درخواست اشد مجازات برای قاتل دکتر داروساز
کیفرخواست دزد خشنی که یک دکتر داروساز را از پا درآورده بود، در دادسرای امور جنایی تهران صادر و به دادگاه کیفری فرستاده شد. خانواده داغدار برای این مجرم اشد مجازات خواسته و قرار است وی بهزودی پای میز محاکمه بایستد.
به گزارش فرهیختگان، سحرگاه پنجم بهمن ۱۳۹۰ مردی ثروتمند به نام «پرویز» به کلانتری ۱۲۳ نیاوران رفت و کمک خواست. وی گفت: ساعت ۳۰/۴ امروز سوار ماشین گرانقیمتم شدم تا از «کاشانک» به خانهام بروم. وقتی به خیابان «دولت» رسیدم، یک پراید سبز از پشت به ماشین هیوندا آزرای مشکی من خورد. پیاده شدم تا اوضاع را بررسی کنم که ناگهان سه سرنشین همان پراید با چوب و چاقو به من حمله کردند.
شاکی ادامه داد: مجرمان خشن پس از زخمی کردن دستان من، ماشینم را دزدیدند و برقآسا فرار کردند. در آن لحظه فقط توانستم شماره انتظامی پراید را به خاطر بسپارم.
پرونده به دستور بازپرس شعبه ششم دادسرای ناحیه ۲۷ تهران به پایگاه یکم اداره آگاهی مرکز سپرده و رسیدگی تخصصی آغاز شد. کارآگاهان در نخستین گام به بررسی شماره انتظامی پراید مورد نظر پرداختند و متوجه شدند این خودرو چهارم بهمن ۱۳۹۰ در بزرگراه «شهید صیاد شیرازی» دزدیده شده بود. کمتر از ۲۴ ساعت از دزدیده شدن خودروی گرانقیمت گذشته بود که افسران گشت کلانتری ۱۲۳ نیاوران، پراید مالباخته را گوشه یک خیابان خلوت یافتند.
رسیدگی به این ماجرا ادامه داشت که «پرویز» یک بار دیگر به اداره آگاهی رفت و گفت: در زمان دزدیده شدن ماشینم، چند کارت عابربانک در آن بود. وقتی برای باطل کردن کارتها اقدام کردم، فهمیدم در چند مرحله ۱۰۵ میلیون تومان از حسابهایم برداشت شده است.
کارآگاهان در شاخه دیگری از تحقیق میدانی دریافتند دزدان با استفاده از رمزهای نوشتهشده روی کارتهای عابربانک، چندین قطعه طلا، چند دستگاه گوشی موبایل و لوازم صوتی و تصویری خریدهاند. پلیس با کشف نخستین سرنخ به تجسس ادامه داد تا اینکه شامگاه ششم بهمن ۱۳۹۰ به کلانتری ۱۱۰ شهدا خبر رسید رانندگان ۱۵ خودروی سواری در تعقیب یک هیوندا آزرای مشکی هستند. به این ترتیب طرح مهار در دستور کار افسران کلانتری قرار گرفت و سرانجام آزرای مشکی در میدان فردوسی- چهارراه سعدی متوقف شد.
ماموران همزمان با دستگیری راننده ۲۵ساله آزرای مشکی به نام «حامد- س» به بازرسی این خودرو پرداختند و دو سرویس طلا به ارزش ۱۵۰ میلیون ریال به دست آوردند.
شواهد نشان میداد «حامد» با خودروی گرانقیمت مالباخته به جشن ازدواج یکی از بستگان نزدیکش میرفت که در خیابان «شکوفه» به یک پژو ۲۰۶ خورد. وی میخواست از صحنه تصادف فرار کند که هیوندا آزرا به چند خودروی دیگر خورد و همین موضوع باعث شد ۱۵ راننده «حامد» را تعقیب کنند. وی که میدانست دستش رو شده و هیچ شانسی برای گریز از قانون ندارد، در پایگاه ششم اداره آگاهی تهران، لب به بیان حقیقت گشود. «حامد» گفت: میخواستم به جشن عروسی بروم که تصادف کردم. دو سرویس طلای مردانه و زنانه را هم بهعنوان کادو برای عروس و داماد خریده بودم که نقرهداغ شدم.
وی ادامه داد: هیوندا آزرای مشکی را با تصادف ساختگی و همدستی دو نفر از دوستانم به نامهای «مجتبی- ج» و «حمید- م» در خیابان «دولت» دزدیدم. زمانی که فهمیدم بیش از ۱۰۰ میلیون تومان در کارتهای عابربانک مرد ثروتمند موجود است، از خوشحالی پر درآوردم! چون میدانستم صاحب ماشین، در کمترین زمان ممکن برای باطل کردن حسابهای عابربانک اقدام میکند، به فکر خریدهای میلیونی افتادم. مقدار زیادی طلا و جواهر، چندین دستگاه گوشی موبایل، السیدی، لپتاپ و... خریدم.
کارآگاهان با تجمیع اطلاعات دریافتند «مجتبی- ج» با زن ۲۸ سالهای به نام «سحر- ص» در ارتباط است و به خانهاش رفت و آمد دارد. پلیس در شاخه دیگری از عملیات، خانه «سحر» در محدوده خیابان «نبرد» را نامحسوس زیرنظر گرفت و وی را دستگیر کرد. «سحر» به پلیس گفت: من از دزدیهای «مجتبی» باخبر بودم. در حال حاضر شماری از اموالی که پسر مورد علاقهام بهعنوان هدیه به من داده، در خانهام است.
ماموران در بازرسی خانه «سحر» یک سرویس طلا به ارزش ۹۰ میلیون ریال، السیدی، لپتاپ، گوشی گرانقیمت موبایل و... کشف کردند و «مجتبی» را در خیابان سهروردی- خیابان اورامان به زانو درآوردند.
«مجتبی» در همان بازجویی مقدماتی مخفیگاه «حمید- م» را که خردهفروش مواد مخدر بود لو داد. در نتیجه سومین عضو شبکه دستبرد نیز در خیابان پیروزی- خیابان محصل ردیابی و طی تعقیب و گریز نفسگیر دستگیر شد.
ماموران در بازرسی از مخفیگاه این مجرم جوان، سرویسهای طلا، گوشیهای گرانقیمت موبایل، ساعتهای اعیانی، السیدی و لپتاپ کشف کردند.
کارآگاهان همچنین در ادامه تحقیق موشکافانه دریافتند «حامد» سحرگاه بیست و نهم آذر ۱۳۹۰ در جریان دزدیدن خودروی تویوتا کمری در خیابان ۱۷۶ غربی تهرانپارس، یک دکتر داروساز را از پا درآورده است. دکتر ۴۶ ساله که «حسین- خ» نام داشت، از در جلوی تویوتا کمری خود آویزان شده بود تا مانع دزدیده شدن خودروی اعیانی شود. وی اما بهشدت زخمی شد و در بیمارستان جان سپرد.
بازپرس شعبه دوم دادسرای امور جنایی پایتخت با اطلاع از دستگیری «حامد» دستور داد وی از زندان «قزلحصار» کرج به دایره دهم اداره آگاهی تهران منتقل شود. دزد خشن در بازجوییها به کشتن دکتر «حسین- خ» با همدستی «عباس- ب» ۲۵ ساله اعتراف کرد. در نتیجه «عباس» و برادرش «علی» ۳۰ ساله که پیشتر به جرم شرارت و چاقوکشی در قهوهخانهای در چهارراه «دروازه دولاب» تحت تعقیب افسران کلانتری ۱۱۰ شهدا بودند سحرگاه پنجم اسفند ۹۰ در خیابان «خضرائی» دستگیر شدند. در آن عملیات، دست راست یکی از ماموران کلانتری بهشدت زخمی شد.
به دنبال انتشار این ماجرا در روزنامهها، چهار مالباخته دیگر به اداره آگاهی پایتخت رفتند و دزدان خشن را شناسایی کردند. یکی از مالباختگان به نام «مژگان» به پلیس گفت: نیمهشب اول آبان ۹۰ با پژو ۲۰۶ خودم در حال ورود به پارکینگ خانهام در «نیاوران» تهران بودم که دو مرد ناشناس به من حمله کردند. آنان مرا به مرگ تهدید کردند و دست و پایم را بستند. سپس مرا به زور سوار پژو ۲۰۶ کردند و به راه افتادند. دزدان چاقوکش وقتی مقابل دستگاه خودپرداز یک بانک رسیدند، کارت عابربانک مرا گرفتند و مجبورم کردند تا رمز آن را بگویم. مجرمان ناشناس پس از انتقال تمامی موجودی کارت من به حساب خودشان و دزدیدن طلاها و گوشی موبایلم، مرا در کنار یک خیابان تاریک رها کردند. آنان با پژو ۲۰۶ من فرار کردند و... .
