بانک مرکزی مستقل؛راهی به سوی ساماندهی اقتصاد
در سالهای اخیر شاهد بودیم که استقلال بانک مرکزی و تبدیل شدن آن از یک سازمان قوی و مستقل به نهادی در دل دولت چه تبعاتی برای اقتصاد داشت.دولت چندین بار بانک مرکزی را مجبور به تغییرات تصمیم خود کند.
تنظیم سیاستهای پولی و مالی هر کشور میتواند تاثیر مستقیمی بر زندگی افراد آن جامعه داشته باشد. یعنی اگر بانک مرکزی که مسئول تنظیم سیاستهای پولی کشور است به طور مستقل عمل کرده و تحت نفوذ مداخلهجویانه دولت قرار نگیرد زندگی و معیشت مردم هم به سامان میشود و بالعکس.
در طول دولت نهم و دهم اما شاهد بودیم که استقلال بانک مرکزی و تبدیل شدن آن از یک سازمان قوی و مستقل به نهادی در دل دولت چه تبعاتی برای اقتصاد داشت. دولت چندین بار بانک مرکزی را مجبور به تغییرات تصمیم خود کرد و در برخی موارد نیز دخالتهای آشکاری در تصمیمات این نهاد روا داشت. چنین تصمیماتی موجب شدند که اقتصاد کشور و سیاستهای پولی و مالی بیش از پیش به هم بریزد و سامان دادن اوضاع دشوارتر شود.
حال اما در روزهای نزدیک به پایان دولت دهم هستیم و دولت آینده باید کار سامان دادن اقتصاد را تا چندی دیگر آغاز کند. سوال اینجاست که بانک مرکزی و تغییر برخورد با این سازمان مهم چه تاثیری در سامان دادن اقتصاد دارد؟ در این خصوص شفاف با محمدعلی عبداللهزاده عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس گفت و گو کرده است.
آقای عبداللهزاده شما مهمترین اشکال بانک مرکزی در طول ۸ سال گذشته را چه میدانید؟
متاسفانه بانک مرکزی در چند سال گذشته و بخصوص در دولت دهم بسیار دستورپذیر بود و همین امر مشکلات مختلفی را برای اقتصاد کشور به وجود آوردهاست. بانک مرکزی نهادی است که باید به صورت مستقل عمل کند و تحت سیطره دولت قرار نگیرد.
این در حالی است که در طول ۴ سال گذشته بارها و بارها شاهد تغییر این رویه بودیم و بانک مرکزی به دنبالهرو دولت تبدیل شد. وقتی بانک مرکزی در مقابل یک دستور دولتی کوتاه بیاید، منجر به زنجیرهای از اتفاقات میشود که تمام اقتصاد کشور را تحت تاثیر قرار میدهد. وقتی خلق پول صورت میگیرد، باید منتظر تورم ناشی از آن هم بود. به بیان بهتر تورمی که ما امروز با آن درگیریم ناشی از پیروی بانک مرکزی از دستورات دولت است.
وضعیت بانک مرکزی و همچنین رفتار دولتها با این سازمان تنظیم کننده سیاستهای پولی و مالی کشور در دیگر کشورها چگونهاست؟
ما در کشورهای پیشرفته از نظر اقتصادی شاهد هستیم که بانک مرکزی در تصمیمگیری به شدت مستقل است. اتفاقا این استقلال هم هست که موجب پیشرفت اقتصادی این کشورها شده است. منظور از استقلال درهم ریختگی و راه کج رفتن نیست بلکه بانک مرکزی اگر مستقل باشد میتواند تصمیمات بهتری اتخاذ کند که دولت و مردم هم از آن بهرهمند شوند.
اگر این نهاد تحت تصمیمات دولت قرار گیرد اما دیگر مردم نفعی نمیبرند چون دولتها عموما در ابتدا سود خود را ارزیابی میکنند و بعد به مردم میرسند. از سوی دیگر در بیشتر کشورهای جهان مکانیسم انتساب و عزل رئیس کل بانک مرکزی بسیار پیچیده است و دست رئیس دولت نیست که هر وقت بخواهد رئیس کل بانک مرکزی را تغییر دهد. دلیل آن هم اهمیت بانک مرکزی در اقتصاد است. یکی از علائم شناخت یک اقتصاد خوب از اقتصادی ناکارآمد، استقلال بانک مرکزی از سیاستهای دولتی و دستوری است.
با توجه به صحبتهای شما، اشکال کار بانک مرکزی در سالهای گذشته را چه میدانید؟
متاسفانه عملکرد بانک مرکزی و رئیس کل آن مناسب نبود. بارها دیدیم که بخشنامههایی صادر شد و چند هفته بعد دستوری بر خلاف آن از بانک مرکزی صادر شد و بخشنامه سابق را نقض کردند. به نظرم تمام اینها ناشی از عملکرد ضعیف بانک مرکزی و عدم استقلال آن است. نکتهای که رییسجمهور آینده برای موفق بودن باید به آن توجه داشته باشد.
حتما باید دولت آینده مکانیسمی تعریف کند تا فردی رئیس کل بانک مرکزی شود که فارغ از گرایشات حزبی، اقتصاددانی متخصص باشد تا بتواند سامانی به اوضاع سیاستهای پولی و مالی بدهد. اما نکته مهمتر اینکه بر خلاف دولت فعلی نباید در کار این نهاد دخالتهای دستوری کند.



