نجات معجزهآسای مرد موتورسوار از سانحه رانندگی
مرد موتورسواری که در سانحهای دلخراش تا یک قدمی مرگ رفته بود به طرز معجزهآسایی زنده ماند و اکنون دوران درمان خود را سپری میکند.
به گزارش شرق، «حسین پیمانی» تازه چند روز است که خطر را از سر رد کرده است و هنوز بهخوبی نمیتواند صحبت کند. او بعد از تصادفی که در شب بعد از انتخابات برگزار شد سوار بر موتوسیکلت با موتوری دیگر برخورد کرد و مرگ را به چشمانش دید. اکبری مدیر روابط عمومی بیمارستان اشرفیاصفهانی خمینیشهر استان اصفهان درباره این مرد میگوید: «بیمار 32ساله است و زمانی که به بیمارستان رسید اصلا وضعیت مناسبی نداشت. بعد از انجام سیتیاسکن مشخص شد چند مهره کمرش آسیب شدیدی دیده و به قفسه سینهاش هم ضربه شدیدی وارد شده است.»
شبی که این تصادف مرگبار اتفاق افتاد، مرد موتورسوار بدون اینکه سرعت زیادی داشته باشد در خیابان میراند، غافل از اینکه تا دقایقی دیگر تصادف خواهد کرد. حسین توضیح میدهد: «بین 40 تا 50 کیلومتر در ساعت بیشتر سرعت نداشتم و داشتم از سمت خودم میرفتم که یکدفعه با موتور سهچرخهای روبهرو شدم و محکم با سمت راست موتورش برخورد کردم. اصلا نفهمیدم چطور شد. تا به خودم بیایم دیدم نمیتوانم نفس بکشم. همان موقع پاهایم بیحس شده بودند. هیچ چیز را حس نمیکردم.»
در آن دقایق مرگ و زندگی بر فراز سر حسین با هم در جدال بودند. مردمی که دور آنها جمع شده بودند بلافاصله اورژانس 115 اصفهان را در جریان تصادف قرار دادند. بخت با حسین یار بود که نیروهای امدادی به سرعت خودشان را به او که با مرگ دستوپنجه نرم میکرد، رساندند. اگر آنها کمی دیر میرسیدند مرگ موتورسوار جوان حتمی بود. عبدالمجید مسیبی مامور اورژانسی که سر صحنه حادثه حضور داشت، توضیح میدهد: «ساعت 20:35 به ما اطلاع دادند که تصادفی رخ داده و علت تصادف هم برخورد دو موتورسوار با همدیگر بود. روزی که این اتفاق افتاد جشن پیروزی در انتخابات بود و خیابانها بسیار شلوغ. آژیرکشان خودمان را به مصدوم رساندیم. ضربه شدیدی به مرد موتورسوار خورده و او را به گوشهای پرتاب کرده بود. اصلا وضعیت جسمی خوبی نداشت. اگر دیر اقدام میکردیم مصدوم حتما جانش را از دست میداد. مرد موتورسوار را معاینه کردم. او گفت نمیتواند درست نفس بکشد. از او پرسیدم میتوانی زانوهایت را خم کنی؟ جواب داد نمیتوانم. حدس زدم احتمالا دچار آسیب نخاعی هم شده است.»
ضربهای که به سینه حسین خورده، به قدری کاری بود که ریهاش را سوراخ و روند تنفساش را با مشکل جدی و اساسی مواجه کرده بود. آنطور که تکنسین اورژانس توضیح میدهد ریه سمت راست مرد موتورسوار در حال خوابیدن بود. مسیبی میگوید: «وقتی ریه سوراخ میشود و مصدوم با این وضعیت نفس میکشد، هوای موجود در فضای خلأ بین دو ریه سمت چپ و راست، به ریهها فشار وارد میکند و همین مساله باعث میشود تا ریهها روی هم بخوابند که بسیار خطرناک است. او درگیر پنوموتراکس فشارنده (افزایش فشار در داخل فضا جنب) شده بود.» مسیبی یک نوع ابزار پزشکی خاص را به انگشت حسین وصل کرد تا میزان اکسیژن خونش را اندازهگیری کند. در حالت عادی در تمام افراد میزان اکسیژن خون نباید از 95درصد کمتر باشد اما با سوراخشدن ریه موتورسوار میزان اکسیژن لحظه به لحظه کم و کمتر میشد. مسیبی میدید که اکسیژن از 75درصد بهسرعت به 70درصد و همینطور به پایین در حال افتکردن بود. این اتفاق اصلا معنی خوبی نداشت. پایینآمدن لحظه به لحظه میزان اکسیژن موجود خون نشان میداد مشکل اساسی در تنفس فرد وجود دارد. مرد جوان فقط دو تا سه دقیقه با مرگ فاصله داشت. مرگ، جان حسین جوان را تهدید میکرد؛ تهدیدی کاملا جدی.