اعضای شبکه مخوف با سوءاستفاده از خودروی این زن، در شمال تهران دست به خفتگیری میزدند و با پولهای مالباختگان، خوشگذرانی میکردند.
به گزارش فرهیختگان، سحرگاه پنجم بهمن ۱۳۹۰ مردی ثروتمند به نام «پرویز» به کلانتری ۱۲۳ نیاوران رفت و کمک خواست. وی گفت: ساعت ۳۰/۴ امروز سوار ماشین گرانقیمتم شدم تا از «کاشانک» به خانهام بروم. وقتی به خیابان «دولت» رسیدم، یک پراید سبز از پشت به ماشین هیوندا آزرای مشکی من خورد. پیاده شدم تا اوضاع را بررسی کنم که ناگهان سه سرنشین همان پراید با چوب و چاقو به من حمله کردند.
شاکی ادامه داد: مجرمان خشن پس از زخمی کردن دستان من، ماشینم را دزدیدند و برقآسا فرار کردند. در آن لحظه فقط توانستم شماره انتظامی پراید را به خاطر بسپارم.
پرونده به دستور بازپرس شعبه ششم دادسرای ناحیه ۲۷ تهران به پایگاه یکم اداره آگاهی مرکز سپرده و رسیدگی تخصصی آغاز شد. کارآگاهان در نخستین گام به بررسی شماره انتظامی پراید مورد نظر پرداختند و متوجه شدند این خودرو چهارم بهمن ۱۳۹۰ در بزرگراه «شهید صیاد شیرازی» دزدیده شده بود. کمتر از ۲۴ ساعت از دزدیده شدن خودروی گرانقیمت گذشته بود که افسران گشت کلانتری ۱۲۳ نیاوران، پراید مالباخته را گوشه یک خیابان خلوت یافتند.
رسیدگی به این ماجرا ادامه داشت که «پرویز» یک بار دیگر به اداره آگاهی رفت و گفت: در زمان دزدیده شدن ماشینم، چند کارت عابربانک در آن بود. وقتی برای باطل کردن کارتها اقدام کردم، فهمیدم در چند مرحله ۱۰۵ میلیون تومان از حسابهایم برداشت شده است.
کارآگاهان در شاخه دیگری از تحقیق میدانی دریافتند دزدان با استفاده از رمزهای نوشتهشده روی کارتهای عابربانک، چندین قطعه طلا، چند دستگاه گوشی موبایل و لوازم صوتی و تصویری خریدهاند. پلیس با کشف نخستین سرنخ به تجسس ادامه داد تا اینکه شامگاه ششم بهمن ۱۳۹۰ به کلانتری ۱۱۰ شهدا خبر رسید رانندگان ۱۵ خودروی سواری در تعقیب یک هیوندا آزرای مشکی هستند. به این ترتیب طرح مهار در دستور کار افسران کلانتری قرار گرفت و سرانجام آزرای مشکی در میدان فردوسی- چهارراه سعدی متوقف شد.
ماموران همزمان با دستگیری راننده ۲۵ساله آزرای مشکی به نام «حامد- س» به بازرسی این خودرو پرداختند و دو سرویس طلا به ارزش ۱۵۰ میلیون ریال به دست آوردند.
شواهد نشان میداد «حامد» با خودروی گرانقیمت مالباخته به جشن ازدواج یکی از بستگان نزدیکش میرفت که در خیابان «شکوفه» به یک پژو ۲۰۶ خورد. وی میخواست از صحنه تصادف فرار کند که هیوندا آزرا به چند خودروی دیگر خورد و همین موضوع باعث شد ۱۵ راننده «حامد» را تعقیب کنند. وی که میدانست دستش رو شده و هیچ شانسی برای گریز از قانون ندارد، در پایگاه ششم اداره آگاهی تهران، لب به بیان حقیقت گشود. «حامد» گفت: میخواستم به جشن عروسی بروم که تصادف کردم. دو سرویس طلای مردانه و زنانه را هم بهعنوان کادو برای عروس و داماد خریده بودم که نقرهداغ شدم.
وی ادامه داد: هیوندا آزرای مشکی را با تصادف ساختگی و همدستی دو نفر از دوستانم به نامهای «مجتبی- ج» و «حمید- م» در خیابان «دولت» دزدیدم. زمانی که فهمیدم بیش از ۱۰۰ میلیون تومان در کارتهای عابربانک مرد ثروتمند موجود است، از خوشحالی پر درآوردم! چون میدانستم صاحب ماشین، در کمترین زمان ممکن برای باطل کردن حسابهای عابربانک اقدام میکند، به فکر خریدهای میلیونی افتادم. مقدار زیادی طلا و جواهر، چندین دستگاه گوشی موبایل، السیدی، لپتاپ و... خریدم.
