خانواده داغدار، قاتل پسرش را بخشید
کد خبر: ۳۲۹۵۲۶
| | 5947 بازدید

یک مرد جوان که برادرزنش را در دعوای خانوادگی در غرب استان تهران از پا درآورده و به قصاص محکوم شده با جلب رضایت خانواده داغدار به زندگی برگشت.
به گزارش فرهیختگان، عصر بیستوچهارم مهر ۱۳۸۸ کشیک وقت دادسرای شهرقدس (قلعهحسنخان) باخبر شد پسر ۲۰ سالهای به نام «مهدی- م» در جدال خانوادگی کشته شده است. سپس این مقام قضایی و پلیس به خانه موردنظر رفتند و با دیدن پیکر کاردآجین «مهدی- م» پیگیر ماجرا شدند. در آن بین، یک مرد جوان به نام «عبدالحسن- م » که شوهرخواهر «مهدی- م» بود بازداشت شد و لب به اعتراف گشود. «عبدالحسن» گفت: قصد آدمکشی نداشتم. در یک لحظه کنترل اعصابم را از دست دادم و روی برادرزنم چاقو کشیدم.
به دنبال بازسازی صحنه جنایت، کیفرخواست صادر و به شعبه ۷۱ دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. در نخستین نشست رسیدگی به این ماجرا که سیزدهم شهریور ۱۳۸۹ به ریاست قاضی «نورالله عزیزمحمدی» تشکیل شد ابتدا نماینده وقت دادستان تهران، کیفرخواست را خواند. سپس وکیل پدر و مادر «مهدی- م» برای «عبدالحسن» تقاضای اشدمجازات کرد.
مرد عصیانگر اظهار داشت: تازه دو روز بود که پدر شده و خیلی خوشحال بودم اما دستم خالی بود و پول کافی برای پذیرایی از میهمانان نداشتم. عصر بیستوچهارم مهر ۱۳۸۸ مادرزنم و برادرزنم به خانهام آمده بودند که با همسرم جر و بحث کردم.
«عبدالحسن» اضافه کرد: «مهدی» که متوجه دعوای من و خواهرش شده بود ناراحت شد و خانهام را ترک کرد. قهر«مهدی» باعث شد آتش درگیری من و همسرم شعلهورتر شود. ساعتی بعد برادرزنم دوباره به خانهام برگشت که به او اعتراض کردم. «مهدی» هم به من حملهور شد که مادرش میانجیگری کرد و از او خواست به خانه خودشان برگردد.
مجرم ادامه داد: «مهدی» با عصبانیت از خانهام خارج شد و خیلی زود به همراه برادر بزرگش که چوب در دست داشت برگشت. دو برادرزنم شیشههای خانهام را با چوب شکستند و من که کنترلم را از دست داده بودم با چاقو به سینه «مهدی» زدم.
این مرد که سرش را پایین انداخته بود، اظهار داشت: خیلی پشیمانم. باور کنید «مهدی» را مثل برادرم دوست داشتم و نمیخواستم دستم به خونش آغشته شود. همه چیز یک اتفاق ناخواسته بود.
در پایان آن نشست، هیات قضایی به اتفاق آرا «عبدالحسن» را به قصاص نفس (اعدام با طناب دار) محکوم کرد. رای برای تایید به دیوان عالی کشور فرستاده شده بود که «عبدالحسن» با جلب رضایت شاکیان خصوصی از دو قدمی چوبه دار به زندگی برگشت. به این ترتیب پرونده برای رسیدگی از جنبه عمومی جرم به شعبه ۷۱ دادگاه کیفری استان تهران برگردانده شد.
در تازهترین نشست رسیدگی به این ماجرا که دیروز به ریاست قاضی «نورالله عزیزمحمدی» تشکیل شد ابتدا نماینده دادستان تهران کیفرخواست را خواند. «کرمی» اظهار داشت: چون جرم «عبدالحسن» منجر به اخلال در نظم عمومی جامعه شده بود طبق ماده ۶۱۲ قانون مجازات برایش تقاضای تعیین کیفر دارم.
سپس «عبدالحسن» در جایگاه ویژه ایستاد و گفت: باور کنید مرگ برادرزنم یک اتفاق ناخواسته بود. من در اوج خشم چاقو کشیدم و حالا خیلی پشیمانم. وقتی زندانی شدم فرزندم دو روزه بود اما حالا چهار سال دارد. در این مدت به اندازه کافی تنبیه شدهام و حالا عاجزانه از دادگاه تقاضا دارم در مجازاتم تخفیف قائل شود. در پایان این نشست، هیات قضایی با اعلام تنفس وارد شور شد و «عبدالحسن- م» را به چهارسال زندان با احتساب روزهای بازداشت محکوم کرد. به این ترتیب لحظهشماری وی برای آزادی آغاز شد.
به گزارش فرهیختگان، عصر بیستوچهارم مهر ۱۳۸۸ کشیک وقت دادسرای شهرقدس (قلعهحسنخان) باخبر شد پسر ۲۰ سالهای به نام «مهدی- م» در جدال خانوادگی کشته شده است. سپس این مقام قضایی و پلیس به خانه موردنظر رفتند و با دیدن پیکر کاردآجین «مهدی- م» پیگیر ماجرا شدند. در آن بین، یک مرد جوان به نام «عبدالحسن- م » که شوهرخواهر «مهدی- م» بود بازداشت شد و لب به اعتراف گشود. «عبدالحسن» گفت: قصد آدمکشی نداشتم. در یک لحظه کنترل اعصابم را از دست دادم و روی برادرزنم چاقو کشیدم.
به دنبال بازسازی صحنه جنایت، کیفرخواست صادر و به شعبه ۷۱ دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. در نخستین نشست رسیدگی به این ماجرا که سیزدهم شهریور ۱۳۸۹ به ریاست قاضی «نورالله عزیزمحمدی» تشکیل شد ابتدا نماینده وقت دادستان تهران، کیفرخواست را خواند. سپس وکیل پدر و مادر «مهدی- م» برای «عبدالحسن» تقاضای اشدمجازات کرد.
مرد عصیانگر اظهار داشت: تازه دو روز بود که پدر شده و خیلی خوشحال بودم اما دستم خالی بود و پول کافی برای پذیرایی از میهمانان نداشتم. عصر بیستوچهارم مهر ۱۳۸۸ مادرزنم و برادرزنم به خانهام آمده بودند که با همسرم جر و بحث کردم.
«عبدالحسن» اضافه کرد: «مهدی» که متوجه دعوای من و خواهرش شده بود ناراحت شد و خانهام را ترک کرد. قهر«مهدی» باعث شد آتش درگیری من و همسرم شعلهورتر شود. ساعتی بعد برادرزنم دوباره به خانهام برگشت که به او اعتراض کردم. «مهدی» هم به من حملهور شد که مادرش میانجیگری کرد و از او خواست به خانه خودشان برگردد.
مجرم ادامه داد: «مهدی» با عصبانیت از خانهام خارج شد و خیلی زود به همراه برادر بزرگش که چوب در دست داشت برگشت. دو برادرزنم شیشههای خانهام را با چوب شکستند و من که کنترلم را از دست داده بودم با چاقو به سینه «مهدی» زدم.
این مرد که سرش را پایین انداخته بود، اظهار داشت: خیلی پشیمانم. باور کنید «مهدی» را مثل برادرم دوست داشتم و نمیخواستم دستم به خونش آغشته شود. همه چیز یک اتفاق ناخواسته بود.
در پایان آن نشست، هیات قضایی به اتفاق آرا «عبدالحسن» را به قصاص نفس (اعدام با طناب دار) محکوم کرد. رای برای تایید به دیوان عالی کشور فرستاده شده بود که «عبدالحسن» با جلب رضایت شاکیان خصوصی از دو قدمی چوبه دار به زندگی برگشت. به این ترتیب پرونده برای رسیدگی از جنبه عمومی جرم به شعبه ۷۱ دادگاه کیفری استان تهران برگردانده شد.
در تازهترین نشست رسیدگی به این ماجرا که دیروز به ریاست قاضی «نورالله عزیزمحمدی» تشکیل شد ابتدا نماینده دادستان تهران کیفرخواست را خواند. «کرمی» اظهار داشت: چون جرم «عبدالحسن» منجر به اخلال در نظم عمومی جامعه شده بود طبق ماده ۶۱۲ قانون مجازات برایش تقاضای تعیین کیفر دارم.
سپس «عبدالحسن» در جایگاه ویژه ایستاد و گفت: باور کنید مرگ برادرزنم یک اتفاق ناخواسته بود. من در اوج خشم چاقو کشیدم و حالا خیلی پشیمانم. وقتی زندانی شدم فرزندم دو روزه بود اما حالا چهار سال دارد. در این مدت به اندازه کافی تنبیه شدهام و حالا عاجزانه از دادگاه تقاضا دارم در مجازاتم تخفیف قائل شود. در پایان این نشست، هیات قضایی با اعلام تنفس وارد شور شد و «عبدالحسن- م» را به چهارسال زندان با احتساب روزهای بازداشت محکوم کرد. به این ترتیب لحظهشماری وی برای آزادی آغاز شد.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


