خاطرهنگاري از ملبورن تا اولسان
از ملبورن تا اولسان، فاصلهاي به اندازه ۱۶ سال و تكرار همان خاطره خوب، صعود به جام جهاني و باز هم شاديهاي خياباني، پايكوبياي كه از ۸ آذر ۷۶ تا ۲۸ خرداد ۹۲ فراموش شده بود.
دوشنبه شب اما خيابانهاي ايران با سوت پايان تانهاي چيني با پرچم ايران رنگارنگ شد و پر از شادماني براي رفتن به برزيل، ميعادگاه بزرگان فوتبال جهان و حالا ايران هم آنجاست و بليتهاي ريو در دستان كرش و شاگردانش، آن هم تيمي كه تا چند ماه پيش بعضيها غزل خداحافظي براي آن خوانده بودند و راه برزيل را دور و دست نيافتني ميديدند بعد از شكست به ازبكستان درآزادي، اما داستان خرداد فرق ميكرد انگار، سه بازي آخر و سه پيروزي و يك صعود مقتدارانه، قرار گرفتن بالاي كره و رقص پرچمهاي ايران در اولسان، پيش چشم تماشاگران كرهاي كه بهت زده باورشان نميشد باز هم به ايران باختهاند اما همه چيز براي شاگردان كرش رويايي تمام شد.
پايان خوب بر خلاف دورههاي پيش و يك نفس راحت تا روي همه دلخوريها يك خط قرمز كشيده شود،
به پا خاستن براي ايران و دستزدن براي پسرانش كه در اولسان مانند ملبورن، خاطره ساز شدند، آن هم پس از كريخواني بيشرمانه چوي كانگ و بازيكنانش، عطش پيروزي را دو چندان كرده بود و حالا پرچم ايران يكي از ۳۲ پرچم برافراشته در ريو است آن هم با گذشتن از جهنم اولسان ! يك پايان دل انگيز كه استرسهاي ثانيههاي آخرش، ضربان قلبها را در ايران سريعتر از هميشه كرده بود و سوت داور چيني در اولسان وقتي دست هايش را بالا برد مانند سوت پايان ساندرو پل مجاري در ملبورن همه چيز را تمام كرد با سلام بلندي به برزيل و جام جهاني!
از ملبورن تا اولسان، باز هم پاي يك مشهدي در ميان و تاريخ انگار تكرار ديروز است. اگر آن روز با بغل پاي هنرمندانه خداداد روي پاس فوق العاده دايي، زمين با پرواز ايرانيها سبكتر شد، حالا۱۶ سال بعد اين بار هم يك مشهدي ديگر جاي عزيزي يا به قول جواد خياباني «غزال تيزپاي فوتبال ايران» را گرفته بود. اين بار رونمايي از ستارهاي به نام گوچي و گلي كه مهر تأييدي بود بر بليت برزيل، رضا قوچاننژاد با چهرهاي دوست داشتني مانند خداداد و حالا او ستاره اول فوتبال ايران و مرد اول اولسان است.
آن هم در روزهايي كه كنار ماندن دژاگه كابوس كرش براي رسيدن به دروازه حريفان بود، اما گوچي شد همان مهاجمي كه ايران سالها در انتظار آن بود، سه بازي حساس خرداد و سه گل در سه ديدار و نقش اول خرداد رويايي فوتبال ايران. دوحه، تهران و اولسان، سهگانه گوچي برابر قطر، لبنان و كره كه ناگهان ورق را برگرداند تا لبخند جاي اخم را بگيرد و ايران جهاني شود و نام رضا قوچاننژاد بيشتر از قبل سر زبانها بيفتد، ستارهاي كه تا چند ماه پيش نام او به گوش كمتر كسي آشنا بود اما گوچي كه از كودكي از ايران رفته بود و در هلند و بلژيك با الفباي فوتبال آشنا شده بود با دعوت كرش و پوشيدن پيراهن ايران، بازگشتي خيره كننده به كشوري داشت كه تنها نام آن در شناسنامهاش بود و كسي خبري از او نميگرفت. اما حالا گوچي را در ايران همه ميشناسند، ستاره اولسان، همشهري خداداد ستاره ملبورن!
از ملبورن تا اولسان و دروازهباني كه ستاره تيم سفيدپوش بود، از احمدرضا عابدزاده تا رحمان احمدي، ۸ آذر ۷۶ عابدزاده، بمب روحيه ايران بود با آن پشتكهايي كه روي اعصاب تماشاگران استراليايي رفت و تحقير و نبلز و بازيكنانش با يك دست گرفتن توپها، حالا ۱۶ سال بعد در روزهايي كه عابدزاده در ينگه دنيا مربيگري ميكند و از پاي تلويزيون بازي را تماشا ميكرد، دروازهباني كه تا يك سال پيش كمتر كسي تصورش را هم ميكرد در اولسان شماره يك بپوشد دوباره خاطرهها را به ملبورن پرتاب كرد. رحمان احمدي با دو واكنش استثنايي و حضور اطمينان بخش با يك دفاع بتوني، سد راه كرهايها بود تا اولسان، ملبورن ۲ شود و او ستاره تيم كرش، آن هم دروازهباني كه به خوبي توانست از موقعيتي كه پس از خداحافظي بچگانه رحمتي پيش رويش گذاشته بود بهترين استفاده را بكند تا كرش براي دادن شماره يك در برزيل به او ترديد نداشته باشد هر چقدر هم رحمتي در ليگ بدرخشد و فدراسيون براي بخشش او پادرمياني كند.
از ملبورن تا اولسان، دو تصوير ماندگار از دو مربي، ويراي برزيلي و كرش پرتغالي، تصوير ويرا كه سيگار زمين افتادهاش روي زمين را بعد از گل خداداد بر ميدارد و تصوير دست كرش در پايان بازي رو به مربي كره كه گستاخيهايش رگ غيرت او و بازيكنان را متورم كرده بود، دو نما از دو بازي ماندگار، اما هر چقدر نقش ويرا در صعود به جام جهاني ۹۸ كمرنگ بود اما حالا ۱۶ سال بعد داستان فرق ميكند. مرد پرتغالي پررنگترين نقش را در گرفتن بليت برزيل دارد با تيمي كه مانند ۹۸، يازده ستاره نداشت اما نقشه حساب شده مرد پرتغالي، تيمي را كه خيليها ديگر اميدي به آن نداشتند دوباره زنده كرد تا نامش در تاريخ فوتبال ايران ماندگار شود و البته غيرت مثال زدنياش كه وقتي مربي كره، هجوياتي گفته بود، مانند يك ايراني پاسخي داده بود دندان شكن به چوي تا تصوير دست هايش رو به مربي كره در اولسان مانند تصوير جست و جوي ويرا براي برداشتن سيگارش در ملبورن در خاطرهها ثبت شود!
جوان