کارآگاهان با تجمیع اطلاعات دریافتند «مجتبی- ج» با زن ۲۸ سالهای به نام «سحر- ص» در ارتباط است و به خانهاش رفت و آمد دارد. پلیس در شاخه دیگری از عملیات، خانه «سحر» در محدوده خیابان «نبرد» را نامحسوس زیرنظر گرفت و وی را دستگیر کرد. «سحر» به پلیس گفت: من از دزدیهای «مجتبی» باخبر بودم. در حال حاضر شماری از اموالی که پسر مورد علاقهام بهعنوان هدیه به من داده، در خانهام است.
ماموران در بازرسی خانه «سحر» یک سرویس طلا به ارزش ۹۰ میلیون ریال، السیدی، لپتاپ، گوشی گرانقیمت موبایل و... کشف کردند و «مجتبی» را در خیابان سهروردی- خیابان اورامان به زانو درآوردند.
«مجتبی» در همان بازجویی مقدماتی مخفیگاه «حمید- م» را که خردهفروش مواد مخدر بود لو داد. در نتیجه سومین عضو شبکه دستبرد نیز در خیابان پیروزی- خیابان محصل ردیابی و طی تعقیب و گریز نفسگیر دستگیر شد.
ماموران در بازرسی از مخفیگاه این مجرم جوان، سرویسهای طلا، گوشیهای گرانقیمت موبایل، ساعتهای اعیانی، السیدی و لپتاپ کشف کردند.
کارآگاهان همچنین در ادامه تحقیق موشکافانه دریافتند «حامد» سحرگاه بیست و نهم آذر ۱۳۹۰ در جریان دزدیدن خودروی تویوتا کمری در خیابان ۱۷۶ غربی تهرانپارس، یک دکتر داروساز را از پا درآورده است. دکتر ۴۶ ساله که «حسین- خ» نام داشت، از در جلوی تویوتا کمری خود آویزان شده بود تا مانع دزدیده شدن خودروی اعیانی شود. وی اما بهشدت زخمی شد و در بیمارستان جان سپرد.
بازپرس شعبه دوم دادسرای امور جنایی پایتخت با اطلاع از دستگیری «حامد» دستور داد وی از زندان «قزلحصار» کرج به دایره دهم اداره آگاهی تهران منتقل شود. دزد خشن در بازجوییها به کشتن دکتر «حسین- خ» با همدستی «عباس- ب» ۲۵ ساله اعتراف کرد. در نتیجه «عباس» و برادرش «علی» ۳۰ ساله که پیشتر به جرم شرارت و چاقوکشی در قهوهخانهای در چهارراه «دروازه دولاب» تحت تعقیب افسران کلانتری ۱۱۰ شهدا بودند سحرگاه پنجم اسفند ۹۰ در خیابان «خضرائی» دستگیر شدند. در آن عملیات، دست راست یکی از ماموران کلانتری بهشدت زخمی شد.
به دنبال انتشار این ماجرا در روزنامهها، چهار مالباخته دیگر به اداره آگاهی پایتخت رفتند و دزدان خشن را شناسایی کردند. یکی از مالباختگان به نام «مژگان» به پلیس گفت: نیمهشب اول آبان ۹۰ با پژو ۲۰۶ خودم در حال ورود به پارکینگ خانهام در «نیاوران» تهران بودم که دو مرد ناشناس به من حمله کردند. آنان مرا به مرگ تهدید کردند و دست و پایم را بستند. سپس مرا به زور سوار پژو ۲۰۶ کردند و به راه افتادند. دزدان چاقوکش وقتی مقابل دستگاه خودپرداز یک بانک رسیدند، کارت عابربانک مرا گرفتند و مجبورم کردند تا رمز آن را بگویم. مجرمان ناشناس پس از انتقال تمامی موجودی کارت من به حساب خودشان و دزدیدن طلاها و گوشی موبایلم، مرا در کنار یک خیابان تاریک رها کردند. آنان با پژو ۲۰۶ من فرار کردند و... .
اعضای شبکه مخوف با سوءاستفاده از خودروی این زن، در شمال تهران دست به خفتگیری میزدند و با پولهای مالباختگان، خوشگذرانی میکردند.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۱۳
انتشار یافته: ۱
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟



