صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

رد‌يابی لكه‌های خون قاتل را به دام انداخت

کد خبر: ۳۲۵۴۴۷
| |
5735 بازدید
رد‌يابي لكه‌هاي خون راز قتل پسر جوان را بر‌ملا كرد. مرد شيشه‌اي كه به خاطر طلب ۷۰ هزار توماني دوستش را به قتل رسانده و جسدش را داخل گوني كنار پارك رها كرده بود، دستگير و به جرم خودش اقرار كرد.

به گزارش جوان، ساعت ۳ بامداد دوشنبه ۲۰ خردادماه مأموران كلانتري ۱۱۱ هفت چنار هنگام گشتزني در پشت پارك بابائيان با جسم مشكوك گوني‌پيچي كنار پارك روبه‌رو شدند. لكه‌هاي خون روي گوني باعث شد تا مأموران نسبت به آن كنجكاو شوند و داخل آن را بررسي كنند. مأموران گشت با جسد برهنه مرد جواني داخل گوني روبه‌رو شدند كه با ضربات چاقو از پاي در‌آمده بود.

لحظاتي بعد زماني كه قاضي شهرياري بازپرس كشيك ويژه قتل به همراه كارآگاهان جنايي در محل حاضر شدند دريافتند مرد ناشناس در مكاني ديگر با ضربات چاقو به پشتش به قتل رسيده و عامل يا عاملان اين حادثه جسد وي را بعد از قرار دادن داخل گوني در اين مكان رها كرده‌اند. همزمان با انتقال جسد به پزشكي قانوني، كارآگاهان تحقيقات گسترده‌اي براي شناسايي عامل اين جنايت آغاز كردند. پليس در بررسي‌هاي خود به لكه‌هاي خوني در اطراف جسد پي برد كه اين لكه‌ها تا گاراژ متروكه در فاصله ۵۰۰ متري كشف جسد ادامه داشت. تحقيقات ميداني نشان داد كه نگهبان اين گاراژ متروكه مرد ميانسال معتادي است كه افراد خلافكار هم به آنجا رفت و آمد دارند. سرانجام كارآگاهان براي بررسي‌هاي بيشتر به دستور بازپرس وارد گاراژ متروكه شدند. پليس در گاراژ، لباس‌هاي خوني را كشف كرد كه مشخص شد مربوط به مقتول بوده است. سرانجام مأموران ساعت ۹ شامگاه دوشنبه نگهبان گاراژ را دستگير و براي بازجويي به اداره آگاهي منتقل كردند.

متهم در بازجويي‌ها به قتل اعتراف كرد و گفت: من معتاد به شيشه هستم و چهار سال است كه به عنوان نگهبان در اتاقكي داخل گاراژ زندگي مي‌كنم. يك سال قبل مقتول كه فرهاد نام دارد با يكي از دوستانم به گاراژ آمد و ما با هم دوست شديم. بعد از اين، او هر چند وقت يك بار به ديدن من مي‌آمد تا اينكه چند ماه پيش من يك دستگاه بازي كامپيوتري به مبلغ ۷۰ هزار تومان به او فروختم. فرهاد قرار شد چند روز بعد پول آن را به من بدهد، اما او هر وقت به گاراژ مي‌آمد طلبم را نمي‌داد و بهانه مي‌آورد. روز ۱۴ خردادماه او دوباره به گاراژ آمد و من به او گفتم تا پولم را ندهي حق آمدن به گاراژ را نداري به همين خاطر خداحافظي كرد و رفت تا اينكه ساعت ۳ صبح پانزدهم خردادماه به همراه يكي از دوستانش كه علي نام داشت به گاراژ آمد. من فكر كردم كه طلبم را آورده است اما علي گفت فرهاد نمي‌خواهد طلبم را بدهد. من با دوستش درگير شدم و خواستم با چاقو ضربه‌اي به او بزنم كه به پشت فرهاد اصابت كرد و نقش بر زمين شد.

بعد از اينكه فرهاد زخمي شد، من و علي تصميم گرفتيم او را به بيمارستان ببريم اما پول نداشتيم. قرار شد علي مقداري پول تهيه كند تا فرهاد را به بيمارستان ببريم. او از گاراژ بيرون رفت اما ديگر برنگشت. من تا دو روز زخم فرهاد را پانسمان كردم تا اينكه متوجه شدم فوت شده است.

بعد از اين، چند روز جسد را داخل گاراژ نگه داشتم و بعد براي اينكه جسد متعفن نشود، داخل گوني گذاشتم و نيمه‌هاي شب بود كه با زحمت در كنار پارك رها كردم. تحقيقات از متهم به دستور قاضي شهرياري ادامه دارد.
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟
آخرین اخبار