برادران اصولگرا، شما هم برنده هستید، ولی نه به اندازهای که ادعا میکنید
اصولگرایان در تفسیر «نه گفته شده» در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم دچار تأخیر و تردید شدهاند. شاید لازم است نتایج انتخابات مجلس دهم آنها را بیدار کند! میشود همه مشکل را گردن احمدینژاد انداخت، ولی رتبههای نزدیک به صد بزرگان در انتخابات شورای شهر تهران نباید ربط چندانی به احمدینژاد داشته باشد.
کد خبر: ۳۲۷۰۳۶
| | 19316 بازدید
پیروزی حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری، هم غافلگیرکننده بود و هم پیامدهای بلندمدتی در صحنه سیاست ایران خواهد داشت.پیروزی روحانی تا اندازهای شبیه پیروزی سید محمد خاتمی در خرداد 76 بود؛ به این سبب که جناح مقابل و بسیاری از سیاسیون ایرانی را غافلگیر کرد. در سال 1376 نیز بخش بزرگی از سیاسیون و نمایندگان مجلس طرفدار نامزدی بودند که در انتخابات شکست خورد. مسأله مهم در مورد مجلس پنجم آن است که آن مجلس سطح بالایی از همراهی با دولت اصلاحات را از خود نشان داد.
پیروزی آقای روحانی در انتخابات 24 خرداد تا اندازه بسیاری در روزهای پایانی رقابتهای انتخاباتی شکل گرفت. چند روز مانده به انتخابات، اصولگرایان رسیدن نامزدهای خود به دور دوم و پیروزی نهایی در انتخابات و یا احتمال پیروزی در دور نخست را قطعی میدانستند. کنارهگیری محمدرضا عارف به توصیه بزرگان اصلاحات و به نفع اصلاحطلبی هم در شروع سیل آرا به سوی روحانی نقش داشت و هم به این پرسش دامن زد که اصلاحطلبان در پیروزی روحانی چه نقشی داشتهاند. هرچند مرگِ یک فکر یا ایده، پدیدهای دور از ذهن و به نسبت غیر واقعبینانه است، ولی بودند سیاسیونی که کنار کشیدن عارف را مرگ اصلاحطلبی دانستند.
گذر زمان و ظهور و بروز اصلاحطلبان و افکار اصلاحطلبی نشان خواهد داد که اصلاحطلبی تا چه حد در دولت روحانی نقش خواهد داشت، حال آن که کار به جایی رسیده است که برخی از اصولگرایان مدعی پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری هم شدهاند! برای نمونه، از یکی از نمایندگان مجلس نقل شده که «بر اين باور هستم كه مردم با انتخاب روحاني، باز هم به اصولگرايي رأي دادند، چرا كه او هرگز نگفته اصلاحطلب يا اصولگراست».
چنین سخنانی، بخشی از برخورد چندلایه اصولگرایان و رسانههای آنها با پیروزی روحانی است. شاید بهترین برخورد در بین اصولگرایان، از آن بخشی از اصولگرایان است که برگزاری پرشور انتخابات را پیروزی همگان میدانند و اگر بتوانند از کمک به رئیسجمهور جدید دریغ نخواهند کرد و در عین حال چهارچوب قانونی و اخلاقی رقابت خود با جناح مقابل را حفظ خواهند کرد.
بخشی دیگر از اصولگرایان در واکنش به پیروزی روحانی در انتخابات، سعی در مصادره این پیروزی دارند که نمونههایی از آن در رسانههای آنها قابل مشاهده است؛ افزون بر این، انباشته کردن خواستهها و وعدههای نامزد پیروز انتخابات، روشی است که از اکنون برای رقابتهای آتی مورد استفاده قرار گرفته است.
چنین روشهایی، نسخه پیشرفتهتر روشهای مورد استفاده برای کم کردن بار شکست اصولگرایان در انتخابات ریاست جمهوری است. بخشی از اصولگرایان در آغاز تلاش کردند که همه بار شکست خود را به گردن احمدینژاد بیندازند.
واقعیت این است که اصولگرایان در روش اداره کشور توفیق چندانی نداشتند و این مسأله جدای از مبانی اصولگرایی به عنوان یک جریان و فکر سیاسی است. به زبان دیگر، اگر اصولگرایان در اداره اقتصاد و سایر امور کشور موفق بودند، دچار چنین چرخشی در آرای عمومی نمیشدند.
دو نکته نگرانکننده در این میان وجود دارد؛ نخست این که اصولگرایان در درک و پذیرش عدم اقبال عمومی دچار تأخیر یا تردید شدهاند و به جای این که به دنبال فکر و ایدههایی برای اداره بهتر کشور باشند که سبب رضایت مردم شود، همچنان در مسائل سیاسی گرفتار شدهاند. دوم آن که اصولگرایان، نتیجه انتخابات ریاست جمهوری یازدهم را تنها «نه به احمدینژاد» میدانند.
برای این که معلوم شود، در 24 خرداد فقط به احمدینژاد نه گفته شده است و یا به بخش بزرگتری از اصولگرایان، باید تقریبا سی ماه دیگر صبر کرد و نتیجه انتخابات مجلس دهم را دید. اگر مجلس ششم پس از انتخاب سید محمدخاتمی در خرداد 76 شکل گرفت، چه کسی میداند که چه مجلسی پس از انتخابات سال 92 مستقر خواهد شد؟
اگر تنها دولت در انتخابات ریاست جمهوری شکست خورده است، آن گاه رتبههای بسیار دور از انتظار چهرههای شاخص اصولگرایی در انتخابات شورای شهر برای آنان چه معنایی دارد؟
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


