آسمان پر از دروغ يا آسمان پر از آزادی؟!
مفهوم کلی دیپلماسی عمومی، برقراری روابط حسنه دولتها با ملتها به جای روابط بین دولتها و در راستای فتح قلوب و اذهان عمومی همه یا بخشهای انتخاب شدهای از مردم کشورهای هدف از طریق سیاستهای فرهنگی و اجتماعی است.
دکتر سید مجید تفرشی در همين زمينه و با توجه به آغاز به كار شبكه ماهوارهاي «بی.بی.سی» فارسي به خبرنگار «تابناک» گفت: تعریف رسمی پایگاه رسمی اینترنتی وزارت امور خارجه و مشترکالمنافع بریتانیا از دیپلماسی عمومی، دستیابی به اهداف سیاسی از طریق کار با عموم مردم در کشورهای خارجی است. یک تعریف رسمی جدیدتر از دیپلماسی عمومی بریتانیا این گونه است: کار برای رسیدن به اهداف نفوذ کردن مثبت در دیدگاههای افراد و سازمانهای خارجی نسبت به بریتانیا و همکاری آنها با بریتانیا.
هرچند مبحث دیپلماسی عمومی به مفهوم رسمی غربی آن در ایران، نسبتا جدید و دارای سابقهای حداکثر چهل ساله است، سیاستهای مشابه این مسأله از سوی مقامات بریتانیا در ایران، از آغاز قرن نوزدهم با آغاز جدی و بیوقفه مناسبات دیپلماتیک دو کشور شروع و به ویژه از نیمه آن سده با استقرار دایرههای گوناگون دیپلماتیک بریتانیا در شهرهای گوناگون ایران گسترش یافت. از این نظر و با توجه به دامنه فعالیتهای متعارف و نامتعارف دیپلماتهای محلی بریتانیا در ایران، شاید بتوان لندن را پیشگام دیپلماسی عمومی دولتهای سلطهجوی خارجی در تاریخ ایران و احتمالا دیگر کشورهای خاورمیانه حتی پیش از رایج شدن اصطلاح و سیاستی مشخص با این نام دانست.
این تاریخنگار ایرانی در ادامه با اشاره به این که شیوههای اجرایی دیپلماسی عمومی بریتانیا در ایران و دیگر کشورها در دهههای اخیر دچار تغییر و تحولات بسیاری بوده و از راههای گوناگون ی اعمال شدهاند افزود: در سال 2005 کمیسیونی به ریاست لرد «پاتریک کارتر» از سوی وزرای خارجه و دارایی بریتانیا، مأمور بررسی و بازنگری اساسی در سیاستهای دیپلماسی عمومی آن کشور شد. از زمان تدوین و انتشار گزارش لرد کارتر به بعد، بخش دیپلماسی عمومی در کمیسیون سیاست خارجی پارلمان بریتانیا نیز فعال و به طرز چشمگیری بیشتر از گذشته، موجب تعامل قانونگذاران آن کشور با سرویس جهانی «بی.بی.سی» و بریتیش کانسل و مسئولان آن مؤسسات در راستای دگردیسی و پوستاندازی آن دو نهاد سنتی و رسمی شده است.
وزارت خارجه بریتانیا محورهای اساسی کنونی دیپلماسی عمومی این کشور را این گونه اعلام کرده است: 1ـ سرویس جهانی «بی.بی.سی»
2ـ بریتیش کانسل (شورای فرهنگی بریتانیا)
3ـ شبکه خبری ماهوارهای «بی.اس.ان» (بریتیش ساتلایت نیوز)
4ـ سازمان نمایشگاههای فرهنگی و تجاری بینالمللی بریتانیا.
این استاد دانشگاه با اشاره به بدنامی «بی.بی.سی» در میان مخاطبان خود در سراسر جهان گفت: از آغاز راهاندازی سرویس جهانی و بخش فارسی آن تاکنون، این شبکه در میان مخاطبان خود در ایران و دیگر کشورهای فارسی زبان با دو تلقی متفاوت و حتی متنافر روبهرو بوده است: یکی به عنوان رسانهای وابسته و پیوسته به وزارت خارجه بریتانیا یا یک امکان جهانی برای گسترش جریان آزاد رسانهای. این تقابل به خوبی در تاریخ رسمی «بی.بی.سی» به قلم اندرو واکر دیده میشود. وی در حالی که از قول مقامات دولت برمه این شبکه را «آسمانی پر از دروغ» خوانده، خود در واکنش به این اتهام، سرویس جهانی و به دنبال آن، کتاب خود را «یک آسمان پر از آزادی» نامیده است.
در یک گزارش مجلس اعیان بریتانیا در بررسی منشور پیشنهادی سرویس جهانی در دوره پارلمانی سالهای 2005 ـ 2006 چنین آمده است: از زمان تأسیس سرویس جهانی «بی.بی.سی»، استقلال آن، اساس توفیقش بوده است. با این همه، به دلیل آن که وزارت امور خارجه و مشترک المنافع اداره تأمین کننده مالی سرویس جهانی است، روابط رسمی بین آن [سرویس جهانی «بی.بی.سی»] و دولت علیاحضرت ملکه وجود دارد. توافق رسانهای بین «بی.بی.سی» و وزارت خارجه، تعیین کننده اهداف راهبردی سرویس جهانی «بی.بی.سی» است. این [توافق] سرویس جهانی «بی.بی.سی» را متعهد میسازد که برنامههای تولید و پخش شده و اولویتهای رسانهای خود را بر پایه قراردادش با وزارت خارجه تنظیم کند. همچنین وزارت خارجه، نقش تصمیم گیرندهای درباره شیوه کارکرد سرویس جهانی «بی.بی.سی» خواهد داشت.
وی درباره تاریخچه راهاندازی بخش فارسی «بی.بی.سی» و همچنین نفوذ گسترده بهاییان در «بی.بی.سی» اظهار داشت: بریتانیا با بهرهبرداری از تجربیات بخش فارسی رادیو برلین، بنای بخش تازه تأسیس فارسی «بی.بی.سی» را با کمک چند ایرانی قرار داد که از آن میان، دو نفر شاخصتر از بقیه بودند: حسن موقر بالیوزی و مجتبی مینوی که هر دو به نوعی افرادی دارای دیدگاهها و اغراض خاص دینی یا سیاسی بودند که بر خلاف ادعای «بی.بی.سی» در بی طرفی رسانهای، نوشتهها و محصولات رادیویی آنان را دچار شبهه پیشداوری میکرد.
در واقع، چه در مسأله دخالت وزارت خارجه در تعیین رئیس بخش فارسی و چه در گزینش یک رهبر بهایی سرشناس، «بی.بی.سی» نشان داد که تا چه اندازه از ادعای بی طرفی خود به دور بوده است. برخی از کارکنان این شبکه بر این باورند همه این موارد استثنایی و محصول دوران خاص و تکرار نشدنی جنگ جهانی دوم بوده و نمیتوان حکم قاعده بر آنها نهاد، ولی تجربه نشان داده که چه در مسأله تأثیرگذاری بهاییان در سیاستگذاری بخش فارسی، چه در مورد جذب ناراضیان مستأصل سیاسی ایرانی و چه درباره مداخلات وزارت خارجه بریتانیا با بازنگریها و فراز و فرودهایی، حکایت همچنان باقی است.
تفرشی با بیان اینکه اغلب محققان و نویسندگان ایرانی که در بخشی از زندگی خود به دلایل گوناگون سیاسی یا اقتصادی، چه با نام و چه بدون نام تن به همکاری تمام وقت با «بی.بی.سی» دادهاند، علاقهای به ذکر این نکته در کارنامه، خاطرات و بیوگرافی خود نداشته و یا از آن با افتخار و به نیکی یاد نکردهاند، در بیان جهت دار بودن فعالیت این بنگاه خبری گفت: گزارشگران اعزامی بخش فارسی به اسرائیل و عکا که در گزارشهای خود جمهوری اسلامی را متهم کردهاند، میبینیم که همه گزارشگران اعزامی و تهیه کنندگان این قبیل آگهیهای گزارش گونه در عکا و دیگر شهرهای آن خطه، به سرعت راه ترقی را در «بی.بی.سی» فارسی پیمودند و همه آنها در تغییر و تحولات اخیر این شبکه، ارتقای رتبه یافته و از هماکنون جایگاه بالایی در تلویزیون در آستانه تأسیس آن یافتهاند.
وی درباره نقش این بنگاه به اصطلاح بی طرف در سرنگونی دولت مردمی دکتر مصدق با بیان این که، پافشاری مسئولان وزارت خارجه و سرویس جهانی به پخش برنامههای تبلیغی علیه ملی شدن نفت در ایران و حکومت مصدق بيان داشت: در آن زمان كار تا آن جا پیش رفت که تهیه کنندگان و کارکنان فارسی این شبکه به عنوان اعتراض به این سیاست دست از کار کشیدند. به دنبال روی کار آمدن دولت دکتر محمد مصدق در خرداد 1330 و با بالا گرفتن تدریجی مناقشه بین تهران و لندن و طرح احتمال وارد کردن ناوهای جنگی بریتانیا به آبهای ایران و اشغال مراکز نفتی، مسئولان وزارت خارجه بریتانیا به بخش فارسی دستور دادند تا نیم ساعت به برنامههای روزانه خود بیفزاید. این افزایش برنامه «بی.بی.سی» فارسی در پانزده دقیقه عملی شد، ولی پس از مدتی با از میان رفتن گزینه نظامی بریتانیا علیهایران متوقف شد.
پرده آخر نمایش همگامی «بی.بی.سی» فارسی با دولت بریتانیا علیه ملی شدن نفت در ایران، همکاری مستقیم این شبکه در کودتای 28 مرداد 1332 و سرنگونی حکومت مصدق بود. شبکه چهار رادیوی «بی.بی.سی» در روز 22 آگوست 2005 برنامهای از سری برنامههای موسوم به «داکیومنت/ سند» با نام «یک کودتای خیلی بریتانیایی» پخش کرد.
در این برنامه که توسط «مایک تامپسون»، مجری و برنامهساز شناخته شده این شبکه تولید شد و بعدا چندین جایزه رسانهای هم دریافت کرد، تصریح شد که گوینده خبر «بی.بی.سی» فارسی با اعلام جمله «اکنون ساعت دقیقا 12 نیمه شب است»، به جای جمله همیشگی «اکنون ساعت 12 نیمه شب است»، پیامی رمزی به شاه و همراهانش برای اطمینان بخشیدن به آنان و نشان دادن آمادگی لندن برای عملیات کودتا دادند.
وی با اشاره به اینکه مسئولان وزارت خارجه بریتانیا و سرویس جهانی «بی.بی.سی» سالهاست به این نتیجه رسیدهاند که چرخ تبلیغات راهبردی و دیپلماسی عمومی آن کشور با دروغ پراکنی مستقیم و مداوم نمی چرخد، گفت: «بی.بی.سی» نیازی به دروغگویی مداوم ندارد. این شبکه سالهاست که در پی جلب اعتماد مخاطب با ارایه گزارشهای درست و ارایه تصاویر نادرست و ناکامل به مخاطبان خارجی تنها در مواقع لزوم و خاص است.
در واقع، بحث دیپلماسی عمومی بریتانیا بحث سیاست هماهنگ نهادهای گوناگون برای اهداف گوناگون راهبردی و دراز مدت است که نباید در این راه، متوقع بود که لحظه به لحظه فعالیتهای کوتاه مدت و روزمره نهادهایی همانند سرویس جهانی «بی.بی.سی» و یا بریتیش کانسل منطبق بر سیاستهای اعلام شده دولتی بنماید، بلکه رسیدن به هدف نهایی و فتح قلوب و اذهان مخاطبان در بیرون از مرزهای بریتانیا در میان مدت و دراز مدت است که باید از هر طریقی، و لو دادن امتیاز و ضررهایی در کوتاه مدت حاصل شود.
این محقق ایرانی در پایان برای اثبات وابستگی و خط پذیری این رسانه از نهادهای قدرت با اشاره به گفتهای از عباس دهقان، که از نسل نخست گزارشگران بخش فارسی «بی.بی.سی» است، گفت: وی صریحا درباره موضوع استقلال رأی آن رسانه چنین گفته است: «ما دقیقا آنچه به ما داده میشد، میخواندیم. ما مجاز به هیچ تغییری نبودیم. دو نفر انگلیسی بودند که به آنچه ما پخش میکردیم نظارت میکردند. آنها به زبان فارسی صحبت میکردند و به دقت گوش میکردند».
ادامه را در ستون گفتوگو بخوانید
آیا بهترین راه مقابله با رسانه های بیگانه رسانه های داخلی آزاد، راستگو و مستقل نیست؟
صدای آمریکا که خیلی قوی تر از بی بی سی هست و در خانه های مردم هم راه پیدا کرده است. فعلا بر علیه آنها صحبت کنید.
بهر حال راه حل شما چیست؟ پری تی وی در لندن دفتر دارد و به زبان انگلیسی برنامه پخش می کند. البته که در شبکه های اصلی انگلیس و احتمالا کابلها جائی ندارد و اجازه هم نمی دهند. اما نمی تواند گفت آنها کارشان را نکنند یا مردم گوششان را بگیرند. باید این روشنگری شما ادامه یابد، نظارت جدی و مستمر مسئولان بر برنامه های آنها حتما وجود داشته باشد اما تلویزیون وارفته ما هم تکانی به خودش بدهد و سریع تر خود را به استانداردهای روز جهانی برساند.









