مصاحبه تلویزیونی خود در پاسخ به این که سال ۷۶ که وارد رقابت انتخاباتی ریاست جمهوری شدید، به عنوان منتقد وضع موجود آمدید یا مدافع آن، گفت: نه منتقد مطلق بودم و نه مدافع مطلق وضع موجود بودم. معیار ما حق، نظام و اسلام است.
آیتالله ریشهری در ادامه درباره موضع خود نسبت به مطرح شدن تغییر قانون در سال ۷۶ و ایجاد بستری برای نامزدی دوباره هاشمی در انتخابات ریاست جمهوری هم اظهار داشت: طبیعی است که من تغییر قانون را به هیچ وجه به صلاح نظام نمیدانستم. من جزو موافقین این موضوع نبودم.
نماینده ولی فقیه در مراسم حج، در مورد حضور بیست ساله خود در حج تمتع، به نمایندگی مقام معظم رهبری هم گفت: از آغاز انقلاب رابطه نزدیکی با مقام معظم رهبری داشتیم. پس از قبول وزارت اطلاعات هم تقریباً هفتهای یک بار خدمت ایشان میرسیدیم و با ایشان صحبتهای لازم را انجام میدادیم. زمانی که من دادستان کل کشور بودم، حاج احمد آقا (ره) اولین سرپرست حجاج دوران مقام معظم رهبری بودند. پس از فاصله کوتاهی، حاج احمد آقا به دلیل مخالفت مادرشان، از این سمت استعفا دادند. شرایط حج هم بسیار دشوار بود و قبول سرپرستی حجاج ایرانی کار راحتی نبود. رهبری استعفای حاج احمد آقا را پذیرفتند و من را دعوت کردند تا سرپرستی حجاج ایرانی را قبول کنم. من هم قبول کردم و بعد از چند روز حکم ما هم صادر شد.


