ابتدا کلمه بود...
وقتي در اين مقطع از جمله کليشه يي «تاريخ را برندگان مي نويسند» استفاده مي کنند، مي خواهند اتفاقات فصل 1996-1995 ليگ برتر را به رخ رافائل بنيتس بکشانند که اخيراً پا در کفش فرگوسن کرده است.
به نوشته اعتماد، عدم برتري منچستريونايتد مقابل ليدزيونايتد مي توانست تيم فرگوسن را از دستيابي به جام ليگ برتر بازدارد اما جنگ رواني کوين کيگان سرمربي وقت نيوکاسل صدرنشين در واقع عاملي جهت افت روحي کلاغ ها بود. فرگي بدون اينکه آرامش خود را از دست بدهد، پايان فصل در لحظه بالاي سر بردن جام به «شاه کو» پوزخند زد. ليورپول بنيتس به اندازه نيوکاسل در عطش قهرماني مي سوزد و شايد اين اشتياق آميخته با لفاظي در نهايت پيرمرد کهنه کار را منتفع کند. جدال پر درد سر من يو و ليدز روند دراماتيکي داشت.
ليدزيونايتد 73 دقيقه 10 نفره بازي کرد و رادبه به جاي دروازه بان تيم سفيدپوش درون دروازه ايستاد. درخشش چارلتون پالمر مانع هنرنمايي روي کين مي شد اما هافبک دفاعي بداخلاق منچستريونايتد به کمک اسکولز پيروزي شياطين سرخ را رقم زدند.
برتري نه چندان سزاوارانه، فرگوسن را مغرور کرد. او پس از پايان بازي ادعا کرد تيم کيگان به جهنم فرستاده شده است؛ «قدرت بازيکنان ليدزيونايتد غيرقابل باور بود. اگر آنها هميشه اين گونه بازي کنند، راهي صدر جدول مي شوند. به هر حال ما منچستريونايتد هستيم و همه تيم ها در اولدترافورد به گونه يي ديگر ظاهر مي شوند.» فرگي از همان زمان به «سلطان جنگ هاي رواني» معروف شد و سال 1997 تبحر خود را نشان داد. او پس از شکست سه بر دو آرسنال مقابل دربي کانتي درباره ونگر گفت؛ «آرسن در ژاپن مربيگري کرده است. توجه مي کنيد در ژاپن، ونگر از فوتبال چيزي نمي داند پس بايد دهانش را ببندد.» اسطوره اولدترافورد در تمام اين سال ها به وسيله جنگ هاي رواني، اندک ناکامي هاي تيمش را توجيه کرده اما يک بار ترفند متفاوتي برگزيد.
او از بازيکنان تيمش خواست به منظور از ياد بردن خاطره دريافت سه گل در نيمه اول بازي با ساوتهمپتون بين دو نيمه لباس ديگري بپوشند و به شکل متفاوتي راهي کارزار 45 دقيقه دوم شوند. در نهايت فشار فزاينده دوستداران نيوکاسل براي پايان انتظار 70 ساله، سه شکست خارج از خانه پياپي مقابل آرسنال، ليورپول و بلکبرن را در پي داشت.
فرگوسن خنديد و گفت؛ «ديديد گفتم،» تساوي در دو بازي بعدي اوضاع نيوکاسل را وخيم تر جلوه داد. آن زمان نويسنده گاردين نظر جالبي داشت؛ «بازيکنان تيم سياه و سفيدپوش بايد آرامش خود را حفظ کنند و نشان دهند پشت سرمربي دوست داشتني خود هستند.» البته که ستاره هاي سنت جيمز پارک نتوانستند نقش حمايتي خود را ايفا کنند و باز هم باختند؛ به فرگوسني که يک سال قبل در بحبوحه رقابت با بلکبرن، تيم دالگليش را بي ثبات خوانده بود اما در نهايت مقابل آبي و سفيدها کم آورد.
تاکيد فراوان فرگي بر کلمه «جنگ» اعصاب شيرر را خرد کرده بود. اين بار برنده در پايان بازي رو در رو معرفي شد؛ منچستريونايتد صفر- بلکبرن يک. اولين شکست در جنگ رواني، برتري در رقابت هاي بعدي را به ارمغان آورد و بلايي که بر سر کيگان آمد، سال ها بعد چون آوار روي سر مورينيو و ونگر هم خراب شد. اگر کمي به جلوتر برويم، مي بينيم رئال مادريد نيز يک بار در دام افتاده است. ماجرا به مرحله يک چهارم نهايي فصل 2003-2002 ليگ قهرمانان بازمي گردد.
سرالکس پس از اطلاع از قرعه کشي مرحله حذفي، تيم هاي اسپانيايي و ايتاليايي را خوش شانس خواند و قبل و حين بازي با رئال مادريد داور را تحت فشار قرار داد. بنيتس چندين سال بعد حربه فرگي را زير سوال برد. او به درستي ادعا کرد الکس تنها شخصيت فوتبالي جزيره است که مي تواند تهمت بزند و هيچ گونه عقوبتي را متوجه خود نبيند. واقعاً برنده جنگ کيست؟ کيگان با آن اقدامات عجيب و عصبانيت لحظه يي؟
بنيتس با کوهي از اتهامات ثابت نشده يا خود فرگوسن؟ «جنگ رواني» يکي از نمادهاي شجاعت بزرگ ترين مربي تاريخ بريتانياست. فقط بايد فرگي باشيد و به جاي جواب دادن به طعنه «با اين بچه ها قهرمان نمي شويد»، اولين دوگانه نخستين تيم طلايي خود را به چنگ آوريد.
فقط بايد فرگي باشيد و به جاي تفاخر به کانتونا، بدون اسطوره فرانسوي هم جام ببريد. هر اتفاقي رخ دهد، علاقه مندان فوتبال، جنگ فصل 1996-1995 را از ياد نخواهند برد. هدف فرگوسن چيست؟ از زبان خودش بخوانيد؛ «اگر از اين راه موفقيت هميشگي حاصل شود، من عاشق واقعي جنگ رواني باقي خواهم ماند. براي هميشه،»