هر ثانیهای که میگذشت حسین یکقدم بیشتر به مرگ نزدیک میشد. با توجه به حجم ترافیک خیابانها مسیبی وقت کافی نداشت تا او را بهموقع به بیمارستان برساند. اگر وقت را تلف میکرد ریه حسین میخوابید و او قطعا جانش را از دست میداد. این تکنسین طبق آموزشهایی که از قبل دیده بود دست به کار شد تا جلوی مرگ زودرس موتورسوار را بگیرد. او میگوید: «دستگاهی داریم به نام برانول که برای وصلکردن سرم از آن استفاده میکنیم. با فرو بردن برانول در فضای بین دندهای فشار را از روی ریههای مصدوم برداشتم. مشکل فقط ریه نبود و مهرههای کمرش هم ضربه شدیدی خورده و باعث شده بود تا شوک عصبی به مهرهها وارد شود. این شوک باعث افت فشار خون بیمار شده بود. چون احتمال آسیب نخاعی هم وجود داشت گردنش را فیکس کردم و بعد او را روی بکبرد گذاشتیم تا مانع از حرکت ستون فقراتش شود. در چنین مواقعی حرکت کردن بیمار مساوی است با فلج دایمی او.» در چنین وضعیتی هیچ کاری غیر از آنچه مسیبی انجام داد نمیشد کرد.
وقتی حسین به بیمارستان رسید و دکتر بابک صفار متخصص جراحی عمومی او را دید، عملکرد امدادگر اورژانس را در نجات جان مرد موتورسوار تحسین کرد و گفت اگر این کار را انجام نمیدادی حتما فوت شده و مصدوم به بیمارستان نمیرسید. دکتر صفار با توجه به وضعیت بیمار و اینکه حتی فرصت این را نداشت که او را به اتاق عمل منتقل کند، بدون فوت وقت لوله بزرگی بهنام «چست تیوب» را داخل ریه حسین فرو کرد تا فشار از روی ریههایش برداشته شود. چست تیوب یا لوله سینهای یک لوله پلاستیکی انعطافپذیر است که برای تخلیه ترشحات در فضای بین ریهها و قفسه سینه که به آن جنب گفته، گذاشته میشود. در حالت معمول مقدار کمی مایع در این فضا وجود دارد که به حرکت ریهها بدون سایش در حین تنفس کمک میکند اما ورود کمی هوا، خون، چرک و... ناشی از آسیب یا عمل جراحی به فضای جنب میتواند از فراخی کامل ریهها جلوگیری کند. رویهم خوابیدن کامل یا نسبی ریهها تنفس را با مشکل مواجه میکند و میتواند منجر به ایست تنفسی شود. قراردادن این لوله سینهای باعث تخلیه ترشحات میشود و به راحتی بیمار کمک میکند. گذاشتن چست تیوب ممکن است بر بالین بیمار صورت گیرد. دقیقا همان کاری که درمورد حسین انجام شد. ولی اصولا این کار در اتاق عمل انجام میشود. در شرایط بدون بیهوشی، پزشک با استفاده از داروی بیحسی موضعی، منطقه موردنظر در قفسه سینه را بیحس و با استفاده از یک برش، چست تیوب را وارد فضای جنب و بلافاصله به سیستم تخلیه وصل میکند. سپس لوله به جای خود بخیه میشود.
حسین میگوید: «من در آن حادثه مقصر نبودم و حتی افسر هم آمد و کروکی کشید و دادگاه رای به مقصربودن طرف مقابل داد. من از پرسنل بیمارستان و مامور اورژانس که جانم را نجات دادند تشکر میکنم.»
به گزارش شرق، «حسین پیمانی» تازه چند روز است که خطر را از سر رد کرده است و هنوز بهخوبی نمیتواند صحبت کند. او بعد از تصادفی که در شب بعد از انتخابات برگزار شد سوار بر موتوسیکلت با موتوری دیگر برخورد کرد و مرگ را به چشمانش دید. اکبری مدیر روابط عمومی بیمارستان اشرفیاصفهانی خمینیشهر استان اصفهان درباره این مرد میگوید: «بیمار 32ساله است و زمانی که به بیمارستان رسید اصلا وضعیت مناسبی نداشت. بعد از انجام سیتیاسکن مشخص شد چند مهره کمرش آسیب شدیدی دیده و به قفسه سینهاش هم ضربه شدیدی وارد شده است.»
شبی که این تصادف مرگبار اتفاق افتاد، مرد موتورسوار بدون اینکه سرعت زیادی داشته باشد در خیابان میراند، غافل از اینکه تا دقایقی دیگر تصادف خواهد کرد. حسین توضیح میدهد: «بین 40 تا 50 کیلومتر در ساعت بیشتر سرعت نداشتم و داشتم از سمت خودم میرفتم که یکدفعه با موتور سهچرخهای روبهرو شدم و محکم با سمت راست موتورش برخورد کردم. اصلا نفهمیدم چطور شد. تا به خودم بیایم دیدم نمیتوانم نفس بکشم. همان موقع پاهایم بیحس شده بودند. هیچ چیز را حس نمیکردم.»
در آن دقایق مرگ و زندگی بر فراز سر حسین با هم در جدال بودند. مردمی که دور آنها جمع شده بودند بلافاصله اورژانس 115 اصفهان را در جریان تصادف قرار دادند. بخت با حسین یار بود که نیروهای امدادی به سرعت خودشان را به او که با مرگ دستوپنجه نرم میکرد، رساندند. اگر آنها کمی دیر میرسیدند مرگ موتورسوار جوان حتمی بود. عبدالمجید مسیبی مامور اورژانسی که سر صحنه حادثه حضور داشت، توضیح میدهد: «ساعت 20:35 به ما اطلاع دادند که تصادفی رخ داده و علت تصادف هم برخورد دو موتورسوار با همدیگر بود. روزی که این اتفاق افتاد جشن پیروزی در انتخابات بود و خیابانها بسیار شلوغ. آژیرکشان خودمان را به مصدوم رساندیم. ضربه شدیدی به مرد موتورسوار خورده و او را به گوشهای پرتاب کرده بود. اصلا وضعیت جسمی خوبی نداشت. اگر دیر اقدام میکردیم مصدوم حتما جانش را از دست میداد. مرد موتورسوار را معاینه کردم. او گفت نمیتواند درست نفس بکشد. از او پرسیدم میتوانی زانوهایت را خم کنی؟ جواب داد نمیتوانم. حدس زدم احتمالا دچار آسیب نخاعی هم شده است.»
ضربهای که به سینه حسین خورده، به قدری کاری بود که ریهاش را سوراخ و روند تنفساش را با مشکل جدی و اساسی مواجه کرده بود. آنطور که تکنسین اورژانس توضیح میدهد ریه سمت راست مرد موتورسوار در حال خوابیدن بود. مسیبی میگوید: «وقتی ریه سوراخ میشود و مصدوم با این وضعیت نفس میکشد، هوای موجود در فضای خلأ بین دو ریه سمت چپ و راست، به ریهها فشار وارد میکند و همین مساله باعث میشود تا ریهها روی هم بخوابند که بسیار خطرناک است. او درگیر پنوموتراکس فشارنده (افزایش فشار در داخل فضا جنب) شده بود.» مسیبی یک نوع ابزار پزشکی خاص را به انگشت حسین وصل کرد تا میزان اکسیژن خونش را اندازهگیری کند. در حالت عادی در تمام افراد میزان اکسیژن خون نباید از 95درصد کمتر باشد اما با سوراخشدن ریه موتورسوار میزان اکسیژن لحظه به لحظه کم و کمتر میشد. مسیبی میدید که اکسیژن از 75درصد بهسرعت به 70درصد و همینطور به پایین در حال افتکردن بود. این اتفاق اصلا معنی خوبی نداشت. پایینآمدن لحظه به لحظه میزان اکسیژن موجود خون نشان میداد مشکل اساسی در تنفس فرد وجود دارد. مرد جوان فقط دو تا سه دقیقه با مرگ فاصله داشت. مرگ، جان حسین جوان را تهدید میکرد؛ تهدیدی کاملا جدی.
هر ثانیهای که میگذشت حسین یکقدم بیشتر به مرگ نزدیک میشد. با توجه به حجم ترافیک خیابانها مسیبی وقت کافی نداشت تا او را بهموقع به بیمارستان برساند. اگر وقت را تلف میکرد ریه حسین میخوابید و او قطعا جانش را از دست میداد. این تکنسین طبق آموزشهایی که از قبل دیده بود دست به کار شد تا جلوی مرگ زودرس موتورسوار را بگیرد. او میگوید: «دستگاهی داریم به نام برانول که برای وصلکردن سرم از آن استفاده میکنیم. با فرو بردن برانول در فضای بین دندهای فشار را از روی ریههای مصدوم برداشتم. مشکل فقط ریه نبود و مهرههای کمرش هم ضربه شدیدی خورده و باعث شده بود تا شوک عصبی به مهرهها وارد شود. این شوک باعث افت فشار خون بیمار شده بود. چون احتمال آسیب نخاعی هم وجود داشت گردنش را فیکس کردم و بعد او را روی بکبرد گذاشتیم تا مانع از حرکت ستون فقراتش شود. در چنین مواقعی حرکت کردن بیمار مساوی است با فلج دایمی او.» در چنین وضعیتی هیچ کاری غیر از آنچه مسیبی انجام داد نمیشد کرد.
وقتی حسین به بیمارستان رسید و دکتر بابک صفار متخصص جراحی عمومی او را دید، عملکرد امدادگر اورژانس را در نجات جان مرد موتورسوار تحسین کرد و گفت اگر این کار را انجام نمیدادی حتما فوت شده و مصدوم به بیمارستان نمیرسید. دکتر صفار با توجه به وضعیت بیمار و اینکه حتی فرصت این را نداشت که او را به اتاق عمل منتقل کند، بدون فوت وقت لوله بزرگی بهنام «چست تیوب» را داخل ریه حسین فرو کرد تا فشار از روی ریههایش برداشته شود. چست تیوب یا لوله سینهای یک لوله پلاستیکی انعطافپذیر است که برای تخلیه ترشحات در فضای بین ریهها و قفسه سینه که به آن جنب گفته، گذاشته میشود. در حالت معمول مقدار کمی مایع در این فضا وجود دارد که به حرکت ریهها بدون سایش در حین تنفس کمک میکند اما ورود کمی هوا، خون، چرک و... ناشی از آسیب یا عمل جراحی به فضای جنب میتواند از فراخی کامل ریهها جلوگیری کند. رویهم خوابیدن کامل یا نسبی ریهها تنفس را با مشکل مواجه میکند و میتواند منجر به ایست تنفسی شود. قراردادن این لوله سینهای باعث تخلیه ترشحات میشود و به راحتی بیمار کمک میکند. گذاشتن چست تیوب ممکن است بر بالین بیمار صورت گیرد. دقیقا همان کاری که درمورد حسین انجام شد. ولی اصولا این کار در اتاق عمل انجام میشود. در شرایط بدون بیهوشی، پزشک با استفاده از داروی بیحسی موضعی، منطقه موردنظر در قفسه سینه را بیحس و با استفاده از یک برش، چست تیوب را وارد فضای جنب و بلافاصله به سیستم تخلیه وصل میکند. سپس لوله به جای خود بخیه میشود.
حسین میگوید: «من در آن حادثه مقصر نبودم و حتی افسر هم آمد و کروکی کشید و دادگاه رای به مقصربودن طرف مقابل داد. من از پرسنل بیمارستان و مامور اورژانس که جانم را نجات دادند تشکر میکنم.»
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۴
انتشار یافته: ۱
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟



