شهید کچویی، پدر توابین؛
رئیس زندان اوین با شکنجهگرش چه کرد؟!
کمالی نمیدانست که اراده خدا پشتیبان این انقلاب است و تا هنگامی که خدا بخواهد، این انقلاب ماندگار است. آقای کمالی که چند وقت مرا شکنجه میکرد، الآن بگوید چند وقت است که زندانی ماست، به او چه گفتهایم. تنها حرفی که من به او زدم، این بود یک وقت خیلی دروغ میگفت و من به او گفتم خدا لعنتت کند.
شهيد محمد کچويي در سال 1329 ش در يک خانواده روستايي ديده به جهان گشود. وي پيش از وقايع 15 خرداد، مبارزات سياسي ـ مذهبي خود را آغاز کرد. شهيد کچويي با عضويت در هيأتهاي مؤتلفه اسلامي به فعاليتها و مبارزات خويش ادامه داد تا اين که در سال 50 و 51 تحت تعقيب ساواک قرار گرفت. او پس از بازداشت، محکوم به زندان و پس از آزادي به علت مبارزه عليه رژيم دوباره در سال 53 دستگير و به حبس ابد محکوم شد.شهيد کچويي در جريان اوج گيري انقلاب اسلامي، از زندان آزاد شد و پس از پيروزي انقلاب اسلامي، اداره زندان اوين را به عهده گرفت. سرانجام اين مبارز انقلابي در هشتم تير 1360 به دست يکي از منافقان به شهادت رسيد و به لقاءالله پيوست.
او که به دلیل رفتار مناسب و منطقی با زندانیان، موجب هدایت بسیاری از آنان شده و به «پدر توابین» مشهور شده بود، همیشه مورد کینه و غضب ضد انقلاب بود و به تهمتهای عجیبی چون شکنجهگری متهم میشد.

متن سخنان شهید کچویی در آن دادگاه را بدون هیچ توضیح دیگر مرور میکنیم:
«در رابطه با کمالی شکایت دارم. شکنجههایی که او روی خود من انجام داد و یکی هم گزارشهای داخل زندانش است. داخل زندان که ایشان از آن اول که آمد به قدری به خودش مطمئن بود و فکر میکرد که پیروزی انقلاب جدی نیست. او هیچ کس را نمیشناخت و هنوز هم نمیشناسد و شاید به این خاطر باشد که وی همیشه مست بود. سه چهار بار که مرا شکنجه داد، همیشه مست بود. او هیچ کس را نمیشناسد و هر که را با او روبهرو کردیم میگوید نمیشناسم.

اینها سلول هشت را کرده بودند اتاق شکنجه و این قدر سر و صدای شکنجه شدگان زیاد بود که ما شکنجه خودمان یادمان رفته بود. تا میخواستیم یک چرت بخوابیم از سر و صدای شکنجه بیدار میشدیم. شب و نصف شب همیشه صدای شکنجه شدگان به گوش میرسید.
کمالی در رأس گروهی بود که بچههای مذهبی را شکنجه میکردند. شکنجه گران تازه کار را که آورده بودند توسط کمالی و امثالهم آموزش میدیدند و خبره میشدند. من شاهد شکنجه دادنهای او بوده ام. او به قدری شکنجه میکرد که در تاریخ نظیر ندارد. همینها بودند که یک نفر زندانی را به مدت پنج ماه روی تخت بسته بودند و فقط برای دستشویی رفتن و غذا خوردن بازش میکردند.

پس از آن به مأموری که آنجا بود گفت: ببر در اتاق شکنجه و ببندش به تخت. آن مأمور من را برد، ولی یک نفر دیگر به تخت بسته شده بود. برای همین، من را برگرداند پیش کمالی و او دوباره با شلاق و لگد به جان من افتاد.
کمالی نمیدانست که اراده خدا پشتیبان این انقلاب است و تا زمانی که خدا بخواهد این انقلاب ماندگار است. آقای کمالی که چند وقت مرا شکنجه میکرد، الآن بگوید چند وقت است که زندانی ماست، به او چه گفته ایم. تنها حرفی که من به او زدم، این بود یک وقت خیلی دروغ میگفت و من به او گفتم خدا لعنتت کند».
وصیتنامه شهید محمد کچویی
بسم الله الرحمن الرحیم
ان الله اشترا من المومنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه
خداوند از مؤمنین جانها و مالهایشان را میخرد و در مقابل بهشت میدهد. وقتی مرگ حق است و کل نفس ذائقه الموت و تمام نفوس خواهند مرد و بهترین نوع مردن شهادت در راه خدا میباشد، شهادت را انسان انتخاب میکند و مردنی بر اساس انتخاب میباشد، نه مردنی که بر انسان تحمیل شود و این بنده سالهاست که خود چگونه مردن را انتخاب کردم که امیدوارم خداوند نصیبم کند و چنین است که کسانی از مرگ میترسند که از اعمال گذشته خود وحشت دارند، ولی کسی که اعمال نیکو انجام داده باشد، آرزو دارد هر چه سریعتر نتیجه اعمال درست خود را ببیند و دنیا به منزله محل زراعت میباشد و مرگ پلی بین این دنیا و آن دنیا میباشد و در آن دنیا هر چه زراعت کرده باشد درو میکند.

والسلام علی من اتبع الهدی
محمد کچویی 26 /8/ 59
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۸۰
انتشار یافته: ۶
خدا رحمتش کند و با حضرت زهرا س همنشین گردد. انشاءالله
حقوق بشری ها باید این مطالب را بخوانند که چطور می شود یک انسان با دشمنی که او را به بدترین وضع شکنجه کرده است اینطور رفتار کند
یا علی
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟




